.تفاوتی که در طرحهای هرمی و بازاریابی شبکه ای وجود دارد اینست که در پیرامید آنچه فروخته میشود توهم وخیال است و نه فروش کالا.به طور کلی نمیتوان گفت که چه طرحی از یک کمپانی پیرامید است یا نتورک مارکتینگ .
نتورک مارکتینگ دارای اصول و قواعد خاصی است که اگر این اصول رعایت نشوند می تواند یک کمپانی را به یک کمپانی غیر قانونی تبدیل کند.
برخی از این اصول از این قرار است:
هیچ کمپانی نمی تواند مشتریهای خود را ایجاب کند تا آنها به افراد بگویند اگر شما از این کمپانی خرید کنید سریعا پولدار یا ثروتمند می شوید ( جو گیر کردن )
طرحهایی که کالا یا خد ماتی در آنها ارائه نمی شود بدون شک پیرامید هستند.
کمپانی هایی که کالا های خود را با قیمتی بیش از قیمت معمول بازار می فروشند و کالاهایشان در رقابت بازار قیمت گذاری نمی شوند پیرامید هستند.
چنانچه با طرحی از یک کمپانی بازار یابی شبکه ای روبرو شدید که کالاهای آن در بازار بدون استفاده از این روش قابلیت فروش نداشته باشند آن را پیرامید تلقی کنید.
هنگامی که با پیشنهاد کار در یک شرکت برای بازار یابی شبکه مواجه شدید، این سوالات را از خود بپرسید:
کمپانی چه گذشته ای داشته است؟
چه کالاهایی را می فروشد؟
آیا کالاهای آن شرکت در بازار فروش دارد؟
آیا کمپانی مدرکی برای اثبات ادعاهای خود در باره ی محصولاتش دارد؟
ایا کالا با توجه به رقابتی که در بازار وجود دارد قیمت گذاری شده است؟
چه قدر باید سرمایه گذاری کنید تا عضو این کمپانی شوید؟
يک کسي اين کار را به انجام مي رساند !
مقاومت وتغيير و تحول
به جای تصور اینکه چه چیزی از دست خواهیم داد به این فکر کن که به چه خواهی رسید. تصور از ترس خیلی بدتر از خود ترس است. ترس از اینکه هیچ پنیری پیدا نکنیم موجب میشود که هرگز حرکت نکنیم و نمیخواهیم به دنبال پنیرتازه بیرون برویم. هاو به خود خندید و گفت: اگر نمیترسیدی چه میکردی؟ و از بدست آوردن پنیر جدید چقدر لذت میبری؟ با اینکه همه میدانیم تصور چقدر مهم است همه تفکر منفی داریم. اگه این یکی هم ورودی نشه چی؟ اگر منفی بشه چی؟ اگر گفت پول ندارم، وقت ندارم، یا ... چی؟ اگه تو پیگیری منفی شد چی؟ من نمیتونم، چرا پرزنت بندازم؟ اونها که وارد نمیشن و ... .پس اینها کاری نمیکنند. بیرون نمیرند. ارتباط سازی نمیکنند. پرزنت نمی اندزند. پیگیری ها را محکم و مداوم انجام نمیدهند. با آگاهی از این موضوع به خود بخند و بگو: اگر نمیترسیدی چه میکردی؟ اگر مطمئن بودی که وارد میشوند چه میکردی؟ از ورودی گرفتن چقدر لذت میبری؟ از خانه بیرون بزن و باتمام قدرت و اعتقاد کار کن
همواره تغيير و تحول با مقاومت روبرو ميشود
. اين مقاومت هم از محيط بيرونی و هم از خودمان صورت ميگيره. شروع بکار در زمينه تجارت يکی از تحولات بزرگ زندگی هر کسی است
. اصولا مشغول شدن به کارهای تجاری ريسک بالاتری نسبت به کارمند شدن دارد به همين دليل بايد کسی که ميخواهد وارد تجارت وبازرگانی بشود از قدرت ريسک پذيری بالايی برخوردار باشد.
مهمترين سرمايه برای شخصی که ميخواهد کاری را آغاز کند تجربه است. به همين دليل اگر تجربه در بازار کار نداريد سه راه حل داريد: ۱- آن را کسب کنيد (از طريق کار کردن برای ديگران)۲- تجربه را از افراد با تجربه بخريد (آنها را استخدام کنيد) ۳- هزينه کسب تجربه را بپردازيد (با ضررهايی که در ابتدای کار متحمل می شويد)
کسب تجربه
: اگر سرمايه کافی برای استخدام افراد با تجربه نداريد و نميتوانيد متحمل هزينه های کسب تجربه شويد بهتر است که از راه اول استفاده کنيد. در اين صورت شما ابتدا با ورود به شرکت های ديگر و فعاليت در آنها به کسب تجربه می پردازيد. بطور مثال اگر می خواهيد در آينده شرکت پخش لوازم يدکی تاسيس کنيد ميتوانيد برويد و به عنوان بازارياب لوازم يدکی در شرکتی کار کنيد.
خريد تجربه
: از اين راه فقط زمانی می توانيد استفاده کنيد که سرمايه کافی داشته باشيد. زيرا افراد با تجربه همواره حقوق و مزايای بالايی را طلب ميکنند.زيرا با توجه بر فزونی هزينه ها نسبت به در آمدها در مرحله تولد اکثر سازمانها پرداخت حقوق و مزايای بالا در صورت نداشتن سرمايه کافی امکان پذير نيست. در صورت استفاده از ان روش با به اين مساله توجه داشت که چرخش اطلاعات در شرکت بصورتی باشد که اطلاعات و تجربيات افراد کارآزموده به داخل سازمان آورده و ثبت گردد. در واقع سيستمی طراحی گردد که تجربيات اين افراد به سازمان منتقل گردد. همچنين شما می توانيد از مشاوران متخصص در خارج از سازمان استفاده کنيد. يکی از مشکلات اين روش پيدا کردن افرادی است که هم با تجربه و کارآزموده باشند و هم حاضر به انتقال اطلاعات خود به سازمان.
۳-پرداخت هزينه برای کسب تجربه
: اين راه هم آسان ترين راه و پر هزينه ترين راه برای کسب تجربه است. به اين معنی که شخص با تقبل ضرر و زيان ناشی از نداشتن تجربه به کسب تجربه میپردازد. به دليل نداشتن آگاهی از نقش مهم تجربه در آغاز يک کار جديد بسياری از افراد به اين شيوه وارد بازار کار می شوند و در صورت نداشتن بنيه مالی قوی به سرعت شکست خورده و ورشکست می شوند.
اگر توجه کرده باشيد بسياری از افراد موفق در تجارت و بازرگانی کسانی هستند که بقول معروف از صفر شروع کردند و بچه کف بازار بودند. آنها کسانی هستند که مسير اول را برای موفقيت طی کرده اند. راه حل دوم نيز در صورت داشتن سرمايه کافی از قبل می تواند بسيار مفيد و اثربخش باشد. اگر هم ميخواهيد ورشکست شويد و تمام سرمايه تان را از دست بدهيد از راه حل آخر استفاده کنيد!
براستی چرا تغییر نمیکنیم؟ گاه ترسی وجود ندارد؟ غرور ناشی از موفقیت! چرا باید تغییر کنم؟ احتیاجی به تغییر ندارم، این تغییر زیاد لازم نیست، اگر این را انجام ندهم اتفاقی نمی افته، این حق ماست.چرا باید لیست بنویسم؟ لیست اهداف به هیچ دردی نمیخوره!!! جلسه هفتگی کیلو چنده؟ همراهی کنم؟؟ نکنم هم مجموعه جلو میره و ... .هیچ یک ارز این موارد مشابه ناشی از ترس نیست بلکه این مقاومت به دلیل غرور از موفقیت های کنونی و پنیری هست که الان داریم.باید قبول کنیم که هِم هستیم.کافیست به خود بخندیم و این رفتار را عوض کنیم
مديريت بر قلبها
اخيراً كتاب مديريت بر قلبها نوشته كنبلانچارد را خواندم حيفم آمد كه نكات برجسته آن را ديگران ملاحظه نكنند.
P واداشتن انسانها به درست كار كردن انديشه بسيار مهمي در مديريت است.
P تنها تشويقهاي بجا مؤثر هستند اگر همواره بگوييم از همه كارهايتان سپاسگزارم، موضوع بيمعني ميشود.
P يك نفري كه كاركرد ناچيز و نفرديگري كه كاركرد برجسته دارد، بگوييم كارتان خوب است. نزد اولين فرد خندهدار و دومي از انگيزه ميافتد.
P آنان كه از خود احساس خوبي دارند نتيجه خوبي هم ببار ميآورند.
P فعاليتهايي براي انسان انگيزه آفرين است كه بازخوردي از نتيجههاي دلخواه به وي برساند.
P همواره ميتوان درباره خود دو احساس را برگزيد، خوشبختي و شوربختي چرا كسي بايد دومي را انتخاب كند؟
P كارهاي بيارزش را خوب انجام دادن چه سود؟!
P آنگاه كه از يادگيري بازمانديد به رشدخود پايان دادهايد. سه چيز را گريز نيست، مرگ، ماليات و دگرگوني.
P به جاي سختكوشي، هوشمندانهتر كار كنيد.
P برخي نوشتهاند و جلوي چشمانشان است كه « فقط ننشين، برو كاري انجام بده! »ولي من ميگويم، تنها به هر كاري كه پيش آمد مپرداز، كمي بنشين!
P سخت آغاز كردن و سپس نرم شدن، آسانتر از نرم آغاز كردن و پس از آن به سختي گراييدن ميباشد. رها كردن آسانتر ازسخت گرفتن است.
P مديران بايد بدانند كه كار خوب حالت سفر را دارد نه مقصد.
P مدير بهتر است مورد احترام باشد تا همه پسند.
P فروتنان خود كمبين نيستند، تنها كم به خود ميانديشند.
P كاركنان را دست بالا بگيريد تا آنان هم خود را شايستهتر بدانند.
P زنداني كردن انديشههاي خوب درذهن همتاي گوشهنشيني است
P نميتوان خلاف وجدان كار كردن و احساس بدنداشت.
P بزرگ بينديشيد! بزرگ عمل كنيد! بزرگ باشيد!
P زندگي از آن شماست خودتان بايد طرح آن را بريزيد، همانگونه كه ميخواهيد!
P همينكه راه افتاديد به ياد داشته باشيد كه همه سفرها با يك گام كوچك آغاز ميشوند و گام به گام ادامه مييابند. از سفر لذت ببريد! نخستين گام در رسيدن به مقصد دانستن راه است.
P گفتارتان را كردار كيند.
P رهبري فرمان بر مردم نيست، كار با مردم است.
P نو امروزي، كهنه فرداست.
P در جواني سلامتي را در ثروت اندوزي فدا ميكنيم و در پيري ثروت را در كسب دوباره سلامتي.
P انسانها خود خوبند، رفتارشان است كه گاهي دردسر آفرين ميشو
لیدرهر وقت عصباني شدي
يك بچه كوچيك بداخلاقي بود. پدرش به او يك كيسه پر از ميخ يك چكش داد و گفت هر وقت عصباني شدي، يك ميخ به ديوار روبرو بكوب.
روز اول پسرك مجبور شد 37 ميخ به ديوار روبرو بكوبد. در روزها و هفته ها ي بعد كه پسرك توانست خلق و خوي خود را كنترل كند و كمتر عصباني شود، تعداد ميخهايي كه به ديوار كوفته بود رفته رفته كمتر شد. پسرك متوجه شد كه آسانتر آنست كه عصباني شدن خودش را كنترل كند تا آنكه ميخها را در ديوار سخت بكوبد.
بالأخره به اين ترتيب روزي رسيد كه پسرك ديگر عادت عصباني شدن را ترك كرده بود و موضوع را به پدرش يادآوري كرد. پدر به او پيشنهاد كرد كه حالا به ازاء هر روزي كه عصباني نشود، يكي از ميخهايي را كه در طول مدت گذشته به ديوار كوبيده بوده است را از ديوار بيرون بكشد.
روزها گذشت تا بالأخره يك روز پسر جوان به پدرش روكرد و گفت همه ميخها را از ديوار درآورده است. پدر، دست پسرش را گرفت و به آن طرف ديواري كه ميخها بر روي آن كوبيده شده و سپس درآورده بود، برد. پدر رو به پسر كرد و گفت: « دستت درد نكند، كار خوبي انجام دادي ولي به سوراخهايي كه در ديوار به وجود آورده اي نگاه كن !! اين ديوار ديگر هيچوقت ديوار قبلي نخواهد بود. پسرم وقتي تو در حال عصبانيت چيزي را مي گوئي مانند ميخي است كه بر ديوار دل طرف مقابل مي كوبي. تو مي تواني چاقوئي را به شخصي بزني و آن را درآوري، مهم نيست تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهي گفت معذرت مي خواهم كه آن كار را كرده ام، زخم چاقو كماكان بر بدن شخص روبرو خواهد ماند. يك زخم فيزكي به همان بدي يك زخم شفاهي است. دوست ها واقعاً جواهر هاي كميابي هستند ، آنها مي توانند تو را بخندانند و تو را تشويق به دستيابي به موفقيت نمايند. آنها گوش جان به تو مي سپارند و انتظار احترام متقابل دارند و آنها هميشه مايل هستند قلبشان را به روي ما بگشايند.»
لطفاً اگر من در گذشته در ديوار شما حفره اي ايجاد كرده ام مرا ببخشيد.
« پشت سرمن قدم برندار، چون ممكن است راه رو خوبي نباشم، قبل ازمن نيز قدم برندار، ممكن است من پيرو خوبي نباشم ، همراه من قدم بردار و دوست خوبي براي من باش.»
انسان بزرگ
انسان بزرگ در اندوه آن چه ندارد فرو نمي رود بلكه از آن چه دارد لذت مي برد.
كه اگر نمي توانم ستاره باشم لزومي ندارد ابر باشم
كه ايمان يعني خواستن بدون انصراف و توكل بدون انقطاع
وظيفه سبب مي شود تا كارها را به خوبي انجام دهم اما عشق كمك مي كند تا آنها را به زيبايي انجام دهم
آينده مكاني نيست كه به آنجا مي روم بلكه جايي ست كه خود آن را به وجود مي آورم
هميشه آخرين كار من بهترين كارم باشد پس جا براي بهتر شدن هميشه باز است
زندگي فعلي من حاصل تمام انتخاب هايي است كه داشته ام ولي اين بدان معني نيست كه نمي توانم از خود تصوير جديدي رسم كنم
هنگام مواجه با كاري سخت طوري عمل مي كنم مه انگار شكست غير ممكن است
هميشه با باور هايم زندگي كنم و انگيزه هايم را شعله ور ناه دارم
درزندگی چه نگرشی دارید؟
در زندگی چه نگرشی دارید
شخصیت کنونی شما بر حسب انتخاب و گزینش خودتان شکل گرفته است.اگر کمرو و خجالتی هستید ، ژن کمرویی را به ارث نبرده اید.، بلکه آن را به عنوان خلق وخوی خویش برگزیده اید. اگر آتشی مزاج هستید ، عصبیت را به عنوان یک عادت پذیرفته اید.
جیمز آلن میگوید: اوضاع و احوال زندگی هرکس ، نمایانگر طرز فکر اوست.
به عبارت ساده ، زندگی محصول تفکر و اندیشه ماست. اگر پول کلانی به دست نمی آورید یا اگر زندگی بر وفق مرادتان نمی گذرد ، به این دلیل نیست که در فلان خانواده به دنیا آمده اید ، رنگ پوستتان چنین است ،یا فلان کس رئیس شماست ، بلکه همه چیز به باورها و نگرشهای شما بستگی دارد. برای بسیاری از مردم کار شاقی است که مسئولیت رویدادهای زندگیشان را تماما" به عهده بگیرند.
به جای اینکه بگویید: چرا دیگران با من چنین رفتاری دارند؟
باید بگویید: چه کرده ام که به دیگران اجازه داده ام با من چنین رفتاری داشته باشند و چگونه میتوانم به آنها بیاموزم که دیگر تحمل چنین رفتاری را ندارم.
الینور روزولت گفته نغز و جالبی دارد. او میگوید: هیچکس نمیتواند شما را آلت دست کند ، مگر با رضایت خودتان.
اگر مسئولیت نابسامانیها را به گردن نگیرید ، راه را برای هر تغییری سد کرده اید و باید آنقدر منتظر بمانید تا آنچه یا آنکس که با شما چنین کرده روزی به دلخواه رفتارش را با شما تغییر دهد.قبول مسئولیت اگر چه ناگوار است ، اما نیروی محرکه ای است که توانایی بهبود شرایط را در انسان پدید می آورد.
زندگی شما بازتاب ذهنیات شماست و میزان توانائیهای روحیتان را آشکار میکند.
باید بدانیم
مراقب افکارت باش که آنها به گفتار تبديل مي شوند
مراقب گفتارت باش که آنها به کردار تبديل مي شوند
کردارت باش که آنها به عادت تبديل مي شوند مراقب
مراقب عادتت باش که آنها به شخصيت تبديل مي شوند
مراقب شخصيتت باش که آنها به سرنوشت تبديل مي شوند
نت ورک مارکتینگ یک کار گروهی است
بنام خدا
موضوع : اهميت انجام كار بشكل گروهي و نتايج حاصل از آن
در طي ساليان تحصيل تاكنون بارها و بارها از والدين و اساتيد در مورد احترام به گذشتگان و تجربيات آنان چيزها شنيديم و آموختيم اما چرا در بكار بستن آن اينقدر دچار فراموشي مي شويم. با خود چنين انديشيدم كه ....
در طي ساليان متمادي انسان موجودي كه در غارها سكني گزيده بود و ترس از تاريكي ، حمله حيوانات وحشي و درنده ، گرسنگي و ...را داشت و چنين تجربه كرد كه با هم بودن و با هم زيستن مي تواند آلام او را تا اندازة زيادي تسكين دهد پس تصميم به انجام كارها بصورت گروهي و زندگي گروهي گرفت از شكار تا پناه گرفتن در دل غارهاي سرد و تاريك .
دوستان بارها و بارها تجربه كرديم زماني كه با يك جمع متناسب با حال و هواي اهداف و برنامه هايمان و موقعيت مان برخورد ميكنيم كه همه طرفين بدرستي درك دقيق و واضحي از يكديگر دارند مي توانند در رسيدن به اهداف با هم هم كلام و هم قدم شوند و چه بسا پيروزي ها و شگفتي ها ببار آمده است
ما نيز مصمم به انجام شيوه اي نو و بديع در كشورمان و تجارتي كه بيش از نيم قرن از شروع آن در جهان مي گذرد شده ايم و بر انجام آن بشكل صحيح و درست مشتاقيم و بسيار مايليم تا خيل عظيمي از هموطنان كه پا در چنين عرصه اي مي گذارند پيروز در اين ميدان باشند.
در صنعت Network Marketing يا همان بازاريابي شبكه اي بسياري از دوستان و همكاران بارها و بارها بر جمعي كار كردن تاكيد فراواني داشته اند و اگر از بسياري از افراد موفق در اين صنعت علت موفقيتشان را جويا باشيد يكي از دلايل عمده را بطور حتم گروهي كار كردن مي دانند.
شما همانطور كه به حرفه و تجارت جديد خود بطور جدي فكر ميكنيد مطمئنا مي توانيد بين اين كار و ساير كارهاي تيمي و يا ورزشهاي گروهي مانند فوتبال پلي بزنيد و آنها را با هم مقايسه كنيد.
اگر يك تيم فوتبال با تركيبي از ستارگان اين ورزش را گرد هم آوريد اما در نحوه چيدمان آن در زمين دقت نكنيد نمي توان نتيجه در خور شاني از آن انتظار داشت و اگر اين تيم با بازيكنان با اخلاق و با انگيزه و فهيم تشكيل شده باشد قطعا بدنبال حل موضوع بر خواهند آمد و در غير اين صورت در انتهاي بازي همگي در رختكن ورزشگاه بجان هم خواهند افتاد.
پس ما براي رسيدن به اهداف و برنامه هاي در نظر گرفته شده چه كنيم تا نتيجه اي بهتر بدست آوريم؟ آري گروهي كار كنيم .
آيا هر گروهي ميتواند موفق باشد؟ قطعا پاسخ منفي خواهد بود اگر گروه هدف مشخص و مدوني نداشته باشد و افراد ندانند كه براي چه دست به يك كار گروهي زده اند اعضاء هريك بدون داشتن هيچ هدفي از شروع بكار طفره خواهند رفت و در نهايت اين جمع حركت مثبتي نخواهد داشت.
حال اگر اعضاء حاضر در گروه هر يك نواي خود را براي حضور و ادامه كار در يك مجموعه بزنند و فقط به مصالح و نظريات خود فكر كنند و تمايل به رسيدن به هدف هاي جمعي نداشته باشند اين جمع نيز با نفاق و درگيري بدون هيچ نتيجه اي كارش به آخر خواهد رسيد.
يك گروه خوب و منسجم براي رسيدن به اهداف كوتاه و بلند مدت چه ميكند ؟ و وظيفه ما چيست ؟
در ابتداي كار مي بايست علايق ، خواسته ها و اهدافمان را بدرستي شناسايي كنيم.
اقدام به كشف و شناخت يك گروه ، دسته ، جمعيت موثر و همسو با برنامه هايمان باشيم.
در راستاي حركت بسوي آنچه كه مي خواهيم باشيم با گذشت زمان به كسب معلومات و جمع آوري تجربيات افراد خبره در مجموعه ها اقدام كنيم.
ايجاد ارتباط موثر و مستمر با كار ،مجموعه و همكاران يكي از اركان مهم براي بقاي خود ماست و در مواجهه با مشكلات اين جمع و گروه است كه ميتواند پشتوانه خوبي براي ما باشد.
زماني ميتوان پيروزي يك كار گروهي را تضمين كرد كه اعضاء با پشتكار و نگرش مثبت به آينده و شناخت مسائل درون گروهي و سازمان خويش به پيش روند.
از هرگونه خودسري ، پيش داوري و تك روي بپرهيزيد.
اين گروه تحت نظارت چند راهنما و يك رهبر قرار گيرند كه اين كادر مي بايست با يكديگر تفاهم و هم دلي كاملي داشته باشند.
اعضاء درك درستي از قرار گرفتن در مجموعه داشته باشند و به درستي متعهد به حضور دائم در اكثر قريب به اتفاق جلسات داشته باشند و بدانند كه اولين پيروز اين ميدان آنان و مجموعه شان خواهد بود.
اعضاء در پيروي از برنامه هاي اتخاذ شده كادر رهبري به هيچ وجهي عدول نكنند.
با اطمينان كامل ميتوان گفت در يك كار گروهي حساب شده توان هر فرد بشدت افزايش خواهد يافت و با صرف زمان و انرژي كمتر نتايج بهتري حاصل خواهد شد.
راز ویژن
زمانی کسی گفته بود بهتر است به آینده مان بنگریم چون قرار است بقیه عمرمان را درآن بگذرانیم
.این جمله ممکن است برای بسیاری از افراد کلماتی بیش نباشد چون خودشان را در زمان حال گرفتار کرده اند یا درباره آینده رویا پردازی میکنند ولی دست روی دست می گذارند و یا رویاهاشون در بهترین شکل مبهم و در بدترین شکل دست نیافتنی می باشد. اما این تصویر درباره آینده اشتباه است . ما دراینجا می خواهیم بدانیم که چرا تجسم ما از آینده چه درباره ملتها و یا مردم و یا شرکتمان و درباره خود ما که می خواهیم در این دنیا موثر باشیم تجسمی مهم و حتی اساسی است .
داشتن دیگاهی متضاد و مثبت نسبت به آینده در شرایط بحرانی بسیار عاقلانه است . لازم است در مواقع بحرانی درباره آینده فکر کنیم رویا پردازی کنیم و به آن تجسم ببخشیم . در واقع دیدگاه من این است که داشتن بینش مثبت نسبت به آینده شاید نیرومند ترین انگیزه تحول من و شما باشد.
محقق هلندی فرد پولاک در کتاب خودش به نام ((تصویر آینده )) به رابطه میان تصویر ملتها از آینده شان و سرنوشت آنها علاقه زیادی داشت . مسئله ای مه او مطرح کرد این بود :(( آیا تصویر مثبت یک ملت از آینده پی آمد موفقیت آن ملت است . یا موفقیت یک ملت پی آمد تصویر مثبت آن ملت از آینده است )) برای یافتن پاسخ این مسئله او سرنوشت ملتهای زیادی خواه باستانی و خواه معصر را بررسی کرد . او میخواست بداند که این ملتها چقدر نسبت به آینده شان دید مثبت داشتند و چقدر به آمال و آرزوهایشان دست پیدا کردند .
پولاک در تحقیقاتش به این نتیجه رسید که کشورهای موفق ابتدا با رویا آغاز کردند و. سپس آن را به چیزی مهم تر و قوی تر تبدیل کردند (بینش) بینش نتیجه رویا و عمل است . بینش های مهم مقدم بر موفقیتهای مهم است . ابتدا رهبران پنداره محکمی از آینده نشان می دادند بعد جوامع این پنداره را می پذیرفتند واز آن حمایت می کردند بعد آنها با همکاری هم آن پنداره را تحقق می بخشدیدند
. امروزه قدرت بینش را در تمام دنیا می توان دید . بسیاری از ملتها وقتی راه صعودشان را به عظمت آغاز کردند نه منابع مهمی داشتند نه جمعیت قابل قبول یا حتی برتری استراتژیک . آنچه آنها داشتند بینش عمیق نسبت به آینده شان بوده است و علت اصلی موفقیتشان این بوده است . ملتهای بینش مند موفق ترند و ملتهای بدون بینش ضعیف تر.
بهترین نوع تجارت
بازاريابي شبكهاي برگرفته شده از بهترين نوع تجارت است و قادر است فرصتهاي مناسبي براي مردم، حتي آنهايي كه بيسوادند يا سطح تحصيلاتشان پايين است، ايجاد نمايد تا به امنيت مالي مطمئني برسند.
بازاريابي شبكهاي راهحل مناسبي براي رسيدن به آرزوهايتان است. در اينجا هيچ سقفي براي محدود كردن فعاليت بانوان تعيين نشده و هيچ تبعيض و يا برتري از لحاظ جنسيتي وجود ندارد. وقتي قدم در اين تجارت گذاشتيد خود ارباب كارهايتان هستيد و ميتوانيد هر چقدر كه ميخواهيد درآمد كسب نماييد، به شرطي كه به همان نسبت كار كنيد. مقدار درآمد حاصله و مقدار زماني كه براي رسيدن به آن ميزان درآمد ميگذاريد در نهايت بستگي به خود شما دارد.
بسته به تعدا افراد تيمتان و نحوه سازماندهي آنها، درآمد ماهيانه افراد ميتواند بيش از يك وكيل، پزشك و يا دندانپزشك باشد. بازاريابي شبكهاي جزو سه روش تجاري ثابت شده در جهان است كه ميتواند پاداش مالي و موفقيت تجاري براي افرادي كه وارد اين سيستم شدهاند ايجاد نمايد.
معجزه بازاريابي شبكهاي در اين است كه هر كس در اين تجارت موفق ميشود، به شرطي كه نحوه انجام صحيح آنرا آموخته و با سازماندهي كار خود را پيش ببرد.
اگر به چهار مرحله زير پايبند باشيد كارتان را راحتتر انجام خواهيد داد:
- تجارت و محصولاتتان را به خوبي بشناسيد.
- هميشه مثبت باشيد. با ساير افراد راجع به تجارتتان صحبت كنيد. در مورد كاري كه ميكنيد احساس غرور نماييد.
- محصولات را به كساني بفروشيد كه واقعاً به آن نياز دارند. افراد را وارد اين تجارت كرده و به آنها كمك كنيد، نشان دهيد كه چگونه قدم به قدم به سودآوري در كارشان نزديك شوند.
- موفقيتي كه در اثر انجام اين كار عايدتان ميشود را رها نكنيد و در نهايت كنترل امور را بدست بگيريد.
هر كس ميتواند در اين تجارت شركت كند. اين تجارت احتياج به تحصيلات عاليه براي پيشبرد كار ندارد. بيل گيتس سرمايهدارترين مرد دنيا فقط تحصيلاتي در حد دبيرستان دارد. تحصيلات ضامن موفقيت يا نمايانگر توانايي بيشتر در ايجاد تجارتي موفق نيست. كاري كه بايد بكنيد اين است كه تجارتتان را سازمان يافته دنبال كنيد و به سمت جلو برويد. همچنين هيچگاه نبايد فراموش كنيد كه در اين كار تحصيلات ضامن موفقيت نيست. شما نبايد افراد را به اجبار وارد تجارت شبكهاي كنيد. اگر به آنها بگوييد اين تجارت چيست و چگونه انجام ميگردد مردم خود دسته دسته به سمت اين تجارت خواهند آمد. قدمهاي اول، دوم و سوم تجارت شبكهاي بسيار ساده هستند.
اول) زمان خود را عاقلانه ذخيره سازيد. با افراد بيشتري صحبت كنيد. از ثانيهها و دقايق استفاده كنيد تا به آنها درباره محصولات و تجارتتان توضيح دهيد.
دوم) وقتي كسي را پيدا كرديد كه به حرفهايتان گوش دهد به حرفهاي او هم گوش كنيد. دليل تمايلشان را بشناسيد. شما خواهيد فهميد كه خيلي از مردم دلشان ميخواهد تا صاحب يك نوع تجارت شوند.
سوم) وقتي كسي تصميم ميگيرد تا وارد اين تجارت شود به او كتابچه بازاريابي شبكهاي را بدهيد و بگذاريد كه اين كتاب به او راه ساده سازمان دادن تجارتي سودآور را نشان دهد.
اكنون به بررسي روشي ساده براي بازاريابي شبكهاي ميپردازيم.
- برنامهريزي كنيد و هر روز مطابق برنامه خود عمل نموده و به ياد داشته باشيد كه با برنامه قدرت شما بيشتر ميشود.
- بر برنامهاي كه ميريزيد ثابت و پابرجا باشيد.
- دقيق فكر كرده و از هوش سرشارتان استفاده كرده و هميشه با مثالهاي موجود پيش برويد.
با افراد به قدري كار كنيد كه به اهداف سودمندشان برسند. وقت خود را براي تبديل سيب به پرتقال هدر ندهيد. كار سختي است اگر بخواهيد انساني روياگرايانه را به عملگرا مبدل سازيد. اما ميتوانيد به انساني عملگرا كه واقعاً ميخواهد كار كرده و به خودش كمك كند، راه ايجاد تجارتي سودآور را با اعمال سازمانيافته و برنامهريزي شده نشان دهيد. راهحل ايجاد سازماني قوي، بوجودآوردن قدرت تفكر بالاست تا بتواند بعنوان يك پيشرو قوي مردم را راهبري نماييد. يكي از كارهايي كه بايد انجان دهيد يافتن افرادي سختكوش همانند خودتان است تا بتوانيد سازهاي سودآور در تجارت شبكهاي خود ايجاد نماييد. تحرك و شهامت را در خود ايجاد كنيد تا بتوانيد گامهاي مؤثري براي تجارتي سودآور برداريد. چون شما مسلماً انتظاراتي از همكارهايتان داريد پس حتماً به اين نكته توجه كنيد كه هر كس نقاط ضعفي دارد بنابراين بايد به آنها كمك كنيد تا متوجه شوند كه راههاي درست و غلط براي رسيدن به تجارتي موفق وجود دارد.
راه درست اين است كه مسائل موجود را ساده انگاريد، اما نه آنقدر ساده كه در ساختن و رشد آن كم كاري كنيد. بازارياب شبكهاي يك دقيقهاي براي هر چيزي تنها يك دقيقه وقت ميگذارد. نمايش شجاعت در يك دقيقه، القاء نمودن در يك دقيقه، رهبري در يك دقيقه و تمجيد در يك دقيقه و همه و همه در يك دقيقه قابل اجراست. مردم را باور كنيد. به آنها بگوييد كه ميتوانند در اين كار موفق شوند. از آنها به خاطر اينكه با ما كار ميكنند قدرداني نماييد. به آنها كمك كنيد تا با پتانسيل موجود در درونشان اعمال برنامهريزي شده انجام دهند. با يكديگر كار كنيد. از آنها تعريف كنيد. اگر راجع به عدم موفقيت حرف ميزنند به آنها شهامت لازم را القاء كنيد. به همه اجازه دهيد تا با سرعت دلخواهشان كار كنند. به آنها براي ديدن تصاوير بزرگ آينده كمك كنيد. اگر ميخواهيد كارتان رشد سريع پيدا كند، به دنبال افرادي باشيد كه سريع كار ميكنند.
پايان كار هميشه آن چيزي است كه ميخواهيد باشد. هيچ كس براي هميشه زنده نخواهد ماند. اگر داراي اهداف كوچكي هستيد به اندازه تمام دنيا وقت داريد، اما اگر اهداف بزرگي را در سر ميپرورانيد بايد سريعتر كار كنيد. بازارياب شبكهاي يك دقيقهاي ميداند كه زمان در حال پرواز است. امروز در فردا ذوب خواهد شد. اما چيزي كه تغيير نميكند زماني است كه در تجارت خود صرف ميكنيد.
این کار است نه بازی
بازی.........
نت ورک مارکتینگ چیزی که به خیلی ها درس زندگی می دهد به عده ای طعم تلخ اینکه دیگر به هیچ عنوان جرات هیچ ریسکی را به خود نمی دهد نمی دانم از کدام دسته هستی برنده یا بازنده در هر دو صورت یک تجربه به دست آورده ای تلخ یا شیرین .....ولی تابحال از خود پرسیده ای که چرا این کار را کرده ای؟چرا پیروز یا شکست خورده ای؟......
نمیدانم تا بحال به کارهائی که انجام می دهی فکر کرده ای یا نه. اینکه درست انجام داده ای یا نه! در هر حال در نتیجه است که مشخص می شود شما درست انجام داده ای یا نه چون به خاطر نتیجه است که کاری را انجام میدهی اما در کل فکر خوب برنامه ریزی درست و انجام دقیق آن است که نتیجه مطلوب را می دهد. پس نتیجه می گیریم شما برنده یا بازنده نیستید بلکه یا نتیجه مطلوب را به دست آورده اید یا به نتیجه ای نرسید برنده یا بازنده ای وجود ندارد .....چون این اصلا بازی نیست در بازی است که یکی برنده ویکی بازنده است در واقع یکی می بازد چون دیگری باید برنده باشد این قانون یک بازی دو طرفه است....
این یک تجارت است تجارتی که در آن همه باید برنده باشند این است که این تجارت غریب افتاده است چون ما عادت کرده ایم به بازنده بخندیم وبرنده را تشویق حالا چیزی آمده که با این عادت ما خوانائی ندارد این است حکایت این تجارت....نه آشنا می شناسد نه غریبه ای.... از در میراند عدالت چیزی که همه ما ایرانیان به دنبال آنیم
چند روز گذشته به علت سفری که برای بازدید از چند مجموعه واقع در شهرستانها داشته ایم از اپ کردن این وب بازماندیم اگر خدا بخواهد از فردا شروع می کنیم
با شتاب روز افزون تحولات و دگرگونیها در دنیای کنونی که عصر اطلاعات و ارتباطات است و به دلیل بیثباتی و تغییر پذیری و نیز غیر قابل پیشبینی بودن این تغییرات ، آنچه که کشورهای جهان به ویژه کشورهای در حال توسعه را در جهت افزایش بهره وری و پیشرفت و ترقی آنها مدد می رساند ، همانا استفاده از فرصتها در رقابت با سایر کشورهاست و این امر میسر نمی گردد مگر با درایت و خلاقیت مدیران و نیز تاثیر مدیران در پرورش خلاقیت کارکنان که با کمک یکدیگر در جهت رشد و بالندگی سازمان خود و در نتیجه ، جامعه بکوشند . از خلاقیت تعاریف متعددی شده است اما خلاقیت از دیدگاه سازمانی عبارت است از ارایه فکر و طرح نوین برای بهبود و ارتقای کمیت یا کیفیت سازمان و نوآوری.
مقدمه
در نت ورک مارکتینگ باید چه چیزی را دراموزش لحاظ کرد؟
باید در مجموعه بیشتر به چه چیزی بها داد وبه افراد ان را بیاموزیم؟چه مهارتی؟پرورش چه چیزی؟
با پیشرفت روز افزون دانش و فناوری وجریان گسترده اطلاعات ، امروزهجامعهما نیازمند آموزشمهارتهایياستكه با کمک آن بتواند همگام با توسعه علم و فناوری به پیش برود. . هدفباید پرورشانسانهایيباشد كهبتوانند با مغزیخلاقبا مشكلاتروبرو شدهو بهحلآنها بپردازند. بهگونه ایكهانسانها بتوانند به خوبیبا یكدیگر ارتباطبرقرار كردهو با بهرهگیرياز دانش جمعیو تولید افكار نو مشكلاترا از میانبردارند. امروزهمردمما نیازمند آموزشخلاقیت هستندكه با خلقافكار نو بهسويیكجامعهسعادتمند قدمبردارند. رشد فزاینده اطلاعات، سببشدهاستكههر انسانیاز تجربهو علمو دانشیبرخوردار باشد كه دیگری فرصت كسبآنها را نداشتهباشد، لذا به جریان انداختن اطلاعات حاوی علم و دانش و تجربه در بینانسانها یكیاز رموز موفقیت در دنیای امروز است. هیچكسقادر نیست به میزان اطلاعات واقعيهر كسكه در گوشه ذهناو نهفته است پيببرد. این اطلاعات زمانيبه حركت درمیاید كه انگیزهای قويسبب رها شدن آن بهبیرون ذهن می شود. در اینمرحله انسانها به سرنوشتیكدیگر حساسند و در جهت رشد یكدیگر میكوشند و در نهایت سبب میشود جریانی از علم و دانشو تجربیات میان آنها جاری شود كه همین امر زمینهساز نوآوری و خلاقیت خواهد بود. یكیاز عواملمؤثر در بروز خلاقیتدر یك جامعه،زمینهسازی و بسترسازی در بین انسانها جهت ایجاد فرهنگی استكه در آن همگان در تلاشبرايرشد دادن دیگري هستند و با تاثیر بر روی یکدیگر به پیشرفت جامعه کمک می کنند. یكی از شرایط لازمبرايپدیدار شدنافكار نو،وجود آرامش برای مغز است. به همین خاطر لازم است انسانها بكوشند در جامعه شرایطی پدید اید كه در بستر آن مغز بیندیشد و تكامل یابد و سببساز افكار نو شده و شرایط براي سازندگی در جامعه مهیا شود. با افزایش سپردهگذاریهاي اخلاقی ميتوان شرایط را برای شكلگیري یكمحیطآرامبخش در جامعه فراهمكرد، كاهش سپردهگذاریهای اخلاقی در جامعه سببميشود كه زمینه براي گسسته شدن روابط اجتماعیگسترشیابد و با سستشدن پیوندهای اجتماعي، شرایط لازم برای بروز خلاقیت در جامعه سختتر میشود. زیرا فرصتی برايتفكر كردن وجود نخواهد داشت.
تعریف خلاقیت
از خلاقیت "CREATIVITY" تعریفهای زیادی شده است . در اینجا برخی از تعاریف مهم راموردبررسی قرار می دهیم :
خلاقیت یعنی تلاش برای ایجاد یك تغییر هدفدار در توان اجتماعی یا اقتصادی سازمان ؛
خلاقیت به كارگیری تواناییهای ذهنی برای ایجاد یك فكر یا مفهوم جدید است ؛
خلاقیت یعنی توانایی پرورش یا به وجود آوردن یك انگاره یا اندیشه جدید در بحث مدیریت نظیر به وجود آوردن یك محصول جدید است ؛
خلاقیت عبارت است از طی كردن راهی تازه یا پیمودن یك راه طی شده قبلی به طرزی نوین. الف - تعریف خلاقیت از دیدگاه روانشناسی : خلاقیت یكی از جنبه های اصلی تفكر یا اندیشیدن است . تفكر عبارت است ازفرایند بازآرایی یا تغییراطلاعات و نمادهای كسب شده موجود در حافظه درازمدت .تفكر بر دونوع است :
1 - تفكر همگرا
2 - تفكر واگرا
1 - تفكر همگرا عبارت است از فرایند بازآرایی یا دوباره سازی اطلاعات و نمادهای كسب شده موجود در حافظه درازمدت . 2 - تفكر واگرا عبارت است از فرایند تركیب و نوآرایی اطلاعات و نمادهای كسب شده موجود در حافظه درازمدت ، خلاقیت یعنی تفكر واگرا.
براساس این تعریف خلاقیت ارتباط مستقیمی با قوه تخیل یا توانایی تصویرسازی ذهنی دارد. این توانایی عبارت است از فرایند تشكیل تصویرهایی از پدیده های ادراك شده در ذهن و خلاقیت عبارت است از فرایند یافتن راههای جدید برای انجام دادن بهتر كارها; خلاقیت یعنی توانایی ارائه راه حل جدید برای حل مسائل ;خلاقیت یعنی ارائه فكرها و طرحهای نوین برای تولیدات و خدمات جدید استمرار آن پس از غیبت آن پدیدهها.
ب - تعریف خلاقیت از دیدگاه سازمانی خلاقیت یعنی ارائه فكر و طرح نوین برای بهبود و ارتقای كمیت یا كیفیت فعالیتهای سازمان «مثلا افزایش بهره وری، افزایش تولیدات یا خدمات، كاهش هزینه ها، تولیدات یاخدمات از روش بهتر، تولیدات یا خدمات جدید و...». روبرت جی استرنبرگ و لیندا ای اوهارا 1 در بررسی های خود شش عامل را در خلاقیت افراد موثر دانسته اند:
دانش: داشتن دانش پایه ای در زمینهای محدود و كسب تجربه و تخصص در سالیان متمادی؛
توانایی عقلانی: توانایی ارائه ایده خلاق از طریق تعریف مجدد و برقراری ارتباطات جدید در مسایل؛
سبك فكری : افراد خلاق عموما در مقابل روش ارائه شده از طرف سازمان و مدیریت ارشد ، سبك فكری ابداعی را بر می گزینند؛
انگیزش : افراد خلاق عموما برای به فعل درآوردن ایده های خود برانگیخته میشوند؛
شخصیت:افرادخلاق عموما دارای ویژگیهای شخصیتی مانند مصر بودن، مقاوم بودن در مقابل فشارهای بیرونی و داخلی و نیز مقاوم بودن در مقابل وسوسه همرنگ جماعت شدن هستند؛
محیط: افراد خلاق عموما در داخل محیطهای حمایتی بیشتر امكان ظهور مییابند.
این محققان مشخص كردند كه عمدهترین دلیل عدم كارایی برنامه های آموزش خلاقیت تاكید صرف این برنامه ها بر تفكر خلاق به عنوان یكی از شش منبع موثر در خلاقیت است.جایی كه سایر عوامل نیز تاثیر بسزایی در موفقیت و شكست برنامه های آموزش خلاقیت ایفا می كنند(استنبرگ و اوهارا 1997) جورج اف نلر در كتاب هنر وعلم خلاقیت برای خلاقیت مراحل چهارگانه:
آمادگی (preparation)، نهفتگی، اشراق و اثبات (Verification) را ذكر كرده است از این دید، افراد خلاق ابتدا با مسئله یا یك فرصت آشنا شده و سپس از طریق جمع آوری اطلاعات با مسئله یا فرصت مورد نظر درگیر می شوند.در مرحله بعد افراد خلاق روی مسئله تمركز می كنند. در این مرحله فعالیت ملموسی مشاهده نمی شود و فرد سعی در نظم دادن تفكرات ، اندیشه ها،تجارب و زمینه های قبلی خود جهت نیل به یك ایده دارد.درگیری ذهنی عمیق فرد (خودآگاه و ناخودآگاه )فراهم كردن فرصت (جهت تفكر بر مسئله ) به خلق و ظهور ایده ای جدید و بدیع منجر می شود. در نهایت فرد خلاق در صدد برمی اید صلاحیت و پتانسیل ایده خویش را به اثبات برساند.
راز قدرت
نتورک،فقط یک کارنیست،بلکه نتورک هم کاراست،هم تفریح،هم ورزش،هم زندگی.
می خواهم شباهت های نتورک با ورزش راخدمتتان
عرض کنم.
درابتدا یک مثال :
تیراندازی که بی هدف وبدون دلیل خاصی شلیک میکند، بسیارراحت و ساده این کارراانجام می دهد، ولی هنگام مسابقه مضطرب است، دستانش می لرزد،زیرا دیگر فقط به شلیک کردن فکرنمی کند، بلکه مسابقه، جایزه،تشویق،
ترس ازقضاوت، نظرات دیگران و...... برایش مهم است.
مقوله ورزش یا نتورک چیزی فراترازیک بازی است.
چیزی که باعث می شودآدم های مختلف،ازحسابداروراننده
کامیون گرفته تا جراح مغزوماموربازرسی، تعطیلات وایام هفته خود رادرسرما وگرما درورزشگاه ها بگذرانند، یا به کارنتورک مشغول باشند، قطعا چیزی فراترازیک بازی صرف است.
ورزش ونتورک علاوه برلذت های فراوانی که به ما
می بخشند ، آموزگاری است که قدرت های فردی وگروهی ما را به ما گوشزد میکند.
بعضی ازچیزهایی که یاد می گیریم ازاین قرارند:
1- درلحظه اکنون زندگی کنید:
تنها زمانی میتوانیم بهترین بازی راانجام دهیم که حرف دیگران برایمان اصل وهدف نباشد، وتمام حواسمان متوجه کارخودمان باشد.هرچه کمتربه بردن صرف بیندیشیم، وکمترنگران قضاوت دیگران باشیم، نتیجه بهتری میگیریم.
2-اجبارهرگزکارسازنیست:
قدرت واقعی زمانی بروزمیکند که آسوده خاطرباشید
ونیازی به اثبات قدرتتان احساس نکنید.
3-خونسرد وآرام باشید:
عصبانیت هیچ وقت کارسازنیست ونتیجه ای ندارد.
4-به جای تنفرازحریف برتر، مهارتهای خود را
افزایش دهید:
انرژی خودرا تحلیل ندهید، وذهنتان راازاهداف خود
منحرف نکنید.
5-آگرفکرکنید که همه دنیا، رودررویا مقابل شماایستاده اند،
قطعاهمین خواهدشد:
سرزنش کردن دیگران،چاره سازنیست.
(داور، توپ ، باد ، زمان ، دوستان ، خانواده و....مقابل و رودروی ما نیستند)
نتورکرهای موفق حداکثرتعهد به مسایل را می پذیرند
وهرگزبه خاطرشکست هایی که پلی برای رسیدن به موفقیت است دیگران را سرزنش نمی کنند.
6-منشاءبازی خارق العاده ،تعهدخارق العاده است.
تعهد به نتورک ،اهداف،آرزوها،خانواده،درکل،بهترین و زیباترین وباارزش ترین ومقدس ترین چیزهایمان.
7-چه درکارنتورکمان وچه درزندگی ،همواره باید بر
خواسته هایمان تمرکزکنیم:
وقتی به چیزهایی فکرمیکنید که دوست نداریداتفاق بیفتد،
مثلا به گل خوردن یاخطا کردن، همان هااتفاق می افتد!
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ذهن انسان براساس تصویرهایی که به اوداده می شود،
عمل می کند.توپ رابه تیرک نزن!!(تصویری که درذهن
شکل می گیرد،تصویرتوپی است که به تیرک برخوردکرده)
ومسبب ومقصرآن خودمان هستیم.
نگرش ودیدمثبت معجزه میکند، پس بیاییم معجزه کنیم.
ترس،قاتل انسان است. برخواسته های خودتمرکزکنید،
نه برترس های خود.
خلاصه کلام:
درمقوله ورزش همه بچه ها باید فرصت وزش کردن داشته باشند،
ودرمقوله نتورک هم باید به همه افراد فرصت واردشدن به
این کاررا داد، به خاطردرسهایی که می آموزند،
نه به خاطرجام هایی که می گیرند.
ویکی ازآن درسها این است:
مهم نیست که ازکجا آغازمی کنید،
مهم آن است که چگونه به پایان میرسانید.
مارازقدرت رامیدانیم
پس قدرتمندهستیم.
فكر آن باش كه از باطن خود برخيزي
راه نارفته زياد است كه مي بايد رفت
چه لزومي دارد
فكر پايان باشي ...
ميوه ممنوعه ،
خوردن و پس زدنش يكسان است
همه اينها بازيست ...
دلمان مي خواهد
پشت هر كمبودي
يك مقصر باشد
و ندانسته و ناخواسته
در بند خرافات گرفتار شديم.
كرم احساس گناه ،
لانه در خلوت دل مي سازد
مغز، آرام آرام
از تپش مي افتد
و به تدريج ...
فرمول نگرش
. جمله ای معروف از فیلسوفی به نام "ویلیام جیمز" وجود دارد:
بزرگ ترین کشف عصر ما این است که انسان ها می توانند با اصلاح نگرش های ذهنی خود، زندگی خویش را اصلاح کنند.
افرادی که تجربه ای که در کارهای تیمی داشته اند دریافت اند چنانچه نگرش حاکم بر تیم، نگرشی مثبت و پیشران باشد احتمال موفقیت و هم افزایی تیم به شدت افزایش می یاید. اما درصورتی که برخی از اعضای تیم به هر دلیل انرژی منفی تولید کنند و نگرش نامطلوبی در تیم جاری سازند، حاصل کار همیشه شکست است و سردرگمی. نشانه های آشنای نگرش منفی را همگی سراغ داریم:
"ای آقا! کی به این چیزا فکر می کنه، بیکاری ها!". "تیم مدیریت جدید به زودی مستقر می شن و اون وقت ما باید همه چیزو از اول شروع کنیم. اصلاً معلوم نیست اونا دنبال این بحث باشن!" و ...
چهار حالت در نگرش هایی که می تواند بر تیمی متشکل از افراد مستعد اثر بگذارد متصور است:
توانایی و استعداد |
+ |
نگرش |
= |
نتیجه |
درخشان |
+ |
فاسد و مسموم |
= |
تیم بد |
درخشان |
+ |
بد |
= |
تیم متوسط |
درخشان |
+ |
متوسط |
= |
تیم خوب |
درخشان |
+ |
خوب |
= |
تیم عالی |
امروز را دریاب
امروز مهم است
ما در جايئ ايستاده ايم كه انديشه ها و رفتارهائ چند ساله گذشته ما برايمان رقم زده اند و تمام آنچه كه درده يا بيست سال آينده تجربه خواهيم كرد تحت تاثير آن چيزئ است كه امروز رقم مئ زنيم . دوستها ، خانواده ، شغل ، محل زندگئ ،
همه و همه با انتخاب امروز ما شكل خواهند گرفت .
آنچه امروز انجام مئ دهيد برآنچه فردا خواهيد داشت تاثير مئ گذارد ، نتيجه
فردا ثمره تلاش امروز است . ترك يك عادت ناشايست ، تعيين اهداف ، ورزش كردن ، پس انداز پول يا خرج كردن آن ، وسعت بخشيدن به دامنه ذهن و هر
تصميم ديگرئ كه امروز مئ گيريد برفردائ شما تاثير خواهد گذاشت .
خيلئ ها غافل ازآن هستند كه مهم آن چيزئ است كه امروز انجام مئ دهيم .
شما مئ توانيد چند صباحئ را كج دار و مريزو بئ خيال بگريزيد ، اما
دير يا زود بايد حساب پس بدهيد . مئ توانيد سركار نرويد و مشكلاتتان را
به دوش اين و آن بيندازيد ، اما فقط تا مدت محدودئ ، و بعد يك روز ديوارها
فرو مئ ريزند و شما حيران مئ مانيد كه چرا پولئ در بانك نداريد و چرا
هيچكس ديگرمثل گذشته صميمئ نيست . آن وقت زندگئ به يادتان مئ آورد
كه اينها پيامدهائ همان روزهائ بئ خيالئ ست .
باز هم نتورک مارکتینگ
نتورک مارکتینگ تجارت قرن ۲۱
با ظهور اينترنت طي 6 دهه اخير در كشور آمريكا كه با اهداف نظامي و امنيتي شكل گرفت، كمتر كسي انتظار حضور آن را در تمامي عرصه هاي زندگي بشر امروز داشت، ولي امروزه شاهد هستيم كه علم شبكه و فناوري اطلاعات تمامي مرزهاي جغرافيايي و فرهنگي و اقتصادي را در نورديده و به عنوان ابزار توسعه جوامع محسوب ميشود. از دو دهه گذشته اينترنت باعث تغيير در تعريف مباحث اقتصادي شده است و كشورهاي توسعه يافته توسعه اقتصادي خود را مديون اين دستاورد مهم هستند و امروزه از اينترنت به عنوان هشتمين عجايب جهان و اولين عنصر توسعه ياد ميشود درحال حاضر اقتصاد مهمترين رويكرد اينترنت است و تعاريف جديدي همچون بانكداري الكترونيك، تجارت الكترونيك و در سطح كلانتر دولت الكترونيك را مطرح ميكند. در سايه اين تحولات و پس از انقلاب اطلاعاتي كه ازهمه انقلابهاي ايدئولوژيكي و صنعتي همه گيرتر و دامنه تأثير آن تمامي 5 قاره را در بر گرفته، مباحثي جديد در حوزههاي سياست و اجتماع و فرهنگ و اقتصاد مطرح شده است. به طور مثال ديپلماسي ديجيتال ابراز برتر و كارآمدتر حوزه سياست است، اينترنت سفير فرهنگي كشورهاست و تجارت الكترونيك بستر تعامل اقتصادي با دنيا است. دهكده جهاني در واقع مصتاق بسيار بزرگ دهكدهاي است كه هر كس به فراخور توانمندي و تخصص خود محصولي را توليد و تبادل ميكند تا از ساير محصولات دهكده نياز خود را مرتفع كند. لذا در اين دهكده جهاني کشوری كه فاقد كالا يا تكنولوژي استراتژيك باشد، كمتر مورد توجه قرار ميگيرد و صرفاً از آن به عنوان يك بازار هدف ياد ميكنند. متأسفانه كشور ما نيز حكم كسي را دارد كه در دهكده جهاني بيشتر مصرف كننده خوبي است تا توليد كننده قابلي. به همين علت گاهاً شاهد تقابل دولت با اين اقتصادجهان محور هستيم در صورتي كه اتخاذ سياست تعامل با اين جريان اقتصادي جهاني به سبب حذف مرزها و سدهاي توسعه اقتصادي ,كشور و واحدهاي توليدي دولتي و خصوصي را ملزم به بازنگري در عملكرد خود ميكند و براي حفظ بقا در صحنه رقابت جهاني به بهبود كيفيت غيرقابل رقابت و يا قيمت غير قابل رقابت مجبور ميسازد كه البته كشور ما به سبب بهرهمندي از منابع معدني و نفتي فراوان و پتانسيل موارد ذكر شده را در صورت احساس جبر، دارد.
در حال حاضر عدم عضويت كشور در WTO يا سازمان تجارت جهاني باعث شده تا ايران در مبادلات كلان اقتصادي دنيا در حاشيه قرار گيرد و صرفاً يك تأثيرپذير باشد تا تأثيرگذار. البته امروزه لزوم تأمين زير ساختهاي مورد نياز در سازمان WTO از قبيل تبيين بستر حقوقي و سخت افزاري و فرهنگي تجارت الكترونيك و بانكداري الكترونيك و سرمايه گذاري براي توسعه IT در كشور از سوي دولت و ملت ما احساس شده تا ايران نيز بتواند در متن برنامههاي كلان اقتصادي، كاراكتري فعال و فاعل باشد. البته گفتني است عضويت در WTO پيش نيازهاي سياسي هم دارد كه موضوع بحث نيست. يكي از گرايشهاي تجارت الكترونيك كه به واسطه كسب توفيق فراوان در بازاريابي و فعاليت اقتصادي در سطح بين الملل رشد چشم گیری در دهه اخير داشته Network Marketing است. بازاريابي شبكه اي يا همان Network Marketing تغييرات شگرفي را در نظام عرضه و تقاضا به وجود آورده است چرا كه اين سيستم توانسته با حذف واسطه از صحنه تبادل كالا، ارتباطي مستقيم و دو سويه با مصرف كننده ايجاد كند كه در نهايت پيامد آن حذف هزينه هاي دلالگري و واسطه گري و كاهش قيمت و افزايش توان و قدرت خريداست. پيامد Network جنبه عملي همان جمله سود كم و فروش زياد است كه در نهايت موجب رضايت توليد كننده و مصرف كننده خواهد شد. بازاريابي شبكهاي سيستمي جوان ولي پرطرفدار در كشور ماست كه از بدو ظهور در ايران با چالشها و فراز و نشيبهاي فراواني مواجه بوده است، ولي آنچه مسلم است، همانند ساير رويكردهاي IT در قرن 21 پذيرفتن آن به عنوان يك ابزار كارآمد تجاري اجتناب ناپذير است. در كشور ما سياستهاي دو گانه سبب نگراني اعضایاین نت ورکها شده، اما تجربه 7 ساله حاكي از آن دارد كه با اين جريان جهاني همانند ماهواره و اينترنت نميتوان مقابله كرد. البته Network درايران به سبب نقدينگي زياد بين مردم و نبود يك سرمايهگذاري مطمئن و سودآور، طرفداران زيادي دارد. به همين علت هم شركت های Network كشورهاي خاورميانه و آسياي جنوب شرقي- ايران را به عنوان بازار هدف اصلي خود در نظر گرفته اند. .
سودآوري بازاريابي شبكهاي كه بر اساس تبليغات سينه به سينه است، از چند جهت قابل بررسي است:
بعضي از كارشناسان از Network به عنوان يك تجارت غير مولد ياد ميكنند كه در آن تنها سرمايه رد و بدل ميشود. بعضي ديگر Network را بستر ايجاد يك سرمايه مناسب براي اشتغال زايي و توليد ميدانند، ولي مطلبي كه مشخص است، اين است كه هر كس به فراخور سياستها و علايق خود ميتوانداز سرمايه حاصل از اين نوع تجرات استفاده كند به گونهاي كه بعضي از آن به عنوان كليدي براي رسيدن به اقلام مورد علاقهشان از قبيل خوردو و مسكن استفاده ميكنند و بعضي ديگر توسط درآمد كلان Network دست به تجارت و يا تأسيس شركت و توليد ميزنند. به طور كلي تجربه نشان ميدهد افراد داراي تخصص از آن به عنوان سرمايهاي براي فعاليت در حوزه مورد علاقه خود استفاده ميكنند.
به طور كلي ميتوان گفت اين نوع تجارت رودخانه پرفشاري است كه هردولتي تنها چند صباحي ميتواند خلاف جهت جريان آن حركت كند و در نهايت همانند ساير جريانهاي سياسي و اقتصادي قرن 21 بايد آن را پذيرفت.
مردي ديروقت ‚ خسته از كار به خانه برگشت. دم در پسر پنج ساله اش را ديد كه در انتظار او بود.
سلام بابا ! يك سئوال از شما بپرسم؟
- بله حتمآ. چه سئوالي؟
- بابا ! شما براي هرساعت كار چقدر پول مي گيريد؟
مرد با ناراحتي پاسخ داد: اين به تو ارتباطي ندارد. چرا چنين سئوالي ميكني؟
- فقط ميخواهم بدانم.
- اگر بايد بداني ‚ بسيار خوب مي گويم : 20 دلار
پسر كوچك در حالي كه سرش پائين بود آه كشيد. بعد به مرد نگاه كرد و گفت : ميشود 10 دلار به من قرض بدهيد ؟
مرد عصباني شد و گفت : اگر دليلت براي پرسيدن اين سئوال ‚ فقط اين بود كه پولي براي خريدن يك اسباب بازي مزخرف از من بگيري كاملآ در اشتباهي‚ سريع به اطاقت برگرد و برو فكر كن كه چرا اينقدر خودخواه هستي. من هر روز سخت كار مي كنم و براي چنين رفتارهاي كودكانه وقت ندارم.
پسر كوچك‚ آرام به اتاقش رفت و در را بست.
مرد نشست و باز هم عصباني تر شد: چطور به خودش اجازه مي دهد فقط براي گرفتن پول از من چنين سئوالاتي كند؟
بعد از حدود يك ساعت مرد آرام تر شد و فكر كرد كه شايد با پسر كوچكش خيلي تند و خشن رفتار كرده است. شايد واقعآ چيزي بوده كه او براي خريدنش به 10 دلار نياز داشته است. به خصوص اينكه خيلي كم پيش مي آمد پسرك از پدرش درخواست پول كند.
مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز كرد.
- خوابي پسرم ؟
- نه پدر ، بيدارم.
- من فكر كردم شايد با تو خشن رفتار كرده ام. امروز كارم سخت و طولاني بود و همه ناراحتي هايم را سر تو خالي كردم. بيا اين 10 دلاري كه خواسته بودي.
پسر كوچولو نشست‚ خنديد و فرياد زد : متشكرم بابا ! بعد دستش را زير بالشش برد و از آن زير چند اسكناس مچاله شده در آورد.
مرد وقتي ديد پسر كوچولو خودش هم پول داشته ‚ دوباره عصباني شد و با ناراحتي گفت : با اين كه خودت پول داشتي ‚ چرا دوباره درخواست پول كردي؟
پسر كوچولو پاسخ داد: براي اينكه پولم كافي نبود‚ ولي من حالا 20 دلار دارم. آيا مي توانم يك ساعت از كار شما را بخرم تا فردا زودتر به خانه بياييد؟
من شام خوردن با شما را خيلي دوست دارم
بازار هدف
بازارهدف داغ است،بشتابید؛
آیا میتوانی نیروی فکررابه جسم (هدف) تبدیل کنی؟
بازارهدف داغ است.توکجایی؟
دقیقا مشخص کنید درهرحوزه اززندگی به خصوص درمورد وضعیت
مالیتان چه میخواهید؟
برای اینکه موفق باشی،باید یک آرزو وهدف مهم داشته باشی.
یک تصویر؛یک هیجان سوزاننده؛یک کشش مغناطیسی.
باید چیزی بخواهی؛ یک رویا؛ یک هدف که انگیزه اصلی توباشد.
چیزی که حرارت واشتیاق؛ تعهد وغرورداشته باشد ونیازبه کارکردن شدید؛
رفتن به دورها وانجام مشکلترین ها را درتوبیافریند.
برای بدست آوردن چیزهایی که درزندگی میخواهی؛ نیازبه انگیزه؛
حرکت وانرژی خواهی داشت.
انسانهای موفق،رویایی که انگیزه کافی برای آنها باشدرا دارند.
باید فکرکنی وبارزترین نشانه یک نتورکرکه رویا پردازی وویژن داشتن
است رابرای خود بسازی وداشته باشی.
نگاه کن؛امروزکجا هستی؟
فکرکن؛فردا دوست داری کجا باشی؟
سپس یک نقشه اصلی برای رسیدن به آن طراحی کن.
هدفهایی که باید با صداقت وصراحت وقطعیت بیان شود .
با این کارذهن ناخودآگاه شما بی درنگ آنها را تایید میکند.
اهداف خود را مرورکنید وازمیان آنها، آن هدفی که رسیدن به آن بیشترین
تأثیررا روی زندگیتان میگذارد، دراولویت قراردهید وبرای رسیدن به آن مهلت تعیین کنید، برنامه ریزی کنید وطبق برنامه دست به کارشوید.
زمان را ازدست نده ؛همین الان تصمیم بگیروانجام بده.
هیچ ثوابی بالاترازتلاش کردن برای رسیدن به اهدافمان نیست
در نت ورک چه کنیم؟
روشهاي آموزشي Multi Level Marketing) MLM)
MLM در سه پايه استوار است :
1- Teaching (آموزش يك به يك يا يك به چند)
2- Training (همان تكرار ، مرور و تمرين دوباره و دوباره است)
3- Caddying (اصطلاحيست در بازي گلف ، فردي كه در كنار بازيكن حضور دارد و اعلام سرعت باد ، جمع آوري توپها ، نظارت و حمايت و ايجاد آرامش از اين طريق و استفاده از خدمات او براي بازيكن اصلي و ايجاد تمركز بيشتر در اوست). مثل حضور و كمك يك استاد ، هنگامي كه دستيارش مشغول تدريس به دانشجويانش است.
از زمان تحصيل به ما ياد داده اند كه هر كس كه روابط قوي دارد ، موفقتر است. پدر و مادرها ، به سختي كار ميكنند تا پول در بياورند و براي تحصيل بچه ها جايي را انتخاب ميكنند كه روابط و Connectionهاي بيشتري بوجود آيد(نه فقط آموزش بهتر!) از طرف ديگر در تجارت سنتي يا عرف بازار ، هر چقدر باور كنيم كه فروش بيشتري داشته باشيم ، پول بيشتري هم به دست مي آوريم. پس براي استخدام مدير فروش به دنبال افرادي با روابط بيشتر هستيم. خيلي اوقات مردم شكست ميخورند چون با تفكر سنتي ، وارد تجارت شبكه يا NetWork Marketing ميشوند .
هيچ گاه در مورد افراد پيش داروي نكنيد(No Prejudge)
بر مبناي تفكر سنتي ، افراد با روابط قوي يعني Connectionهاي زياد! موفق خواهند بود اما اين مساله در تجارت ما هيچ كاربردي ندارند. رمز موفقيت اين تجارت اين است كه ياد بگيريم كه حلقه تاثيرگذار خود را پيدا كنيم.
يك نكته ديگر در تمام مراحل سخنراني جو اين است كه هر وقت سوال مي كند ابتدا خودش دستش را بالا مي برد در واقع از روش Feel/Felt/Found استفاده مي كند.
اين مشخصه يك Leader يا راهنماي موفق است و لازمه آن، صداقت است .
Learn how to use Circle of Influence
صبور و صادق باشيد
جو به نكته ديگري اشاره ميكند و آن Simple to Do بودن به معناي سادگي انجام و پرهيز از پيچيدگيست
.
موتزارت ميگويد: نبوغ در سادگيست!
هر فرد ممكن است كه هزاران نفر را نشناسد ولي حتما يك حلقه تاثيرگذار دارد. جو هنگام توضيح نشان ميدهد كه اين كار را جدي گرفته و وقت و انرژي گذاشته است.
حلقه تاثيرگذار هر فرد :
حلقه تاثيرگذار هر فرد ، شامل افرادي ميشود كه به آن فرد ، اعتماد و ايمان دارند. و مورد علاقه آن شخص هستند. جو مطرح ميكند كه رمز كار ما سادگيست. و توضيح ميدهد كه چگونه با يك كاغذ و خودكار ، مباني كار را توضيح ميداده است. او با دو نفر شروع كرده است فقط دو نفر! او ميگويد كه خيلي از افراد مرا مسخره كرده اند! خانمي به من خنديد!! كمي افسرده شدم ولي تحمل كردم. خدا را شكر ميكنم كه ايشان مرا رد كرده اند. ديگران در ابتدا به خاطر اعتماد به شما ، وارد اين تجارت ميشوند اين اعتماد باعث يك تعهد در بالا دستيها ميشود كه كمك كنند تا ديگران نيز موفق شوند. مردم افراد متعددي در حلقه تاثيرگذار خود دارند. تجربه ثابت كرده كه هر فرد سه الي پنج نفر را دارد. به عبارت ديگر هر فرد شايد نتواند ۱۰۰ نفر را متقاعد كند كه وارد شبكه شوند ولي حتما خواهد توانست كه سه الي پنج نفر كه در حلقه تاثير گذار او هستند را متقاعد كند كه وارد شبكه شوند. حلقه تاثير گذار شامل برادر ، خواهر ، همسر و اقوام و همكاران و دوستان دوران تحصيل ميتوانند باشند.
بياييد حلقه تاثيرگذار را به طور متوسط ۴ نفر در نظر بگيريد كه انها نيز هركدام خود ۴ نفر در حلقه تاثيرگذارشان دارند. انها به خاطر اعتماد به شما وارد اين تجارت ميشوند و ۴ نفرهاي بعدي نيز به خاطر اعتماد به ايشان وارد خواهند شد و به اين ترتيب سازمان يا ارگانيزاسيون شما شكل خواهد گرفت
۱- امكان آموزش به همه افراد ميسر نميباشد
پس باید راه دیگری را یافت وتنها ترین راه ممکن این است که :
(((یاد بگیرییم که یاد بدهیم که چکونه یاد بدهند)))
یعنی که اموزش نباید تنها یک چیز کادو شده ویا یک بسته باشد و وقتی کسی را به مجموعه وارد کردیم این بسته را به او بدهیم وبگوئیم خوب این هم اموزش باید بر اموزش نظارت داشت واموزش را باید پیگیری کرد.
چيزي كه بايد درك كنيد اين است كه شما بايد صبور باشيد.
اين سيستم ، يك سيستم براي پول دهي دائمي و تصاعدي است و نه پول دهي سريع و به مدت كوتاه.
تصمیم بگیر ولی!!!!!!!!
شيوه تصميم گيری
شايد در تصميم گيري و اجراي آ ن، تا به حال با خود گفته باشيد " اشتباه من در شيوه تصميم گيري من بوده ، نه در تصميماتم".
جان سي ماكسول، در كتاب "21 قانون انكار ناپذير رهبري " با ذكر داستاني در اين مورد نوشته است : روش من در تصميم گيري اين بود كه كاركنانم را جمع كنم، بينش خود را براي شان مطرح سازم، به سئوالات آنها پاسخ دهم و آنها را تشويق كنم تا در گرفتن تصميمات و رسيدن به ديدگاه جديد، همكاري كنند. اما در آن فصل سرم خيلي شلوغ بود، به سرعت سه تصميم مهم گرفتم و آنها را اجرا كردم. از آن جا كه همه چيز خوب پيش مي رفت، فكر كردم كه نيازي نيست، كسي را درگير اين تصميمات و چگونگي اجراي آنها كنم.
مدت زمان زيادي طول نكشيد كه احساس كردم افراد به نظر قدري ناآرام هستند. ابتدا فكر كردم، همه بايد اين مسائل را كنار بگذارند و به كار ادامه دهند، اما بعدا دريافتم كه مشكل اصلي خود من هستم و مرتكب اشتباه بزرگي شده ام.
به محض آن كه دريافتم اشتباه كرده ام، در يك جمع عمومي، از افراد عذر خواهي و طلب بخشش كردم و فهميدم وقتي نوبت رهبري و تصميم گيري براي جمع مي رسد، آنجا ديگر نمي توان ميان بر زد.
طرح هايي كه از ياري ديگران بهره نگرفته، و دور از ديگران در انزوا رشد كرده باشد به ندرت پدر خوانده پيدا مي كند.
چگونه کاری
ولي من به شما ميگويم شما با كار خود دورترين روياي زمين را تعبير ميكنيد.
شما با كار كردن در حقيقت با زندگي مهر مي ورزيد ، و مهر ورزيدن با زندگي از راه كار يعني آشنا شدن با پنهاني ترين راز زندگي.
همچنين به شما گفته اند كه زندگي تاريكي ست ، و شما از فرط خستگي آنچه را خستگان ميگويند تكرار ميكنيد.
من به شما مي گويم كه زندگي به راستي تاريكي ست ، مگر آنكه شوقي باشد. شوق هميشه كورست ، مگر آنكه دانشي باشد.
دانش هميشه بيهوده ست ، مگر آنكه كاري باشد.
و كار هميشه تهي ست ، مگر آنكه مهري باشد.
و هر گاه با مهر كار كنيد خود را به خويشتن خويش مي بنديد ، و به يكديگر ، و به خداوند خود.
و اما كار كردن با مهر يعني چه؟
يعني بافتن پارچه اي كه تاروپودش را از دل خود بيرون كشيده باشي ، چنان كه گويي دلدارت آن پارچه را خواهد پوشيد. يعني ساختن خانه از روي محبت ، چنان كه گويي دلدارت در آن خانه خواهد زيست. يعني كشتن دانه از روي لطف و برداشتن حاصل از روي شادي ، چنان كه گويي دلدارت ميوه اش را خواهد خورد. يعني دميدن دمي از روح خويش در هر آنچه مي سازي ، و دانستن اين كه همه مردگان آمرزيده گرداگردت ايستاده اند و تو را مي نگرند.
برگزيده اي از اشعار جبران خليل جبران
چگونه تغییر؟؟؟؟؟؟؟
- فرآيند تغيير چيست و چه كسي بايد در اين فرآيند دخالت داده شود؟
توانايي تغيير بخش مهمي از محيط كسب و كار است. مردم هر روز مجبور ميشوند با شرايط خارج از كنترل خود تطبيق يابند تا بتوانند بهرهور و موفق شوند. برخي به خاطر مهارتهاي سازماني و ميانفردي خود اين كار را بهتر انجام ميدهند. شرايط خارج از كنترل ميتواند از چيز سادهاي مانند بازماندن از انجام كار به خاطر پاسخگويي به تلفن تا موارد مهمي مانند مسئوليتهاي كاري جديد را شامل شود.
جاده تغيير
سازمانهايي كه ميخواهند به تغييرات موفقيتآميز دست يابند بايد بر فرصتها متمركز شوند. براي آغاز حركت در جاده تغيير، بايد چند پرسش زير را از خود بپرسيد:
چه چيزي بايد بهبود داده شود؟
چگونه بايد بهبود داده شود؟
چه نتايجي به واسطه بهبود مدنظر است؟
فرآيند بهبود چگونه بايد اجرا شود؟
پيامدهاي بهبود چه مواردي هستند؟
زمان حاضر
شرايط فعلي را تحليل كنيد. در حال حاضر چه كاري انجام ميشود؟ در صورتي كه تغييري رخ ندهد نتايج شرايط فعلي چه خواهد بود؟ استانداردها و سنتهاي سازماني چه مواردي هستند؟
نتايج آينده
نيازها، خواستها و آرزوهايي كه ديگران را براي ايجاد تغيير تشويق ميكند مشخص كنيد. مقصد و آرمان تغيير را شناسايي كنيد. از طريق ادراك، شهود و درك روندها، دورنما را ترسيم كنيد.
استراتژي
به جايي كه ميخواهيد باشيد، چگونه ميرسيد؟ چيستي و چگونگي مورد نياز رسيدن به مقصد را بشناسيد. آيا در يك مسير ثابت حركت ميكنيد يا در ميانه راه مسير را تغيير ميدهيد. بدون درك روشن از نتايج آينده، استراتژي نميتواند اجرا شود.
اقدام تغييردهنده
براي اطمينان از اينكه هر قدم يا مرحله از استراتژي اجرا ميشود، اقدامات مورد نظر را شناسايي كنيد. اين اقدامات، اقدامات روزانه اجراي برنامه اصلي هستند. با اين اقدامات است كه استراتژي موجوديت مييابد و معيار پاسخگويي افراد مشخص ميشوند.
بازنگري
وقتي به مقصد رسيديد آيا ميدانيد كجا هستيد؟ آيا به نتايج مورد نظر دست يافتهايد؟ آنچه را كه استراتژي و تغيير براي سازمان به ارمغان آوردهاند اندازهگيري كنيد.
اين مدل براي تعيين مراحل فرايند تغيير توسط مديران مفيد است و به آنها كمك ميكند آنچه را كه در پي خواهد آمد ببينند.
نقشهاي درگير در فرآيند تغيير
افراد مختلفي ممكن است در فرآيند تغيير درگير شوند شامل موارد زير:
طرفدار تغيير (ميتواند مديريت عالي باشد): گروه يا فردي كه نيازهاي تغيير را تعيين كردهاند، دلايل و استراتژيهايي براي تغيير دارند اما براي مشروعيت بخشيدن به تغيير اختيار لازم را ندارد.
متعهد به تغيير: تصميمگيري كه اختيار مشروعيت بخشيدن به تغيير را داراست.
نماينده تغيير: فرد يا گروهي كه دخالت و تعهد متعهدان را طلب ميكنند و مسئول برنامهريزي و اجراي تغيير هستند.
هدف تغيير: گروه، دپارتمان، بخش يا فردي كه بايد خود را تطبيق داده و مفاهيم ايجاد شده در فرآيند تغيير را استفاده كند. تغيير متعلق به يك گروه ميتواند منجر به تغييري براي گروه ديگري شود.
معيارهاي اجراي تغيير
بيش از آغاز فرآيند تغيير، چهار معيار بايد برآورده شوند:
1. مسير يا نتيجه بايد تعيين شود.
2. افراد بايد بدانند كه ماندن در شرايط فعلي خيلي سختتر از رسيدن به نتايج تغيير است.
3. يك سيستم يا استراتژي اجرا و اندازهگيري بايد بكار گرفته شود تا فاصله بين شرايط فعلي و آينده مطلوب به خوبي پر شود.
4. مهارتها و منابع مورد نياز براي دستيابي به نتايج بايد واقعي و دستيافتني باشند.
حروف اختصاري زير ميتوانند كمك كنند كه برخي از موضوعات مربوط به تغيير را به ياد آوريد:
C تشويق (Courage): ريسكپذيري، پرسش، چالش و تأمين نيازهاي آينده را تشويق كنيد.
H شناخت داشتن (Have): از خود و ديگران درك و شناخت مناسبي داشته باشيد.
A تحليل (Analyze): واژههاي عمومي و تخصصي را تحليل كنيد.
N نياز (Need): نياز به دانستن، پژوهش و توسعه.
G حركت (Go): با بزرگترين نقاط قوت خود حركت كنيد.
E مورد انتظار (Expected): نتايج مورد انتظار بايد تعيين شوند.
چگونه با مقاومت در برابر تغيير برخورد كنيم؟
وقتي افراد به تغيير فكر ميكنند، به صورت خودكار به اين فكر ميكنند تغيير چه اثري بر شخص آنها خواهد داشت. در محل كار، كاركنان مقاومت زيادي به تغييرات نشان ميدهند. براي تأثير اثربخش بر كاركنان، بايد بر اين مقاومتها غلبه كنيد. هنگامي كه ميخواهيد ايده تغيير خود را مطرح كنيد بايد پيشداوريها و جبههگيريها، مسائل رفاهي و روشهاي سنتي را مورد نظر قرار دهيد. مقاومت كاركنان ميتواند به يكي از دلايل زير باشد:
موفقيتهاي گذشته؛ اگر افراد در گذشته موفق بودهاند ممكن است تمايلي به تغيير به آينده ناشناخته نداشته باشند.
احساس آشنايي با روشها و چيزهاي موجود.
حس ايمني و امنيت.
سطحي از اطمينان كه به واسطه سنن، استانداردها و رقبا ايجاد شده است.
وقتي ميخواهيد ديگران را براي تغيير آماده كنيد به ياد داشته باشيد كه:
همه مفاهيم نو ناگزير كهنه خواهند شد بنابراين براي موفق شدن، بايد راههاي جايگزين، تطبيقها و نوآوريهايي ايجاد كنيد.
خلاقيت و حل مسئله كمك خواهد كرد نيازهاي آينده را برآورده سازيد. از آنجايي كه آينده غيرقابل كنترل است بايد خود را براي تطبيق با وقايع غيرمترقبه آماده سازيد.
راهبری تغییر در نت ورک
چگونه تغيير سازماني را رهبري و مديريت كنيم؟
نويسنده: ركس پي گاتو
چكيده
اين مقاله به موضوع رهبري و مديريت تغيير ميپردازد و روشها و استراتژيهاي برخورد با تغيير را شرح ميدهد. رهبري تغيير، استراتژيهاي رهبري تغيير شامل رهبري تغيير از طريق قدرت، رهبري تغيير از طريق استدلال و رهبري تغيير از طريق بازآموزي، فرايند تغيير، نقشهاي درگير در فرايند تغيير، معيارهاي اجراي تغيير و روش برخورد با مقاومت در برابر تغيير مباحث اين مقاله را تشكيل ميدهند.
كليدواژه(ها) : تغيير؛ مديريت تغيير؛ رهبري تغيير؛ مقاومت در برابر تغيير
1- رهبري تغيير چيست؟
رهبري تغيير مدلي است كه با استفاده از تركيبي از سبكهاي رهبري سعي در آماده نگاه داشتنافراد مجموعه و یاسازمان فروش براي يادگيري و رشد مستمر دارد. اين سبك تا حد زيادي متفاوت از مدل رهبري سنتي است كه معطوف به كنترل افراد از طريق مديران است. رهبران تغيير كساني هستند كه به آينده فكر ميكنند، مقصد را ميشناسند، اعتماد به نفس براي ايجاد تغيير در خودشان دارند و همچنين براي كمك يا هدايت ديگران در ايجاد تغيير صبر و بردباري به خرج ميدهند. ما نميتوانيم تغييرات را كنترل كنيم اما ميتوانيم خود را براي آن آماده كنيم.
يك مدير كارآمد در شرايط متفاوت از سبكها و مهارتهاي متفاوتي استفاده ميكند. وقتي سرعت تغيير افزايش مييابد و بيشتر بر سازمان تأثير ميگذارد، مهارتهاي مورد نياز براي هدايت سازمان در جريان تغيير به صورت فزايندهاي مهم ميشوند. رهبران تغيير نيازمند شناسايي نقاط مناسب و موارد اشتباه سازمان خود و ديگر سازمانها هستند.
مديران با كسب دانش مانند آگاهي از نظريههاي حوزه كسب و كار خود، يادگيري استفاده از فناوريهاي نو، توانمندسازي خود در تطبيق و اقتباس مهارتها و استراتژيها و پذيرا بودن تفكر خلاق ميتوانند به رهبران تغيير تبديل شوند. رهبران تغيير از تواناييهاي خود و افراد پيرامون خود به خوبي استفاده ميكنند. آنها بايد درباره كارگران فني (آنهايي كه دانش مشخصي دارند) و كارگران دانش (آنهايي كه دانش عمومي دارند) اطلاعات مناسبي داشته باشند.
رهبران تغيير وقتي هنوز در سطح سنتي موفقيتهاي سازماني قرار دارند براي تغيير آماده ميشوند. آنها ثبات سازماني و حس تداوم را ايجاد ميكنند (بجاي ايجاد تغيير به خاطر خود تغيير)، اما در عين حال آماده هستند كه از طريق دانش مورد نياز، تغيير و نوآوري ضروري را ايجاد كنند. رهبران تغيير درمييابند كه كاركنان بايد از موارد زير اطلاع داشته باشند:
مقصد آنها كجاست
كسب و كار آنها چيست
با چه كساني كار خواهند كرد
چه چيزي در راه است
از آنها چه انتظاري ميرود
ارزشها كدامند
تغيير در رويهها و فرايندها چه مواردي خواهد بود
چگونه اين تغييرات اندازهگيري خواهد شد
عملكرد آنها چگونه اندازهگيري خواهد شد
چگونه رهبران، تغيير را مدل كرده و ميپذيرند
دو اصل اساسي براي ايجاد تغيير سازماني وجود دارد: پيوستگي و تغيير. اگر چه اين دو متضاد به نظر ميرسند اما در واقعيت ميتوانند مكمل يكديگر باشند. كليد برقراري تعادل بين پيوستگي و تغيير جريان ارتباط فوقالعاده است. يكي از اقدامات در تأمين اين ضرورت، جلسات ده تا پانزده دقيقهاي براي تبادل اطلاعات است. صرفنظر از اينكه جلسات رسمي يا غيررسمي باشند حداقل هفتهاي يكبار بايد برگزار شوند تا لیدرهای به اطلاعات لازم دست يابند، از سوي رهبر به اطمينان لازم دست يابند و حمايت شوند. اطلاعات بايد بين لیدرهای گروه تغيير تبادل شود تا فضاي اعتماد را بيشتر نشان دهد و افراد را در يك حلقه ارتباطي نگاه دارد.
يك چارچوب فكري نو ايجاد كنيد
با تمركز بر آينده از طريق موضوعاتي مانند بازارهاي در حال تغيير، نيازهاي مشتري، يا بازطراحي ساختار سازماني، راه ساختن يك سازمان موفق را به ديگران نشان خواهيد داد. در اينجا چند نكته براي توسعه يك روش جديد تفكر ارائه ميشود:
درباره تغيير، رقابت و نيازهاي مشتريان فرهيخته فكر كنيد.
چارچوب فكري خود را به چالش بكشيد. تفكر خود را توسعه دهيد.
شرايط فعلي را بررسي كنيد و راههاي جايگزين براي آن توسعه دهيد. چه چيزي ميخواهيد؟ چه موانعي را بايد از سر راه برداريد؟
با دقت به موضوعات، مسائل و ايدههايي كه ديگران ارائه ميدهند گوش كنيد.
به آينده به عنوان يك آغاز نگاه كنيد نه به عنوان تكرار وقايع گذشته.
جايي را كه قرار داريد بپذيريد و براي آينده برنامهريزي كنيد. انرژي خود را صرف فكر بر روي موارد «من بايد اين كار را ميكردم ...» نكنيد.
هنگام برنامهريزي از نقاط قوت خود كمك بگيريد و برنامه خود را بر اساس آنها تنظيم كنيد.
تغييري را كه شامل ريسكپذيري يا انعطافپذيري است تشخيص دهيد.
براي كارهايي كه نميتوانيد انجام دهيد توجيه فراهم نكنيد.
مقاومت را درك كنيد: گوش دهيد، شرح دهيد و بحث كنيد.
براي هر فردي كه بايد تغيير را دنبال كند يك دورنما و مسير روشن ترسيم كنيد
- سه استراتژي رهبري تغيير
در ادامه سه استراتژي رهبري متفاوت براي كار با تغيير ارائه ميشود. هر يك از اين استراتژيها ميتوانند به صورت منفرد يا تركيبي بكار گرفته شوند.
- رهبري تغيير از طريق قدرت
در اين سبك، مدير:
پاداشها، ترفيعها و ارتقاءها را كنترل ميكند.
تمام تصميمها را با مشاركت حداقل كاركنان اتخاذ ميكند.
يك رهبر مستبد و هدايتگر است.
اين سبك رهبري هنگام يك بحران كه تصميمها بايد به سرعت اتخاذ شوند ميتواند اثربخش باشد.
رهبري تغيير از طريق استدلال
در اين سبك، مدير:
پيش از تغيير، اطلاعات لازم را اشاعه ميدهد.
با افراد مجموعه مانند بزرگسالان رفتار ميكند و چرايي تغيير را به آنها توضيح ميدهد.
انگيزهها، نيازها، سنتها و استانداردهاي افرادو سازمان را تشخيص ميدهد.
اين استراتژي رهبري وقتي به كار ميرود كه تغيير اجتنابناپذير بوده و زمان عامل تعيين كنندهاي نيست.
- رهبري تغيير از طريق بازآموزي
در اين سبك، لیدر
تشخيص ميدهد كه نه قدرت و نه استدلال، به تنهايي موجبات تغيير موفق را فراهم نميآورند.
به آموزش و توسعه ارزش ميدهد.
به افراد مجموعه اجازه ميدهد و آنها را تشويق ميكند كه براي چالشهاي جديد مهارتهاي جديد را فرا گيرند.
دوستان را به انجام بيش از آنچه كه نياز است تشويق ميكند، آنها را به ماوراء سطح اعتمادشان حركت ميدهد و به آنها كمك ميكند كه به نفع سازمان فراسوي توانايي خود تلاش كنند.
اين استراتژي براي رهبري تغيير هنگام رشد، تغيير سريع و رقابت شديد اثربخش است.
شجاع باش
به خاطر بسپار.
انسانهای شجاع،فرصت می آفرینند؛ ترسوها وضعیفان منتظرفرصت منشینند.
!!! به خاطربسپار:خدا می گویدهرکجا توبا منی،من با توام:یادت باشد.
دیگران راآزاد بگذار،آزاد درپذیرفتن تو؛آزاد درروی گردانیدن ازتو!!!
فراموش نکن:افرادی که جهان راتغییرمی دهند،صرف نظرازهرمسئله ای به
خود ایمان دارند!!!
به خود جواب بده؛
چه تصوری ازخود داری؟
به دنبال چه تغییری هستی؟
در حال حاضر مصمم به انجام چه کاری هستی؟ چرا؟
چه تصمیم های مهمی میتوانی بگیری تا زندگی خودوعزیزانت راتغییردهی؟؟؟
موفقیت واقعی درنظرتوبه چه معنایی است؟
وچه قدمهایی برمی داری تا ازآن بهره مند شوی؟
درحال حاضربزرگترین آرزوی توچیست؟؟؟
تاچیزی رامتفاوت نبینید ،،، نمی توانید کارمتفاوتی انجام دهید.
متفاوت ترین تفاوت،تفاوت ما با دیگران است.
ایا تو نت ورک پول در می اید؟
نت ورک مارکتینگ راه یک شبه پولدار شدن نیست
شاید زیاد شنیده ویا خوانده باشیم که بیا پولدار می شی ویا اگه می خواهی سریع به پول برسی بیا نت ورک کار کن واز این جور حرفها.........
برای نت ورک ساختن فقط انگیزه لازم ندارید بلکه همراه با انگیزه برنامه ومداومت وپشتکار هم نیاز است
آنها آنچنان در روياهاي خودساخته شان غرق مي شوند كه اندك اندك فراموش مي كنند كه براي موفق شدن بايد پاهاي خود را بر روي زمين بگذارند.
ايراد اين نوع تفكر كه «تفكر بر مبناي آرزوها» ناميده مي شود اين است كه زمان و راهي كه بايد براي رسيدن به آرزوها طي شود اغلب كمتر از آنچه هست ديده مي شود و در نتيجه شخص وقتي در طي مدت كوتاهي به نتيجه مطلوب ذهني خود نمي رسد سرخورده و مايوس گرديده و از پيگيري اهدافش منصرف مي شود. حال آن كه موفقيت امري تدريجي و نيازمند تلاش مستمر و كوشش فراوان است.
مي گويند روزي كرايسلر كه نوازنده مشهور پيانو است قطعه اي را آنچنان لطيف و باظرافت نواخت كه تمام جمعيت حاضر غرق در شور و شعف شدند، در پايان كنسرت خانمي كه به شدت تحت تاثير شيوه نوازندگي وي قرار گرفته بود نزدش رفت و با حالتي شگفت زده گفت: «من حاضرم تمام لحظات عمرم را بدهم تا بتوانم مثل شما بنوازم.»
كرايسلر لبخندي به او زد و گفت: «اين دقيقا همان كاري است كه من در تمام طول عمرم كرده ام.»
به نظر من روز كه كرايسلر براي نخستين بار دست به پيانو زد، در ذهنش چنين روزي را مي ديد، اما احتمالا انتظار نداشت كه اين موفقيت خيلي آسان و پس از چند ماه نواختن پيانو به دست آيد.
تدريج همه جا قاعده موفقيت است و هر موفقيت بزرگي حاصل جمع يا حاصل ضربي از موفقيت هاي كوچك و درس هايي است كه از شكست هاي كوچك مي آموزيم.
همان گونه كه براي ساخته شدن يك ساختمان زيبا هزاران آجر بايد دقيق و متناسب با يكديگر چيده شوند و طبيعتا نمي توان تا قبل از طراحي نقشه و ساخته شدن طبقه اول به فكر ساختن طبقه دوم بود، در زندگي يك انسان هدفمند نيز اوضاع به همين شكل است.
همان گونه كه بهترين نقشه ساختمان اگر روي كاغذ باقي بماند اهميت چنداني پيدا نمي كند، بهترين فكرها نيز تا وقتي كه از «وجه تئوريك» به «حالت عملي» مبدل نشوند ارزش چنداني نخواهند داشت.
از جمله رازهاي موفقيت انسان هاي موفق كوتاه بودن فاصله «انديشه» تا «عمل» آنهاست.
پس بهتر است با خود فكر كنيم كه چگونه مي توانيم در راستاي اهدافمان اقدامات عملي انجام دهيم.
براي مثال اگر هدف شما تبديل شدن به يك متخصص كامپيوتر است و تاكنون چيزي از كامپيوتر نمي دانيد اما امروز عصر از يك مركز بزرگ خريد كامپيوتر بازديد كرده ايد يك گام عملي در مسير موفقيت برداشته ايد، اگر هدف شما ثروتمند شدن است و سرمايه چنداني نيز نداريد اما امروز ايده هاي اقتصادي را كه به ذهنتان رسيده است در دفتري يادداشت كرده ايد تا در زمان مناسب مورد استفاده قرار دهيد، يك گام عملي به سوي موفقيت برداشته ايد.
اما اگر نشسته ايد و تنها به اهدافتان فكر مي كنيد و به اين كه چرا شرايط دست به دست هم نمي دهند تا شما به اهدافتان برسيد بايد گفت كه شما در مرحله «تئوريك» متوقف مانده ايد و البته هنوز فرصت هست تا دست به اقدامات عملي و ملموس بزنيد.
پس از جاي خود بلند شويد و بيش از اين براي رسيدن به موفقيت هاي بزرگ، موقعيت هاي كوچك را از دست ندهيد.
راه موفقيت را بايد گام به گام پيمود، پس هر گام را آن چنان استوار و پر انگيزه برداريد كه گويي اين، هدف نهايي شماست و در عين حال هدف نهايي را كه براي خود برگزيده ايد همواره در ذهن داشته باشيد و هرگز اين جمله را فراموش نكنيد كه در زندگي ات:
«بزرگ فكر كن، اما هم اكنون از كوچك آغاز كن.»
لذت کار
حتماً شنيديد كه خيلي از مردم از وضع كار و زندگيشون گله ميكنن. اصلاً چرا خيلي از مردم! حتّي ما هم خيلي وقتها غر ميزنيم و از سرنوشتمون و كارهايي كه بايد انجام بديم گله ميكنيم.
من اين همه بايد كار كنم كه آخرش چي بشه؟! خيلي شانس بيارم، ترفيع پيدا ميكنم و حقوقم يه مقدار بيشتر ميشه! اما چه فايده؟! اونوقته كه تازه مسئوليتهام بيشتر ميشه. نگرانيهام بيشتر ميشه. بيشتر اعصابم درگير ميشه.
زندگي ميكنم براي چي؟ كه مثلاً بزرگتر بشم و تشكيل خانواده بدم. اما چه فايده؟! تازه از همون روز اول مشكلاتم شروع ميشه. مسئوليتم بيشتر ميشه، بايد بيشتر بدوم! بيشتر حرص بخورم تا بتونم شكم زن و بچه رو سير كنم.
و هزاران "براي چيه" ديگه! كه بسته به نوع زندگيها و شخصيتها ميشنويم. اكثر ما در اينجور مواقع معتقديم كه هر چيزي كه در زندگي مهمه، در نهايت بار سنگيني بر گرده ما ميشه.
اما تابحال توجه كردين كه مثلاً چرا هيچوقت از خودمون نميپرسيم "براي چي سينما ميري؟"، يا "براي چي فوتبال بازي ميكني يا فوتبال تماشا ميكني؟" يا...؟! يا حتي وقتي كه يكي ازمون چنيني سوالاتي ميپرسه، سريع جوابشو ميديم؟! كه، خوب اينها براي تمدّد اعصاب و آرامش فكري و... لازمه!
به نظر من تفاوت اساسي اين دو مقوله در ميزان عشق و علاقهاي هست كه ما به كاري كه انجام ميديم، داريم. اگه به كاري كه مشغوليم عشق بورزيم و دوستش داشته باشيم، بعنوان شغل و مشكل بهش نگاه نميكنيم، بلكه اون هم برامون يه تفريح جالب محسوب ميشه كه از انجام دادنش خسته نميشيم. اگه زندگي زناشوئي برپايه عشق و دوستي واقعي بنا بشه، هيچوقت، حتي اون روزي كه هيچي براي خوردن نداريم، از زندگياي كه تشكيل داديم پشيمون نميشيم. تنها عشق و علاقه است كه به ما توان گريز ميده.، ما رو از بردگي به آزادگي ميرسونه.
همه اينها رو همهمون ميدونيم و هزاران بار شنيديم. ولي مهم اينه كه هنگام تصميمگيريهاي مهم زندگيمون و اون وقتهايي كه ميخوايم از خودمون بپرسيم "براي چي؟!"، اينا رو به ياد بياريم و نگاهي به اونچه كه كردهايم و اونچه كه بايد بكنيم بياندازيم.
تجارت الکترونیک
می دانیم نت ورک مارکتینگ در بستری به نام اینترنت انجام می شود . کلا مسایل تجاری وداد وستد در اینترنت به نام تجارت الکترونیک شناخته می شوند .و نت ورک مارکتینگ در دل تجارت الکترونیک قرار دارد یعنی تجارت الکترونیک نسبت به نتورک مارکتینگ شعاع وسیع تری را دارا می باشد
مزيتهاى تجارت الکترونيکى
- افزايش رشد تجارت
- افزايش فروش
- افزايش درآمد
- افزايش سرمايهگذاري
- افزايش سطح رفاه زندگى مردم
- ايجاد فرصتهاى تجارى جديد براى صنايع و بنگاههاى بازرگانى (ناشى از رفع تبعيضات و تحصيل امتيازات تجارى حاصل از مذاکرات بين دولتها)
- افزايش فرصتهاى جديد شغلى (کارآفرينى نسل جوان در درازمدت)
- افزايش قابل ملاحظه امنيت دسترسى به بازارهاى صادراتى ناشى از تثبيت تعرفهها
- افزايش تضمين بازارها و ثبات دسترسى به آنها ناشى از بکارگيرى قواعد متحدالشکل در تمامى کشورهاى عضو سازمانهاى جهاني
- امکان ارائه خدمات و محصولات در سطح جهاني
- جلوگيرى از اتلاف وقت و کاهش ترددهاى بىمورد
- کمک به منابع انرژى و محيط زيست
- کاهش هزينههاى سربار و ايجاد رقابت در سطح بينالمللي
- دسترسى سريع به اطلاعات
- عدم حضور واسطه
- کاهش هزينههاى تبليغات کالا بويژه در سطح بينالمللي
- ورود به بازارهاى فرامنطقهاى درجهت بازاريابى جهاني
ما نت ورک را خارج از هر تعلق خاطری نسبت به شرکت خاصی اموزش می دهیم بی هیچ چشم داشتی.منظور فقط شناساندن این شغل شریف به جامعه ایرانی است.