پارادایم شیفت

.

پارادايم (Paradigm=الگو) طرز فکری است که از بچگی با آن بزرگ شده ايم و در ذهن ما نقش بسته و محدوديتهائی را برای ما بوجود آورده . قدرت پارادايم قديم ، چشم ما را به پارادايم جديد کور کرده است . برای حرکت از يک موج به موج ديگر نياز به تغيير نگرش يا همان پارادايم شيفت داريم . پارادايم شيفت باعث می شود چشمهای شما باز شود و دنيا را بهتر و قشنگتر ببينيد . در پارادايم شيفت نه تنها چيزی را از دست نمی دهيد بلکه چيزهای بهتری بدست می آوريد . نکته مهم در پاراديم شيفت تکرار و تکرار است زيرا هيچکس نمی تواند ادعا کند که يکروزه پاراديم شيفت شده . بايد هر روز متولد شويم .
نتورک را نمی توان با راه و روشهای موج دومی انجام داد . اشتباهی که برخی افراد در نتورک مرتکب می شوند آنست که فکر می کنند با وارد کردن فرد او را پاراديم شيفت کامل نموده اند اما اين امر تا پايان راه بايد با فرد انجام شود .

همانطور که گفتيم پاراديم شيفت نيازمند تغيير است : همه ما آرزوی زندگی پر نشاطی را داريم و همه می خواهيم ثروتمند شويم ؛ اما چند درصد از ما برای تغيير قدمی برداشته ايم ؟ برای تغيير بايد چند مرحله را دنبال کنيم :

۱ – بدانيم روزی پنيرمان تمام می شود پس تغيير را باور کنيم و از آن نترسيم . اعتماد بنفس داشته باشيم .

۲ – پنيرمان را هميشه بو کنيم تا بفهميم کهنه است يا نه . پس همواره بدنبال تغييرات جديد باشيم و در صورت شکست مايوس نشويم بلکه تغيير جديدی را تجربه کنيم .

۳ – هر چه زودتر حر کت کنيم تا به پنير تازه تر دست می يابيم .پس بسرعت خودمان را با تغييرات وفق دهيم .

پارادايم شيفت را با ايمان کامل بپذيريم و در مقابل آن چرا نياوريم .

انسانهای موفق هميشه می گويند چگونه ؟ و انسانهای ناموفق هميشه می گويند چرا ؟

۴ – از تغييرات لذت ببريم تا از طعم پنير تازه بهره مند شويم .

يکسری تفکرات موج دومی که باعث شکست ما در نتورک می شود :

ديگران شکست بخورند تا من پيروز شوم .
اگر ما بنتيجه نرسيديم ديگران هم شکست بخورند .
من کار می کنم اما بالاسری هايم (يا دايرکتهايم) نتيجه می گيرند .
خصوصيت کسانيکه پيشگام پارادايم شيفت هستند :

۱ – شهامت دارند : (مثال : افزايش امتيازات حتی در شرايط متوقف بودن دست )

۲ – ايمان دارند (مثال : سختی های کار را تحمل می کنند و هزينه ها را می پردازند )

۳ – بکارشان عشق می ورزند (مثال : با تمام وجود پرزنت گذاشته و فالو می کنند . در جلسات مرتب و بموقع حاضر می شوند ) .

شما بايد با فکر و انرژی و سرمايه خود ، پارادايم شيفت را به ديگران منتقل کنيد . وقتی شما پيشگام پارادايم شيفت باشيد دنيا و همه مردم بعداً از شما پيروی می کنند .
نکته مهم در پارادايم شيفت آنست که پس از پارادايم شيفت همه به نقطه صفر می رسند و کارگر و مهندس و ديپلمه و دکترا فرقی با هم ندارند . هر کس بيشتر تلاش کند بيشتر موفق است .

اما يکی از مهمترين پارادايم شيفت های اين تجارت استفاده از دايره نفوذ می باشد ...

پيگيري

۱. براي يك نت وركر غير ممكن است و يا بسيار مشكل است كه چيزي را ارائه كند كه آن را باور ندارد. زيرا نميتواند با تمام وجود از آن دفاع كند، نقطه شروع موفقيت در پرزنت و واردكردن افراد، اطمينان يافتن و ايمان داشتن به كار خود است.

۲. هشتاد درصد از وروديها پس از جلسه پنجم پيگيري انجام ميشود.

۳. در پرزنتهاي نا موفق، 50 درصد از نت ور كرها پس از اولين تماس با پرزنت شونده دست از تلاش برميدارند، گاهي نت وركر تنها يك سئوال تا دستيابي به موفقيت فاصله دارد، هر دفعه كه عقيده طرف مقابل را بپرسيد يا قولي از او بگيريد، اورا يك گام به گرفتن تصميم نهايي نزديكتر كرده ايد.

۴. هيچگونه آموزش و مهارتي نميتواند جايگزين تماس رودررو با پرزنت شونده شود.

۵. ارائه هر نوع شواهد باعث افزايش تمايل پرزنت شونده به ورود به اين تجارت خواهد شد.

۶. مسئوليت مهم شما اينست كه مطمئن شويد هر چه ميگوئيد در جهت كاهش احساس ريسك و افزايش اطمينان شخص مقابل است.

۷. پرزنت و واردكردن افراد، اطمينان يافتن و ايمان داشتن به كار خود است.

كار يك نت وركر واقعي اينست كه در لحظات حساس كه پرزنت شونده دچار ترديد و دودلي است به كمك وي بيايد تا بتواند تصميم قاطعي بگيرد

نتورک مارکتینگ دارای اصول و قواعد خاصی است

یرامید در لغت به معنای هرم میباشد

.تفاوتی که در طرحهای هرمی و بازاریابی شبکه ای وجود دارد اینست که در پیرامید آنچه فروخته میشود توهم وخیال است و نه فروش کالا.به طور کلی نمیتوان گفت که چه طرحی از یک کمپانی پیرامید است یا نتورک مارکتینگ .

نتورک مارکتینگ دارای اصول و قواعد خاصی است که اگر این اصول رعایت نشوند می تواند یک کمپانی را به یک کمپانی غیر قانونی تبدیل کند.

برخی از این اصول از این قرار است:

هیچ کمپانی نمی تواند مشتریهای خود را ایجاب کند تا آنها به افراد بگویند اگر شما از این کمپانی خرید کنید سریعا پولدار یا ثروتمند می شوید ( جو گیر کردن )

طرحهایی که کالا یا خد ماتی در آنها ارائه نمی شود بدون شک پیرامید هستند.

کمپانی هایی که کالا های خود را با قیمتی بیش از قیمت معمول بازار می فروشند و کالاهایشان در رقابت بازار قیمت گذاری نمی شوند پیرامید هستند.

چنانچه با طرحی از یک کمپانی بازار یابی شبکه ای روبرو شدید که کالاهای آن در بازار بدون استفاده از این روش قابلیت فروش نداشته باشند آن را پیرامید تلقی کنید.

هنگامی که با پیشنهاد کار در یک شرکت برای بازار یابی شبکه مواجه شدید، این سوالات را از خود بپرسید:

کمپانی چه گذشته ای داشته است؟

چه کالاهایی را می فروشد؟

آیا کالاهای آن شرکت در بازار فروش دارد؟

آیا کمپانی مدرکی برای اثبات ادعاهای خود در باره ی محصولاتش دارد؟

ایا کالا با توجه به رقابتی که در بازار وجود دارد قیمت گذاری شده است؟

چه قدر باید سرمایه گذاری کنید تا عضو این کمپانی شوید؟

 

پس ما که در این بیزینس نوپا هستیم باید اطلاعات بیشتری از نتورک مارکتینگ و تجارت الکترونیک و جایگاه و رشد آن در جهان داشته باشیم و بایستی من و شما و تمام کسانی که رو به این حرفه می آورند به فرهنگ سازی در این رابطه بپردازیم و در پیشرفت فرهنگ سازی این صنعت بزرگ تلاش کنیم.  

وخیلی جالب است که کشوری مثل ایران که بنا به دلایلی هنوز نتوانسته است عضوی از سازمان تجارت جهانی (WTO) شود به خود اجازه داده است که در مورد نتورک مارکتینگ (به دلیل عدم آگاهی و بعضا" منافع شخصی) اظهار نظر کند.

خوب دوستان وظیفه ما در این وبلاگ اطلاع رسانی صحیح در مورد تجارت وعلم روز دنیا یعنی نتورک مارکتینگ است.

در نت ورک چه کنیم؟

روشهاي آموزشي Multi Level Marketing) MLM)

 

MLM در سه پايه استوار است :
1- Teaching (آموزش يك به يك يا يك به چند)


2-
Training (همان تكرار ، مرور و تمرين دوباره و دوباره است)


3-
Caddying (اصطلاحيست در بازي گلف ، فردي كه در كنار بازيكن حضور دارد و اعلام سرعت باد ، جمع آوري توپها ، نظارت و حمايت و ايجاد آرامش از اين طريق و استفاده از خدمات او براي بازيكن اصلي و ايجاد تمركز بيشتر در اوست). مثل حضور و كمك يك استاد ، هنگامي كه دستيارش مشغول تدريس به دانشجويانش است.


از زمان تحصيل به ما ياد داده اند كه هر كس كه روابط قوي دارد ، موفقتر است. پدر و مادرها ، به سختي كار ميكنند تا پول در بياورند و براي تحصيل بچه ها جايي را انتخاب ميكنند كه روابط و
Connectionهاي بيشتري بوجود آيد(نه فقط آموزش بهتر!) از طرف ديگر در تجارت سنتي يا عرف بازار ، هر چقدر باور كنيم كه فروش بيشتري داشته باشيم ، پول بيشتري هم به دست مي آوريم. پس براي استخدام مدير فروش به دنبال افرادي با روابط بيشتر هستيم. خيلي اوقات مردم شكست ميخورند چون با تفكر سنتي ، وارد تجارت شبكه يا NetWork Marketing ميشوند .

 

هيچ گاه در مورد افراد پيش داروي نكنيد(No Prejudge)

 

بر مبناي تفكر سنتي ، افراد با روابط قوي يعني Connectionهاي زياد! موفق خواهند بود اما اين مساله در تجارت ما هيچ كاربردي ندارند. رمز موفقيت اين تجارت اين است كه ياد بگيريم كه حلقه تاثيرگذار خود را پيدا كنيم.
يك نكته ديگر در تمام مراحل سخنراني جو اين است كه هر وقت سوال مي كند ابتدا خودش دستش را بالا مي برد در واقع از روش
Feel/Felt/Found
استفاده مي كند.
اين مشخصه يك
Leader يا راهنماي موفق است و لازمه آن، صداقت است .

 

Learn how to use Circle of Influence
صبور و صادق باشيد

 

جو به نكته ديگري اشاره ميكند و آن Simple to Do بودن به معناي سادگي انجام و پرهيز از پيچيدگيست

 .
موتزارت ميگويد: نبوغ در سادگيست!


هر فرد ممكن است كه هزاران نفر را نشناسد ولي حتما يك حلقه تاثيرگذار دارد. جو هنگام توضيح نشان ميدهد كه اين كار را جدي گرفته و وقت و انرژي گذاشته است.

 

حلقه تاثيرگذار هر فرد :

حلقه تاثيرگذار هر فرد ، شامل افرادي ميشود كه به آن فرد ، اعتماد و ايمان دارند. و مورد علاقه آن شخص هستند. جو مطرح ميكند كه رمز كار ما سادگيست. و توضيح ميدهد كه چگونه با يك كاغذ و خودكار ، مباني كار را توضيح ميداده است. او با دو نفر شروع كرده است فقط دو نفر! او ميگويد كه خيلي از افراد مرا مسخره كرده اند! خانمي به من خنديد!! كمي افسرده شدم ولي تحمل كردم. خدا را شكر ميكنم كه ايشان مرا رد كرده اند. ديگران در ابتدا به خاطر اعتماد به شما ، وارد اين تجارت ميشوند اين اعتماد باعث يك تعهد در بالا دستيها ميشود كه كمك كنند تا ديگران نيز موفق شوند. مردم افراد متعددي در حلقه تاثيرگذار خود دارند. تجربه ثابت كرده كه هر فرد سه الي پنج نفر را دارد. به عبارت ديگر هر فرد شايد نتواند ۱۰۰ نفر را متقاعد كند كه وارد شبكه شوند ولي حتما خواهد توانست كه سه الي پنج نفر كه در حلقه تاثير گذار او هستند را متقاعد كند كه وارد شبكه شوند. حلقه تاثير گذار شامل برادر ، خواهر ، همسر و اقوام و همكاران و دوستان دوران تحصيل ميتوانند باشند.

بياييد حلقه تاثيرگذار را به طور متوسط ۴ نفر در نظر بگيريد كه انها نيز هركدام خود ۴ نفر در حلقه تاثيرگذارشان دارند. انها به خاطر اعتماد به شما وارد اين تجارت ميشوند و ۴ نفرهاي بعدي نيز به خاطر اعتماد به ايشان وارد خواهند شد و به اين ترتيب سازمان يا ارگانيزاسيون شما شكل خواهد گرفت
۱- امكان آموزش به همه افراد ميسر نميباشد

پس باید راه دیگری را یافت وتنها ترین راه ممکن این است که :

(((یاد بگیرییم که یاد بدهیم که چکونه یاد بدهند)))

یعنی که اموزش نباید تنها یک چیز کادو شده ویا یک بسته باشد و وقتی کسی را به مجموعه وارد کردیم این بسته را به او بدهیم وبگوئیم خوب این هم اموزش باید بر اموزش نظارت داشت واموزش را باید پیگیری کرد.  

چيزي كه بايد درك كنيد اين است كه شما بايد صبور باشيد.

 

اين سيستم ، يك سيستم براي پول دهي دائمي و تصاعدي است و نه پول دهي سريع و به مدت كوتاه.

ایا تو نت ورک پول در می اید؟

نت ورک مارکتینگ راه یک شبه پولدار شدن نیست

شاید زیاد شنیده ویا خوانده باشیم که بیا پولدار می شی ویا اگه می خواهی سریع به پول برسی بیا نت ورک کار کن واز این جور حرفها.........

برای نت ورک ساختن فقط انگیزه لازم ندارید بلکه همراه با انگیزه برنامه ومداومت وپشتکار هم نیاز است

 

 سياري از افراد كه با مكتب موفقيت آشنا مي شوند و شيوه زندگي هدفمند را مي آموزند، در ابتداي راه، اهداف بسيار بلند پروازانه اي را براي خود بر مي گزينند و با اشتياق فراوان منتظرند كه در مدت زمان كوتاهي به آرزوهاي بزرگشان دست پيدا كنند.

آنها آنچنان در روياهاي خودساخته شان غرق مي شوند كه اندك اندك فراموش مي كنند كه براي موفق شدن بايد پاهاي خود را بر روي زمين بگذارند.

ايراد اين نوع تفكر كه «تفكر بر مبناي آرزوها» ناميده مي شود اين است كه زمان و راهي كه بايد براي رسيدن به آرزوها طي شود اغلب كمتر از آنچه هست ديده مي شود و در نتيجه شخص وقتي در طي مدت كوتاهي به نتيجه مطلوب ذهني خود نمي رسد سرخورده و مايوس گرديده و از پيگيري اهدافش منصرف مي شود. حال آن كه موفقيت امري تدريجي و نيازمند تلاش مستمر و كوشش فراوان است.

مي گويند روزي كرايسلر كه نوازنده مشهور پيانو است قطعه اي را آنچنان لطيف و باظرافت نواخت كه تمام جمعيت حاضر غرق در شور و شعف شدند، در پايان كنسرت خانمي كه به شدت تحت تاثير شيوه نوازندگي وي قرار گرفته بود نزدش رفت و با حالتي شگفت زده گفت: «من حاضرم تمام لحظات عمرم را بدهم تا بتوانم مثل شما بنوازم.»

كرايسلر لبخندي به او زد و گفت: «اين دقيقا همان كاري است كه من در تمام طول عمرم كرده ام.»

به نظر من روز كه كرايسلر براي نخستين بار دست به پيانو زد، در ذهنش چنين روزي را مي ديد، اما احتمالا انتظار نداشت كه اين موفقيت خيلي آسان و پس از چند ماه نواختن پيانو به دست آيد.

تدريج همه جا قاعده موفقيت است و هر موفقيت بزرگي حاصل جمع يا حاصل ضربي از موفقيت هاي كوچك و درس هايي است كه از شكست هاي كوچك مي آموزيم.

همان گونه كه براي ساخته شدن يك ساختمان زيبا هزاران آجر بايد دقيق و متناسب با يكديگر چيده شوند و طبيعتا نمي توان تا قبل از طراحي نقشه و ساخته شدن طبقه اول به فكر ساختن طبقه دوم بود، در زندگي يك انسان هدفمند نيز اوضاع به همين شكل است.

همان گونه كه بهترين نقشه ساختمان اگر روي كاغذ باقي بماند اهميت چنداني پيدا نمي كند، بهترين فكرها نيز تا وقتي كه از «وجه تئوريك» به «حالت عملي» مبدل نشوند ارزش چنداني نخواهند داشت.

از جمله رازهاي موفقيت انسان هاي موفق كوتاه بودن فاصله «انديشه» تا «عمل»  آنهاست.

پس بهتر است با خود فكر كنيم كه چگونه مي توانيم در راستاي اهدافمان اقدامات عملي انجام دهيم.

براي مثال اگر هدف شما تبديل شدن به يك متخصص كامپيوتر است و تاكنون چيزي از كامپيوتر نمي دانيد اما امروز عصر از يك مركز بزرگ خريد كامپيوتر بازديد كرده ايد يك گام عملي در مسير موفقيت برداشته ايد، اگر هدف شما ثروتمند شدن است و سرمايه چنداني نيز نداريد اما امروز ايده هاي اقتصادي را كه به ذهنتان رسيده است در دفتري يادداشت كرده ايد تا در زمان مناسب مورد استفاده قرار دهيد، يك گام عملي به سوي موفقيت برداشته ايد.

اما اگر نشسته ايد و تنها به اهدافتان فكر مي كنيد و به اين كه چرا شرايط دست به دست هم نمي دهند تا شما به اهدافتان برسيد بايد گفت كه شما در مرحله «تئوريك» متوقف مانده ايد و البته هنوز فرصت هست تا دست به اقدامات عملي و ملموس بزنيد.

پس از جاي خود بلند شويد و بيش از اين براي رسيدن به موفقيت هاي بزرگ، موقعيت هاي كوچك را از دست ندهيد.

راه موفقيت را بايد گام به گام پيمود، پس هر گام را آن چنان استوار و پر انگيزه برداريد كه گويي اين، هدف نهايي شماست و در عين حال هدف نهايي را كه براي خود برگزيده ايد همواره در ذهن داشته باشيد و هرگز اين جمله را فراموش نكنيد كه در زندگي ات:

«بزرگ فكر كن، اما هم اكنون از كوچك آغاز كن.»

 

 

اموزش

 هدفهای کوتاه مدت ما مانند پلی است،

 که برای رسیدن به هدف نهائی خود باید از این پل عبور کرد .......

وقتی وارد کار می شیم هد فهامون را تعیین می کنیم ، برای رسیدن به اهدافمون باید یکسری تکنیک ها را آموزش ببینیم ، که ما این آموزش تکنیک ها را مثل هدفهای کوتاه مدتمان برای رسیدن به هدف نهائی نگاه می کنیم ،پس سعی می کنیم این مراحل را به صورتی پشت سر بزاریم که هر زمان نیاز شد این مراحل را دوباره آموزش دهیم ،بتونیم .....

 ما نباید فکر کنیم که با گذراندن سریع  این مراحل آموزشی می تونیم زودتر به هدف نهائی خود برسیم ، می تونیم در هر مرحله فکرمون روی همون تکنیک هائی باشه که باید در اون مرحله آموزش ببینیم .

تمامی کسانی که در این مراحل به موفقیت رسید ند از همین تکنیک ها استفاده کردند .  

(انسان عاقل و زرنگ کسی که از تجربه دیگران استفاده کنه ) 

باتشکر از صالح  

راه برای نت ورک

ده راه براي موفقيت در بازاريابي شبكه‌اي

 

 

 

سلام دوستان ؛ براي موفقيت در بازاريابي شبكه اي (NM) ده روش زير را با جديت و اشتياق تعقيب نماييد :

 

1-در انتخاب كمپاني دقت نماييد :

پيش از آنكه پول و زمان خود را در بازاريابي شبكه اي (NM) سرمايه گذاري نماييد، مطمئن شويد كه كمپاني مورد نظر شما از اعتبار مالي بالا ، مديريت خوب و از ابزارهاي لازم براي مديريت و كنترل سرعت رشد مجموعه برخوردار مي باشد و همچنين طرح تجاري آن در بلند مدت همچنان براي افراد سود بخش مي باشد. پس در اولين گام بايستي كمپاني مناسبي را بيابيد.

 

2-حامی مناسبي را بيابيد كه هم از حمايت كافي در آموزش برخوردار باشيد و هم فردي متعهد باشد  :

مطمئن شويد كه گروه حامیان شما ، گروه موفقي مي باشند كه ثابت نموده اند براي آموزش شما شخصاٌ وقت كافي اختصاص مي دهند. اگر حامی شما چنين شخصي است، تجارت خود را آغاز نماييد.

 

3-براي انجام اين تجارت بايستي يك هدف شخصي شفاف ، واضح و متقاعد كننده داشته باشيد :

به ياد داشته باشيد آنقدر كه "چراي" اين كار داراي اهميت مي باشد ، "چگونه"  اين كار مهم نمي باشد. زماني كه شما دلايل قوي و متقاعد كننده براي انجام اين تجارت داشته باشيد، آنگاه يك حس اشتياق سوزان در شما بيدار مي شود، كه موفقيت در اين تجارت را براي شما به يك امر ضروري تبديل مي سازد.

 

4-اهداف واضح و مشخص خود را بنويسيد و هر روز آنها را مرور نماييد :

اهداف خود را مشخص نماييد و روي كاغذ بنويسيد. برنامه كاري خود را مشخص نماييد و هر روز را براي خود برنامه ريزي نماييد تا زماني كه به اهداف خود برسيد :

موفقيت = عمل + اهداف + رويا

 

5-بر روي موفقيت زير مجموعه هاي خود تمركز نماييد تا به صورت خودكار خودتان موفق شويد :

درست است كه پول داراي اهميت زيادي مي باشد ولي تمركز شما بايستي براي كمك به زير مجموعه هايتان باشد. "زيگ زيگلر"  (مبدع روش FFF) روزي گفت : " شما به هرچه بخواهيد مي رسيد، به شرطي كه به ديگران كمك كنيد تا به خواسته هايشان برسند." برويد و به دوستان زير مجموعه تان كمك كنيد و آنگاه خودتان نيز به موفقيت خواهيد رسيد.

 

6-براي موفقيت در اين تجارت بايستي زمان ، تلاش و جديت به خرج دهيد :

شما بايستي روزانه زمان ثابتي را براي این تجارت به خود اختصاص دهيد. اگر اين كار را به چشم يك سرگرمي نگاه كنيد ( يعني هر زمان وقت اضافه اي داشتيد به اين تجارت اختصاص بدهيد ) به اندازه يك سرگرمي هم درآمد كسب مي كنيد. ولي اگر به چشم يك تجارت به آن نگاه كنيد ( برنامه كاري روزانه داشته باشيد و روزانه طبق برنامه تان عمل نماييد) به اندازه يك تجارت بزرگ هم درآمد كسب مي نماييد.

 

7-دو قانون مهم براي يافتن زيرمجموعه عبارت است از : با مردم صحبت نماييد ...و با مردم بيشتري صحبت نماييد :

شغل شما رساندن پيام است. پيامي شامل  ، محصولات و فرصت مالي كه بايستي هر چه بيشتر در اختيار افراد بيشتري قرار دهيد. نگران كساني كه علاقمند نيستند نباشيد. شما فقط بايستي مردم را غربال نماييد تا به افراد مورد نظرتان برسيد. اگر هر روز با يك شخص جديد تماس بگيريد و شش روز در هفته كار كنيد ، در هر سال 312 تماس جديد گرفته ايد و اگر فقط ده درصد آنها وارد شوند، شما هر سال 31 ليدر جديد خواهيد داشت، كه اگر آنها نيز همين روش شما را همانند سازي (duplication) نمايند كه ديگر و ا ه ه ه ه چه شود !!

 

8-شرمنده نشويد اين شغل شماست ، پس شخصاٌ مسئوليت آن را بپذيريد :

فقط شكست خوردگان هستند كه بايستي شرمنده بالاسري هايشان ، كمپاني و طرح تجاري كمپاني شوند. اين شغل شماست و مسئوليت شخصي شماست ، پس تعهد موفقيت ها و درآمدهاي خود را بپذيريد.

 

9-حداقل به مدت سه سال صبور ، استوار و ثابت قدم باشيد و نظاره گر رشد مجموعه خود باشيد :

اغلب مردم بي صبر و ناشكيبا هستند و مي خواهند عجولانه به موفقيت برسند. اين تجارتي است كه زمان نقش اساسي در ساختار آن دارد. اگر شما يك تجارت سنتي داشته باشيد حداقل 3 تا 5 سال طول مي كشد تا به درآمد قابل توجه برسيد، بلي يا خير؟ در بازاريابي شبكه اي (NM) نيز شما حداقل بايستي چند ماه منتظر اولين درآمد خود باشيد و كم كم تا سه سال بعد قدرتمند مي شويد. صبور باشيد و هرگز كار را رها ننماييد.

 

10-پس زدن و رد شدن را به عنوان بخشي از اين تجارت بپذيريد و آن را برخورد شخصي به خود نگيريد :

دراين تجارت مردم به شما زياد "نه" خواهند گفت. خوب ممكن است اين لحظه مناسب زندگي آنها براي پذيرش اين پيشنهاد نمي باشد. آنها شما را پس نمي زنند بلكه به اين فرصت شغلي عالي و محصولات دست رد مي زنند. شما آن را به خودتان نگيريد. با مردم ديگر در تماس باشيد تا بتوانيد در لحظه مناسب زندگي هر كس به آنها برسيد.

 

دوستان ، شما و من  بايستي به طور مداوم خودمان را در اين تجارت بازاريابي شبكه ای ا رزيابي نماييم و با ايجاد تغييرات لازم ، شما و من به موفقيت هايمان خواهيم رسيد.

با بهترين آرزوها

حرفه ای باش

ذهنیت و تفکر یک حرفه ای درباره بازاریابی شبکه ای

 

همانند یک بازاریاب شبکه ای برجسته بیاندیشید تا یک بازاریاب شبکه ای برجسته باشید. درصورتی که نمونه های ذهنی و فکری یک بازاریاب برجسته را بپذیرید و قبول کنید , می توانید با قدرت هر چه تمام تر , دوره زمانی لازم برای تبدیل شدن به یک بازاریاب برجسته تسریع بخشید , زیرا منطقی ترین روش یادگیری شیوه آزمایش و خطاست .

 

در اینجا بیست روش و نکته ثابت شده برای رساندن شما به بهترین موقعیت آورده شده است :

 

1- یک دلیل بزرگ و مهم برای خود بیاورید که چرا می خواهید یک بازاریاب برجسته شوید؛ دلیلی که واقعا اصل قضیه و مطلب را برای شما عنوان کند و اجازه دهید نیروی محرک روزانه شما باشد و مانند چوبی که برای افروختن آتش در درون خود نیاز دارید , از آن استفاده کنید .

 

2- تعداد محدودی اهداف محرک و طلایی برای خود برگزینید ؛ اهدافی که دستیابی به آنها انگیزه شما برای موفقیت در بازاریابی شبکه ای باشد . آنها را یادداشت و گاهی مرورشان کنید . اطمینان یابید که آنها اهداف خود شما هستند و نه اهداف کسانی دیگر . از برانگیختگی و اشتیاق خود برای دستیابی به اهدافتان استفاده کنید . دلائل و اهداف بزرگ برای خود انتخاب کنید تا شما را در مواجهه با موانع , هدایت و رهبری کنند ,

 

اهدافتان از شما فردی می سازند که برای رسیدن به آنها ساخته شده اید و مناسب هستید . هدف بزرگتر , برای وفادار ماندن به اتمام رساندن آن هدف نیروی بیشتری در شما ایجاد می کند .

 

3- ذهنیت خود را برای یک سخت کوشی آماده کنید . این هدف , که موفقیت پیش از کارکردن حاصل می شود تنها در قصه ها وجود دارد . هر کسی سخت کوش تر باشد در موفق شدن خوش شانس تر است .

 

از هوشیارانه بودن سخت کوشی خود اطمینان حاصل کنید . اگر چیزی درست کار

نمی کند از تمرکز کردن صرف تنها روی آن خودداری کنید و کار دیگری انجام دهید .

 

4- ذهنیت فعال داشته باشید . یکی از بزرگترین اشتباهاتی که بازاریابان تازه کار و آماتور مرتکب می شوند این است که فکر می کنند مجبورند همه چیز را درباره محصولات و فرصت هایشان پیش از آنکه بتوانند فعالیت تجاری خود را آغاز کنند , یاد بگیرند . شما باید بدانید 90 درصد نیروی خود را روی کار و فعالیت و 10 درصد انرژی خود را برای یادگیری کنار بگذارید .

 

این یک تجارت فعال است . اصول پایه را یادبگیرید . از ابزارهای موجود و امکانات سیستم استفاده کنید .

 

بازاریابی شبکه ای انجام دادن آن است , نه فقط مطالعه کردن درباره آن . این نکته برای موفق شدن بسیار اهمیت دارد .

 

5- متمرکز ووسیع فعالیت کنید , نه اینکه فقط به طور صرف فعال باشید . هرآنچه در توان دارید برای این کار بگذارید . یک تعهد و الزام کامل برای خود ایجاد کنید و پیش بروید .

 

اگر بازاریابی شبکه ای را به عنوان یک عادت و تفریح یا تنها به عنوان یک درآمد نیمه وقت برای خود درنظر بگیرید , آنگاه شما عضوی بی اهمیت و اتفاقی برای این کار خواهید شد .

 

اگر شما قصد به دست آوردن درآمدی بزرگ و عظیم از بازاریابی شبکه ای را دارید , باید متمرکز و وسیع فعالیت کنید .

 

6- تلاش و فعالیت آن چیزی است که برای شما نتیجه به بار می آورد اما باید توجه داشته باشید که نباید پیش از فعالیت , مثبت اندیش باشید . خود را برای فعالیت و کار مداوم روزانه قانون مند کنید . بدون در نظر گرفتن آن که هر روز چه احساسی دارید یا چه چیزی ذهن شما را درگیر کرده , روزانه کاری برای بهتر کردن تجارت خود انجام دهید .

 

آنچه شما را به خریداران و توزیع کنندگان می رساند یک برنامه ریزی روزانه است . خود را برای انجام دادن مداوم و روزانه قانون مند کنید . تلاش سازگار مداوم و پایا برای موفق شدن شما بسیار مهمتر و باارزش تر از این است که شما یک شلیک داغ و ناگهانی داشته باشید .

 

7- یک نگاه و دید دور اندیش داشته باشید . مطابق و درحدود بودجه خود برای تجارت کردن سرمایه گذاری و خرج کنید . برای درازمدت برنامه ریزی داشته باشید .

 

8- زمان می برد تا پایه های اساسی درآمد خود را بسازید و بالا ببرید , اما وقتی شروع به بالا آمدن و ساخته شدن بکند (از زمان بهره دهی و به سود رسیدن ) باید بدانید که هیچ چیزی در دنیا بهتر از آن نمی باشد .

 

9- شما باید واقعا محصولات و فرصت هایتان را دوست داشته باشید . هیچ راهی وجود ندارد که شما موفق بشوید , بدون آنکه محصولات و فرصت هایتان را باور کرده یا درباره آنها مشتاق باشید . لزومی ندارد که شما اشتیاقی دیوانه وار داشته باشید . تنها یک نیروی ثابت کافی است . به شرط آنکه از باور واقعی و قلبی شما برآمده باشد .

 

یک سئوال خوب که شما می توانید پیش از وارد شدن به هرنوع سیستم بازاریابی

 

شبکه ای از خود بپرسید , این است که آیا من این محصول را با این قیمت پایین صرف نظر از امکانات و فرصت هایی که دارم می خرم ؟ پرسش دوم این است که آیا من به مادرم پیشنهاد می کنم که چنین محصولی تهیه کند ؟!

 

این دو پرسش شما را در انتخاب این دو اشتباه و احساس تأسف ناشی از آن در امان نگه  می دارد .

 

10- تجارت شما آن گونه که شما عمل می کنید به بار می نشیند . همچنین شیوه اندیشیدن شما درباره آن , چگونگی عملکرد شما را تعیین می کند , اگر شما فکر می کنید که درآمد شما در ماه 300 دلار است , به شیوه خاصی با آن برخورد می کنید , ولی اگر فکر کنید درآمدتان بالغ بر 10,000 دلار یا 100,000 دلار است به شکل دیگری با آن برخورد

 

می کنید . به خاطر بسپارید که به هرنحوی درباره این تجارت فکر کنید , همان طور هم نتیجه می گیرید , نحوه اندیشیدن شما , نوع درآمد زایی این تجارت را تعیین می کند .

 

11- از شکست نترسید . باید بیشتر دوست داشته باشید که خیلی زود به موفقیت نرسید . در این صورت شما اشتباه کرده اید . پاسخ همه پرسش ها را نخواهید دانست . شرکتی که شما با آن کار می کنید ممکن است از گردونه تجارت خارج شود . ممکن است فرصت های بسیاری را برای پیداکردن فرصت مناسب استفاده کنید یا به هدر بدهید . درک موفقیت اصولی بر پایه شکست ساخته شده است . تنها زمانی طرز کار کردن یک وسیله را یاد می گیرید که شیوه کار نکردن آن را یاد گرفته باشید . کنارگذاشتن شکست مسبب پیروزی است . از شکست هایتان درس بگیرید . خودتان را به سمت هدف هایتان پرتاب و به آنها حمله کنید . فهمیدن و درک کردن ترس از شکست بسیار با ارزش تر است .

 

پیروزی شامل فروتن بودن به میزانی است که شما به خودتان اجازه دهید اشتباهات را کنار بگذارید و از آنها درس بگیرید .

 

12- قابلیت یادگیری داشته باشید . شما دریک مدرسه هستید و هرروز چیز تازه ای یاد خواهید گرفت اگر در حال انجام دادن این تجارت هستید , شما مجبورید این تجارت را انجام دهید تا آن را یاد بگیرید . راه دیگری برای یاد گرفتن بازاریابی شبکه ای وجود ندارد .

 

وقتی چیزها درست کار نمی کنند تا پیدا کردن یک فرد موفق درآن کار , خودتان کارتان را چک کنید . به آنچه آنها می گویند گوش کنید . آنها با ارائه دلیل و مدرک موفق ترند . شما به طور موقتی احساس ناراحتی می کنید تا زمانی که کارها ی جدیدی که باید انجام دهید تا به وسیله آنها توانایی های مورد نیازتان برای یک بازاریاب برجسته بودن را کسب کنید برایتان به صورت یک عادت درآید .

 

با رغبت کامل به سمت پیشرفت تدریجی و مداوم پیش بروید . در این صورت سریعتر به موفقیت می رسید .

 

13- تمام خطوط ذهنی خود را همیشه پر نگه دارید . یکی از کلیدهای موفقیت این است که در آن سریع حرکت کنید تا زمان کافی برای پرداختن به شکست یا برگشت نداشته باشید , زیرا تمام ذهن شما بر فعالیت های مثبت متمرکز شده است , فعالیت هایی که اساس تجارت شما را می سازند

 

وقتی همه خطوط ذهنی خود را پاک کنید , عدم علاقه مندی کسی باعث قرار گرفتن شما در سختی و موقعیت بد نمی شود و شما را تحت تأثیر قرار نمی دهد .

 

14- از خودتان بپرسید امروز چه کاری می توانید انجام دهید تا بنای تجارت شبکه ای خود را عظیم تر کنید و سپس آن را انجام دهید .

 

15- تلفن بهترین دوست شماست . بر تلفن تسلط پیدا کنید و از آن ثروت به دست بیاورید  اگر از تلفن بترسید , هیچ گاه درآمد مهمی در بازاریابی شبکه ای به دست نخواهید آورد  از تلفن برای پرگویی روسا و خریداران خود استفاده کنید . خودتان باشید رفتار دوستانه داشته باشید و مشتاق و علاقه مند باشید . همیشه لبخند برلب داشته باشید به خصوص وقتی صحبت  می کنید .

 

16- ذهنیت دوراندیش داشته باشید . پیوسته به یگانه و یکتا بودن فکر کنید وراههای تازه ای برای به دست آوردن خریداران و توزیع کنندگان جدید خلق کنید وسپس آنها را انجام دهید .فکرکردن و عمل کردن باید دست دردست هم حرکت کنند .

 

17- بازاریابی شبکه ای برای همه کس نیست . سعی کنید با همه اشخاص درباره این نوع تجارت صحبت کنید زیرا مجبورخواهید شد درمورد شیوه کارکردن در این نوع تجارت با آنها صحبت کنید . شما نمی توانید نوع دیگری از تجارت برای آنها بسازید . بهترین موقعیت شما از درون داستان موفقیت خود شما خلق شود . باید به دنبال کسانی باشید که این تجارت را می خواهند و آمادگی پذیرش و فراهم کردن آنچه را شامل آن  می شود دارند . به همین دلیل و به همین سادگی , شما تنها یک جورکننده هستید نه یک فروشنده .

 

18- دقیقا از همین جایی که هستید آغاز کنید . شما نمی توانید موقعیت مالی خود را با خانه ساختن روی آن و پوشاندن آن یابا شکایت کردن از آن عوض کنید . تنها چیزی که موقعیت شما را تغییر می دهد , خود شما هستید . حتی اگر کاملا ورشکست شده اید می توانید موقعیت مالی خود را با بازاریابی شبکه ای بهبود ببخشید . تنها به یاد داشته باشید که ممکن است طول بکشد .احتمالا در این راه سختی و مشقت باید بکشید و همچنین خلاق باشید . شما می توانید , در صورتی که هرگز از پا نایستید . فرصت ها همیشه در خلال کار کردن ایجاد می شوند .

 

19- راستگو باشید و از قرار دادن همه فرصت ها بر پایه حرص و طمع خودداری کنید .

 

20-از خدا کمک بطلبید . برای برکت کارهایتان , معرفت , دوام , استحکام , نیروداشتن , خلاق و مبتکر بودن دعا کنید . او از شما محافظت و نگهبانی خواهد کرد با همه منابعی که به آن نیاز دارید , برای همه زندگی تان نه فقط برای این کار (بازاریابی شبکه ای) .

 

وقتی یک بازاریاب شبکه ای موفق شدید , به یاد داشته باشید که شما تنها فرد موفق دراین کار نیستید . سپاسگذار و حق شناس باشید . به نفس خود اجازه ندهید که شما را حقیر کند . ارزش ها همیشه پیش از سقوط و هبوط پیدا می شوند .

 

فراموش نکنید که از کجا آمده اید . به دیگران هم کمک کنید تا به موفقیتی معادل موفقیت و کامیابی شما برسند

برای این کار چقدر وقت می گذارید؟

چرا نتورک مارکتینگ یکی از مشاغل سخت می باشد؟ برای دانستن آن باید به این چراها پاسخ دهیم!!!

 

1.چرا پرزنث نمی گذاریم؟

2.چرا فالوها جواب نمی دهد؟

3.چرااموزش مجموعه طبق اصل همانند سازی خوب جواب نمیدهد؟

4.چرا بی حال هستیم؟

5.چرا به فکر درامد خود و مجموعه نیستیم؟

6.چرا این کار را کار خود نمی دانند؟

7.چرا در کارهای خود مشورت نمی کنیم؟

8.چرا این کار را برنده . برنده نمی دانیم؟

9.چرا به هم کمک نمی کنیم؟

10.چرا با هم مهربان نیستیم؟

11.چرا بی خیال هستیم؟

12.چرا به حامی و مجموعه خود اعتماد و اعتقاد نداریم؟

13.چرا دنبال رابطه مفید نیستیم؟

14.چرا تغییر نمی کنیم یا تغییر خود را کافی می دانیم؟

15.چرا خود کار و خود جوش نیستیم؟

16.چرا دنبال تفریحات و لذت های آنی و فانی هستیم؟

17.چرا به گذشته خوذ برگشتیم؟

18.چرا تعهد و پشتکار نداریم؟

19.چرا با حامی ومجموعه خود نمی گردیم؟

20.چرا ارزوها و ویزن های خود را فراموش کردیم؟

21.چرا با غیر نتورکی هایی با ویزن منفی میگردیم؟

22.چرا فکر می کنیم خودمان می توانیم به تنهایی کار را انجام دهیم؟

23.چرا درآمدهای هفتگی های قبلی خود را دیگر غیر قابل باور و دسترس می دانیم؟

24.چرا به کار نتورک به دید قانون کاشت و برداشت نگاه نمی کنیم؟

25.چرا در اموزش مجموعه سخت گیر نیستیم؟

26.چرا این کار را یک کار درامد زا نمی دانیم؟

27.چرا دیگر با ویزن ها و ارزوهای خود زندگی نمی کنیم؟

28.چرا مغرور شده ایم؟

29.چرا داخل مجموعه خود نمی رویم؟

30.چرا مسایل مجموعه خود را نمی دانیم یا در صدد رفع و حل ان قدمی بر نمی داریم؟

31.چرا برای کار خود ارزش قایل نیستیم؟

32.چرا برای خود و کار خود وقت نمی گذاریم؟

33.چرا فکر نمی کنیم؟ و در تنهایی خود به دنبال و جستجو گر چیزی یا کسی برای تنهایی خود نیستیم؟

34.چرا خود را در سطح بچه های مجموعه نمیدانیم یا نمی آوریم؟

35.چرا لیدر های مجموعه خود را سوای مجموعه میدانیم؟

36.چرا فکر می کنیم که یک لیدر نمی تواند یا نمی خواهد که یک پرزنتر یا بیگنر شود؟

آخرین سوال؟ چرا مجموعه خود را نابود می کنیم؟ و باعث مرگ ویزن ها و آرزو های خود و مجموعه می شویم؟

 

و بسیارچرا هایی که در پیرامون ما سرگردانند و به دنبال جواب می گردنند . مسئول پاسخ به این چرا ها ......؟

تجارت وسازمان فروش من

 

اگر قرار است چیزی آغاز شود ، از خود من آغاز می شود .

If it's to be, it's up to me

 

 اکنون که ورودی گرفته اید و تعداد آنها آرام آرام افزایش می یابد ، این سوال را از خود بپرسید که چگونه می توانم به اعضای زیر مجموعه ی خود برای رشد سازمانم کمک کنم ؟  با سازمان و مجموعه خود وقت صرف کنید و با آنها بنشینید و پا شوید و آنها را همراه خود به جلسات مختلف ببرید و اجازه بدهید آنها کم کم آموزش دادن و در دست گرفتن جلسات و برگزاری و هدایت آنها را بیاموزد .

پس می بایست :

 

تفاوت آموزش و تمرین را درک کنید .

There is different between teaching and training

 

 

به جای آنکه به زیرمجموعه  خود بگویید این ها را یاد بگیر و بعد هم او را تنها بگذارید ، می بایست ابتدا به آنها مطلب را بگویید و بارها و بارها با او تمرین کنید تا بیاموزد . پس ، بارها و بارها با مجموعه ی خود تمرین کنید . این کار را ادامه بدهید ، تمرین یعنی تکرار ، تکرار ، تکرار ، تکرار ... تا در نهایت مطالب جزء طبیعت آنها شود.

تمرین کردن نه این است که یک بار مطلبی را بگویید . آنقدر باید تمرین کنید تا مسئله برای آنها مثل آب خوردن شود . شاید برای گفتن صحیح یک جمله از کاتالوگ مجبور باشید 30 دفعه آن را تکرار کنید تا آن را کاملاً صحیح  بگوید . نباید هیچ اشتباهی داشته باشید ، چون اگر شما یک اشتباه بکنید ، زیر مجموعه های شما آن اشتباه را بارها و بارها انجام داده و پس از مدتی در سازمان شما ، اصلاً ماهیت جمله ی مذکور تغییر کرده است . از اینکه تمرین می کنید خسته نشوید . من مدت دو هفته صبح تا شب ، هر جا که بودم ، حتی در تاکسی یا پای پیاده صفحات کاتالوگ را تمرین می کردم . به جلسات مختلفی می رفتم که ربطی به مجموعه ی من نداشت ، ولی می بایست موقعیت تمرین را برای خود ایجاد می کردم . پس اگر هنوز به تجارت مسلط نشدید ، لیدر خود را  بچسبید و از او بخواهید با شما تمرین کند . همین کار را با زیر مجموعه های خود بکنید .

 

به تمام کسانی که توسط شما وارد سیستم می شوند تعهد بدهید که به آنها کمک می کنید .

  

هیچ فرقی نمی کند که با ورودی مستقیم خود تمرین کنید یا در رده های پایین تر با فردی تمرین کنید که حتی شاید او را مستقیماً نشناسید ( ورودی غیر مستقیم ) . این اقدام شما یعنی ایجاد یک سازمان قدرتمند .  خواهش می کنم از ذهن خود این نکته را خارج کنید که شما یک فروشنده یا بازاریاب معمولی هستید . به فکر تجارت خود باشید . سازمان ایجاد کنید . در این Business قرار است که محصولات فروخته شود ، ولی فروش این محصولات به سبب همین تجارتی است که شما اکنون آن را انجام می دهید . پس  به تجارت خود بیندیشید . آیا می دانید فرق شما با کارمند اداره چیست ؟ کارمند اداره درباره اصلاح کارها و فشارها و مشکلات یک اداره زحمت می کشد ولی این تجارت ، تجارت خود شماست  و سازمان شما از خود شما آغاز می شود . متعلق به شماست . هر چقدر به آن بیشتر احترام بگذارید به اهداف خود در زندگی احترام قائل شده اید . هر چقدر جدی تر باشید ، نتیجه آن را چند برابر خواهید دید . نسبت به جزوه ها و آموزش ها و جلسات هفتگی و جلسات پرزنت تعلق خاطر داشته باشید تا از کار خود لذت ببرید .

زمان ، زمان شماست . هر حرکت مثبت یا منفی شما بر سازمان شما تاثیر می گذارد . پس نکات مثبت خود را تقویت کنید و بر طبق تجربه ای که کسب می کنید ، نکات منفی خود را اصلاح کنید .

خستگی ، خستگی شماست و درآمدها نیز حق الزحمه آن است و هر گلی زدید به سر خود زدید.

.

دوستان خوبم:

انسانهای گوناگونی با روحیات مختلف وارد   مجموعه ی شما می شوند . پس با صبر و متانت  سعی کنید راه را برای آنها روشن کنید و اهمیت کار را به آنها گوشزد نمایید . به آنها تعهد بدهید که آنها را حمایت می کنید و از آنها تعهد بگیرید که نسبت به کار خود جدی باشند . با هم باشید و اطلاعات را رد و بدل کنید .

من 20 امتیاز اطلاعات دارم و تو 10 امتیاز اطلاعات . بیا با هم وقت صرف کنیم و  تمرین کنیم ، چون در پایان این مدت من و تو با هم هر کدام 30 امتیاز اطلاعات داریم .  آیا متوجه ثروت شدید . ثروت شما اطلاعات شماست و زمان و انرژی که برای یادگیری آن صرف کردید .

 

این تجارتی است که افراد مجموعه نباید لحظه ای یکدیگر را تنها بگذارند و از هم جدا باشند .

همانند سازی

برای چه مدتی نتورک خویش را ساخته اید ؟
برای درامد خویش از این کار برای چند سال برنامه ریزی کرده اید؟
برای هر برنامه ریزی که کرده اید چه تمهیدی اندیشده اید؟
چگونه می توان به برنامه ریزیمان اعتماد کنیم؟
ایا برای به دست اوردن این اطمینان معیاری وجود دارد؟
این معیار ایا عملی است یا تئوری؟
چه کاری باید انجام داد؟: کوان تسو فیلسوف چینی معیاری این چنین در دست ما قرار داده است.

اگر براي يك سال برنامه‌ريزي مي‌كنيد گندم بكاريد
اگر مي‌خواهيد براي ده سال برنامه‌ريزي كنيد درخت بكاريد
و در صورتيكه براي يك عمر برنامه‌ريزي مي‌كنيد انسان تربيت كنيد
بله اولین اصل در هر کاری که می خواهیم موفق شویم وبه موفقیت برسیم باید افرادی همچون خود ما وطرز تفکر ما پرورش دهیم.
نام این اصل همانند سازی است.
*همانند سازی*
یک نظری هست که می گویید تمام مطالبی که در نت ورک به ما اموزش داده می شود تمام انها در کاتالوگ به طور مختصر گفته شده است و کاتالوگ یک اصل در تمام طول کارکرد ما در نت ورک می باشد .
در معرفی کار این گونه می اید که:ادم موفق در این سیستم کسی است که خوب اموزش ببیند ویاد بگیرد که خوب یاد بده و طوری یاد بده که انها هم یاد بدهند.
ودر جلسات اموزشی می اید که مهمترین اصل در نت ورک همانند سازی می باشد و اگر تمام اموزشهای ما به این اصل ختم نشود ما کار خاصی انجام نداده ایم
براستی چرا این اصل انقدر اهمیت دارد که تمام کارهای ما منوط به انجام این کار می باشد برای اینکه جواب این چرا را در یابیم باید تعریف درستی از همانند سازی داشته باشیم.
همانند سازی یا DUPLICATION به این معنی است که ما تمام اموزشهائی که که می بینیم بی کم و کاست برای دوستان خودمان بازگو کنیم و به معنای اخص تر اینکه کسی همانند سازی کرده است که دوست خود را مانند خود خود در تمام جوانب چه اعتقادی ،اطلاعاتی ،رفتاری ،تجربی،
کاربردی، دارای مهارت کند و جان کلام این است که در کار نت ورک هیچ فوت کوزه گری نباید وجود داشته باشد نت ورک مارکتینگ
تنها کار دنیا ست که می توان ادعا کرد اگر کسی به همکارانش لحظه ای اگاهی ویا اموزش ندهد اولین متضرر وبزرکترین ضرر کننده خود فرد می باشد وتنها کاری است که باید برای بهتر شدن دیگران نسبت به خود اقدام کرد واین کار در نت ورک صورت می کیرد
در کتاب (راهبری ) امده است میزان سنجش یک راهبر به جانشین اوست یعنی اگر جانشین یک فرد بتواند مانند راهبر اصلی کار خویش را به انجام برساند راهبری خود را با مهارت به انجام رسانده است.ولی اگر...............چه فکری در مورد ان خواهند کرد
در تمام کار این اصل جاری است به طور مثال برای چه نگاتیو اپ می کنیم فقط برای این که سبک شویم و یا نه دلیل خیلی مهمتری دارد ما نگاتیو اپ می کنیم که بفهمیم نگاه حامی ما به این مسئله چگونه است تا بعد من هم یاد بگیرم چگونه مسائل را تجزیه وتحلیل بکنم ویاد بگیرم چطور با مسائل برخورد کنم
اگر برای این بیزنس زمانی متصور نیستید ومی خواهید نت ورکی بسازید که تا سالیان سال به رشد خود ادامه دهد به این اصل توجه خاصی کنید
همانند سازی یعنی اموزش طوری باشد که فرضا اگر مسئله ای در مجموعه اتفاق افتاد نگاه راهبردی یک پرزنتر و فرضا یک لیدر به ان مسئله نگاهی مشترک ویکسان باشد در این هنگام همانند سازی به طور کامل صورت گرفته است .

کار خارج از مرکز

شرايط كار در شهرستان:

1-ترينر بودن

2- از كساني پرزنت كردن را شروع كنيم كه از آمدن آنها 100% مطمئن باشيم.

3- آمادگي نسبت به نبودن ورودي در ابتداي كار.

4-ابتدا چند نفر(4-5) دايركت بگيريم و يك هسته قوي درست كنيم و بعد كار را گسترش دهيم.

5- بردن تعدادي كارت خالي ,جزوه و كاتالوگ با خود.

6-آمار موفقيت بچه ها ,گزارش كار روزانه در ابتداي كار.

7-هيچ كس از كار مطلع نشود.در جمع هاي متفرقه اصلا صحبت نشود.روش استاندارد دعوت.

8- بردن يكسري كتابهاي بگينرها

9-پرسيدن هر مساله اي كه پيش مي آيد حتي  اگر راه حل آن را مي داني خصوصا كارهاي جديد.

10- بعد از تشكيل هسته اوليه مركزي سرعت پرزنتهاي خود را بالا ببريد.(در حد ماگزيمم)                       11- نكته مهم در ورودي گرفتن براي هر فرد دايره اعتماد است.

12- در نه شنيدنهاي اوليه خيلي بايد براي بچه هاي خودت توضيح بدهي.اگر كسي تاثير منفي بر بچه هايت دارد عكس العمل حرفه اي خيلي مهم است.

13-جا انداختن اهميت فالوآپ در ذهن بچه هايت.

14- حتي المقدور بچه هايت را تهران بياور تا  بچه هاي اينجا را ببينند.

15- تا اتفاقي افتاد با بالادستي ات تماس بگير اين كار اعتبار خودت را بالا مي برد.

16- با بچه هايت تفريحات كاري داشته باش و جو كاري را لذت بخش كن.

17-در مواقع لازم بسيار جدي باش و اگر گفتند خودش را گرفته بگو اين يك تغيير لازم براي كار است.

18- تا زماني كه 7-8 نفر شويد و جلسه هفتگي داشته باشيد, هر يكي دو روز يكباردور هم جمع شويد و در مورد پايه نتورك, آمار و دادن مسؤوليت به بچه ها صحبت كنيد.

19- هر وقت با بچه ها جمع مي شويد,در مورد اهداف آرزوهايت و چيزهايي كه دوست داري و مي خواهي از اين كار بدست آوري صحبت كن.

20- ترسها بر 3 دسته اند:-ترس از انتقاد(درصورتي كه بداني درست است)

                                   ترس از فقر

                                  ترس از دست دادن محبت ديگران

   هروقت ترسيدي تماس بگير و تخليه كن.

21- به دايركتهايت بايد سخت بگيري.سختگيري بعد از ايجاد مشكل باعث مي شود بچه هايت تنبل بار آيند.

22- همه مي فهمند, يكي بعد از 2 بار و كس ديگر پس از 10 بار, هركسي را بخواهيم مي توان به پول رساند.

23- هركس براي عوض كردن مرحله بايد درست آموزش ببيند وساپرت شود.

24- همه حرفهايي كه مي شنويم لزوما درست نيست.

25- به صورت غير منتظره كيفيت جلسات را كنترل كنيد. استانداردها را چك كنيد.

26- تنبيه ممنوع, شاكي نشويم, فقط تشويق.

27- كار را در عمل ثابت كنيم. كوچكترين حركتي رسم مي شود, خوب يا بد.

28- با كسي مستقيما نبايد وارد بحث شد. از ديگران استفاده كنيد.

29- دلسوز مجموعه خود بودن باعث مي شود افراد مجموعه بخاطر دوست داشتن به حرف آدم گوش دهند.

30- شخصيت شما خيلي مهم است. دقيق, سروقت, جدي , مهربان و... باشيم.

31- وارد حيطه هاي اعتقادي و سياسي نشويم. ما يك گروه كاملا اقتصادي هستيم.

32- با 6 نفر شروع به ساختن هسته مركزي كنيم. ترجيحا همه كمپكت باشند.

33- كسي حق ندارد به كار و اعتقاد شما توهين كند.

34- حتما 2 نفر خيلي رفيق را زير هم مي چينيم.

35- در مقابل وقت تلف كردن واكنش نشان دهيم و به كار خودمان برسيم.

36- اطلاعات بچه ها را چك كنيم.

گذشته وحال


شاید زمان برای شما قدری سریع می‌گذرد،
شاید شما برای مبلغ کمی به سختی کار می‌کنید،
شاید زمان و یا پول کافی در اختیار ندارید،
و یا شاید موضوع دقیقاً برعکس است...
شاید زمان برای شما به کندی می‌گذرد،
و احساس می‌کنید در دنیای کاری خود به سختی درگیر شده‌اید،
شما باید برای کس دیگری کار کنید و تا ابد هم به این کار ادامه دهیم

وشاید همه ما زندگی را از پدرانمان ایگونه اموخته بودیم

وعمر همچنان میگذرد ............              

واتفاقی مهم افتاد یک روز مارا با یک فرصت اقتصادی اشنا کردند
ادامه نوشته

نت ورک مارکتینگ

                       *نت ورک مارکتینگ چیست*

قبل از اینکه بخواهیم نت مارکتینگ را معرفی کنیم ویا توضیحی در مورد این کار بدهیم باید به موضوعی بسیار مهم اشاره کنیم

مشگلی  که در عصر حاضر تولیدکنندگان با ان مواجه هستند کمبود کالا نیست بلکه کمبود مشتریان است اغلب صنایع جهان

می توانند خیلی بیشتر از مقداری که مصرف کنندگان جهان می توانند خریداری نمایند تولید کنند .

اضافه ظرفیت نتیجه پیش بینی رشد سهم بازار هر یک از رقبا بالاتر از حد واقعی است بازار یابی پاسخگوئی

به این چالش است .

بازاریابی بخش تولید مشتری شرکتها می باشد بازاریابی اغلب با فروش اشتباه گرفته می شود ، بازاریابی و فروش تقریبا بر عکس هستند ، بازاریابی هنر پیدا کردی راههای هوشمند انه برای خلاص شدن از محصولات تولیدی نیست ، بازاریابی هنر خلق ارزش خالص برای مشتری است . بازاریابی قبل از اینکه محصول تولید شود آغاز می گردد ، بازاریابی نحوه عرضه ، قیمت گذاری ، توزیع و تشویق و ترغیب محصولات و خدمات به محیط بازار را تعیین می کنند .

با توجه به مطالب فوق بازاریابی یک فعالیت فروش کوتاه مدت نیست بلکه یک فعالیت سرمایه گذاری بلند مدت است ، وقتی بازاریابی به شیوه صحیحی انجام شود قبل از اینکه شرکت محصولی را تولید و وارد بازار نماید شروع می شود و مدتها پس از فروش ادامه می یابد .

برای حل  مشگل بازاریابی راهای زیادی مورد امتحان قرار گرفت تا در اواخر قرن 20 روش نوینی ا ز توزیع کالا ابدع شد به نام (نت ورک مارکتینگ)

نت ورک مارکتینگ حدود 50 سال قدمت دارد ودر دو دهه اخیر از رشد چشمگیری برخوردار بوده و از ابتدای سال 2000 با گسترش اینترنت به یک تجارت جهانی تبدیل شده است.

برای اینکه بیشتر با روش کار (نت ورک مار کتینگ ) اشنا شویم باید روش فروش سنتی را مورد بررسی قرار داد.

در سیستم سنتی توزیع کالا برای اینکه یک کالا از تولید کننده به دست مصرف کننده برسد از واسطه های زیادی می گذشت ،تولید کننده توزیع کننده عمده، عمده فروش، مغازه دار ودر انتها مصرف کننده.

نت ورک مارکتینگ روشی است که می اید واسطه ها را حذف می کند و مسیر مستقیمی است از تولید کننده به مصرف کننده .

به این ترتیب که مصرف کننده کالا را مستقیما از تولید کننده می خرد به قیمت بازار ،وسودی که از حئف واسطه ها بدست می اید به کسانی که در این سیستم فعالیت میکنند پر داخت می شود

کسانی که در این سیستم فعالیت می کنند  مشتری فعال گفته می شود.

امروزه شرکتهای زیادی هستند که از طریق (نت ورک مارکتینگ) محصولات خویش را به فروش می رسانندو

پیش بینی میشود تا سال 2100 ، 75% از فروش جهان از طریق (نت ورک مارکتینگ) باشد.

نت ورک مارکتینگ مزیتهای زیادی هم برای تولید کننده وهم برای مصرف کننده دارد،بزرگترین مزیتی که نت ورک مارکتینگ برای تولید کننده دارد این است که  هزینه تبلیغات ندارد و از بهترین روش تبلیغ که همان تبلیغ شفاهی یا دهان به دهان است استفاده می کند. همانطور که میدانیم بهترین روش تبلیغ ،تبلیغ رو در رومی باشد و هزینه تبلیغات تجاری از سر سام اور ترین هزینه های جاری یک تولید کننده می باشد.

مزیتی که این روش فروش و یا توزیع کالا برای مصرف کننده دارد این است که در این کار کسی که مایل به انجام کار نت ورک مارکتینگ می باشد احتیاج به هیچ جای اداری ویا تجاری ندارد و این کار را می تواند همه جا حتی در گوشه پارکی خلوت انجام داد وقابل توضیح است که در توزیع کالا به سبک سنتی حتما جائی برای عرضه کالا باید وجود می داشت که این خود سرمایه مضاعفی را می طلبید.

بر خلاف تصور ان عده که این کار را کاری راحت وبی درد سر می دانند این شغل یکی ازسخت تزین مشاغل دنیا است وبه قولی****اگر می شد مغز نت ورک مارکتر ها را دید می توانستیم مشاهده کنیم که مغز انها مانند دستان یک کارکر پینه دارد****

نت ور ک مار کتینگ راه یک شبه پولدار شدن نییست و فقط کسانی به درامد می رسند که دارای سعی وتلاش وکوشش وافری باشند.در این کار سرمایه شما مبلغ اندکی که بزای خرید کالا پرداخت کرده اید نیست بلکه سعی وتلاشی است که به کار می برید. 

 

 

 

   

    

 

 

اموزش

  روش اموزش

 

اموزش این مجموعه مبتنی بر اصول اولیه کار n.m می باشد. وهدف این است

که به افراد این توانائی را ببخشد که خودشان به خود بیاموزند.

لائوتسه میگوید: اگر به انسانی یک ماهی بدهید خوراک یک روز را به او داده اید

اگر به او ماهیگیری بیاموزید خوراک همه عمرش را داده اید.

اموزش در مجموعه به سه دوره تقسیم می شود:

1-      اموختن مطالب

که به چند دسته ثقسیم می شود: این که این کار چگونه کاری است؟ باید چه کاری انجام دهیم؟

ایا این شغل ماست؟ در این شغل جگونه می توان موفق شد؟ اطلاعات مربوط به کار چگونه

 کسب کنیم؟تکنیک های این کار چیست؟وغیره............................

2-اموزش مطالب یاد گرفته شده

در معرفی کار از ما سئوال شد :به نظر شما ادم موفق در این کار کیست؟ وپاسخ شندیم که

کسی که یاد بگیره وبتواند خوب یاد بدهد.

حال چرا ما باید مطالب یاد گرفته شده را اموزش بدهیم؟

الف- خودمان بهتر مطالب را در می یابیم: هما نطور که می داتید تکرار یک مطلب با شیوهای

مختلف و یا در شرائط مختلف به انسان کمک می کند مطلب بازگو شده را بهتر ارزیابی کند و

بیشتر پرورش دهد واین کار باعث می شود ان مطلب به طور تمام وکمال در ذهن ما باقی بماند

ب-با احساس مسئولیت افزونتری ان را مطالعه می کنیم

یعنی چون می خواهیم اموزش دهیم واگر در اموزش ما خطا ئی باشد کل اموزش داده شده به

خطا می رود با حسا سیت بیشتری به ان می پردازیم وهمیشه با مطالعه بیشتر می توانیم جوانب بیشتری

 از کار را بازگو کنیم وبه این ترتیب افرادی قوی وبا اموزش خوب اماده کرده ایم

ج-نسبت به محتوای مطالب احساس تعهد می کنیم

چیزی که اموزش داده می شود برای کسی که اموزش می دهد به مانند حکم صادر کردن می ماند

یعنی اینکه کسی که کاری را به دیگران توصیه می کند خود نمی تواند به ان عمل نکند.

همانطوری که در ضرب المثل فارسی امده * رطب خورده کی تواند منع رطب کند *

3-عمل کردن به مسائل اموخته شده

اگر تمام صنعتn.m را ذر حافظه خود داشته باشیم اگر تمام راههای موفق شدن در این کار را

بدانیم اگر بهترین سخنران در مورد این صنعت باشیم ولی به د انسته های خود عمل نکنیم به

هیچ وجه نه در این کار به در امد خواهیم رسید ونه موفق خواهیم شد. نه تنها خود موفق نخواهیم

شد بلکه کس دیگری را هم نمی توانیم موفق کنیم.

** به عمل کار براید   به سخندانی نیست**

پس در کل اموزش به زبان ساده این گونه است

1-دانش: بدانیم چه کاری انجام دهیم

2-مهارت: به چه شیوهای انجام دهیم

3-اشتیاق: میل به انجام ان کار داشته باشیم

                                                                               با ارزوی موفقیت

 

 

تمثیل

                                 تمثیل

 

حرف را می خواهم با یک سئوال اغاز کنم تا حال فکر کرده اید: اگر بخواهید خود را تشبیه به یک شئ کنید

به چه چیزی تشبیبه می کنید ؟

شاید با خود فکر کنید : ای بابا بازم یه سوال سر کاری یا این چه سوالی؟سوال بهتر از این نبود؟ما مسائلی

مهمتر از این داریم  وقت اضافه که نداریم و...................

اما واقعا می خواهم چند لحظه هر جند کوتاه به این سوال  فکر کنید.

دوستان می خواهم بدانیم چه چیزی هستیم این جا می توانید یکی از سه نوع شیئ که عنوان می شود را انتخاب

کنیم.

هویج            تخم مرغ                  قهوه

شاید به نظر شوخی برسد اما این طور نیست کاملا جدی است هر کدام از اینها خاصیت منحصر به فرد خویش را

داراست. هر کدام از این اشیا در شرائط خاص تغییراتی خواهند کرد که به نوبه خود استثنائی است.

حالا فرض بگرییم ما یک ظرفی داریم مانند شیر جوش و داخل این شیر جوش پر از اب می باشد این ظرف را

روی اجاق گاز قرار می دهیم و هر کدام از این مواد را یکی یکی داخل ان اب جوش می ریزیم:

هویج

نظاره گر تغییر هویج هستیم همانطور که می دانیم هویج سبزی است که بوته ان مصرف میشود وبسیار سفت ومحکم می باشد ولی وقتی در اب جوش قرار می گیرد تبدیل به یک شئ نرم که به اسانی له می شود ویا به راحتی

خورده می شود و دیگر ان سختی اولیه را به هیچ عنوان ندارد.وتغییر اساسی کرده است.

تخم مرغ

حال تخم مرغ را در اب جوش نظاره کنیم تخم مرغ قبل از قرار گرفتن در اب جوش بسیار شل ووارفته وبسیار شکننده است وقتی در اب جوش قرار میگیرد بعد از مدتی سفت شده ودیگر شل  نبست ونیازی به مراقبت خاص

ندارد ولی دیگر اصلا قابل شکل دادن نیست.وخیلی راحت می توان پوستش را از او جدا کرد.

قهوه

این ماده قبل از به اب ریختن به صورت پودر درامده وعطر بوی خاصی دارد وشامه را نوازش می دهد وقتی

ان را داخل اب جوش بریزیم اب جوش تبدیل به یک نوشیدنی بسیار گوارا می شود ودیگر اب جوش نیست بلکه

قهوه می باشد.

در این مثال اب جوش به عنوان مشکلات بیان شده است.

افراد زیادی هستند که وقتی وارد (نت ورک ) می شوند بسیار سخت کوش خیلی با انگیزه هستند ولی وقتی وقت مبارزه با مشکلات فرا می رسد ارام ارام انگیزه و محکمی اعتقاد واعتماد از بین می رود ومانند هویج پخته می توان به راحتی انها را بلعید ویا به چپ وراست هدایت کرد دیگر نمی توان انها را با روزهای قبل مقایسه کرد.

وحتی انها را شناخت .کجاست ان کسی که در صحبتها دم از اعتقاد میزد کجاست ان کسی که وقتی به ارزوهایش

فکر می کرد مانند دریای طوفانی بود وهر روز منتظر رسیدن به روز موعود از ان فرد هیچ چیزی باقی نمانده

شاید تنها شمایلی از ان سرسختی که ان هم در استانه له شدن است.

گروه دیگری هستند که وقتی وارد(نت ورک )شدند بسیار ارام وخیلی وارفته به نظر می رسیدند این گونه افراد

وقتی در کوران مشگلات واقع می شوند و مشگلات روی انها اثر می گذارد بسیاری از داشته های خود را فراموش می کنند دیگر کسی را به عنوان دوست رفیق اشنا فامیل نمی شناسند و تمام حرفهایشان به کلمه ختم

می شود** من بیزنس من هستم ** وبرای انها فقط موفقیت خودشان مطرح است نه دیگران انقدر در پیچ وخم

مشگلات خود را گم کرده اند که تنها راه رسیدن را شکستن وکندن وتخریب کردن می دانند وبسیبار راحت در مواقع خاص لباس عوض کرده وبه رنگ دیگری در می ایند.

اما گروه دیگر کسانی که در موقعیت های مشگل نه نرم میشوند ونه رنگ عوض می کنند بلکه خود را داخل

مشکلات می کنند و نه می هراسند ونه از مشکلات فرار می کنند بلکه مشکلات را با جوهر وجودی خود تبدیل

به یک فرصت می کنند ورنگ مشکلات را عوض می کنند وعطر تغییر را در فضا مملو می کنند.