تعارض چه تعریفی دارد؟
نت ورک مارکتینگ یعنی زنجیره ای از انسانها ،انسانهای که قرار است یک سازمان فروش ایجاد کنند واین انسانها هر کدام از این افراد دارای روحیات خاص خویش می باشند ودر بعضی از مسایل باهم اشتراک دارند. نت ورکی که من در ان کار می کنم شعارش این است ((ایجاد رابطه موثر))یعنی همان حرف dexter yeger که می گفت ((تخصص من دوست داشتن دیگران است)) با این حال بین انسانها ویا این حال حتما همگی تجربه تلخ تعارض با دوستان ویا همکران مان را داشته ایم می خواهیم در این مقاله ((تعارض)) را ازچند منظر مورد بررسی قرار دهیم .
تعارض بین همکاران ودوستان معمولاْ اجتناب ناپذیر است. در این میان نقش لیدرها فوق العاده تعیین کننده است. متأسفانه برخی از افراد سازمان های ما به گونه ای رفتار می کنند که گویی تعارض بین همکاران و دوستان حاصل نواقص شخصیتی آنهاست. آنها به افرادی که غالباْ درگیر تعارض با همکاران خود هستند لقب «مشکل آفرین» می دهند و تلاش می کنند به عنوان راه حل تعارض آنها را منتقل و این افراد را غیر کارا معرفی کنند.
اگرچه به نظر می رسد برخی از افراد به دنبال ایجاد دردسر و فتنه اند ولی این امر درصد کوچکی از تعارضات سازمانی را تشکیل می دهد. تعارض قابل حل است و به بیان صحیح تر «قابل مدیریت» است. در نظریه های تعارض آنجا که سخن از نواقص شخصیتی است، چهار منشأ تعارض شناسایی شده است که این چهار مورد را به انضمام کانون های پیدایش هریک در جدول زیر ملاحظه می کنید:
|
منشأ تعارض |
کانون های تعارض |
|
تفاوت های فردی |
پندارها و انتظارات |
|
کمبود اطلاعاتی |
اطلاعات نادرست |
|
ناسازگاری نقش |
هدف ها و مسئولیت ها |
|
فشار محیطی |
کمبود منابع و عدم اطمینان |
واکنش افراد در هنگام تعارض های بین فردی در پنج مقوله جای می گیرد: توسل به زور، سازگاری، اجتناب کردن، سازش و در نهایت همکاری مبتنی بر اعتماد متقابل. این پنج رویکرد را در جدول زیر به انضمام منطق و پیامد هریک به طور مبسوط مشاهده می کنید:
|
رويكرد |
هدف |
موضع شما |
منطق حمايتي |
پيامد احتمالی |
|
اجبار |
به راه خود رفتن |
من راه درست را می دانم. قضاوت و یا اقتدار مرا زیر سئوال نبريد |
خطر ایجاد احساسات منفی در مورد دست کشیدن از موضوعی که به آن معتقدید، بهتر است |
شما احساس حمایت می کنید، ولی طرف دیگر احساس شکست و شاید هم احساس تحقیر شدن می کند. |
|
اجتناب |
پرهیز از تعارض |
من در مورد موضوع بی طرفم. اجازه دهید که در مورد آن فکر کنم. مشکل در جای دیگر است |
اختلاف نظر ذاتاً بد است، زیرا تنش ایجاد می کند. |
مسایل بين فردی حل نمی شوند، سرخوردگی بلند مدت به شکل های مختلف بروز می کند |
|
سازش |
رسیدن سریع به نوعی توافق |
اجازه دهید راه حلی را بجوییم که هر دوی ما بتوانیم با هم زندگی کنیم، بطوری که بتوانیم در کارمان پیش برویم |
تعارضات دایمی، افراد را از کار منحرف و احساسات خشن را در آنان ایجاد می کند |
طرفین در پی راه حل های مصلحتی اند تا راه حل های اثربخش |
|
سازگاری |
دیگری را نیازردن |
چگونه می توانم شما را کمک کنم تا در مورد این تعارض احساس خوبی داشته باشید؟ موضع من چندان مهم نیست. مهم آن است که احساس بدی بین ما به وجود نیاید |
حفظ روابط همساز باید اولویت اول ما باشد. |
فرد دیگر احتمالاً از شما امتیازی کسب می کند |
|
اعتماد متقابل |
حل همزمان مسأله |
این موضع من است. موضع شما چیست؟ من معتقد به یافتن بهترین راه حل ممکن هستم. واقعیات چه راهی را پیشنهاد می کنند |
مواضع هر دو طرف بطور مساوی مهم است، اگر چه ضرورتاً بطور مساوی معتبر نیست. تأکید مساوی باید بر کیفیت پیامدها باشد و انصاف در تصمیم گیری ها رعایت شود |
به احتمال زیادمشکل حل می شود. همچنین طرفین به راه حل ها متعهدند و قانع می شوند که با آنان برخورد منصفانه شده است |
داستان مدیریت تعارض از همین جدول شروع می شود و بحث های فراوانی راجع به آن وجود دارد. از اطاله ی کلام خودداری می کنم و در اینجا به عنوان آخرین مطلب به چند استراتژی اشاره می کنم که توجه به آنها در تعارض های گروهی بسیار مفید است:
اهداف فراگیر تدوین کنید. بر آنچه طرفین در آن سهیم هستند تمرکز کنید. این پرسش ساده را فراموش نکنید: "چه اهداف مشترکی بستر لازم برای همکاری را فراهم می سازند؟"
افراد را از مسأله جدا کنید. اگر در مباحث بر موضوع متمرکز شوید و نه شخص، به احتمال زیاد تمایلات شخصی برای کینه جویی و انتقام و سرکوب از میان می رود.
بر منافع متمرکز شوید و نه مواضع. این پرسش را مطرح کنید: "به من کمک کنید تا علت طرفداری شما را از آن موضع درک کنم".
برای منفعت طرفین راهکارهایی ابداع کنید. به عنوان مثال بگویید: "اکنون زمان آن رسیده تا اهداف و علایق اساسی همدیگر را بهتر درک کنیم. بیایید راهی پیدا کنیم تا نیازهای هر دوی ما ارضا شود".
از معیارهای واقعی استفاده کنید. تلاش کنید جانب انصاف را نگه دارید. به عنوان مثال تفکر خود را از "آنچه من می خواهم بدست آورم" "آنچه برای طرفین منطقی و معنادار است" تغییر دهید
دوست را در دردها خبر نکردن خود نوعی عشق است
به امید انکه بتوانیم دوست داشتن را در ذات خود بیابیم وبه فرمان محبت تعارضات را از بین ببزیم
مجموعه ها فقط وفقط با ایجاد ومستحکم تر کردن روابط عاطفی شکل می گیزند.
ما نت ورک را خارج از هر تعلق خاطری نسبت به شرکت خاصی اموزش می دهیم بی هیچ چشم داشتی.منظور فقط شناساندن این شغل شریف به جامعه ایرانی است.