تجارت الكترونيك و ايجاد اشتغال

بنابر گزارشي از بانك جهاني كه در اكتبر سال ۲۰۰۲ منتشر شددر خاورميانه مي بايستي طي ۱۰ سال آينده، ۵ ميليون شغل در سال ايجاد شود تا فقط از افزايش نرخ بيكاري جلوگيري نمايد

«ايجاد شغلهاي نوين»

انقلاب سوم تحت نام انقلاب الكترونيك شروع شده است و امواج قدرتمند آن موانع و عوامل مقاوم و بازدارنده را در هم مي كوبد، هيچ عنصري قادر به سد انتشار امواج كوبنده الكترونها نيست منتها يك راه براي مهار آن وجود دارد و آ ن عبارت است از استفاده از امواج و سوار موج شدن. يكي از نتايج اين برخورد با تكنولوژي نوين و ايجاد مشاغل جديد به خصوص در بخش خدمات مي باشد، تجارت الكترونيكي راه را براي كارآفريني در ابعاد بسيار وسيع هموار كرده است(ساخت، توليد، طراحي و نگهداري) و اكنون به عنوان يك ويژگي مورد تأييد زندگي اجتماعي، سياسي و اقتصادي در جهان جلوه گر شده است. بنابراين سياست هاي نيرومند دولتي يا هدف تاثير بر جامعه اطلاعاتي آينده به همراه سرمايه گذاري كلان در امر پژوهش و توسعه، پرورش، آموزش ICT و تحقيقات در ارتباط با اينترنت يك ضرورت ناگزير است. براي رسيدن به اين مقصود در كشورهايي كه پذيرش اين فناوري در آنها كندتر بوده است، اتكا به نيروهاي جوان و پويا مي تواند سرعت به كارگيري اينترنت را افزايش دهد. گرايش فزاينده نسل جوان به سمت استفاده از كامپيوتر، اينترنت و تجارت الكترونيك، باعث مي شودكه ميليون ها دستگاه كامپيوتر توسط آنها خريداري شود كه نتيجه چنين تقاضايي رونق توليد و توزيع سخت افزارها و نرم افزارهاي كامپيوتري است و اساتيد فن براي آموزش افراد علاقه مند به اين حوزه مجبورند هزاران مؤسسه و مدرسه آموزش تجارت الكترونيك را تأسيس نمايند. اين افراد آموزش ديده با هدف خودكار سازي هر چه بيشتر فرايند هاي خدماتي با استفاده از فن آوري هاي وب بازارهاي جهاني را هدف قرار مي دهند. وب صرفاً براي كساني كه از فناوري آن سرد در مي آورند مورد استفاده نيست، زنان، مردان، كودكان كشورهاي مختلف با مذاهب و مليتهاي گوناگون همگي صف كشيده اند تا از اين بازار جهاني خريد كنند. بنابراين براي اين كه سهمي از اين بازار عظيم را به خود اختصاص دهيم بايد آمادگي كامل داشته باشيم.


هر كشوري كه اين امواج را زودتر دريافت كند و آن را به كار گيرد،از رقباجلو افتاده و سهمي از بازار جهاني را به خود اختصاص مي دهد. اقتصاد قرن ۲۱ در دست طراحان و متخصصين تجارت الكترونيكي و سازندگان آن قرار دارد، اگر از اين فرصت طلايي استفاده نكنيم قطعاً به لحاظ اقتصادي عقب خواهيم ماند و بيكاري و تورم هر روز مانند خوره اندامهاي جامعه را مي بلعد به طوري كه پس از يك دهه ، مشكلات عديده اي از قبيل فقر، افسردگي، بيماري هاي فيزيكي و رواني و عوامل پليد ضد انساني جامعه را به سمت سقوط اقتصادي، اجتماعي اخلاقي، صنعتي و... سوق خواهد داد.

مبارزه با نرخ بيكاري در كشور

بر اساس آمار و ارقام منتشره در داخل و خارج (آمارهاي ILO) ايران در حال حاضر حدود ۳/۱۷ ميليون نفر نيروي كار دارد كه همه اين نيروها داراي شغل نيستند. به طوري كه بين ۱۵% -۱۴% نرخ بيكاري در كشور وجود دارد و اگر بيكاران پنهان را به آن اضافه كنيم رقمي بالاتر از رقم فعلي را نشان خواهد داد.براي پايين آوردن نرخ بيكاري راه حلهاي متفاوتي از طرف متخصصين و اقتصاددانان پيشنهاد شده است كه اولين و مهمترين آنها سرمايه گذاري در توليد است. دوم استفاده از تجارب ساير كشورها بر عنوان يك راهنما و الگوهاي تجربه شده مورد توجه است. بر اساس گزارشات (LIO) چين از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۷ بيش از ۱۶۰ ميليون فرصت شغلي ايجاد كرده، در سالهاي ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰كشورهايي چون، هنگ كنگ، كره جنوبي، سنگاپور، مالزي با توليد و توزيع انواع نرم افزارهاي الكترونيكي مشكل بيكاري خود را حل كرده اند و به اشتغال نسبتاً كاملي دست يافته اند. سوم ايجاد ثبات و امنيت سرمايه گذاري براي توليدكنندگان داخلي، سرمايه گذاران خارجي و بكارگيري شيوه هاي نوين توليد، توزيع كالاها و خدمات است. در اين باره عدم وجود تعريف روشن و واضح قوانين در امر تجارب الكترونيكي باعث مي شود كه افراد كمتر براي انجام سرمايه گذاري و كارهاي بازرگاني از طريق كامپيوتر تمايل نشان دهند، لذا توجه مسئولين در قانونمند كردن تجارت الكترونيك و شاخه هاي فرعي اين تجارت (بازاريابي الكترونيكي) باعث مي شود كه علاقه مندان به خريد با اشتياق و تمايل بيشتري به سمت تجارت الكترونيك روي آورند، علاوه بر اين افراد غير مسئول يا ناآگاه به اين طريق قدرت دخالت و مانع تراشي را از دست مي دهند.


بد نيست بدانيد صادرات كشور چين درسال گذشته ۴۰۰ ميليارد دلار بوده كه ۳۰۰ميليارد دلار آن مربوط به صادرات ۵۰۰ شركت بزرگ خارجي كه در كشور چين سرمايه گذاري كرده اند بوده است در واقع سه چهارم صادرات چين، مربوط به شركت هاي خارجي است. در صورتي كه سهم ايران از تجارت جهاني در دو دهه اخير از ۴۹ صدم درصد در سال ۱۹۸۰ به ۳۴ صدم درصد در سال ۲۰۰۰ و به ۴۵ صدم درصد در سال ۲۰۰۲ تنزل كرده است. از اين رو لازم است تا رسيدن به يك وضعيت مطلوب و يا قابل قبول به طور جدي فعال شويم و از فرصت ها به نحو بهينه استفاده كنيم، براي حضور جدي در عرصه جهاني بايد كالاها و خدمات را با قيمت و كيفيت بهتر عرضه كنيم ودر برنامه عرضه از قدرت و توانمندي برخوردار شويم. لذا از طريق تجارت الكترونيك مي توان سهم ايران را در بازارهاي جهاني از طريق توسعه صادرات غيرنفتي رونق داده و اقتصاد كشور را از اقتصاد تك محصولي به سمت يك اقتصاد پويا سوق دهيم، براي رسيدن به اين هدف وجود بازاريان حرفه اي كه توان حضور در بازارهاي مختلف را داشته باشند الزامي است.


آموزش

ظرفيت پيشرفت جوامع در محيطي امن و آزاد، بستگي به سطح دانش آنها دارد. هر اندازه دانش افراد كشور بيشتر باشد، خلاقيت، نوآوري، ابتكار و اشتغال در آن كشور بيشتر مي باشد. ضمن اينكه آموزش در بطن خود اشتغال زا مي باشد، توجه به گسترش استفاده ويادگيري كامپيوتر، اينترنت و تجارت الكترونيكي باعث مي شود كه در خانواده ها كودكان به اين ابزار علاقه مند شده و در آينده بتوانند از اين وسيله به نحو احسن در شكوفايي اقتصاد خانواده و كشور تأثير بگذارند، براي درك بهتر اين موضوع به ذكر يك نمونه برجسته بسنده مي كنم. حضور شركت هايي كه در زمينه صادرات و واردات، از روش هاي مختلف بازاريابي در فروش كالاها و خدمات خود به مشتريانشان در ايران و جهان استفاده مي كنند، باعث شده تعداد زيادي از افراد طبقه متوسط بدون شغل يا تحصيل كرده كه به لحاظ وضعيت اقتصادي نامناسب عملاً نقش خود را فراموش كرده اند (البته به اجبار) جذب اين فعاليتهاي اقتصادي شوند. البته تعدادي از افراد كه تصور مي كنند اشكالاتي بر اين نوع فعاليت ها وجود دارد بيشتر بر روي نكات منفي اين روش ها انگشت مي گذارند، بدون آنكه نكات مثبت اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي و امنيتي آن را متذكر شوند.


شركت هاي معتبر خارجي كه از طريق اينترنت براي فروش كالاهاي خود استفاده مي كنند خواسته يا ناخواسته منشاء اثرات مثبتي كه قطعاً مهم و پوياتر از مسئله اقتصادي است در كشورهاي در حال توسعه خواهند شد. اثراتي چون، ايجاد انگيزه و ميل رغبت فزاينده به فعاليت هاي اقتصادي در جوانان افزايش رشد تجارت، افزايش رفاه زندگي مردم طبقه پايين جامعه، افزايش فرصت هاي جديد شغلي(كارآفريني نسل جديد در دراز مدت).
امكان ارائه خدمات و محصولات در سطح جهاني، جلوگيري از اتلاف وقت و كاهش ترددهاي بي مورد، دسترسي سريع به اطلاعات و مهمتر ازهمه فعال كردن نيروهاي خنثي و پژمرده وبي تحرك اجتماع با ايجاد انگيزه هاي مالي و پرداخت پورسانت مناسب در برابر بازاريابي، البته بايد خاطر نشان كنم كه بايد جهت دهي اين فعاليت ها به سمت توليد در مراحل بعدي توسط مسئولين و متخصصين ايجاد شود، كه بهترين شيوه براي كار برقراري ارتباط با اقشار جامعه و استفاده از ابزار محاوره اي براي گفت و گو با آنان است.



در پايان متذكر مي شويم كه فارغ التحصيلان و دانش جويان ومديران كار آفرين كشورمان مي توانند با دقت در الگوهايي كه اينچنين انگيزشي در افراد جامعه ايجاد مي كنند بهره برده و با الگوبرداري صحيح توليدكنندگان داخلي را براي عرضه توليداتشان به كشورهاي نيازمند اين محصولات ياري نمايند.

خصوصیات آرمانگرایان و ایده پردازان


ثبات عقیده

هر کسی می تواند مخالفت و ناسازگاری کند، اما اختلاف عقیده و مخالفت واقعی نیازمند ثبات عقیده است، به خصوص زمانیکه افکار و نظرات یک نفر با موجی از صداهای مخالف روبه رو است.

در ژاپن پس از جنگ جهانی دوم، سویکیرو هوندا، نوعي فرهنگ تجاري تعریف نمود که اظهار میکرد "کمپانی های ژاپنی به اتفاق هم موفق می شوند." او باور داشت که کمپانی ها و شرکت های ژاپنی می توانند از پدیده ای مثل بیزينس آمریکایی که مبتنی بر سود شخصی بود استفاده کنند. او کارخانه موتورسازی هوندا را برپا کرد و تلاش کرد تا این نظریه را به پایه ی عمل برساند، گرچه ممکن بود از جانب محیط تجاری آن زمان و ماموران دولتی که قصد جلوگیری از پیشرفت هوندا را داشتند، مورد بی احترامی و استهزاء قرار گیرد.

داو کارنی مؤسس شرکت تولیدی لباس آمریکایی، باور نداشت که تولیدکنندگان لباس فقط زمانی می توانند پول دربیاورند که دوخت لباسهای خود را به کشورهای جهان سوم بسپارند. همچنین می دانست که برای موفقیت باید رویه ی کار کارگران کارخانه را تغییر دهد. او این کار را از طریق رقابتی کردن دستمزدها، مرخصی های باحقوق، بیمه ی سلامتی برای خانواده های کارگران، کلاسهای آزاد انگلیسی، واریز حقوق به طور مستقیم به حساب پس انداز کارگران و استفاده از پنج متخصص ماساژ درمانی در محیط کارخانه برای رفاه حال کارگران، به انجام رساند. نتیجه ی کار اضافه سود برابر با 250 میلیون دلار در سال 2005 بود.

آمادگی

اینکه شانس فقط یکبار در خانه ی آدم را میزند، بیشتر از آنچه فکرش را بکنید، حقیقت دارد؛ این شما هستید که باید تشخیص دهید.

فردریک اسمیت بعنوان یک خلبان خصوصی، دریافت که روز به روز محموله و بارهای بیشتری را برای کمپانی هایی که نمی خواستند یا نمی توانستند منتظر رسید هواپیماهای مسافربری شوند، حمل و نقل میکند. او که هنوز در کالج به سر می برد، مقاله ای برای درس اقتصاد خود نوشت که موضوع آن سرویس حمل و نقل اکسپرس بود. استادش زیاد تحت تاثیر آن مقاله قرار نگرفت، اما اسمیت می دانست که این موقعیتی بسیار عالی است که به او روی کرده است، و در سال 1971 بود که فدرال اکسپرس را پایه گذاری کرد.

بیل گیتس دریافت که اگر سیستم عامل و نرم افزارهای یک کامپیوتر از قسمت سخت افزاری آن جدا شود، دیگر هر کسی—نه فقط مهندسین--می تواند تکنولوژی جدید خلق کند. نوآوری به طور نامحدود و وسیعی دنبال شد و گیتس آنقدر عاقل بود که سیستم خود را در رده ی اول همه ی محصولات جای دهد.

شکاکیت

داشتن بدگمانی و شکاکیت سالم و فعال برای سیستم ها و متدهای معرف صنعت یا بیزنس و تجارت، از خوشبینی و خوشنودی مضر جلوگیری می کند.

بیلی بینز، زمانیکه مدیر عامل اوکلند آتلانتیک شد، به طریقه ی کارکرد MLB تقریباً ظنین بود. او اظهار می دارد که سرپرستان و ناظرانی که سابقه ی خوبی نداشته اند، و این سابقه باعث می شود نتوانند شغل دیگری در هر زمینه کاری پیدا کنند، مداوم توسط کلوب های دیگر استخدام می شوند. از اینرو همه ی نگهبانان و سرپرستان قدیمی را اخراج کرده و افرادی را استخدام کرد که دیدگاه هایی کاملاً جدید در زمینه بیسبال داشتند. به همین روش بود که توانست مقام اول جهانی را کسب کند.

جهان اینترنت تقریباً 5 ساله بود که پییر امیدیار، مشکوک شد که این تکنولوژی فقط در دست افراد کله گنده در بیزنس افتاده است. به نظر او این تکنولوژی باید در مسیری دیگر می افتاد: او اینترنت را بازاری جهانی برای خرید و فروش مردم جدا از تجارت های بزرگ، می دانست. با این هدف بود که eBay را ایجاد کرد. برخلاف آنچه تصور می شود، اولین شیء که در این بازار فروخته شد، دستگاه داروساز نبود، بلکه نشانه گر لیزری بود که کار نمی کرد.

دیدگاه

در ذهن فرد آرمانگرا و ایده پرداز، اکنون و امروز با هیچوقت و همیشه مترادف نیست.

در سال 1977، رئیس شرکت تجهیزات دیجیتالی گفت: "دلیلی ندارد که هر شخص، یک کامپیوتر شخصی در خانه اش داشته باشد." تاحدودی حق با او بود. در سال 1977، یک کامپیوتر خانگی برای افراد متوسط کاملاً بی مصرف بود. اما در آن زمان، استیو جابز و استیو وزنیاک مشغول ساخت کامپیوتر اَپِل II بودند، که به مردم برای داشتن یک کامپیوتر شخصی در خانه، دلیل می داد.

تغییر روند تاریخ

واژه ی آرمانگرا نیز گاهي مثل واژه ی نابغه به کرات مورد استفاده قرار می گیرد—و معمولاً به افرادی نسبت داده می شود که شایستگی آن صفات را ندارند. به این دلیل، بهترین آزمایش، آزمایش زمان است که بیرحم تر از همه ی آنهاست. اگر کسی قادر باشد که ایده ای را از گهواره تا گور، در مقابل مخالفان بیشمار با خود حمل کند، شایسته ی صفت آرمانگرا است.

شرح حال "من موفق" از زبان خودش.

 

یک شخص موفق اینگونه در مورد خودش صحبت می کنه:

 

"من موفقیت رو جستجو می کنم .  

 

هر کسی در زندگیش یه چیزی رو جستجو می کنه. من موفقیت رو جستجو می کنم. می دونم که

موفقیت ،در نتیجه هدفداری ، برنامه ریزی برای هدف و تلاشی پی در پی برای رسیدن به این هدف

است. پس من این همه را ، جستجو می کنم. هدف را، برنامه ریزی را و از همه مهمتر تلاش برای

رسیدن به هدف را جستجو می کنم.

شاید در حرکتم برای رسیدن به هدف کم و کاستی هایی داشته باشم ولی می دونم که جستجوی

مصرانه من این کاستی ها را برطرف می کنه. برای من شکست مفهومی نداره. چون شکست رو

جستجو نمی کنم. پس از شکست یا پیروزی ام سعی می کنم درس بگیرم. درسی جهت قوی تر شدن.

پس من لحظه به لحظه قوی تر می شم. قوی تر و قوی تر. با گامهایی محکم تر و استوارتر از گذشته گام

بر می دارم. بر شادیم لحظه به لحظه افزوده می شه. بر موفقیتم لحظه به لحظه افزوده می شه.

اگه جایی احساس غم کنم و یا احساس کنم که کارها خوب پیش نمی ره، از یه جهتی خوشحال      

می شم.

می دونی چرا؟

چون که می دونم بر این مشکل غلبه می کنم و با سرعت و با قدرت بیشتری در راستای اهدافم گام

بر خواهم برداشت و موفقیت بیشتری را در زندگیم و لحظه حالم درک خواهم کرد.

من موفقم و موفق خواهم بود.

می دونی چرا؟

فقط به خاطر یه دلیل خیلی ساده. اینکه من موفقیت رو جستجو می کنم. جستجویی عمیق و با تمام

وجود. "

 

به من بگو تو چی رو جستجو می کنی؟

زندگی ریسکی است کوتاه

نجات برائ كسئ است كه خودرابه ميدان افكنده به مبارزه ادامه دهد ، و

هلاكت ازآن كسئ است كه سستئ ورزد .

 امام علئ ع

 

ريسك

رسيدن به هر هدفئ هميشه مستلزم قبول خطر است . شما ممكن است بگوييد

نه من ريسك نمئ كنم من جانب احتياط را رها نمئ كنم     

اما شما نمئ فهميد كه تا احتياط را كنار نگذاريد به هدف نمئ رسيد . هدف

هميشه سرجائ خود بوده است و براين سياره قانونئ حاكم است كه رسيدن به

پاداش را به بهائ قبول خطر تضمين مئ كند و جزاين راه  ،راه ديگرئ وجود

ندارد . ما اغلب زندگئ را با نگرشئ مثبت نسبت به خطركردن آ غاز مئ كنيم ،

دركودكئ طاقت چشم پوشيدن از ماجراجويئ هايئ تازه را نداريم . به همين خاطر

است كه مادرها هميشه فرزندان خردسال خودرا بالائ نردبان و و سط بزرگراه و

سر پشت بام و ..... پيدا مئ كنند . يك بچه شاد سالم مثل يك انسان بزرگ شاد سالم

عاشق كنكاش و وسعت بخشيدن به خويشتن است . وقتئ اولين قدمهائ بئ ثبات خود را برميداريم ، وقتئ تسلط برهنر راه رفتن را آغاز مئ كنيم ،خودرا به مخاطره مئ اندازيم و به آن عشق مئ ورزيم


. اما جايئ درفاصله ميان دو سالگئ و بيست و دو سالگئ ، بسيارئ از ما به تغيير بارزئ در اين نگرش تن در مئ دهيم و طرفدار پروپا قرص تز سالم و امن زيستن مئ شويم . تمام شبهائ خودرا پائ تلويزيون به تماشائ حركات تهورآميز و محسور كننده سوپر قهرمانان فيلم ها مئ گذارنيم درحاليكه زندگئ خود ما درگذر سالهائ پئ در پئ به كسالت و يكنواختئ مئ گذرد .

چاشنئ زندگئ دست زدن به كارهائ تازه و خلق تازه ها است . جستجوئ امنيت و بئ خطرئ نيروئ حيات را خفه مئ كند . حد غايئ بئ خطر زيستن و امنيت و رهايئ از همه تشويشها ، دراز كشيدن درجعبه ائ در عمق دومترئ خاك است

لازمه دوست داشتن و عشق ، خطر كردن است .   درواقع جهان پيوسته ما را تشويق به وسعت يافتن ، صعود كردن و متمايز بودن مئ كند ، برائ بدست آوردن هرچيز بايد خطرات آن راهم پذيرفت . برائ آنكه راه رفتن را ياد بگيريم بايد خطر زمين خوردن و صدمه ديدن را بپذيريم ، برائ پول ساختن بايد خطر ورشكستگئ را هم پذيرفت .

 


كسانئ بيشترين پولها را مئ سازند كه بيش از ديگران قبول خطرمئ كنند . برندگان بيشتر از بازندگان ريسك مئ كنند و به همين خاطر است كه بيشتر مئ برند ، درواقع برندگان بيشتر از بازندگان مئ بازند اما آنقدر بازئ مئ كنند كه بر تعداد بردهايشان افزوده مئ شود و ما هميشه آنها را بخاطر پيروزيهايشان بياد

مئ آوريم نه به خاطر شكستهايشان .ما حق انتخاب داريم ميان زندگئ واقعئ يا

زيستن نباتئ ، انتخاب شغل يك ريسك است ، عبور از خيابان هم يك ريسك است ،

و خلاصه اينكه هم  زندگئ يك ريسك است ، پس بيايد خطر كنيم و شاهد ثمرات آن باشيم .

تعادل ومتعادل

شاید همه کلمه تعادل ویا نصیحت متعادل باش را بار ها شنیده باشیم

توی نت ورک هم به تعادل ما کمیسیون ویا پورسانت تعلق می گیرد خیلی از ما در برخورد هایمان از تعادل خارج می شویم  یعنی مثل اون ضرب المثل که می گفت از(( در دروازه رد نمی شه ولی از سوراخ سوزن رد میشه )) برخورد می کنیم

به نظر می رسه یکی از ایرادهای ما اینکه کلمات زیادی بلد هستیم وخیلی زیبا صحبت می کنیم ولی معنای کلمات را به واقع نمی دانیم ویا فراموش می کنیم مثل اینکه میپرسند:یه دختر خوب چه جوری باید باشه؟همه جواب میدهند :نجیب باشه،صداقت داشته باشه............

ولی تا حال فکر کردید این کلمات یعنی چه؟منظور از نجابت یعنی چه؟صداقت؟

حالا با این پیش فرض تعادل تو برخورد یعنی چه؟

امروز به عابری برخورد کردم

با خضوع زیاد به او گفتم : (( ببخشید ))

عابر با ادب تمام گفت : (( شما ببخشید ٬ ندیدمتان ))

من و این غریبه با کمال  ادب و احترام از هم خدا حافظی کردیم و هر یک به

راه خود رفتیم .

بعد از ظهر همان روز در منزل ٬ مشغول پختن شام بودم ٬ پسرم پشت

سرم ایستاده بود ٬ تا برگشتم به او برخورد کردم ( مثل صبح با آن آقا )

چیزی نمانده بود بخورد زمین .

با بد اخلاقی گفتم : (( خودت را بکش کنار !! ))

او رفت و دل کوچکش شکست . من متوجه خشونتم نشدم .

شب در رختخواب دراز کشیده بودم ٬ ندائی به من رسید : (( چطور با

آن غریبه آن رفتار مودبانه را داشتی ٬ اما با خانواده و عزیزانت ٬ اینقدر بد

رفتاری میکنی ؟

(( برو آشپزخانه را نگاه کن ٬ دم در چند شاخه گل افتاده گلهائی هستند که

پسرت برایت آورده بود ٬ خودش آنها را چیده بود ٬ ونگهای صورتی ٬ زرد ٬

آبی ٬ پشت سرت ایستاده بود که تو را غافلگیر کند ! تو  اشکی را که در

چشمانش جمع کردی ٬ دیدی ؟ ))

خیلی خجالت کشیدم اشکانم سرازیر شد ٬ به اتاقش رفتم و کنار تختش

روی زمین نشستم ٬ گفتم : (( بیدار شو کوچولوی من ٬ بیدار شو عزیزم ٬

اینها همین گلهایی هستند که تو برایم آوردی ؟ ))

او لبخندی زد و گفت : (( آنها کنار آن درخت بودند ٬ آنها را چیدم چون به

خوشگلی تو بودند ٬ میدانستم که از آنها خوشت می آید مخصوصا از گل

آبیش . ))

گفتم : (( از رفتاری که امروز با تو داشتم متاسفم . ))

او گفت : (( عیبی ندارد مامان ٬ من به هر حال تو را دوست دارم . ))

ایا رفتار من وشما با خانواده ویا دوستان خارج از نت فرقی با بچه های مجموعه ما نمی کند ؟

شاید دلیل عدم پیش رفت ویا دل مشغولی ما بابت برخورد نا متعادل ما محیط کار واجتماع باشد.

اگر اینگونه است دیگران مارا چه می نامند؟

سر نوشت تو

تو لحظه به لحظه خود را مي‌آفريني‌.

تو چون يك كُل، ثابت متولد نشده‌اي‌، بلكه منبعي هستي بي‌انتها.

بذر به دنيا آمده‌اي و نه درخت‌.

تو باز تولد يافته‌اي نه بسته.‌

اين باز بودن عظيم است عظيم‌.

هر لحظه بايد انتخاب كني كه مي‌خواهي چه كسي باشي‌.

تصميم تو سرنوشت توست‌. تصميم تو سرنوشت توست‌. تصميم تو سرنوشت توست‌.

این تویی که می توانی روزت را از نو بسازی

تقدیر منتظر سر انگشت توست ،بردار وبنویس

قلم را بردار وبرنامه روزانه ات را تقریر کن وبدان که روزگار به میل تو رفتار خواهد کرد چون تو پیگیر سرنوشت خویشی

چه از دنیای خود می خواهی ؟
دنیا را هر گونه بخواهی ان گونه خواهی یافت

همت تورا خواهانیم ....... تا تو چه خواهی .................

منتظر چه هستی؟

ما براي خوشبخت شدن چشم به راه آينده ايم و در نتيجه هرگز خوشبخت نمي شويم، زندگي نمي كنيم بلكه به اميد زندگي نشسته ايم. در واقع يكي از علل خوشبخت نبودن سرمايه گذاري روي آينده است. زندگي نمي كنند، از زندگي امروز خود لذت نمي برند و پيوسته منتظرند كه در آينده اتفاقي بيفتد. وقتي ازدواج مي كنند خوشبخت خواهند شد. وقتي شغل بهتري بدست آورند به خوشبختي خواهند رسيد. وقتي پول خريد خانه را پرداختند، وقتي بچه هايشان را راهي دانشگاه كردند و وقتي كاري را به اتمام رساندند و پيروز شدند آنوقت است كه به خوشبختي خواهند رسيد. اين افراد بدون استثناء مأيوس مي شوند جرا كه خوشبختي يك عادت ذهني است ، يك برداشت ذهني است. اگر آن را ياد نگيريم و همين حالا روي آن تمرين نكنيم هرگز تجربه اش را نخواهيم كرد. اگر قرار است خوشبخت شويم بايد خوشبخت باشيم.

همه روزه يادآوري خاطرات و انديشه هاي خوب و دلچسب را تمرين كنيد، چرا كه اين كار شما را در انجام كارهايتان كمك مي كند. اگر كسي مي خواهد حال بهتري داشته باشد بايد احساسات لطيف و خير خواهي و مثمر ثمر بودن را در انديشه خود زنده كند. بايد اين كار را مثل ورزش صبحگاهي بطور مرتب انجام داد و مرتب به زمان اين ورزش رواني بيافزائيد.

تصوير ذهني و عادتهاي انسان با هم ارتباط دارند. با تغيير يكي از آنها ديگري هم خود به خود تغيير مي كند. وقتي آگاهانه عادت بهتري در خود ايجاد مي كنيم تصوير ذهني جديدي جاي عادات قديمي را مي گيرد و انگاره جديد را پرورش مي دهد.

جالب است بدانيد كه نود و پنج درصد رفتار، احساس و واكنش افراد عادتي است. نوازنده پيانو براي زدن مضرابها به تصميم گيري نيازي ندارد. درست به همين شكل كه هر وقت با موقعيت مشابهي روبرو شويم ، انديشه و احساس و عمل مشابهي از ما سر مي زند. اما نكته اينجاست كه عادت اصلاح شدني است و مي توانيم آنرا بطور كلي تغيير دهيم. كافي است كه تصميم آگاهانه اي بگيريم و روي آن تمرين كنيم. نوازنده پيانو مي تواند از روي اگاهي تصميم بگيرد كه مضراب متفاوتي را فشار دهد و آهنگ هاي جديدي را بوجود آورد. بنابراين شما هم مي توانيد با تكرار رفتار مطلوب آن را در تصوير ذهني خود ثبت نماييد.

باید بکوشیم کاری کنیم که تمامی عناصر، بخشی از خود ما شوند. هدف ما در این



دنیا باید همین باشد :



آموختن عشق ورزیدن.



هربار بهتر عشق ورزیدن
شق هرگز خطا نمیکند، و در زندگی، تا زمانی که عشق هست، به خطا نمیرود.



این همان چیزیست که پولس به ما می نماید: که،در بنیان تمامی مخلوقات،عشق

همچون عطیه برتر حاضر است – زیرا هنگامی که هر چیز دیگری به پایان میرسد،عشق می ماند.



بدترین سرنوشتی که ممکن است کسی داشته باشد، تنها زیستن و تنها ماندن است،بدون عاشق شدن و بی معشوق بود.



کسی که عشق می ورزد، رستگار است.



او که نه عشق می ورزد و نه معشوق است، محکوم است.



و کسی که در عشق شادی می یابد، در خدا شادی می یابد، چرا که خدا عشق است.

من آموختم که بهترين دوستانم آنهايي هستند که مرا دچار مشکل ميکنند
من آموختم که عشق قلب آدم را ميشکند ولي ارزشش را دارد
من آموختم که هيچ وقت براي التيام بخشيدن به يک رابطه صدمه ديده دير نيست
من آموختم که هر موفقيت بزرگي در ابتدا نا ممکن به نظر رسيده است
من آموختم که براي اينکه روز خوبي داشته باشي در طبيعت به دنبال نشاط و زيبايي باش
گوش کن تا صداي زيبا بشنوي
با ديگران سخن مهر آميز بگو
و براي يک نفر بدون اينکه خودش بفهمد، يک کار خوب انجام بده
من آموختم که نمي توانم از ديگران انتظار داشته باشم که مشکلات مرا حل کنند
من آموختم کساني هستند که تو را عاشقانه دوست دارند فقط نمي دانند چطور اين احساس را نشان بدهند
من آموختم گذشتن از خطاي ديگران بزرگترين هديه ايست که به خويشتن تقديم ميکنم

7 اصل بيل گيتس


بيل گيتس رئيس «مايکروسافت»، در يک سخنراني در يکي از دبيرستان‌هاي آمريکا، خطاب به دانش‌آموزان گفت: «در دبيرستان خيلي چيزها را به دانش‌آموزان نمي‌آموزند». او هفت اصل مهم را که دانش‌آموزان در دبيرستان فرا نمي‌گيرند، بيان كرد.


اصول بيل گيتس به اين شرح است:

اصل اول: در زندگي، همه چيز عادلانه نيست، بهتر است با اين حقيقت کنار بياييد.

اصل دوم: دنيا براي عزت نفس شما اهميتي قايل نيست. در اين دنيا از شما انتظار مي‌رود که قبل از آن‌که نسبت به خودتان احساس خوبي داشته باشيد، کار مثبتي انجام دهيد.

اصل سوم: پس از فارغ‌التحصيل شدن از دبيرستان و استخدام، کسي به شما رقم فوق‌العاده زيادي پرداخت نخواهد کرد. به همين ترتيب قبل از آن‌که بتوانيد به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسيد، بايد براي مقام و مزايايش زحمت بکشيد.

اصل چهارم: اگر فکر مي‌کنيد، آموزگارتان سختگير است، سخت در اشتباه هستيد. پس از استخدام شدن متوجه خواهيد شد که رئيس شما خيلي سختگيرتر از آموزگارتان است، چون امنيت شغلي آموزگارتان را ندارد.

اصل پنجم: آشپزي در رستوران‌ها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگ‌هاي ما براي اين کار اصطلاح ديگري داشتند، از نظر آنها اين کار «يک فرصت» بود.

اصل ششم: اگر در کارتان موفق نيستيد، والدين خود را ملامت نکنيد، از ناليدن دست بکشيد و از اشتباهات خود درس بگيريد.

اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشويد، والدين شما هم جوانان پرشوري بودند و به قدري که اکنون به نظر شما مي‌رسد، ملال‌آور نبودند

تعريف شما از مثبت‌نگري چيست؟

عزيزان و ياران قدرتمند سلام
دوستان خوب، تعريف شما از مثبت‌نگري چيست؟ شما به چه كسي مثبت‌نگر مي‌گوييد؟ گروهي از افراد فكر مي‌كنند فقط و فقط با فكر مثبت داشتن، مثبت‌نگر هستند. قبول دارم ”تفكر مثبت“، يكي از مهم‌ترين و كليدي‌ترين عوامل است. اما لازم است وقتي ذهنمان را با تفكر مثبت آماده كرديم، در مرحله بعد دست به عمل بزنيم.
بسياري از ما شنيده‌ايم كه نيمه پر ليوان را ديدن يعني مثبت‌نگري و نيمه خالي ليوان را ديدن يعني مثبت نبودن. اما هنگامي كه در ليوان هيچ آبي نيست چه؟!
اگر هر روز صرفا تكرار كنيم كه ليوان لبريز از آب است، آيا دچار توهم نشده‌ايم؟ در اين موقع است كه بايد كاري انجام دهيم. بايد سعي كنيم مقداري آب، درون ليوان بريزيم.
تعدادي از افراد هستند كه ابتدا بسيار پرشور وارد صحنه مي‌شوند، سعي مي‌كنند تفكر مثبت را رعايت كنند اما بعد از مدتي دچار سرخوردگي مي‌شوند، چرا كه يك نكته ظريف را به خاطر نسپرده‌اند و آن اين كه در كنار فكر مثبت، عمل مثبت قرار دارد و نتيجه اين دو پيروزي است. مدتي پيش جواني به من مراجعه كرد كه جوياي كار بود، و ابراز داشت كه هر روز عبارات تاكيدي را تكرار مي‌كند و مطمئن است شغلي عالي نصيبش مي‌شود. چند هفته بعد كه مراجعه كرد هنوز شغلي پيدا نكرده بود و احساس سرخوردگي مي‌كرد! به او گفتم يعني هيچ پيشنهاد كاري نداشتي؟ گفت: بله داشتم، اما با فكري كه داشتم فاصله داشت.
به اين جوان يادآوري كردم كه وقتي دست به هيچ عملي نزني چطور انتظار شغلي مناسب داري؟ شايد اين شغل كه پيشنهاد شد زمينه‌اي براي شغل مناسب‌تر تو باشد.
همراهان خوب! مثبت‌نگري و موفقيت يعني بر فرصت‌هاي مناسب سلام كردن. حتي وقتي شما يك صندوقچه گنج را پيدا كرديد، براي به دست آوردن گنج بايد دست به عمل بزنيد و در صندوقچه را باز كنيد و گنج را بيرون بكشيد!
انسان مثبت‌نگر چون عقاب‌ تيز پرواز است. مسير را به روشني مي‌بيند، هدف خود را مشخص مي‌كند و به سمت آن يورش مي‌برد. اما در مقابل آن مرغابي‌ها هستند كه دايم به دور خود مي‌چرخند بي‌هيچ هدف و منظوري و غر مي‌زنند كه چرا از اين بركه نجات پيدا نمي‌كنيم!
باز هم تكرار مي‌كنم تفكر و عمل مثبت در كنار هم، خصوصيات يك انسان مثبت‌نگر واقعي است.
به اميد ديدار شما عقاب‌هاي تيزپرواز در اوج قله‌

پرسه

شايد شما هيچوقت درزندگئ هدفئ را برائ خود تعيين نكرده باشيد

. شايد از ترس شكست ؛

از تعقيب هدفهائ بزرگ امتناع كرده ايد و تمام زندگئ خود را بدون برنامه ؛ بدون هدف و بدون اينكه بدانيد واقعا از زندگئ ؛ ازدواج ؛ شغل و ارتباطات خود چه مئ خواهيد ؛ صرفا در سرگردانئ بسربرده ايد و گاه و بيگاه هم يك طرح مبهم از خواسته ها ؛ به مغزتان خطو ر كرده ؛ اما هرگز به طور فعال برائ تعيين اهداف واقعئ خود وارد عمل نشده و در اغلب موارد ؛ كار شما فقط اين بوده كه از يك بحران به بحران ديگر و از مصيبتئ به مصيبت ديگر تغيير مكان دهيد .

 آيا زندگئ شما غير از اين است ؟

به اعتقاد بزرگان ؛ زندگئ يك هنر است نه يك تصادف . ما به آسانئ مئ پذيريم كه بايدراه رفتن و خواندن و نوشتن و رياضيات را ياد بگيريم ؛ ما مئ پذيريم كه مهارتها و قوانين رانندگئ و خيلئ چيزهائ ديگر را بايد ياد بگيريم ؛ پس بايد اين مورد را هم پذيرفت كه بدون هدف و تعهد و اقعئ ؛ داشتن برنامه و انضباط فردئ ؛زندگئ معنا و مفهومئ ندارد ؛ انسانئ كه نخواهد و نپذيرد مسئوليتهائ زندگئ را و فاقد هدف باشد و زندگئ بارئ به هر جهت را انتخاب كند در طريق فنا و نابودئ قدم برمئ دارد .

اگر شما هم جزء افرادئ با اين طرز تفكر باشيد كه مئ خواهند كس ديگرئ به جائ آنها فكر كند ؛ برايشان تصميم بگيرد ؛

به جائ آنها زندگئ كند ؛

بايد بگويم در زندگئ فقط پرسه مئ زنيد

و راهئ هيچ كجا هستيد و كارتان هم تمام است .

يک کسي اين کار را به انجام مي رساند !

چهار نفر بودند که اسمشان اين ها بود :‌

 
_ همه کس ،
_ يک کسي ،
_ هر کسي  ،
_ هيچ کس .
 
کار مهمي در پيش داشتند و همه مطمئن بودند که  يک کسي اين کار را به انجام مي رساند . هر کسي  مي توانست اين کار را بکند ،‌ اما هيچ کس اين کار را نکرد .
يک کسي عصباني شد ، چرا که اين کار ، کار همه کس بود ، اما هيچ کس متوجه نبود که همه کس اين کار را  نخواهد کرد.
سرانجام داستان اين طوري تمام شد  که هر کسي   يک کسي  را سرزنش کرد که چرا هيچ کس کاري را نکرد که  همه کس مي توانست انجام بدهد .
 
خوب حالا شما کدومشون هستين ؟

مقاومت وتغيير و تحول

به جای تصور اینکه چه چیزی از دست خواهیم داد به این فکر کن که به چه خواهی رسید. تصور از ترس خیلی بدتر از خود ترس است. ترس از اینکه هیچ پنیری پیدا نکنیم موجب میشود که هرگز حرکت نکنیم و نمیخواهیم به دنبال پنیرتازه بیرون برویم. هاو به خود خندید و گفت: اگر نمیترسیدی چه میکردی؟  و از بدست آوردن پنیر جدید چقدر لذت میبری؟ با اینکه همه میدانیم تصور چقدر مهم است همه تفکر منفی داریم. اگه این یکی هم ورودی نشه چی؟ اگر منفی بشه چی؟ اگر گفت پول ندارم، وقت ندارم، یا ... چی؟ اگه تو پیگیری منفی شد چی؟ من نمیتونم، چرا پرزنت بندازم؟ اونها که وارد نمیشن و ... .پس اینها کاری نمیکنند. بیرون نمیرند. ارتباط سازی نمیکنند. پرزنت نمی اندزند. پیگیری ها را محکم و مداوم انجام نمیدهند. با آگاهی از این موضوع به خود بخند و بگو: اگر نمیترسیدی چه میکردی؟ اگر مطمئن بودی که وارد میشوند چه میکردی؟ از ورودی گرفتن چقدر لذت میبری؟ از خانه بیرون بزن و باتمام قدرت و اعتقاد کار کن

همواره تغيير و تحول با مقاومت روبرو ميشود

. اين مقاومت هم از محيط بيرونی و هم از خودمان صورت ميگيره. شروع بکار در زمينه تجارت يکی از تحولات بزرگ زندگی هر کسی است

. اصولا مشغول شدن به کارهای تجاری ريسک بالاتری نسبت به کارمند شدن دارد به همين دليل بايد کسی که ميخواهد وارد تجارت وبازرگانی بشود از قدرت ريسک پذيری بالايی برخوردار باشد.

مهمترين سرمايه برای شخصی که ميخواهد کاری را آغاز کند تجربه است. به همين دليل اگر تجربه در بازار کار نداريد سه راه حل داريد: ۱- آن را کسب کنيد (از طريق کار کردن برای ديگران)۲- تجربه را از افراد با تجربه بخريد (آنها را استخدام کنيد) ۳- هزينه کسب تجربه را بپردازيد (‌با ضررهايی که در ابتدای کار متحمل می شويد)

کسب تجربه

: اگر سرمايه کافی برای استخدام افراد با تجربه نداريد و نميتوانيد متحمل هزينه های کسب تجربه شويد بهتر است که از راه اول استفاده کنيد. در اين صورت شما ابتدا با ورود به شرکت های ديگر و فعاليت در آنها به کسب تجربه می پردازيد. بطور مثال اگر می خواهيد در آينده شرکت پخش  لوازم يدکی تاسيس کنيد ميتوانيد برويد و به عنوان بازارياب لوازم يدکی در شرکتی کار کنيد.

خريد تجربه

: از اين راه فقط زمانی می توانيد استفاده کنيد که سرمايه کافی داشته باشيد. زيرا افراد با تجربه همواره حقوق و مزايای بالايی را طلب ميکنند.زيرا با توجه بر فزونی هزينه ها نسبت به در آمدها در مرحله تولد اکثر سازمانها پرداخت حقوق و مزايای بالا در صورت نداشتن سرمايه کافی امکان پذير نيست. در صورت استفاده از ان روش با به اين مساله توجه داشت که چرخش اطلاعات در شرکت بصورتی باشد که اطلاعات و تجربيات افراد کارآزموده به داخل سازمان آورده و ثبت گردد. در واقع سيستمی طراحی گردد که تجربيات اين افراد به سازمان منتقل گردد. همچنين شما می توانيد از مشاوران متخصص در خارج از سازمان استفاده کنيد. يکی از مشکلات اين روش پيدا کردن افرادی است که هم با تجربه و کارآزموده باشند و هم حاضر به انتقال اطلاعات خود به سازمان.

۳-پرداخت هزينه برای کسب تجربه

: اين راه هم آسان ترين راه و پر هزينه ترين راه برای کسب تجربه است. به اين معنی که شخص با تقبل ضرر و زيان ناشی از نداشتن تجربه به کسب تجربه میپردازد. به دليل نداشتن آگاهی از نقش مهم تجربه در آغاز يک کار جديد بسياری از افراد به اين شيوه وارد بازار کار می شوند و در صورت نداشتن بنيه مالی قوی به سرعت شکست خورده و ورشکست می شوند.

 اگر توجه کرده باشيد بسياری از افراد موفق در تجارت و بازرگانی کسانی هستند که بقول معروف از صفر شروع کردند و بچه کف بازار بودند. آنها کسانی هستند که مسير اول را برای موفقيت طی کرده اند. راه حل دوم نيز در صورت داشتن سرمايه کافی از قبل می تواند بسيار مفيد و اثربخش باشد. اگر هم ميخواهيد ورشکست شويد و تمام سرمايه تان را از دست بدهيد از راه حل آخر استفاده کنيد!

براستی چرا تغییر نمیکنیم؟ گاه ترسی وجود ندارد؟ غرور ناشی از موفقیت! چرا باید تغییر کنم؟ احتیاجی به تغییر ندارم، این تغییر زیاد لازم نیست، اگر این را انجام ندهم اتفاقی نمی افته، این حق ماست.چرا باید لیست بنویسم؟ لیست اهداف به هیچ دردی نمیخوره!!! جلسه هفتگی کیلو چنده؟ همراهی کنم؟؟ نکنم هم مجموعه جلو میره و ... .هیچ یک ارز این موارد مشابه ناشی از ترس نیست بلکه این مقاومت به دلیل غرور از موفقیت های کنونی و پنیری هست که الان داریم.باید قبول کنیم که هِم هستیم.کافیست به خود بخندیم و این رفتار را عوض کنیم

درزندگی چه نگرشی دارید؟

در زندگی چه نگرشی دارید

شخصیت کنونی شما بر حسب انتخاب و گزینش خودتان شکل گرفته است.اگر کمرو و خجالتی هستید ، ژن کمرویی را به ارث نبرده اید.، بلکه آن را به عنوان خلق وخوی خویش برگزیده اید. اگر آتشی مزاج هستید ، عصبیت را به عنوان یک عادت پذیرفته اید.

جیمز آلن میگوید: اوضاع و احوال زندگی هرکس ، نمایانگر طرز فکر اوست.

به عبارت ساده ، زندگی محصول تفکر و اندیشه ماست. اگر پول کلانی به دست نمی آورید یا اگر زندگی بر وفق مرادتان نمی گذرد ، به این دلیل نیست که در فلان خانواده به دنیا آمده اید ، رنگ پوستتان چنین است ،یا فلان کس رئیس شماست ، بلکه همه چیز به باورها و نگرشهای شما  بستگی دارد. برای بسیاری از مردم کار شاقی است که مسئولیت رویدادهای زندگیشان را تماما" به عهده بگیرند.

به جای اینکه بگویید: چرا دیگران با من چنین رفتاری دارند؟

باید بگویید: چه کرده ام که به دیگران اجازه داده ام با من چنین رفتاری داشته باشند و چگونه میتوانم به آنها بیاموزم که دیگر تحمل چنین رفتاری را ندارم.

الینور روزولت گفته نغز و جالبی دارد. او میگوید: هیچکس نمیتواند شما را آلت دست کند ، مگر با رضایت خودتان.

اگر مسئولیت نابسامانیها را به گردن نگیرید ، راه را برای هر تغییری سد کرده اید و باید آنقدر منتظر بمانید تا آنچه یا آنکس که با شما چنین کرده روزی به دلخواه رفتارش را با شما تغییر دهد.قبول مسئولیت اگر چه ناگوار است ، اما نیروی محرکه ای است که توانایی بهبود شرایط را در انسان پدید می آورد.

زندگی شما بازتاب ذهنیات شماست و میزان توانائیهای روحیتان را آشکار میکند.

راز ویژن

زمانی کسی گفته بود بهتر است به آینده مان بنگریم چون قرار است بقیه عمرمان را درآن بگذرانیم

 .این جمله ممکن است برای بسیاری از افراد کلماتی بیش نباشد چون خودشان را در زمان حال گرفتار کرده اند یا درباره آینده رویا پردازی میکنند ولی دست روی دست می گذارند و یا رویاهاشون در بهترین شکل مبهم و در بدترین شکل دست نیافتنی می باشد. اما این تصویر درباره آینده اشتباه است . ما دراینجا می خواهیم بدانیم که چرا تجسم ما از آینده چه درباره ملتها و یا مردم و یا شرکتمان و درباره خود ما که می خواهیم در این دنیا موثر باشیم تجسمی مهم و حتی اساسی است .

داشتن دیگاهی متضاد و مثبت نسبت به آینده در شرایط بحرانی بسیار عاقلانه است . لازم است در مواقع بحرانی درباره آینده فکر کنیم رویا پردازی کنیم و به آن تجسم ببخشیم . در واقع دیدگاه من این است که داشتن بینش مثبت نسبت به آینده شاید نیرومند ترین انگیزه تحول من و شما باشد.

محقق هلندی فرد پولاک در کتاب خودش به نام ((تصویر آینده )) به رابطه میان تصویر ملتها از آینده شان و سرنوشت آنها علاقه زیادی داشت . مسئله ای مه او مطرح کرد این بود :(( آیا تصویر مثبت یک ملت از آینده پی آمد موفقیت آن ملت است . یا موفقیت یک ملت پی آمد تصویر مثبت آن ملت از آینده است )) برای یافتن پاسخ این مسئله او سرنوشت ملتهای زیادی خواه باستانی و خواه معصر را بررسی کرد . او میخواست بداند که این ملتها چقدر نسبت به آینده شان دید مثبت داشتند و چقدر به آمال و آرزوهایشان دست پیدا کردند .

پولاک در تحقیقاتش به این نتیجه رسید که کشورهای موفق ابتدا با رویا آغاز کردند و. سپس آن را به چیزی مهم تر و قوی تر تبدیل کردند (بینش) بینش نتیجه رویا و عمل است . بینش های مهم مقدم بر موفقیتهای مهم است . ابتدا رهبران پنداره محکمی از آینده نشان می دادند بعد جوامع این پنداره را می پذیرفتند واز آن حمایت می کردند بعد آنها با همکاری هم آن پنداره را تحقق می بخشدیدند

. امروزه قدرت بینش را در تمام دنیا می توان دید . بسیاری از ملتها وقتی راه صعودشان را به عظمت آغاز کردند نه منابع مهمی داشتند نه جمعیت قابل قبول یا حتی برتری استراتژیک . آنچه آنها داشتند بینش عمیق نسبت به آینده شان بوده است و علت اصلی موفقیتشان این بوده است . ملتهای بینش مند موفق ترند و ملتهای بدون بینش ضعیف تر.

بهترین نوع تجارت

بازاريابي شبكه‌اي برگرفته شده از بهترين نوع تجارت است و قادر است فرصت‌هاي مناسبي براي مردم، حتي آنهايي كه بي‌سوادند يا سطح تحصيلاتشان پايين است، ايجاد نمايد تا به امنيت مالي مطمئني برسند.

بازاريابي شبكه‌اي راه‌حل مناسبي براي رسيدن به آرزوهايتان است. در اينجا هيچ سقفي براي محدود كردن فعاليت بانوان تعيين نشده و هيچ تبعيض و يا برتري از لحاظ جنسيتي وجود ندارد. وقتي قدم در اين تجارت گذاشتيد خود ارباب كارهايتان هستيد و مي‌توانيد هر چقدر كه مي‌خواهيد درآمد كسب نماييد، به شرطي كه به همان نسبت كار كنيد. مقدار درآمد حاصله و مقدار زماني كه براي رسيدن به آن ميزان درآمد مي‌گذاريد در نهايت بستگي به خود شما دارد.

بسته به تعدا افراد تيمتان و نحوه سازماندهي آنها، درآمد ماهيانه افراد مي‌تواند بيش از يك وكيل، پزشك و يا دندان‌پزشك باشد. بازاريابي شبكه‌اي جزو سه روش تجاري ثابت شده در جهان است كه مي‌تواند پاداش مالي و موفقيت تجاري براي افرادي كه وارد اين سيستم شده‌اند ايجاد نمايد.

معجزه بازاريابي شبكه‌اي در اين است كه هر كس در اين تجارت موفق مي‌شود، به شرطي كه نحوه انجام صحيح آنرا آموخته و با سازماندهي كار خود را پيش ببرد.

اگر به چهار مرحله زير پايبند باشيد كارتان را راحت‌تر انجام خواهيد داد:

-   تجارت و محصولاتتان را به خوبي بشناسيد.

- هميشه مثبت باشيد. با ساير افراد راجع به تجارتتان صحبت كنيد. در مورد كاري كه مي‌كنيد احساس غرور نماييد.

- محصولات را به كساني بفروشيد كه واقعاً به آن نياز دارند. افراد را وارد اين تجارت كرده و به آنها كمك كنيد، نشان دهيد كه چگونه قدم به قدم به سودآوري در كارشان نزديك شوند.

- موفقيتي كه در اثر انجام اين كار عايدتان مي‌شود را رها نكنيد و در نهايت كنترل امور را بدست بگيريد.

 

هر كس مي‌تواند در اين تجارت شركت كند. اين تجارت احتياج به تحصيلات عاليه براي پيشبرد كار ندارد. بيل گيتس سرمايه‌دارترين مرد دنيا فقط تحصيلاتي در حد دبيرستان دارد. تحصيلات ضامن موفقيت يا نمايانگر توانايي بيشتر در ايجاد تجارتي موفق نيست. كاري كه بايد بكنيد اين است كه تجارتتان را سازمان يافته دنبال كنيد و به سمت جلو برويد. همچنين هيچگاه نبايد فراموش كنيد كه در اين كار تحصيلات ضامن موفقيت نيست. شما نبايد افراد را به اجبار وارد تجارت شبكه‌اي كنيد. اگر به آنها بگوييد اين تجارت چيست و چگونه انجام مي‌گردد مردم خود دسته دسته به سمت اين تجارت خواهند آمد. قدم‌هاي اول، دوم و سوم تجارت شبكه‌اي بسيار ساده هستند.

اول) زمان خود را عاقلانه ذخيره سازيد. با افراد بيشتري صحبت كنيد. از ثانيه‌ها و دقايق استفاده كنيد تا به آنها درباره محصولات و تجارتتان توضيح دهيد.

دوم) وقتي كسي را پيدا كرديد كه به حرف‌هايتان گوش دهد به حرف‌هاي او هم گوش كنيد. دليل تمايلشان را بشناسيد. شما خواهيد فهميد كه خيلي از مردم دلشان مي‌خواهد تا صاحب يك نوع تجارت شوند.

سوم) وقتي كسي تصميم مي‌گيرد تا وارد اين تجارت شود به او كتابچه بازاريابي شبكه‌اي را بدهيد و بگذاريد كه اين كتاب به او راه ساده سازمان دادن تجارتي سودآور را نشان دهد.

 

اكنون به بررسي روشي ساده براي بازاريابي شبكه‌اي مي‌پردازيم.

- برنامه‌ريزي كنيد و هر روز مطابق برنامه خود عمل نموده و به ياد داشته باشيد كه با برنامه قدرت شما بيشتر مي‌شود.

-   بر برنامه‌اي كه مي‌ريزيد ثابت و پابرجا باشيد.

-   دقيق فكر كرده و از هوش سرشارتان استفاده كرده و هميشه با مثال‌هاي موجود پيش برويد.

 

با افراد به قدري كار كنيد كه به اهداف سودمندشان برسند. وقت خود را براي تبديل سيب به پرتقال هدر ندهيد. كار سختي است اگر بخواهيد انساني روياگرايانه را به عملگرا مبدل سازيد. اما مي‌توانيد به انساني عملگرا كه واقعاً مي‌خواهد كار كرده و به خودش كمك كند، راه ايجاد تجارتي سودآور را با اعمال سازمان‌يافته و برنامه‌ريزي شده نشان دهيد. راه‌حل ايجاد سازماني قوي، بوجودآوردن قدرت تفكر بالاست تا بتواند بعنوان يك پيشرو قوي مردم را راهبري نماييد. يكي از كارهايي كه بايد انجان دهيد يافتن افرادي سخت‌كوش همانند خودتان است تا بتوانيد سازه‌اي سودآور در تجارت شبكه‌اي خود ايجاد نماييد. تحرك و شهامت را در خود ايجاد كنيد تا بتوانيد گام‌هاي مؤثري براي تجارتي سودآور برداريد. چون شما مسلماً انتظاراتي از همكارهايتان داريد پس حتماً به اين نكته توجه كنيد كه هر كس نقاط ضعفي دارد بنابراين بايد به آنها كمك كنيد تا متوجه شوند كه راه‌هاي درست و غلط براي رسيدن به تجارتي موفق وجود دارد.

راه درست اين است كه مسائل موجود را ساده انگاريد، اما نه آنقدر ساده كه در ساختن و رشد آن كم كاري كنيد. بازارياب شبكه‌اي يك دقيقه‌اي براي هر چيزي تنها يك دقيقه وقت مي‌گذارد. نمايش شجاعت در يك دقيقه، القاء نمودن در يك دقيقه، رهبري در يك دقيقه و تمجيد در يك دقيقه و همه و همه در يك دقيقه قابل اجراست. مردم را باور كنيد. به آنها بگوييد كه مي‌توانند در اين كار موفق شوند. از آنها به خاطر اينكه با ما كار مي‌كنند قدرداني نماييد. به آنها كمك كنيد تا با پتانسيل موجود در درونشان اعمال برنامه‌ريزي شده انجام دهند. با يكديگر كار كنيد. از آنها تعريف كنيد. اگر راجع به عدم موفقيت حرف مي‌زنند به آنها شهامت لازم را القاء كنيد. به همه اجازه دهيد تا با سرعت دلخواهشان كار كنند. به آنها براي ديدن تصاوير بزرگ آينده كمك كنيد. اگر مي‌خواهيد كارتان رشد سريع پيدا كند، به دنبال افرادي باشيد كه سريع كار مي‌كنند.

پايان كار هميشه آن چيزي است كه مي‌خواهيد باشد. هيچ كس براي هميشه زنده نخواهد ماند. اگر داراي اهداف كوچكي هستيد به اندازه تمام دنيا وقت داريد، اما اگر اهداف بزرگي را در سر مي‌پرورانيد بايد سريع‌تر كار كنيد. بازارياب شبكه‌اي يك دقيقه‌اي مي‌داند كه زمان در حال پرواز است. امروز در فردا ذوب خواهد شد. اما چيزي كه تغيير نمي‌كند زماني است كه در تجارت خود صرف مي‌كنيد.

این کار است نه بازی

بازی.........

نت ورک مارکتینگ چیزی که به خیلی ها درس زندگی می دهد به عده ای طعم تلخ اینکه دیگر به هیچ عنوان جرات هیچ ریسکی را به خود نمی دهد نمی دانم از کدام دسته هستی برنده یا بازنده در هر دو صورت یک تجربه به دست آورده ای تلخ یا شیرین .....ولی تابحال از خود پرسیده ای که چرا این کار را کرده ای؟چرا پیروز یا شکست خورده ای؟......

                                                                                نمیدانم تا بحال به کارهائی که انجام می دهی فکر کرده ای یا نه. اینکه درست انجام داده ای یا نه!         در هر حال در نتیجه است که مشخص می شود شما درست انجام داده ای یا نه چون به خاطر نتیجه است که کاری را انجام میدهی اما در کل فکر خوب برنامه ریزی درست و انجام دقیق آن است که نتیجه مطلوب را می دهد.                                                                                                                  پس نتیجه می گیریم شما برنده یا بازنده نیستید بلکه یا نتیجه مطلوب را به دست آورده اید یا به نتیجه ای نرسید                                                                                                                        برنده یا بازنده ای وجود ندارد .....چون این اصلا بازی نیست در بازی است که یکی برنده ویکی بازنده است در واقع یکی می بازد چون دیگری باید برنده باشد این قانون یک بازی دو طرفه است.... 

                 این یک تجارت است تجارتی که در آن همه باید برنده باشند این است که این تجارت غریب افتاده است چون ما عادت کرده ایم به بازنده بخندیم وبرنده را تشویق حالا چیزی آمده که با این عادت ما خوانائی       ندارد این است حکایت این تجارت....نه آشنا می شناسد نه غریبه ای.... از در میراند                            عدالت چیزی که همه ما ایرانیان به دنبال آنیم

راز قدرت

نتورک،فقط یک کارنیست،بلکه نتورک هم کاراست،هم تفریح،هم ورزش،هم زندگی.

می خواهم شباهت های نتورک با ورزش راخدمتتان

عرض کنم.

درابتدا یک مثال :

تیراندازی که بی هدف وبدون دلیل خاصی شلیک میکند، بسیارراحت و ساده این کارراانجام می دهد، ولی هنگام مسابقه مضطرب است، دستانش می لرزد،زیرا دیگر فقط    به شلیک کردن فکرنمی کند، بلکه مسابقه، جایزه،تشویق،

ترس ازقضاوت، نظرات دیگران و...... برایش مهم است.

مقوله ورزش یا نتورک چیزی فراترازیک بازی است.

چیزی که باعث می شودآدم های مختلف،ازحسابداروراننده

کامیون گرفته تا جراح مغزوماموربازرسی، تعطیلات وایام هفته خود رادرسرما وگرما درورزشگاه ها بگذرانند، یا به کارنتورک مشغول باشند، قطعا چیزی فراترازیک بازی صرف است.

ورزش ونتورک علاوه برلذت های فراوانی که به ما

می بخشند ، آموزگاری است که قدرت های فردی وگروهی ما را به ما گوشزد میکند.

بعضی ازچیزهایی که یاد می گیریم ازاین قرارند:

1- درلحظه اکنون زندگی کنید:

تنها زمانی میتوانیم بهترین بازی راانجام دهیم که حرف دیگران برایمان اصل وهدف نباشد، وتمام حواسمان متوجه کارخودمان باشد.هرچه کمتربه بردن صرف بیندیشیم، وکمترنگران قضاوت دیگران باشیم، نتیجه بهتری میگیریم.

2-اجبارهرگزکارسازنیست:

قدرت واقعی زمانی بروزمیکند که آسوده خاطرباشید

ونیازی به اثبات قدرتتان احساس نکنید.

3-خونسرد وآرام باشید:

عصبانیت هیچ وقت کارسازنیست ونتیجه ای ندارد.

4-به جای تنفرازحریف برتر، مهارتهای خود را

افزایش دهید:

انرژی خودرا تحلیل ندهید، وذهنتان راازاهداف خود

منحرف نکنید.

5-آگرفکرکنید که همه دنیا، رودررویا مقابل شماایستاده اند،

قطعاهمین خواهدشد:

سرزنش کردن دیگران،چاره سازنیست.

(داور، توپ ، باد ، زمان ، دوستان ، خانواده و....مقابل و رودروی ما نیستند)

نتورکرهای موفق حداکثرتعهد به مسایل را می پذیرند

وهرگزبه خاطرشکست هایی که پلی برای رسیدن به موفقیت است دیگران را سرزنش نمی کنند.

6-منشاءبازی خارق العاده ،تعهدخارق العاده است.

تعهد به نتورک ،اهداف،آرزوها،خانواده،درکل،بهترین و زیباترین وباارزش ترین ومقدس ترین چیزهایمان. 

7-چه درکارنتورکمان وچه درزندگی ،همواره باید بر

خواسته هایمان تمرکزکنیم:

وقتی به چیزهایی فکرمیکنید که دوست نداریداتفاق بیفتد،

مثلا به گل خوردن یاخطا کردن، همان هااتفاق می افتد!

چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ذهن انسان براساس تصویرهایی که به اوداده می شود،

عمل می کند.توپ رابه تیرک نزن!!(تصویری که درذهن

شکل می گیرد،تصویرتوپی است که به تیرک برخوردکرده)

ومسبب ومقصرآن خودمان هستیم.

نگرش ودیدمثبت معجزه میکند، پس بیاییم معجزه کنیم.

ترس،قاتل انسان است. برخواسته های خودتمرکزکنید،

نه برترس های خود.

خلاصه کلام:

درمقوله  ورزش همه بچه ها باید فرصت وزش کردن داشته باشند،

ودرمقوله نتورک هم باید به همه افراد فرصت واردشدن به

این کاررا داد، به خاطردرسهایی که می آموزند،

نه به خاطرجام هایی که می گیرند.

ویکی ازآن درسها این است:

مهم نیست که ازکجا آغازمی کنید،

مهم آن است که چگونه به پایان میرسانید.

 

                                  مارازقدرت رامیدانیم

                                  پس قدرتمندهستیم.

باز هم نتورک مارکتینگ

نتورک مارکتینگ تجارت قرن ۲۱

با ظهور اينترنت طي 6 دهه اخير در كشور آمريكا كه با اهداف نظامي و امنيتي شكل گرفت، كمتر كسي انتظار حضور آن را در تمامي عرصه هاي زندگي بشر امروز داشت، ولي امروزه شاهد هستيم كه علم شبكه و فناوري اطلاعات تمامي مرزهاي جغرافيايي و فرهنگي و اقتصادي را در نورديده و به عنوان ابزار توسعه جوامع محسوب ميشود. از دو دهه گذشته اينترنت باعث تغيير در تعريف مباحث اقتصادي شده است و كشورهاي توسعه يافته توسعه اقتصادي خود را مديون اين دستاورد مهم هستند و امروزه از اينترنت به عنوان هشتمين عجايب جهان و اولين عنصر توسعه ياد ميشود درحال حاضر اقتصاد مهمترين رويكرد اينترنت است و تعاريف جديدي همچون بانكداري الكترونيك، تجارت الكترونيك و در سطح كلانتر دولت الكترونيك را مطرح ميكند. در سايه اين تحولات و پس از انقلاب اطلاعاتي كه ازهمه انقلابهاي ايدئولوژيكي و صنعتي همه گيرتر و دامنه تأثير آن تمامي 5 قاره را در بر گرفته، مباحثي جديد در حوزههاي سياست و اجتماع و فرهنگ و اقتصاد مطرح شده است. به طور مثال ديپلماسي ديجيتال ابراز برتر و كارآمدتر حوزه سياست است، اينترنت سفير فرهنگي كشورهاست و تجارت الكترونيك بستر تعامل اقتصادي با دنيا است. دهكده جهاني در واقع مصتاق بسيار بزرگ دهكدهاي است كه هر كس به فراخور توانمندي و تخصص خود محصولي را توليد و تبادل ميكند تا از ساير محصولات دهكده نياز خود را مرتفع كند. لذا در اين دهكده جهاني کشوری كه فاقد كالا يا تكنولوژي استراتژيك باشد، كمتر مورد توجه قرار ميگيرد و صرفاً از آن به عنوان يك بازار هدف ياد ميكنند. متأسفانه كشور ما نيز حكم كسي را دارد كه در دهكده جهاني بيشتر مصرف كننده خوبي است تا توليد كننده قابلي. به همين علت گاهاً شاهد تقابل دولت با اين اقتصادجهان محور هستيم در صورتي كه اتخاذ سياست تعامل با اين جريان اقتصادي جهاني به سبب حذف مرزها و سدهاي توسعه اقتصادي ,كشور و واحدهاي توليدي دولتي و خصوصي را ملزم به بازنگري در عملكرد خود ميكند و براي حفظ بقا در صحنه رقابت جهاني به بهبود كيفيت غيرقابل رقابت و يا قيمت غير قابل رقابت مجبور ميسازد كه البته كشور ما به سبب بهرهمندي از منابع معدني و نفتي فراوان و پتانسيل موارد ذكر شده را در صورت احساس جبر، دارد.
در حال حاضر عدم عضويت كشور در WTO يا سازمان تجارت جهاني باعث شده تا ايران در مبادلات كلان اقتصادي دنيا در حاشيه قرار گيرد و صرفاً يك تأثيرپذير باشد تا تأثيرگذار. البته امروزه لزوم تأمين زير ساختهاي مورد نياز در سازمان WTO از قبيل تبيين بستر حقوقي و سخت افزاري و فرهنگي تجارت الكترونيك و بانكداري الكترونيك و سرمايه گذاري براي توسعه IT در كشور از سوي دولت و ملت ما احساس شده تا ايران نيز بتواند در متن برنامههاي كلان اقتصادي، كاراكتري فعال و فاعل باشد. البته گفتني است عضويت در WTO پيش نيازهاي سياسي هم دارد كه موضوع بحث نيست. يكي از گرايشهاي تجارت الكترونيك كه به واسطه كسب توفيق فراوان در بازاريابي و فعاليت اقتصادي در سطح بين الملل رشد چشم گیری در دهه اخير داشته Network Marketing است. بازاريابي شبكه اي يا همان Network Marketing تغييرات شگرفي را در نظام عرضه و تقاضا به وجود آورده است چرا كه اين سيستم توانسته با حذف واسطه از صحنه تبادل كالا، ارتباطي مستقيم و دو سويه با مصرف كننده ايجاد كند كه در نهايت پيامد آن حذف هزينه هاي دلالگري و واسطه گري و كاهش قيمت و افزايش توان و قدرت خريداست. پيامد Network جنبه عملي همان جمله سود كم و فروش زياد است كه در نهايت موجب رضايت توليد كننده و مصرف كننده خواهد شد. بازاريابي شبكهاي سيستمي جوان ولي پرطرفدار در كشور ماست كه از بدو ظهور در ايران با چالشها و فراز و نشيبهاي فراواني مواجه بوده است، ولي آنچه مسلم است، همانند ساير رويكردهاي IT در قرن 21 پذيرفتن آن به عنوان يك ابزار كارآمد تجاري اجتناب ناپذير است. در كشور ما سياستهاي دو گانه سبب نگراني اعضایاین نت ورکها شده، اما تجربه 7 ساله حاكي از آن دارد كه با اين جريان جهاني همانند ماهواره و اينترنت نميتوان مقابله كرد. البته Network درايران به سبب نقدينگي زياد بين مردم و نبود يك سرمايهگذاري مطمئن و سودآور، طرفداران زيادي دارد. به همين علت هم شركت های Network كشورهاي خاورميانه و آسياي جنوب شرقي- ايران را به عنوان بازار هدف اصلي خود در نظر گرفته اند. .

سودآوري بازاريابي شبكهاي كه بر اساس تبليغات سينه به سينه است، از چند جهت قابل بررسي است:

بعضي از كارشناسان از Network به عنوان يك تجارت غير مولد ياد ميكنند كه در آن تنها سرمايه رد و بدل ميشود. بعضي ديگر Network را بستر ايجاد يك سرمايه مناسب براي اشتغال زايي و توليد ميدانند، ولي مطلبي كه مشخص است، اين است كه هر كس به فراخور سياستها و علايق خود ميتوانداز سرمايه حاصل از اين نوع تجرات استفاده كند به گونهاي كه بعضي از آن به عنوان كليدي براي رسيدن به اقلام مورد علاقهشان از قبيل خوردو و مسكن استفاده ميكنند و بعضي ديگر توسط درآمد كلان Network دست به تجارت و يا تأسيس شركت و توليد ميزنند. به طور كلي تجربه نشان ميدهد افراد داراي تخصص از آن به عنوان سرمايهاي براي فعاليت در حوزه مورد علاقه خود استفاده ميكنند.

به طور كلي ميتوان گفت اين نوع تجارت رودخانه پرفشاري است كه هردولتي تنها چند صباحي ميتواند خلاف جهت جريان آن حركت كند و در نهايت همانند ساير جريانهاي سياسي و اقتصادي قرن 21 بايد آن را پذيرفت.

مردي ديروقت ‚ خسته از كار به خانه برگشت. دم در پسر پنج ساله اش را ديد كه در انتظار او بود.

سلام بابا ! يك سئوال از شما بپرسم؟

- بله حتمآ. چه سئوالي؟

- بابا ! شما براي هرساعت كار چقدر پول مي گيريد؟

مرد با ناراحتي پاسخ داد: اين به تو ارتباطي ندارد. چرا چنين سئوالي ميكني؟

- فقط ميخواهم بدانم.

- اگر بايد بداني ‚ بسيار خوب مي گويم : 20 دلار

پسر كوچك در حالي كه سرش پائين بود آه كشيد. بعد به مرد نگاه كرد و گفت : ميشود 10 دلار به من قرض بدهيد ؟

مرد عصباني شد و گفت : اگر دليلت براي پرسيدن اين سئوال ‚ فقط اين بود كه پولي براي خريدن يك اسباب بازي مزخرف از من بگيري كاملآ در اشتباهي‚ سريع به اطاقت برگرد و برو فكر كن كه چرا اينقدر خودخواه هستي. من هر روز سخت كار مي كنم و براي چنين رفتارهاي كودكانه وقت ندارم.

پسر كوچك‚ آرام به اتاقش رفت و در را بست.

مرد نشست و باز هم عصباني تر شد: چطور به خودش اجازه مي دهد فقط براي گرفتن پول از من چنين سئوالاتي كند؟

بعد از حدود يك ساعت مرد آرام تر شد و فكر كرد كه شايد با پسر كوچكش خيلي تند و خشن رفتار كرده است. شايد واقعآ چيزي بوده كه او براي خريدنش به 10 دلار نياز داشته است. به خصوص اينكه خيلي كم پيش مي آمد پسرك از پدرش درخواست پول كند.

مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز كرد.

- خوابي پسرم ؟

- نه پدر ، بيدارم.

- من فكر كردم شايد با تو خشن رفتار كرده ام. امروز كارم سخت و طولاني بود و همه ناراحتي هايم را سر تو خالي كردم. بيا اين 10 دلاري كه خواسته بودي.

پسر كوچولو نشست‚ خنديد و فرياد زد : متشكرم بابا ! بعد دستش را زير بالشش برد و از آن زير چند اسكناس مچاله شده در آورد.

مرد وقتي ديد پسر كوچولو خودش هم پول داشته ‚ دوباره عصباني شد و با ناراحتي گفت : با اين كه خودت پول داشتي ‚ چرا دوباره درخواست پول كردي؟

پسر كوچولو پاسخ داد: براي اينكه پولم كافي نبود‚ ولي من حالا 20 دلار دارم. آيا مي توانم يك ساعت از كار شما را بخرم تا فردا زودتر به خانه بياييد؟

 من شام خوردن با شما را خيلي دوست دارم

   هیچ کس لیاقت اشک ها ی تو را  ندارد و کسی که چنین لیاقتی را دارد هرگز باعث اشک ریختن تو نمی شود

بازار هدف

 

بازارهدف داغ است،بشتابید؛

آیا میتوانی نیروی فکررابه جسم (هدف) تبدیل کنی؟

بازارهدف داغ است.توکجایی؟

دقیقا مشخص کنید درهرحوزه اززندگی به خصوص درمورد وضعیت

مالیتان چه میخواهید؟

برای اینکه موفق باشی،باید یک آرزو وهدف مهم داشته باشی.

یک تصویر؛یک هیجان سوزاننده؛یک کشش مغناطیسی.

باید چیزی بخواهی؛ یک رویا؛ یک هدف که انگیزه اصلی توباشد.

چیزی که حرارت واشتیاق؛ تعهد وغرورداشته باشد ونیازبه کارکردن شدید؛

رفتن به دورها وانجام مشکلترین ها را درتوبیافریند.

برای بدست آوردن چیزهایی که درزندگی میخواهی؛ نیازبه انگیزه؛

حرکت وانرژی خواهی داشت.

انسانهای موفق،رویایی که انگیزه کافی برای آنها باشدرا دارند.

باید فکرکنی وبارزترین نشانه یک نتورکرکه رویا پردازی وویژن داشتن

است رابرای خود بسازی وداشته باشی.

نگاه کن؛امروزکجا هستی؟

فکرکن؛فردا دوست داری کجا باشی؟

سپس یک نقشه اصلی برای رسیدن به آن طراحی کن.

هدفهایی که باید با صداقت وصراحت وقطعیت بیان شود .

با این کارذهن ناخودآگاه شما بی درنگ آنها را تایید میکند.

اهداف خود را مرورکنید وازمیان آنها، آن هدفی که رسیدن به آن بیشترین

تأثیررا روی زندگیتان میگذارد، دراولویت قراردهید وبرای رسیدن به آن مهلت تعیین کنید، برنامه ریزی کنید وطبق برنامه دست به کارشوید.

زمان را ازدست نده ؛همین الان تصمیم بگیروانجام بده.

هیچ ثوابی بالاترازتلاش کردن برای رسیدن به اهدافمان نیست

شجاع باش

به خاطر بسپار.

انسانهای شجاع،فرصت می آفرینند؛ ترسوها وضعیفان منتظرفرصت منشینند.

!!! به خاطربسپار:خدا می گویدهرکجا توبا منی،من با توام:یادت باشد.

دیگران راآزاد بگذار،آزاد درپذیرفتن تو؛آزاد درروی گردانیدن ازتو!!!

فراموش نکن:افرادی که جهان راتغییرمی دهند،صرف نظرازهرمسئله ای به

خود ایمان دارند!!!

به خود جواب بده؛

چه تصوری ازخود داری؟

به دنبال چه تغییری هستی؟

در حال حاضر مصمم به انجام چه کاری هستی؟ چرا؟

چه تصمیم های مهمی میتوانی بگیری تا زندگی خودوعزیزانت راتغییردهی؟؟؟

موفقیت واقعی درنظرتوبه چه معنایی است؟

وچه قدمهایی برمی داری تا ازآن بهره مند شوی؟

درحال حاضربزرگترین آرزوی توچیست؟؟؟

تاچیزی رامتفاوت نبینید ،،، نمی توانید کارمتفاوتی انجام دهید.

                                                                                                   متفاوت ترین تفاوت،تفاوت ما با دیگران است.

لذت کار

حتماً شنيديد كه خيلي از مردم از وضع كار و زندگي‌شون گله‌ مي‌كنن. اصلاً چرا خيلي از مردم! حتّي ما هم خيلي وقتها غر مي‌زنيم و از سرنوشت‌مون و كارهايي كه بايد انجام بديم گله مي‌كنيم.
من اين همه بايد كار كنم كه آخرش چي بشه؟! خيلي شانس بيارم، ترفيع پيدا مي‌كنم و حقوقم يه مقدار بيشتر ميشه! اما چه فايده؟! اون‌وقته كه تازه مسئوليتهام بيشتر ميشه. نگراني‌هام بيشتر ميشه. بيشتر اعصابم درگير ميشه.
زندگي مي‌كنم براي چي؟ كه مثلاً بزرگتر بشم و تشكيل خانواده بدم. اما چه فايده؟! تازه از همون روز اول مشكلاتم شروع ميشه. مسئوليتم بيشتر ميشه، بايد بيشتر بدوم! بيشتر حرص بخورم تا بتونم شكم زن و بچه رو سير كنم.
و هزاران "براي چيه" ديگه! كه بسته به نوع زندگي‌ها و شخصيتها مي‌شنويم. اكثر ما در اينجور مواقع معتقديم كه هر چيزي كه در زندگي مهمه، در نهايت بار سنگيني بر گرده ما ميشه.
اما تابحال توجه كردين كه مثلاً چرا هيچوقت از خودمون نمي‌پرسيم "براي چي سينما ميري؟"، يا "براي چي فوتبال بازي مي‌كني يا فوتبال تماشا مي‌كني؟" يا...؟! يا حتي وقتي كه يكي ازمون چنيني سوالاتي مي‌پرسه، سريع جوابشو مي‌ديم؟! كه، خوب اينها براي تمدّد اعصاب و آرامش فكري و... لازمه!
به نظر من تفاوت اساسي اين دو مقوله در ميزان عشق و علاقه‌اي هست كه ما به كاري كه انجام ميديم، داريم. اگه به كاري كه مشغوليم عشق بورزيم و دوستش داشته باشيم، بعنوان شغل و مشكل بهش نگاه نمي‌كنيم، بلكه اون هم برامون يه تفريح جالب محسوب ميشه كه از انجام دادنش خسته نمي‌شيم. اگه زندگي زناشوئي برپايه عشق و دوستي واقعي بنا بشه، هيچوقت، حتي اون روزي كه هيچي براي خوردن نداريم، از زندگي‌اي كه تشكيل داديم پشيمون نمي‌شيم. تنها عشق و علاقه است كه به ما توان گريز ميده.، ما رو از بردگي به آزادگي مي‌رسونه.
همه اينها رو همه‌مون مي‌دونيم و هزاران بار شنيديم. ولي مهم اينه كه هنگام تصميم‌گيري‌هاي مهم زندگي‌مون و اون وقتهايي كه مي‌خوايم از خودمون بپرسيم "براي چي؟!"، اينا رو به ياد بياريم و نگاهي به اونچه كه كرده‌ايم و اونچه كه بايد بكنيم بياندازيم
.

تجارت ارزوها

نت ورک مارکتینگ  تجارت ارزوهاست.

چه کاری را سراغ دارید که بدون سرمایه اولیه بتوان ان را اغاز کرد؟

برای رسیدن به مقصود ، در اینده  چه تصمیمی دارید؟

اصل كلي حيات مي گويد: براي برآوردن آرزوهايتان بايد در دنياي درون جستجو كنيد . اگر دنبال ثروت هستيد ، انتظار نداشته باشيد كه توانگري از دنياي ديگر ناگهان از راه برسد . جهان لبريز از ثروت و فراواني است و شما بر حسب اعتقاد و انتظارتان از آن خوان گسترده بهره ميبريد.

با رویا پردازی وبدون عملکرد نمی توان به ان چیز که خواهانش هستیم برسیم وشما اگر دنبال سود بدون زحمت هستید هرگز به دنبال نت ورک نروید که شاید بتوانید مبلغی نا چیز ی را بدست اورید ولی هرگز این درامد ادامه دار نخواهد بود

علت اصلي اين كه جماعت بسياري در زندگي در جا مي زنند اين نيست كه توانايي و مهارت لازم براي انجام كار را ندارند بلكه آنان خود را دست كم مي گيرند و خود را براي رسيدن به درجات بالاتر شايسته و برازنده نمي دانند. پيشرفت و كاميابي صرفا" به اين نيست كه شخص به امكانات و فرصت هاي متفاوت دسترسي داشته باشد ، بلكه آنچه اهميت داردمناعت طبع و حس خويشتن دوستي است ، چون تنها كساني از فرصت ها بهره مي برند كه خود را شايسته احراز آنها بدانند.بنابراين فقط كافي است به آنچه در آرزويش هستيد ، اعتقاد داشته باشيد و خود را سزاوار آن بدانيد. 

Networkmarketing با یک دنیا پتانسیل درامدی کاری است که هیچ امکانات بخصوص ویا مهارت ویا تخصصی که افراد خاصی ویا قشر خاصی در ان توانا باشند نمی خواهد .

بهترین شغل دنیا کاری که می توان در ان ساخته شد و ساخت

بازاریابی جهانی

مدیریت بازاریابی جهانی

ما در بازار جهانی واحدی زندگی می کنیم . شما هنگام مطالعه ی این مطالب ممکن است روی یک صندلی برزیلی و یا کنار میز تحریری که از دانمارک وارد شده است نشسته باشید . رایانه ی روی میز شما ممکن است ساخت تایوان باشد یا اینکه توسط شرکت دیگری در ایرلند تولید شده باشد . کفش شما ممکن است ساخت ایتالیا و قهوه ای که می نوشید محصول آمریکای لاتین یا آفریقا باشد . بلوزی که بر تن دارید ممکن است آخرین طرح تولیدی شرکت "بنتون" ایتالیا باشد . راستی ساعت چند است ؟ میتوانید بگویید ساعت شما ساخت چه کشوری است؟ ممکن است ساخت ژاپن٬ سنگاپور و یا سوییس باشد . به هزاره ی جدید خوش آمدید . رٶیاهای دیروز بازاریابی امروز به حقیقت پیوست وما شاهد پدیدار شدن یک بازار واحد جهانی هستیم.

درطول 150 سال گذشته تغییرات عظیم محیطی بر روی مردم وصنایع جهان تاٴثیرگذاشته است . قبل از سال 1840 میز تحریرهایی که دانشجویان از ان استفاده می کردند در همان محدوده ای که زندگی می کردند تولید می شد. بعضی از کشورها ( که مهمترین انها انگلیس بود ) از اواسط قرن نوزدهم به صورت گسترده ای در تجارت بین المللی فعالیت داشتند. با وجود این پس از جنگ جهانی دوم شرکتهایی که فقط نیاز مشتریان محلی را برآورده می کردند نیز وارد فعالیتهای جهانی شدند. دو دهه ی قبل واژه ای به نام بازاریابی جهانی وجود نداشت. امروزه شرکتها برای بهره برداری کامل از تواناییهای بالقوه ی تجاری خود بازاریابی جهانی را مورد توجه قرار داده اند. با این حال دلیل مهمتر که شرکتها را وادار می کند تا بازاریابی جهانی را مورد توجه قرار دهند بقاست. شرکتی که فاقد دیدگاه جهانی است کسب و کار داخلی خود را در برابر رقبایی که دارای هزینه های کمتر ،تجارت بیشتر و محصولات بهتر هستند به مخاطره می اندازد.

بازاریابی جهانی چیست؟ بازاریابی را می توان به عنوان مجموعه ای از فعالیت ها  تعریف کرد که منجر به

معامله ی بین یک فروشنده ویک خریدار جهت کسب سود متقابل میشود. فعالیتهای بازاریابی برروی تلاش سازمان جهت برآوردن نیازها وخواسته های مشتریان از طریق عرضه ی محصولات وخدماتی که دارای ارزش رقابتی هستند ٬ تمرکز می نماید. سازمانی که وارد فعالیتهای بازاریابی جهانی میشود ٬ منابع خود را درفرصت ها وتهدیدهای بازارهای جهانی متمرکزمی کند.

در طول سه دهه ی گذشته مفهوم بازاریابی تغییرات عمده ای کرده است. مفهوم قدیمی بازاریابی بر روی تولید کالا متمرکز بود وشرکتها تلاش خود را برای تولید محصولات بهترو بیشترمتمرکز می کردند. هدف شرکتها سودآوری بیشترووسیله ی نیل به آن فروش یا ترغیب مشتریان بالقوه برای خرید کالاهای شرکت بود. مفهوم جدید بازاریابی که از دهه ی 1960 مورد توجه قرار گرفت٬ تمرکزبازاریابی را از محصول به سوی مشتری تغییر داد. هدف شرکت باز هم سودآوری بیشتر بود٬ اما وسیله ی نیل به هدف توسعه یافت.

مدیریت بازاریابی جهانی چیست؟ مدیریت بازاریابی فرآیند تمرکز منابع واهداف سازمان برروی نیازها و فرصتهای محیطی است. آمیخته ی بازاریابی یا« چهارp» ﴿ plce ٬promotion ٬price ٬product یعنی محصول٬قیمت٬فعالیتهای تشویقی و ترغیبی و مکان﴿ کانال توزیعاز ابزارهای عمده ی مدیران بازاریابی

معاصرمیباشد. بنابراین بطورکلی بازاریابی جهانی٬ مجموعه ای ازمفاهیم٬ابزارها٬تئوریها٬عملیات٬روشهاوتجارب است که اخیرا″اصول آن شامل موارد زیر میباشد:

1 ایجاد ارزش برای مشتریان و معامله ی ارزش

2 ایجاد مزیت رقابتی

3 تمرکزبرنیازها و خواسته های مشتریان

واخرین طرح بازار یابی وفروش نت ورک مارکتینگ است همان طور که می دانیم نت ورک مارکتینگ روش نوین توزیع کالاست در در دو دهه اخیر از رشد چشمگیری برخوردار بوده است ونتورکر ها کسانی هستند که در قرن 21 این شغل را انتخاب کرده وبه ان می پردازند.

شما هم می توانید یک نتورکر به تمام معنا باشید.

مختصری توضیح؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اغلب قواعد حقيقي زندگي در دنياي ما در حال تغيير است. اصولا ، مردم نسبت به تغيير بي ميل هستند. ما در مقابل تغييرات مقاومت ميکنيم ، ما دوست داريم در محدوده راحت و آسوده خودمان که اکثر مردم آن را ميشناسند و قبول دارند بمانيم. اين طبيعت انسان است.
اما اين حقيقتي است که با هر چيزي مخالفت کنيد در مورد آن سماجت خواهيد کرد ، بخصوص زماني که شما در مقابل يک روش بهتر که زمان آن فرا رسيده مخالفت مي کنيد. تقريبا تمامي زمينه هاي فعاليت مثل هنر ، علوم ، پزشکي و تجارت اغلب ايده هاي جديد در آغاز با مخالفت پس زدن مواجه شده اند. هر چه ايده منحصر بفرد تر و انقلابي تر باشد مخالفت در مقابل آن محکم تر و بزرگ تر خواهد بود.
مردم اغلب نسبت به ايده ها و متدهايي که باعث تغيير مي شوند هراسان و ناآگاه هستند. ترس از تغيير باعث مسخره کردن کريستف کلمپ ، لوئيس پاستور ، توماس اديسون و آلبرت انيشتن شد. مثالهاي ديگري وجود دارد که نشان ميدهد چگونه ترس از تغيير بروي پيشرفت تاثير سوء گذاشته است.
در سالهاي 1800 ، مردم احتياجات خود را از فروشگاه هاي خانوادگي تهيه مي کردند. در آن زمان مردي بنام
W.T Grant
ايده اي داد که باعث تغيير اين روش شد. او مي گفت اگر ما اين مغازه هاي مجزا را ترکيب کنيم و تمامي آنها را با مديريت هاي مستقل در يک سالن بزرگ قرار دهيم يک مغازه بزرگ خواهيم داشت. اين راه بهتر و مناسب تري براي انجام کارهاست. مشتريان از اين روش استقبال کردند.
بازرگانان مستقل که صاحب مغازه هاي خرده فروشي به سبک قديمي بودند متوجه شدند که تجارتشان در حال تنزل کردن است. مغازه دارها به مبارزه با آن مشغول شدند. آنها هزاران نفر با هزاران عقيده متفاوت بودند. آنها قانون را وادار کردند تا مطابق روش قديم عمل کند.
آنها در نهايت موفق شدند که فروشگاه بزرگ
Grant را از نظر دولت محلي و ايالتي غير قانوني اعلام کنند. سرانجام ، فروشگاه بزرگ Grant پيروز شد. اگر روشي بهتر باشد پا بر جا خواهد شد.
در اوايل دهه 1960،
franchising يک تکنولوژي جديد و انقلابي در تجارت بود و آن هم با مخالفتهاي زيادي روبرو شد. روزنامه ها و مجلات در مورد اينکه اين روش جز کلاهبرداري و حقه بازي چيزي نيست نوشتند. داستانهايي از مردمي که سرمايه خود را با اين روش از دست داده اند نقل مي شد. حرکت بزرگي براي غير قانوني کردن franchising انجام شد. در حقيقت ، توسط کنگره آمريکا در آن زمان franchising با 11 راي غير قانوني اعلام شد.
امروزه اين روش که کلاهبرداري ناميده مي شد بيش از 34% از خرده فروشي در آمريکاي شمالي را عهده دار است. امروزه
franchising نزديک به 800 ميليارد دلار کالا و خدمات را در سال به فروش ميرساند. هر صنعتي به طور مشابه يک سير تکاملي را طي کرده است. ماساژور ها در 1970 شارلاتان تصور مي شدند. فروش کالاهاي دست دوم و Stock مشکوک به نظر مي آمد و يکي از روشهاي قمار برشمرده مي شد و اولين روزنامه در آمريکاي شمالي بنام The Public Occurrence ( 1690 ) توسط فرماندار ماساچوست توقيف شد. امروزه ما بدون اين صنايع تقريبا هيچ کاري نمي توانيم انجام دهيم.

پيشگامان
مثل هر عقيده قدرتمندي ، بازاريابي شبکه اي هم به دليل مشکل درک آن توسط مردم با مقاومتهايي مواجه شد هيچ رمز و رازي در بازاريابي شبکه اي وجود ندارد. بازاريابي شبکه اي تنها روش ديگري براي فروش و توزيع مي باشد. بازاريابي شبکه اي عمر 50 ساله دارد. در اوايل دهه 1940 شرکتي بنام
California Vitamins متوجه شد که تمام نمايندگان فروش جديد آنها از دوستان و اقوام نمايندگان فعلي آنها هستند. به اين دليل که مي خواهند محصولات را به قيمت عمده فروشي تهيه کنند. آنها همچنين کشف کردند که راحت تر است که نيروي فروش افراد زيادي باشند که هر کدام حجم کمي از محصولات را به فروش مي رسانند تا اينکه به دنبال تعداد کمي قهرمان بگردند که بتوانند محصولات زيادي را بفروش برسانند.
در نتيجه آنها اين دو ايده را با هم ترکيب کردند و يک ساختار پاداش در مقابل فروش طراحي کردند که فروشندگان ( بازاريابان ) را تشويق مي کرد که از ميان مشتريان راضي نمايندگان فروش جديدي را دعوت نمايند. بيشتر آنها دوست و فاميل بودند و حق يکساني براي معرفي محصول و اين موقعيت به ديگران داشتند اينها باعث رشد نيروي فروش به صورت نمايي مي شد. شرکت به آنها در مقابل فروش محصولات از طريق اين شبکه فروش پاداش مي داد.
Network Marketing متولد شد. چند سال بعد ، شرکت نام خود را به NutraLite Food Supplement Corporation تغيير داد.
در 1956 ،
Nutralite بوسيله دکتر Forrest Shaklee به بازاريابي شبکه اي پيوست تا توزيع وسيع تري را از مکملهاي غذايي که تهيه ديده بود فراهم کند.چند سال بعد، در 1959 توزيع کنندهاي قبلي Nutralite يعني Rich Devoss و Jay Van Andel شرکت Amway را تاسيس کردند. Amway مخفف American Way ميباشد يعني روش آمريکايي براي فروش محصولات )
مانند بسياري از پيشرفت هاي بدعت آميز واقعي ، توسعه بازاريابي شبکه اي صحيح به صورت ناگهاني انجام شد.
سوء استفاده از رشد نمايي اين روش باعث شد بازاريابي شبکه اي براي سالها در ذهنها خراب شود و اين موضوع هنوز به دليل درک اشتباه بين مردم وجو دارد . يکي از اولين سوء استفاده ها از مفهوم رشد نمايي براي کسب درآمد مربوط به نامه زنجيره اي بود که پس از جنگ جهاني آمريکا را در نورديد. نامه وعده سود زيادي را داده بود اگر شما يک سنت يا يک دلار به شخص آخري پرداخت کنيد. نامه هاي زنجيرهاي تا اروپا گسترده شد و در 1930 دفتر پست آمريکا تخمين زد که روزانه 10 ميليون نامه ارسال ميشود.اداره پست و مجري قانون به مبارزه با اين الگوي کلاهبردارانه و پديده نامه هاي زنجيره اي شروع کردند که نتيجه در اوايل دهه1940 شروع به فروکش کردن نمود. متاسفانه اين الگوي فريبکارانه که بنام
Pyramids شناخته ميشود جايي است که پول بابت وارد کردن ديگران پرداخت ميشود و هيچ محصول معتبري توسط شرکت فروخته نميشود. در 1974 ، سناتور walter Modale اعلام کرد که چنين شرکت هايي دشمن درجه يک مصرف کنندگان کشور ها هستند.
مجري قانون به سرعت براي جلوگيري از سوء استفاده ها دست بکار شد. در اواسط دهه 1970 بدون اطلاع درست از اينکه استفاده درست از
Network Marketing چيست. کميسون تجارت فدرال ( FTC ) در ميان ملتها چشمان خود را به طرف اغلب شرکتهاي Network Marketing گرداند.
در 1975 ،
FTC دعوي را بر عليه Amway اقامه کرد که موضوع آن اين بود که شرکت يک طرح هرمي غير قانوني دارد و از فروش محصولاتش در مغازه هاي خرده فروش جلوگيري مي کند و باعث ميشود که يک رکود تجاري بوجود آيد.
Amway براي رفع اتهام از خودش در مدت 4 سال ميليونها دلار براي هزينه هاي قانوني پرداخت کرد تا در نهايت در 1979 ، FTC راي داد که Amway يک Pyramid نيست ، يعني منافع آن از فروش محصولات حاصل ميشود و در نتيجه FTC ، Network Marketing را به عنوان يک سيستم توزيع قانوني و موثر معرفي کرد. Network Marketing در دهه بعد به حد انفجار رسيد.
امروزه هزاران شرکت Network Marketing در آمريکا ، کانادا ، مکزيک ، آمريکاي جنوبي ، انگلستان ، اروپا ، استراليا ، نيوزيلند ، اسرائيل و ژاپن وجود دارند. تنها در مالزي به تنهايي بيشتر از 800 شرکت Network Marketing فعال وجود دارد. Network Marketing يک صنعت 100 ميليارد دلاري است.
در 1993 ، Amway با فروش 1 ميليارد دلار سريعترين رشد را در بين شرکتهاي خارجي داشت. Discovery Toys محصولاتش را تنها با استفاده از Network Marketing عرضه کرد و توانست با الگويي از فروش به فروش بيش از 100 ميليون دلار دست يابد. Sprint ، MCI و AT&T سرويسهاي تلفن راه دور خود را از طريق شرکتهاي Network Marketing در اختيار مردم قرار مي دهند. شرکت AL Wiliams ، با استفاده از Network Marketing و در مدت 4 سال صنعت بيمه را با فروش بهتر Prodential مبهوت کرد.
شرکت هايي با روشهاي سنتي فروش مثل
Colgate-Palmolive و شرکت Gillette داراي شرکتهاي مکملي براي فروش به روش Network Marketing هستند. Rexall Drog براي توزيع محصولاتش توسط شرکت مکمل Rexall Showcase از روش Network Marketing استفاده ميکند.
Sam Walton موسس شرکت Wal Mart مي گويد :
من ترجيح ميدهم يک تجارت سودمند را در يک صنعت غير مرسوم بکار ببرم بجاي اينکه ي تجارت غير سودمند را در يک صنعت مرسوم بکار بگيرم.
Network Marketing از طرق مختلف توسعه پيدا کرد. شرکت هاي فروش مستقيم Direct Selling که آغاز به کار کردند امروزه از الگوهاي درآمد زايي Network Marketing استفاده ميکنند. برخي از نمونه ها عبارتند از : Avon شرکت بزرگ 3 ميليارد دلاري لوازم آرايشي و Waltkins Products که قبل از اينکه به Network Marketing بپيوندند بيش از 100 سال از روش فروش مستقيم استفاده ميکرد.
يکي از دلايل افت فروش به روش
Direct Selling در دهه 1970 اين بود که توزيع کنندگان که به صورت تلفني با مشتريان تماس ميگرفتند دريافتند که کسي در منزل ها نيست. زنان به عنوان ستون فقرات اصلي در خريد به روش Direct Selling عمل ميکردند. با ورود زنان به بازار کار و استفاده از آنها به عنوان نيروي کار تنها تعداد کمي از آنها در خانه مي ماندند. شرکتها اين گرايش اجتماعي را مشاهده کرده و به سرعت الگوي فروش خود را به سمت Network Marketing تغيير دادند که روشهاي غير رسمي فروش و پاداش بيشتر را ميسر مي کرد.

شرکتها هم برنده هستند.
چرا بسياري از شرکتها براي فروش از روش
Network Marketing استفاده مي کنند ؟ به سادگي مي توان گفت که اين روش بسيار موثر است. آنها ديگر هزينه هاي را براي بازاريابي ، توزيع يا فروش را قبل از اينکه فروش انجام شود و تحويل مشتري شود نمي پردازند. اين روش را با بازاريابي سنتي مقايسه کنيد جايي که شرکت ها ميليونها دلار براي تبليغات هزينه خواهند کرد ، همچنين هزينه هايي را صرف کارمنداني که به عنوان نيروي فروش فعال هستند مي نمايد ، از قبيل دستمزد ، پشتيباني از کارمندان ، ارتباطات ، مسافرتها و دفتر کار ، قبل از اينکه محصولي فروخته شود. Charles Givens ، کارشناس امور مالي و نويسنده کتاب پر فروش Wealth Without Risk ( توانگري بدون ريسک ) ،نشان مي دهد که 80% قيمت کالايي که به دست مصرف کننده ميرسد ناشي از هزينه هاي بازاريابي مي باشد.
شرکتهاي
Network Marketing هزينه هاي تبليغات و بازاريابي سنتي خود را پس از فروش محصول به صورت کميسيون فروش به نمايندگان مستقل پرداخت مي کنند.
در پر فروشترين کتاب او
The Popcorn Report, Faith Popcorn توضيح مي دهد که عقايد و اميال اجتماع باعث پيشرفت Network Marketing ميشود. او در اين کتاب توضيح مي دهد که مشتريان ترجيح مي دهند به دور خود پيله اي ببندند و در خانه بمانند. او اعتقاد دارد که مشتريان ترجيح مي دهند از ازدحام ترافيک و فروشگاه هاي شلوغ دوري کنند و بدنبال آسايشي هستند که Network Marketing با تحويل مستقيم کالا فراهم مي آورد..
مجله
Advetising Age تشريح مي کند که توصيه از طرف دوستان بسيار قدرتمند تر از تبليغات مي باشد. و اين همان چيزي است که Network Marketing مي گويد.
تغيير در محل کار اثبات مي کند که هيچ امنيتي در ساختار شرکتهاي سنتي وجود ندارد. در امريکا بيش از 3100 فرصت شغلي در هر روز به دليل کوچک کردن شرکتها از بين ميرود. اتوماسيون و پيشرفتهاي تکنولوژيکي تجارت را ساده کرده و صنايع را تغيير ميدهد. ميليون ها نفر بدون اينکه شغلي داشته باشند در شرکت هاي ديگري که هنوز موثر سازي نشده اند به دنبال شغل قبلي خودشان ميگردند که کارفرماي قبلي شان آن را حذف کرده بود. اين کار اجبار نهايي را به تعويق مي اندازد. در واقع ، 47% شرکتها که
Fortune 500 را در سال 1980 راه اندازي کردند مدتي است که در حال کار نيستند که نشاندهنده از دست رفتن بيش از 5 ميليون فرصت شغلي است.
پيشرفت هاي تکنولوژيک بر نيروي کار صنايع تاثير مي گذارد. يک نمونه آن صنايع
Vinyl Record مي باشد که در 1985 يک صنعت 24 ميليارد دلاري بود. امروزه اين صنعت منسوخ شده و با توليدات نوارهاي کاست و CD جايگزين شده است. صنايع مس و استيل با ظهور پلاستيک ها و آلياژهاي جديد متضرر شدند. کامپيوتر هاي عملياتي که قابليت انجام عمليات را دارند جانشين ميليونها کارگر شدند. تکنولوژي روباتيک به طور مشابه در کارگاه ها جاي خود را باز کرد.
يک روبات مي تواند جانشين 20 کارگر شود و شرکت را از پرداخت هزينه هاي گزاف حقوق کارکنان رها کند.
Man Power Inc. امروزه يکي از بزرگترين کارفرمايان در جهان محسوب مي شود. به اين دليل که اين شرکت با هزينه کم کارمندان موقتي را استخدام مي کند و در نتيجه از پرداخت حقوق بالا به کارمندان دائمي جلوگيري مي کند.
اين تجارت به صورت نيمه وقت ميتواند يک پشتوانه مالي اضافه بر درآمد براي شخص ايجاد کند تا بتواند در مقابل اين تغييرات خود را حفظ کند. در آخرين شماره
WallStreet Journal بر اساس آمار گيري انجام شده 80% نيروي کار مي خواهند که تجارت خودشان را داشته باشند و 40% مايل به کار در منزل هستند. اين همان چيزي است که Network Marketing مهيا مي کند. مردم به دنبال راههايي هستند که آينده خود را براي رهبري کردن و ايجاد تعادل در زندگي خانواده شان و ديگران بسازند.

چگونه کار مي کند ؟
در
Network Marketing شما اطلاعات خود را به اشتراک گذاشته و تماسهاي شخصي و حرفه اي خود را توسعه مي بخشيد. شما به دليل به اشتراک گذاشتن اطلاعات خود که منجر به فروش محصولات مي شود پاداش مي گيريد. Network Marketing به شما امکان ايجاد سازمان شبکه اي فروش خودتان از طريق تماسهاي شخصي و حرفه اي را مي دهد و همچنين به هر کسي اين قدرت را ميدهد که اين کار را به طور مشابه انجام دهد و باعث رشد نمايي شبکه شما شود. شما ميتوانيد از طريق صرف انرژي به صورت درست در جهت سازماندهي شبکه تجاري خود کسب درآمد کنيد. برخلاف شرکتهاي مرسوم با يک هيئت رئيسه در بالا ، در Network Marketing هر کسي رهبر و رئيس سازمان مستقل خود است.
يک شرکت
Network Marketing محصولات را فراهم ميکند و سپس به شراکت با شبکه هاي توزيع مستقل که هر کدام تجارت خودشان را دارند مي پيوندد. شرکت تحقيقات و توسعه ، سرمايه گذاري ، مديريت ، روابط عمومي ، توليد ، انبار داري ، بسته بندي ، کنترل کيفيت ، اجرا ، ترابري ، پردازش داده ها ، حسابداري و پرداخت چکهاي کميسيون فروش را کنترل مي کند.

شراکت در مقابل رقابت
يکي از دلايلي که
Network Marketing در دهه 90 موفق شد اين بود که Network Marketing بر پايه همکاري و تعاون بنا نهاده شد نه بر پايه رقابت. برخلاف تجارت سنتي ، موفقيت و ترقي در Network Marketing مستقيما ناشي از کمک به موفق شدن کساني است که شما به شرکت معرفي کرده ايد. در Network Marketing اطلاعاتي که از فروش محصول حاصل شده است به اشتراک گذاشته مي شود. مردم وارد اين تجارت مي شوند تا در نهايت براي تلاشي که کرده اند پاداش بگيرند، آنها وارد مي شوند بخاطر کسي که به اندازه کافي به آنها علاقه دارد که به آنها فرصت Network Marketing را نشان دهد. آنها وارد ميشوند چون آنها آمادگي تغيير را دارند.
چرا حقايق در مورد
Network Marketing گفته نشده است ؟
مردم در مقابل تغيير مقاومت مي کنند و از چيزي که کاملا ندانند هراسان هستند. مردم درباره چيزي که بدانند و اکثر مردم قبول داشته باشند احساس خوبي دارند.
واقعيت اين است که بسياري از مردم صاحب منصب امروز يک ترس بزرگ درباره از دست دادن قدرتشان دارند.
Network Marketing در مورد قدرتمند کردن تک تک مردم صحبت مي کند.
آيا واقعا منفعت شما همان چيزي است که آنها تصور مي کنند ؟
بخاطر بياوريد که چه بر سر
WT Grant ، Franchising و اولين روزنامه آمد ؟
اغلب ايده هاي جديد در آغاز با مخالفت مواجه ميشوند.
روزنامه ها ، مجلات و راديو و تلويزيون اصلي ترين سود خود را از طريق تبليغات بدست مي آورند. آيا منفعت رسانه ها در اين است که چيزهاي مثبتي در مورد صنعتي بگويند که هيچ تبليغاتي انجام نمي دهد ؟ آيا فکر ميکنيد شرکت هاي بازاريابي سنتي بزرگ که رقابت بيشتري را از طرف شرکت هاي Network Marketing حس مي کنند احساس خشم نمي کنند ؟ بنظر شما رسانه ها براي آنکه دلار هاي تبليغات خود را حفظ کنند چه بايد کنند ؟
چندين سال قبل يک شرکت
Network Marketing که محصولات بهداشت شخصي مي فروخت مورد توجه رسانه ها قرار گرفت. فروش آنها حدود 500 ميليون دلار بود. فروش اين شرکت از فروش شرکتهايي مثل Revlon ، Max Factor ، Estee Lauder و ديگران شرکتهاي فعال در زمينه سلامت و موارد کمکي زيبايي پيشي گرفت. آيا شما باور داريد در اين رقابت شرکت Network Marketing که هيچ هزينه اي براي تبليغات نکرده است در مقابل شرکتهاي سنتي که ميليونها دلار صرف تبليغات کرده اند پيروز شود ؟
علاوه بر اين ، شرکت هاي
Network Marketing فروشگاه هاي بزرگ را حذف مي کند و محصولات را درب منزل مشتريان همراه با خدمات خوب و صرفه جويي در وقت آنها تحويل مي دهد.
اگر شما يک دلال ، يک خرده فروش ، عمده فروش ، يکي از رسانه ها يا شخصي که شغل يا تجارتش توسط روش جديد و بهتر تهديد شود باشيد چه خواهيد کرد ؟
اگر شما دوستي در دفتر دادستاني ايالت داشتيد آيا با او تماس مي گرفتيد ؟
اگر شما يا شرکت شما با مبلغ صنعتي پارلمان يا کميته فعاليتهاي سياسي همکاري داشتيد و يا با يکي از رسانه ها رابطه داشتيد با آنها تماس خواهيد گرفت ؟
فکر ميکنيد چه عکس العملي نشان مي داديد اگر شغل شما در خطر بود حالا چه به عنوان يک
VP فروش چه بعنوان يک نيروي اجرايي که بايد به سرمايه گذاران پاسخ دهد و توضيح دهد که چرا بازارش توسط چند شرکت Network Marketing قبضه شده است. موقعيت و قدرت و درآمد شما در خطر بود ؟
فکر ميکنيد اين حيله ها بر عليه يک رقيب استفاده شده است ؟
چه تعداد از آرا را يک دادستان بايد از دست بدهد در مقابل اينکه بروي يک شرکت Network Marketing فوکوس کند که تعداد زيادي از مردم را بکار گرفته و ماليات زيادي را به صورت محلي و ايالتي پرداخت ميکند ؟
درست مثل هر تجارت يا صنعت ديگري ، حقه ها و روشهايي وجود دارند که به تصوير صنعت اين لطمه خواهند زد. خريد و فروش املاک کلاهبرداري هاي خود را داشته است. بانکداري ، پس انداز و وام ناشايستگي هاي خود را داشته است. وزارتخانه ها سوء استفاده در جهت مقاصد شخصي خود را داشته اند. چرا
Network Marketing از سايرين مجزا باشد ؟
به شرکت ، محصول و مديريت و تارخچه آن نگاه کنيد. تعهدي که براي دست يافتن به موفقيت لازم است را درک کنيد اين عقيده نه تنها در
Network Marketing بلکه براي هر کار ديگري درست است. افسانه هاي زيادي در مورد صنعت Network Marketing و شرکتهاي که در اين زمينه کار ميکنند وجود دارد.
اين واقعيتي است که بسياري از شرکتهاي شناخته شده از قبيل Gillette ، Colgate-Palmolive ، Rexall و هزاران شرکت ديگر از Network Marketing به عنوان روش مناسبي براي توزيع کالاهايشان استفاده ميکنند و از همين را فروش حدود 100 ميليارد دلار را به خود اختصاص داده اند. همينطور شرکتهايي مثل Cocacola ، Goodyear ، IBM ، FireStone و General Motors به Network Marketing ملحق شده اند. در حقيقت اين شرکتها تامين کننده محصولات براي شرکتهاي Network Marketing مثل Amway ، MCI ، US Sprint مي باشند. AT&T سرويسهاي راه دور را براي شرکت هاي Network Marketing مهيا مي کند. به دليل هزينه بالاي ملک هاي نمايشگاهي شرکت TOYOTA در ژاپن از روش Direct Sales براي فروش مستقيم محصولات به مشتريان استفاده مي کند. ( فروش مستقيم با Network Marketing متفاوت است )
Network Marketing راه جديدي به سوي آزادي مالي است. شما هرگز نمي توانيد با استفاده از مشاغل سنتي به درآمد اضافه و آزادي مالي برسيد. حتي حرفه اي ها هم وقت خودشان را براي پول در آوردن صرف مي کنند. اگر آنها نتوانند مشتري يا خريداري پيدا کنند پولي دريافت نميکنند. اغلب درآمد ها موقتي است و به راحتي متوجه خواهيد شد که در آمد شما موقتي است يا نه. کافي است فقط 90 روز کار نکنيد. اگر درآمد شما متوقف شد يا شروع به کم شدن کرد ، شما درآمد موقتي داريد.
در
Network Marketing شما ميتوانيد صرف وقت براي پول در آوردن را متوقف کنيد. به محض اينکه شما يک شبکه استوار از نمايندگان فروش را گسترش دهيد ديگر درآمدي ادامه دار و هميشگي خواهيد داشت.
اين به شما آزادي مي دهد که بتوانيد هر کاري که مايل بوديد در هر زمان انجام دهيد.
جالب است که ما چقدر در مقابل تغيير مقاومت مي کنيم. ما ترجيح مي دهيم در محدوده آسايش خود باقي بمانيم حتي اگر در وضعيت خوبي نباشيم.
گفته ميشود که
Network Marketing گام بعدي در تکامل تجارت آزاد است. اما يک چيز هست که ما مي توانيم هميشه به آن مطمئن باشيم :


اساسي ترين حقيقت زندگي در دنياي امروز ما اين

 است که تغيير ، غير قابل اجتناب است.

 

توانگران چگونه می اندیشند؟

    توانگران چگونه می انديشند ؟

من همیشه براین باور بوده ام که هر کس مسئول مشکلات وپدید آورنده شادمانی خویش است . ری کراک در سال 1902 در اوک پارک در حومه غربی شیکاگو پا به عرصه وجود گذاشت . پدرش لوئز تکنسین اتحادیه برق غرب بود و برادرش متخصص غدد داخلی بود .ری کراک بر خلاف برادرش به درس و مدرسه علاقه ای نداشت . شم کسب و جارت خیلی زود در ری کرا ک پدید آمد و شکوفا شد. ری کراک يک تابستان در داروخانه عمویش به کار پرداخت و تمام مزد خود را ذخیره کرد و به اتفاق دو تن از دوستانش یک فروشگاه آلات موسیقی دائر کرد و خیلی زود به خاطر کسادی کار مغازه را تعطیل کردند. گرچه نخستین تجربه ری کراک در کار تلخ بود اما درسی بزرگ به او آموخت و احساس مسئولیتش را در برابر کار و زندگی استحکام بخشید.

ری کراک در جستجوی کار به شیکاگو رفت و به فروشندگی در یک خرازی فروشی مشغول شد پس از اینکه کار او در این شرکت کوچک دوامی نیافت به یک گروه موسیقی که معروفیتی در شیکاگو داشت پیوست و به نواختن پیانو پرداخت.

 

    اندیشه حقیر ، انسان را حقیر نگه می دارد

در سال 1920 در شرکت " لیلی تولیپ " که لیوان و فنجان می ساخت کاری بدست آورد. حس ششم ری موجب شد که بتواند مقاومت مردم را در برابر فرآورده ای جدید در هم شکند و استفاده از این فرآورده را یک ضرورت جلوه دهد . او ایمان داشت اگر حقیر فکر کند ، حقیر باقی خواهد ماند وچنین چیزی را نمی خواست . او با برنامه فشرده ای که برای خود در نظر گرفته بود ،همه روزه ازساعت هفت صبح کیفی را به دست می گرفت که پر از نمونه های لیوان کاغذی بود . آنگاه در پی بازاریابی و گرفتن سفارش های جدید ، پیاده روهای شیکاگو رابا گامهایی استوار زیر پا می گذاشت . درحوالی ساعت پنج بعد از ظهر که اغلب مردم از کار بر می گشتند تا پس از کار وتلاش روزانه استراحت کنند ، ری به ایستگاه رادیو شیکاگو می رفت تا به عنوان یک پیانیست رسمی در جمع نوازندگان پیانو بنوازد . کار، طولانی وفشرده بود ، اما او بی امان وخستگی ناپذیر تلاش می کرد . کراک از نظر جسمانی مثل بیشتر مردم بود ، اما آموخته بود که استقامت وپایداری را در خود بپروراند . در همان سال ری کراک بر حسب اتفاق با ارل پرنیس ، مهندسی که چند بستنی فروشی در نقاط گوناگون شهر بانام "قصر پرنیس "دائر کرده بود وکراک لیوان های بستنی فروشیهای او را تأمین می کرد ملاقات کرد . پرنیس برای ساخت دستگاه مخلوط کن شش گردونه وچند منظوره مقدماتی را فراهم کرد و به کراک پیشنهاد کرد که نمایندگی انحصاری فروش آن را در سراسر کشور به عهده گیرد وسود حاصله را به تساوی قسمت کند ، در نتیجه در سال 1948 موفق شد رکورد فروش مخلوط کن را به 8000 دستگاه برساند و این هنوز نخستین قدم بود.  دو نفر از مشتریان کراک برادران مک دونالد بودند. ری کراک در سفری به لس آنجلس موفق شد که رستوران مک دونالد را از نزدیک ببیند . او وقتی کیفیت در خط تولید همبرگر، نظافت و سرعت سرویس دهی آنهارا دید بشدت تحت تاثیر قرار گرفت.  او معتقد بود که حیف است چنین امکاناتی محدود به یک نقطه باشد . کراک با طرحی که از پیش آماده کرده بود نزد برادران مک دونالد شتافت تا پیشنهاد تاسیس رستورتنهای مشابهی را در سراسر کشور بدهد. این طرح سود دوجانبه ای داشت : از سویی درامد برادران مک دونالد را افزایش می داد و از سوی دی گر کراک می توانست فروش مخلوط کن های خود را به حداکثر برساند. طبق این قرارداد 1.9 در  صد از درامد همه رستورانها به کراک تعلق می گرفت که 5 % از آن مبلغ را می بایست به برادران مک دونالد بپردازد. بر اساس ماده ای از قرارداد با ایجاد هر نمایندگی ، 950$ به کراک پرداخت می شد . مدت قرارداد کراک با برادران مک دونالد 10 سال بود که بعد ها به 99 سال تغییر یافت . به این ترتیب در سال 1955 ری کراک نخستین رستوران خود را در غرب امریکا دائر کرد . ری کراک ضمن اداره رستوران ، فروش مخلوط کن را نیز ادامه می داد و با درامد حاصل از آن اجاره رستوران و حقوق کارکنان را می پرداخت.  او هر روز خواب آلود براه می افتاد تا کارکنان خود را در کارها کمک کند ، او می گوید :

        نظافت دستشوئی ، توالت و کف سالن را هرگز عار نمی دانم

 

در سال 1956 هشت رستوران جدید در نقاط مختلف کشور به رستورانهای او اضافه شد. فروش مخلوط کن به کراک فرصتی داد تا از آشپزخانه هزاران رستوران در سراسر کشور بازدید کند و از این تجربه ها در اداره نمایندگیهایش سود جوید . هدف اصلی ری کراک درتمام این مدت تأسیس شبکه بزرگی از رستوران هایی بود که از نظر کیفیت ، پاکیزگی وخدمات ، نمونه باشند . کراک برای تسریع رشد و توسعه رستوران های زنجیره ای خود فکر تازه ای کرد ، او به مالکانی که املاکشان در گرو بانک بود اعلام کرد که اگر زمینهایشان را به او اجاره دهند هر ماه اقساط وام انها را خواهد پرداخت صاحبان املاک بی درنگ این پیشنهاد را می پذیرفتند زیرا با پذیرفتن این پیشنهاد املاک راکد و بی فایده آنان درآمد زا می شد. کراک تصمیم گرفت دایره ای از افراد مهم از جمله حسابداران، وکالی دعاوی و مشاوران مالی را گرد اورد.

چه باید کرد؟

نت ورک مارکتینگ  تجارت ارزوهاست.

چه کاری را سراغ دارید که بدون سرمایه اولیه بتوان ان را اغاز کرد؟

برای رسیدن به مقصود ، در اینده  چه تصمیمی دارید؟

اصل كلي حيات مي گويد: براي برآوردن آرزوهايتان بايد در دنياي درون جستجو كنيد . اگر دنبال ثروت هستيد ، انتظار نداشته باشيد كه توانگري از دنياي ديگر ناگهان از راه برسد . جهان لبريز از ثروت و فراواني است و شما بر حسب اعتقاد و انتظارتان از آن خوان گسترده بهره ميبريد.

علت اصلي اين كه جماعت بسياري در زندگي در جا مي زنند اين نيست كه توانايي و مهارت لازم براي انجام كار را ندارند بلكه آنان خود را دست كم مي گيرند و خود را براي رسيدن به درجات بالاتر شايسته و برازنده نمي دانند. پيشرفت و كاميابي صرفا" به اين نيست كه شخص به امكانات و فرصت هاي متفاوت دسترسي داشته باشد ، بلكه آنچه اهميت داردمناعت طبع و حس خويشتن دوستي است ، چون تنها كساني از فرصت ها بهره مي برند كه خود را شايسته احراز آنها بدانند.بنابراين فقط كافي است به آنچه در آرزويش هستيد ، اعتقاد داشته باشيد و خود را سزاوار آن بدانيد. 

تجارت الکترونیک چرا؟

جايگاه تجارت الكترونيك در جهان


باتوجه به آنچه كه گفته شد از آنجا كه رشد تجارت الكترونيك وابسته و در ارتباط با رشد فن آوري اطلاعات است بهتر است ابتدا نگاهي به رشد صنعت
IT در جهان بيندازيم . در جوامع توسعه يافته حدود 80% شغلهاي جديد به كامپيوتر ، اينترنت و IT وابسته اند نمودار زير :
Europe 29%
Japan 13%
Rest of the world 16%
X 42%
سهم كشورهاي توسعه يافته را در بازار جهاني
IT در سال 2002 نشان مي دهد .
نمودار ديگري در همين سال سهم كشورهاي مختلف را در بازار جهاني فن آوري اطلاعات و ارتباطات (
ICT) ، نشان مي دهد.
Europe 29%
Japan 12%
Rest of the world 25%
X 34%
رشد
IT و ICT اثرات قابل مشاهده فراواني بر اقتصاد پيشرفته داشته كه رشد تجارت الكترونيكي وافزايش حجم اطلاعات و گردش و سريع تر آن و افزايش شمار كاربران اينترنت و... را نيز در پي دارد .با توجه به بررسي هاي موسسه تحقيقاتي Forrester و رشد سريع و روز افزون تجارت الكترونيك در كشورهاي پشرفته و مزيتهاي رقابتي حاصل از آن ، لازم است كه كشور هاي در حال توسعه به منظور حضور در بازار رقابت جهاني سريعاً در استراتژيهاي تجاري و بازرگاني خود تجديد نظر اساسي كنند . اين موسسه تحقيقاتي پيش بيني مي كند كه رشد تجارت الكترونيكي از 354 ميليارد دلار در سال 2001 به حدود 10 تريليون در سال 2005 برسد .همچنين تحقيقات EITO نشان مي دهد كه تجارت از طريق اينترنت در 5 كشور صنعتي اروپا يعني انگلستان ، فرانسه ، آلمان ، ایتالیا از 6/171 ميليلرد يورو در سال 2001 به 3/1628 ميليلرد يورو در سال 2005 مي رسد كه از رشد ساليان حدود 77% برخوردار است . همچنين
فروش
online به صورت درصدي 2004 ،2003، 2002 ،2001، 2000 صنعت
از كل فروش
40% 9/092 2/ 506 3/427 3/343 2/230 محصولات الكترونيكي و سخت افزاري
26% 5/411 5/311 2/190 90 1/35 وسايل نقليه
17% 2/299 5/184 2/103 9/53 27 نفت و مشتقات
17% 4/266 1/170 1/101 5/56 9/29 برق ، گاز، آب و مخابرات
24% 3/235 5/143 9/73 7/33 4/14 كاغذ و مرسولات
13% 5/216 5/116 5/58 1/28 2/13 محصولات مصرفي
12% 1/211 1/128 9/73 2/41 5/22 غذا
10% 141 2/74 6/34 1/15 3/6 ساختمان
14% 124 2/60 2/62 7/10
¾ محصولات دارويي و پزشكي
7% 3/70 9/41 8/23 1/13 7 كالاهاي صنعتي
20% 1/68 5/42 4/22 5/10 6/4 حمل و نقل و انبار
15% 9/32 29 1/23 8/15 1/9 هوانوردي و صنايع دفاع
3% 5/26 3/15 6/8 8/4 6/2 صنايع سنگين
17% 5/2695 4/1823 9/1166 6/716 2/406 كل
طبق جدول فوق پيش بيني فروش در صنايع ازسال 2000 تا 2004 رشدي با ميانگين 17% داشته است.

 
 جايگاه تجارت الكترونيك در ايران


در ايران استفاده عمومي از اينترنت بيشتر در دانشگاه ها و به منظور انجام امور تحقيقاتي است و مراكز ايجاد شده در شهرها نيز در سطح محدودي فعاليت مي نمايند و كاربران بيشتر به منظور الكترونيكي وتلفن از راه دور ، از اينترنت استفاده مي كنند . بعلاوه بسياري از قوانين وبسترهاي لازم براي تجارت الكترونيك در كشور هنوز فراهم نگاشته است . بنايراين نمی توان انتظار داشت كه تجارت الكترونيك به سرعت در جامعه گسترش يابد . رتبه بندي
EUI براي سال 2000 در زمينه تجارت الكترونيك در 60 كشور دنيا مؤيد همين ادعاست .در اين رتبه بندي كه در حقيقت سهولت و ميزان دسترسي به تجارت الكترونيك را در كشورها نشان مي‏دهد از دو شاخص كلي محيط تجاري وارتباطات استفاده شده است براي شاخص محيط تجاري از 70 معيار مختلفي از قبيل گستردگي اقتصاد ، چشم انداز ثبات سياسي ، محيط نظارتي ، مالياتي و درجه آزادي تجارت و سرمايه گذاري استفاده شده است كه بر اساس اين شاخص نمره كشورما از 10 عدد 3 است كه در رتبه 59 قرار دارد . شاخص ديگراطلاعات است كه از معيار هايي از قبيل گستردگي شبكه مخابرات و ارتباطات و ديگر معيار هاي مبين وضعيت دسترسي به اينترنت مانند هزينه اتصال به اينترنت ،نرخ سواد و ...تشكيل شده است . براساس اين شاخص نيز نمره كشور عدد 3 از 10 است كه رتبه 56 قرار دارد . در مجموعه دو شاخص جايگاه كشور ما رتبه 58 ازميان 60 كشور بررسي شده است .

 دلايل عقب ماندگي تجارت الكترونيك در ايران

 
دلايل متعددي را مي توان در بيان علل عقب ماندگي تجارت الكترونيك در ايران بر شمرد كه مهمترين آنها عبارتند از :

  • نبود بسترها و تجهيزات شبكه‏اي وارتباطي لازم براي دسترسي سريع و آسان مردم به اينترنت
  • عدم وجود قوانين مدون ومصوب تجارت الكترونيك
  • فقدان نظام بانكداري الكترونيكي نوين در سيستم بانكي كشور
  • عدم وجود كارتهاي اعتباري بين الملل و ساير كارتهاي خريد الكترونيكي
  • عدم پشتيباني بسياراز شركتهاي تجاري فعال در زمينه تجارت الكترونيك از كشورمان
  • عدم وجود مراكز و شركتهاي دولتي و خصوصي خدمات دهنده تجارت الكترونيك در كشور
  • پايين بودن سطح آگاهي و توجه مردم به الكترونيك و فن آوري اطلاعات در كشور(عدم فرهنگ ساري مناسب )

 

مزاياي استفاده از تجارت الكترونيكي در ايران

 

  • مطرح شدن محصولات در سطح جهاني و در نهايت بالارفتن كيفيت محصولات

كاهش موثرتر هزينه هاي عملياتي بين عوامل بازرگاني (PARTNERS)، مشتريان و كانالاهاي آن

  • افزايش درآمد از طريق مشتريان جديد و كانالــهاي جديد همراه با محصولات و سرويس هاي جديد
  • جلب رضايت مشتري
  • صحت سفارشات ONLINE
  • در نهايت امكان انجام خريدهاي كوچك تا بستن قراردادهاي كلان و كشوري.

 

 

نتيجه گيرى
                                                   
انقلاب تجارت الكترونيك در حال اثرگذارى بر روى روش هاست. تجارت الكترونيك به تمام فروشندگان اين فرصت را مى دهدكه در بازار جهانى و با عرضه كالاهاى خود به بيش از 32 ميليون خريدار با كمترين هزينه رقابت كنند. اينترنت به سرعت در حال رشد است و تاجران كوچك امروز اين فرصت را در اختيار دارند كه همگام با آن رشد كرده و به غول هاى تجارى فردا مبدل شوند. هر تغيير و تحول در جامعه، نيازمند تحول و دگرگونى در ساختار و قوانين و آداب و سنن است تا بسترى مناسب براى پذيرش اين تغيير فراهم شود. تجارت الكترونيك نيز تحولى است در عرصه تجارت و اطلاعات كه به موجب آن، شيوه خريد و فروش وانتقال اطلاعات و كالاها توسط موسسات دگرگون شده است. براى گسترش و پذيرش تجارت الكترونيك لازم است كه پيش نيازهاى رشد اين تكنولوژى مهيا شود، ازجمله اين پيش نيازها، مى توان به زيرساختار مخابراتى، مسايل قانونى و ايمنى پيام رسانى و نيز مبادله الكترونيكى داده ها اشاره كرد.

از والاترین بخش وجود خود اگاه شوید

**نت ورک مارکتینگ کاری است که نت ورکرهای حقیقی ،در نهایت در این کار به یک کمال در انسانیت خواهند رسید**
این گفتار شاید شعار گونه به نظر برسد ولی می خواهم بدانم به نظر شما انسان چه کارهای باید انجام دهد تا به یک کمال نسبی در هر کاری برسد؟ وحتی به این مضمون که که کاری را که برای امرار معاش انجام می دهد وارد زندگی او شده واز کار خویش نه تنها به در امد برسد بلکه از کار خویش لذت برده واین کار باعث شود منش وکردار یک فرد نه تنها بهبود یابد بلکه فرد را در قالبی نو و تکامل یافته انسان قرار دهد .
اکثر گفته های بزرگان برای اینکه انسان یک سیر تدر یجی و مطمئن در زندگی داشته باشد تقریبا یکسان است ومی توان با برانداز کردن تجربه های انها وعمل به نصایح می توان به نتیجه رسید.
مهمترین گفته های انها را در 9 بخش گرداوری کرده ایم ومی خواهیم این گفته ها را با بهترین شغل دنیا که در ان فعالیت داریم تطبیق دهیم
نت ورک مارکتینگ در اصل روش نوین توزیع کالا است که جایگزین سیستم قدیمی توزیع کالا شده است وکسی که در این شغل فعالیت میکند ومی خواهد از این راه به در امد برسد باید سازمان فروشی قوی ومحکم بسازد که از طریق این سازمان فروش، محصولات شرکت مطبوع خود را به فروش برساند
و الزام، داشتن چنین سازمانی ،کار با انسانها می باشد . انسانهائی که هر کدام دارای روحیات خاص خود هستند وهر کدام از انها خلق خوی متفات با یکدیگر دارند.
انسانها موجوداتی نیستند که بتوان هر وقت خواستیم انها را کنار بگذاریم ویا مانند کامپیوتر انها را فرمت کنیم ویا خاموش کنیم وهر وقت لازم شد انها را به کار بیاندازیم بلکه انسانها دارای روح هستند که روح انسانی را اگربتوان اغنا کرد ویا ان روح را طوری ساخت که ان فرد در کنار انجام کار از ان کار لذت ببرد کار بسیار سخت ومشگلی است وبرای رسیدن به این ایده ال که سازمانی متشکل از انسانهای کار ازموده ودقیق در انجام کار بسیار باید زحمت کشید ،نت ورک مارکتینگ راه یک شبه پولدار شدن نیست ولی راهی است مطمئن برای رسیدن به درامد بالا واگر شخصی طی مدت زمان معینی ،و کوتاه تری از مشاغل دیگر به درامد می رسد نشان دهنده این نیست که کار بی زحمت و ساده ای می باشد بلکه در این مدت سختی ها ومرارت های چندین سال در مشاغل دیگر را در این مدت کشیده می شود.
حال بپردازیم به طی راه رسیدن به کمال نسبی چه در انسانیت وچه در صحنه مدیریت کاری وچه در راهبری شخصیتی یک انسان از زبان بزرگان وتطبیق این گفتار ها با نتورک مارکتینگ.
1-از والاترین بخش وجود خود اگاه شوید. این اگاهی به شما کمک می کند تا خود را بسیار فراتر از کالبد فیزیکی بدانید
بسیار برای ما اتفاق افتاده است در رشته تحصیلی مشغول به تحصیل باشیم که زیاد به ان علاقه ای نداریم و تنها به اصرار این و ان ،ویا اجبار در ان رشته درس می خوانیم،به طبع بعد از فارغ تحصیلی ،در کار مربوط به ان رشته مشغول به کار می شویم وهرگز شاید در زندگی نتوانیم به شغل ویا رشته تحصیلی مورد علاقه خودمان بپردازیم.وبه زبان ساده تر توانائی های ذاتیمان را نتوانیم بروز دهیم این یک امر بدیهی است که هر انسانی در یک ویا چند مورد استعداد ذاتی دارد ولی بر اثر میدان ندادن ویا به کار نگرفتن این توانائی ها،استعدادها شکوفا نمی شود وبه ظهور نمی رسد.
به زبان ساده تر می توان گفت :استعداد ذاتی خویش را بشناس و ان را پرورش بده شاید تو هم طلای نابی هستی که در زیر خاکهای زمان وجامعه ،تبعیض گم گشته ای
در نت ورک مارکتینگ امکان بروز استعدادها از هر نوع چه علمی وچه عملی وجود دارد وبنا به اقتضا کار نت ورک که انسانها کار را کار خود می دانند نه کس دیگری هر کس دراین شغل سعی در اثبات وجود خویش دارد واز تمام توان واستعدادهای پنهان وپیدای خویش استفاده می کنند وخیلی از استعدادها که نا پخته بود در این کار به بلوغ می رسند وانسان اولین کشف را در خود انجام می دهد که: چه چیزی می توانستم باشم .
وبه قول حافظ اسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه فال به نام من دیوانه زدند
واینجاست که بسیاری از غنچه های استعداد شکوفا می شوند واولین اصل نت ورک مارکتینگ یعنی **تغیییر**شکل می گیرد.
2-خود را باور کنید تا به عقل وخردی که شما را افرید نیز ایمان بیاورید.اصل دوم شما رادر جایگاه انسانی که بانیروی جهانی خداوند یکسان ویگانه است تثبیت می کند
اگر انسان خود را بشناسد وبداند که روحی که خداوند به او عطا کرده از وجود خود خداوند است و بر این نکته واقف می شود که اگر سعی در تقویت این روح داشته باشد ظرفیت این روح تا انجا که خود انسان بخواهد قابل گسترش است ،انگاه به این خود باوری می رسد که ما می توانیم باشیم انچه می خواهیم
به روایتی دیگر نوع نگرش ماست که ما را می سازد اگر نگاهی کوتاه وگذرا به هر جیزی داشته باشیم ان چیز همان طور کوتاه وگذرا خواهد بود واگر دور اندیش و واقع بین باشیم خیلی از مسا ئل اطرافمان عمیق ودقیق خواهند بود
در نت ورک مارکتینگ این نوع نگرش که اگر (خود بخواهی خواهد شد) اموزش داده می شود ودر خیلی از جلسات اموزشی بر این نکته تکیه می شود که می خواهید سازمان فروشتان، تا کجا به فروش ادمه دهد؟ وشما چه چیزی را برای ان پیش بینی می کنید ؟
برای هر فردی که وارد نت ورک میشود این فرصت ایجاد می شود که باورهای ذهنی ونگرشی خویش را، در سازمان فروش خود جاری وساری نماید ویک فرصت ایده ال،تجربه مدیریت به تمام کسانی که خود را باور نداشتند می دهد
واین دومین موهبت نت ورک مارکتینگ است که در این کار به همه اهدا می شود یعنی **اعتماد به نفس**
3-بدانید که می توانید خواسته ها وارزوهایتان را بسوی خود جذب نمائید. اصل سوم قدرت شما را برای جذب ان چه از قبل به ان اتصال داشته اید را نشان می دهد
انسان هر انچه که بخواهد را می تواند کسب کند اگر بر نیروی خود اگاهی داشته باشد وقدرت درک رسیدن به انرا داشته باشد.
مثالی که می توان در این راستا به ان اشاره کرد ارزوهای بچگی است حتما برای ما اتفاق افتاده است که در کودکی ارزوی بلند و دور و درازی داشته ایم که شاید مورد این پاسخ قرار گرفته باشد (ارزو بر جوانان عیب نیست) وحتما دیده ایم ویا برای خود ما اتفاق افتاده است که اتومبیلی به یک تقاطع می رسد ودر ان تقاطغ ماشین مدل روزی قرار دارد کودکان داخل اتومبیل با هیجان بین خود می گویند من بزرگ شوم فلان رنگ از این ماشین را تهیه می کنم وکودک دیگر رنگ دلخواه خود را می گویید ودر تصور خود ان رنگ از اتومبیل را تهیه می کنند ولی نکته مهم پدر خانواده است که حتی نیم نگاهی را هم به ان ماشین نمی اندازد وحتی اجازه تصور خرید ان خودرو را هم به خود نمی دهد چرا؟چون نمی تواند تصور کند که شاید روزی بتواند ان را تهیه کند .بر سر ارزوهای بچگی ما چه امده است ؟چرا نمی توانیم باور کنیم که ما هم میتوانیم داشته باشیم ؟چون باور نداریم اگر بخواهیم می توانیم. چون ان چیزی را که می پسندیم را در قالب شخصی خویش باور نداریم .در منابع تاریخی ما اورده اند حضرت علی(ع) با کیسه ای ازکنار فردی گذشت ان فرد پرسید یا علی این کیسه که در پشت داری چیست فرمودند نخلستان . اری بر دوش علی کیسه ای از هسته خرما بود ولی از ان نخلستان یاد کردند چون می دانستند با کار وتلاش این هسته ها به بار می نشینند وتبدیل به یک نخلستان بزرگ خواهند شد هر چند شاید زمان زیادی لازم باشد ولی دست یافتنی است .
ادامه مطلب خدا بخواهد فردا..........................

افراد نا موفق

     

         *عادت افراد ناموفق در نت ورک مارکتینگ*

 

  1 – می توانند به تنهائی کار را انجام دهند

این افراد عموما دارای نگرش خود محوری هستند ودر تمام کارها تک رو انحصار طلب ودر انجام کارهای گروهی بسیار کم دیده می شوند.

همان طور که می دانیم نت ورک یک کار گروهی بسیار منظم را طلب می کند واولین اصل نت ورک این است که کسی به تنهائی برنده نمی شود .

این گونه افراد وقتی وارد کار می شوند می خواهند با تکیه بر تجربیات کاری  شخصی گذشته خویش، کار را به انجام برسانند ولی چون تا ان زمان تجربه هدایت انسانها ویا روش برخورد با مشگلات به وجود امده در کار نت ورک را ندارند عموما بعد از مدتی کار را رها کرده ویا دوستان خود را با کوهی از مسائل روبرو می سازند.

      2-زیاد صحبت می کنند

افراد نا موفق بیش از اینکه از تجربیات دیگران استفاده کنند دوست دارند در مورد خود ویا کار خود ویا دیگران صحبت کنند وبه اصطلاح (افاضه فیض ) کنند تمام مسائل را به راحتی توجیه می کنند ودر میدان سخن کسی را یارای هماوری با انان نیست.

با این که در نت ورک کار  و تلاش است که افراد را به کامیابی می رساند این گونه از افراد بیش از هر عملی به سخن رانی در مورد ان مطلب میپردازند.

     3-در تمام موقعیتها کار مشابه انجام می دهند

اگر در کاری ویا در جلسه ای موفق به انجام ان کار شوند ونتیجه دلخواه را به دست اورند همان تجربه را می خواهند در فضاهای دیگر استفاده کنند وشرائط وزمان وقوع مسائل را در نظر نمی گیرند و انتظار ان دارند که تمام مسائل با یک فرمول تجربه شده حل شوند.

    4-خطاها را نمی گویند

افراد نا موفق سعی در زیبا نشان دادن مسائل وکارهای خود دارند وبا این کار بزرگترین اشتباه را در ساختن نت ورک خویش انجام می دهند

این مورد هم در گفتن اشتباهات خویش در انجام دادن کارهاست که به حامی ویا کسی که انها را حمایت می کند صدق می کند وهم در نگفتن اشتباهات دوستان خویش ،

این افراد عموما ترس از برخورد دارند یعنی برای اینکه با افکار چه مثبت وچه منفی دیگران برخوردی نداشته باشند از گفتن خطا ها به سادگی می گذرند.

   5-فکر می کنند نت ورک مارکتینگ کار راحتی است

تفکرشان در مورد نت ورک فقط این را می گویید که این کار راه ساده پولدار شدن است وما می دانیم که اگر نت ورک ماکتینگ سخت ترین شغل دنیا نباشد یکی از سخت ترین هاست چون کار با انسانها وهدایت انها به سوی موفقیت کار بسیار مشگلی است وساختن یک سازمان فروش قوی ومنسجم، لازمه اش سعی وتلاش شبانه روزی است.

موفقیت

 

                    رمر موفقیت در نت ورک مارکتینگ

 

 

نوشته : جان کلانزي

 

نت ورک مارکتينگ و اينترنت براي هم ساخته شده اند.

دنيا در اختيار شماست. امروزه فرستادن يک نامه الکترونيکي به نقطه اي از دنيا به سادگي صحبت کردن با همسايه کناري شماست.

اکثر افراد در جريان کار نت ورک مارکتينگ مرتکب اشتباهاتي ميشوند و حالا صفت افراد دارا و غني در نت ورک مارکتينگ چيست؟

1- آنها يک سيستم محکم، قابل توجيه و منطقي براي کار دارند.

2- آنها در اين کار صبوري دارند.

3- آنها تداوم و پيگيري يک سگ بولداگ را دارند.

4- آنها هدف دارند: يعني 1- اهداف کوتاه مدت، 2- اهداف ميان مدت، 3- اهداف بلند مدت.

5- آنها اين کار را روزانه انجام ميدهند.

6- آنها بدون هيچگونه سايه شک، به محصولي که نت ورک مارکتينگ ميکنند اعتقاد دارند.

7- آنها اول خود، پرستيژ و شخصيت خود را عرضه ميکنند.

8- آنها ميدانند که چه چيزي افراد را بحرکت در مي آورد.

9- آنها خط اول مجموعه خود را خوب آموزش ميدهند تا همانند سازي صورت گيرد.

10- آنها تلاشهاي افراد مجموعه خود را ارج مي نهند.

11- آنها از ديگران مي آموزند.

12- آنها هيچوقت قانع نيستند و دايما در حال بسيج کردن و سازماندهي نيروها هستند.

13- آنها اين کار را ساده انجام ميدهند.

14- آنها با مجموعه خود در تعامل و تماس هستند.

15- آنها مسافت هاي دور را مي پيمايند تا چيز هاي بيشتري بدست آورند.

16- آنها حد اقل 7 بار F/U انجام ميدهند.

17- آنها کارها و مسايل را اولويت بندي مي کنند.

18- آنها بر نقاط قوت مجموعه خود تمرکز ميکنند.

19- آنها تلاشهاي خود را اتومات ميکنند.

 

20- آنها برنامه آموزشي روزانه دارند :1- کتابها 2- روز نامه ها 3- کاست و سي دي و ...

21- آنها جهاني مي انديشند.

22- آنها در جاي مناسب در کار سرمايه گذاري مي کنند.

23- آنها در اين کار از منطقه امن عادت هايشان بيرون مي آيند.

24- آنها خود را بخاطر موفقيت درکار ستايش و تحسين مي کنند.

25- آنها پولي را که از اين کار در مي آورند در حين کار سرمايه گذاري مي کنند.

26- آنها از کار خود لذت مي برند.

27- آنها ارگانيزه شده و منظم و ساماندهي شده فعاليت مي کنند

28- آنها 1- وقت 2- انرژي 3- افراد انساني را تلف نمي کنند.

29- آنها تصميمات را سريع اتخاذ کرده و سريع عمل ميکنند

 

 

هدف

در سال 1968 مسابقات المپيك در شهر مكزيكوسيتي برگزار شد. در آن سال مسابقه دوي ماراتن يكي از شگفت انگيزترين مسابقات دو در جهان بود.دوي ماراتن در تمام المپيكها مورد توجه همگان است و مدال طلايش گل سرسبد مدال هاي المپيك. اين مسابقه به طور مستقيم در هر 5 قاره جهان پخش ميشود.
كيلومتر آخر مسابقه بود دوندگان رقابت حساس و نزديكي با هم داشتند، نفس هاي آنها به شماره افتاده بود، زيرا آنها 42 كيلومترو 195 متر مسافت را دويده بودند. دوندگان همچنان با گامهاي بلند و منظم پيش ميرفتند. چقدر اين استقامت زيبا بود. هر بيننده اي دلش ميخواست كه اين اندازه استقامت وتوان داشته باشد. دوندگان، قسمت آخر جاده را طي كردند و يكي پس از ديگري وارد استاديوم شدند.استاديوم مملو از تماشاچي بود و جمعيت با وارد شدن دوندگان، شروع به تشويق كردند. رقابت نفس گير شده بود و دونده شماره ... چند قدمي جلوتر از بقيه بود. دونده ها تلاش ميكردند تا زودتر به خط پايان برسند و بالاخره دونده شماره ... نوار خط پايان را پاره كرد. استاديوم سراپا تشويق شد. فلاش دوربين هاي خبرنگاران لحظه اي امان نمي داد و دونده هاي بعدي يكي يكي از خط پايان گذشتند و بعضي هاشان بلافاصله بعد از عبور از خط پايان چند قدم جلوتر از شدت خستگي روي زمين ولو شدند. اسامي و زمان هاي به دست آمده نفرات برتر از بلندگوها اعلام شد. نفر اول با زمان دو ساعت و ... در همين حال دوندگان ديگر از راه رسيدند و از خط پايان گذشتند. در طول مسابقه دوربين ها بارها نفراتي را نشان داد كه دويدند، از ادامه مسابقه منصرف شدند و از مسير مسابقه بيرون آمدند. به نظر ميرسيد كه آخرين نفر هم از خط پايان رد شده است. داوران و مسوولين برگزاري ميروند تا علائم مربوط به مسابقه ماراتن و خط پايان را جمع آوري كنند جمعيت هم آرام آرام استاديوم را ترك ميكنند. اما ...
بلند گوي استاديوم به داوران اعلام ميكند كه خط پايان را ترك نكنند گزارش رسيده كه هنوز يك دونده ديگر باقي مانده. همه سر جاي خود برميگردند و انتظار رسيدن نفر آخر را ميكشند. دوربين هاي مستقر در طول جاده تصوير او را به استاديوم مخابره ميكنند. از روي شماره پيراهن او اسم او را مي يابند "جان استفن آكواري" است دونده سياه پوست اهل تانزانيا، كه ظاهرا برايش مشكلي پيش آمده، لنگ ميزد و پايش بانداژ شده بود. 20 كيلومتر تا خط پايان فاصله داشت و احتمال اين كه از ادامه مسير منصرف شود زياد بود. نفس نفس ميزد احساس درد در چهره اش نمايان بود لنگ لنگان و آرام مي آمد ولي دست بردار نبود. چند لحظه مكث كرد و دوباره راه افتاد. چند نفر دور او را مي گيرند تا از ادامه مسابقه منصرفش كنند ولي او با دست آنها را كنار مي زند و به راه خود ادامه ميدهد. داوران طبق مقررات حق ندارند قبل از عبور نفر آخر از خط پايان محل مسابقه را ترك كنند. جمعيت هم همان طور منتظر است و محل مسابقه را با وجود اعلام نتايج ترك نمي كند. جان هنوز مسير مسابقه را ترك نكرده و با جديت مسير را ادامه ميدهد. خبرنگاران بخش هاي مختلف وارد استاديوم شده اند و جمعيت هم به جاي اينكه كم شود زيادتر ميشود! جان استفن با دست هاي گره كرده و دندان هاي به هم فشرده و لنگ لنگان، اما استوار، همچنان به حركت خود به سوي خط پايان ادامه ميدهد او هنوز چند كيلومتري با خط پايان فاصله دارد آيا او ميتواند مسير را به پايان برساند؟ خورشيد در مكزيكوسيتي غروب ميكند و هوا رو به تاريكي ميرود.
بعد از گذشت مدتي طولاني، آخرين شركت كننده دوي ماراتن به استاديوم نزديك ميشود، با ورود او به استاديوم جمعيت از جا برميخيزد چند نفر در گوشه اي از استاديوم شروع به تشويق ميكنند و بعد انگار از آن نقطه موجي از كف زدن حركت ميكند و تمام استاديوم را فرا ميگيرد نميدانيد چه غوغايي برپا ميشود.
40
يا 50 متر بيشتر تا خط پايان نمانده او نفس زنان مي ايستد و خم ميشود و دستش را روي ساق پاهايش ميگذارد، پلك هايش را فشار مي دهد نفس ميگيرد و دوباره با سرعت بيشتري شروع به حركت ميكند. شدت كف زدن جمعيت لحظه به لحظه بيشتر ميشود خبرنگاران در خط پايان تجمع كرده اند وقتي نفرات اول از خط پايان گذشتند استاديوم اينقدر شور و هيجان نداشت. نزديك و نزديكتر ميشود و از خط پايان ميگذرد. خبرنگاران، به سوي او هجوم ميبرند نور پي در پي فلاش ها استاديوم را روشن كرده است انگار نه انگار كه ديگر شب شده بود. مربيان حوله اي بر دوشش مي اندازند او كه ديگر توان ايستادن ندارد، مي افتد.
آن شب مكزيكوسيتي و شايد تمام جهان از شوق حماسه جان، تا صبح نخوابيد. جهانيان از او درس بزرگي آموختند و آن اصالت حركت، مستقل از نتيجه بود. او يك لحظه به اين فكر نكرد كه نفر آخر است. به اين فكر نكرد كه براي پيشگيري از تحمل نگاه تحقيرآميز ديگران به خاطر آخر بودن ميدان را خالي كند. او تصميم گرفته بود كه اين مسير را طي كند، اصالت تصميم او و استقامتش در اجراي تصميمش باعث شد تا جهانيان به ارزش جديدي توجه كنند ارزشي كه احترامي تحسين برانگيز به دنبال داشت. فرداي مسابقه مشخص شد كه جان ازهمان شروع مسابقه به زمين خورده و به شدت آسيب ديده است.
او در پاسخگويي به سوال خبرنگاري كه پرسيده بود، چرا با آن وضع و در حالي كه نفر آخر بوديد از ادامه مسابقه منصرف نشديد؟ ابتدا فقط گفت:" براي شما قابل درك نيست!" و بعد در برابر اصرار خبرنگار ادامه داد:" مردم كشورم مرا 5000 مايل تا مكزيكوسيتي نفرستاده اند كه فقط مسابقه را شروع كنم، مرا فرستاده اند كه آن را به پايان برسانم."
داستان "جان استفن آكواري" از آن پس در ميان تمام ورزشكاران سينه به سينه نقل شد"حالا آيا يادتان هست كه نفر اول برنده مدال طلاي همان مسابقه چه كسي بود؟

تمرکز

به نام خدا  

خیلی وقتها توی کار شنیدیم : اگه تو کاری می خواهی موفق بشوی روی ان کارتمرکز کن وفقط به کار خودت فکر کن نه به چیز دیگری .

خوب بیائیم اول تمرکز را معنی کنیم

زمانی که ذهن ما به گذشته یا اینده بپردازد عملکرد حال حاضر ما موثر نخواهد بود.

تمرکز به معنای بودن در حال است. به قول سهراب سپهری(زندگی شنا کردن در حوضچه اکنون است)

اگر کاری را بخواهیم انجام دهیم و تمام ذهن خود را در گیر ان کار کنیم ومشغولیت های ذهنی دیگر را از خود دور کنیم توانائی انسان برای انجام کار چندین وجند برابر می شود به طوری که در ان موقعیت تمرکز را بدین گونه می توان تعریف کرد. تمرکز به معنای توجه به یک تکلیف است

بله تکلیف کار را انقدر جدی میگیریم که برای ما یک تکلیف می شود که باید ان را انجام چرا؟ چون ما به خودمان و انجام دادن ان کاراحساس وظیفه مکنیم

پس  برای اجرای بهتر عملکرد تمرکز ضروری است .نقش افرینان وایفاگران برتر با عوامل بیرونی سر در گم نمی شوند برای مثال چند نمونه را ذکر می کنم

المپیک سال 1972 در مسابقه دو 10 هزارمتر فردی به نام لاسی ویرن شرکت داشت در میانه مسابقه این فرد

با صورت به زمین خورد ولی بی توجه به اینکه چه کسانی از او جلو افتاذن واینکه چقدر از زمان عقب افتاده به مسابقه بر گشت و در ان مسابقه اول شد

بدون اندیشیدن به مسائل بیرونی به وظیفه خود عملکرد وبهترین نتیجه را گرفت

نکته قابل توجه این است که ما در کار (نت ورک) هیچ مسابقه ای نداریم و(نت ورک) دو 100 متر ویا دو 200 متر نیست بلکه دو 10000 متر است این طور نیست که هر کس در این کار 100 متر از دیگران فاصله گرفت حتما اول است ویا کسی که دیرتر به حرکت درامد حتما اخر می شود همه ما می دانیم باید این مسیر را به پایان براسانیم ومهم این است که از خط پایان بگذریم نه اینکه در اواسط راه مارا به علت اسیب دیدگی با برانکارد از زمین به بیرون انتقال دهند. وهرگز به خط پایان نرسیم .سعی ما باید اینگونه باشد که گرچه اهسته ولی پیوسته در حرکت باشیم وخود را برای سیر کردن این مسیر به بهترین نحو اماده کنیم.

یکی دیگر از نقش افرنیان بزرگ  موسیقیدانی است به نام کارلوس کلیبر این فرد سالها وماهها زحمت کشید تا ارکستر خود را در بهترین تالار موسیقی برگزار کند وغرق در اجرای راهبری ارکستر خود بود که ناگاه زلزله

امد  چلچراغ سالن کنده شد وبه زمین افتاد خیلی از تماشگران از سالن فرار کردند وشاید خیلی از نوازندگان ولی

او همجنان به کار خویش ادامه میداد نه تنها متوجه زلزله نشد بلکه تا اخر ارکستر را رهبری کرد وکار را به انجام رساند .

راههای تمرکز

1-     ذهن را از درگیری با مسائل کم اهمیت باز بدارید

2-     خود وفکر خود را معطوف کار کنید

3-     از مسائل مالی که ذهن شما را مشغول می کند خوداری کنید

4-     تا این کار را انجام نداده اید به کار دیگری مشغول نشوید

5-     برای کارهای خود اهمیت ودرجه اهمیت قرار دهید

6-     تا انجا که ممکن است از دیدن تلویزیون خوداری کنید

7-     با افراد منفی باف هم صحبت نشوید

8-     حتما هر روز تمام مسائل خود را برای حامی خود نقل کنید

9-     برای خود وانجام کار خود مهلت تعیین کنید

10- شبها موقع استراحت به فردای خود فکر کنید

11- هدفهای خود را مرتب مرور کنید

12- از کار خویش لذت ببرید وبا ان زندگی کنید                                                                             

دراخر این نکته گفتن این نکته ضروری به نظر می رسد که کسانی که در این کار به موفقیت رسیدن این بیزنس را بزرگترین بیزنس زندگی خود دانستند و ابتدا نت ورک مارکتر بودند بعد به شغلهای دیگر معروف بودند.

این شغل شغلی است که در ان تمرکز نقش اول را بازی میکند واگر خواهان موفقیت دران هستید تنهاراه این است که فقط وفقط خود را( نت ورک  مارکتر) بدانیم وبس .

                                                                              موفق باشید