به جای تصور اینکه چه چیزی از دست خواهیم داد به این فکر کن که به چه خواهی رسید. تصور از ترس خیلی بدتر از خود ترس است. ترس از اینکه هیچ پنیری پیدا نکنیم موجب میشود که هرگز حرکت نکنیم و نمیخواهیم به دنبال پنیرتازه بیرون برویم. هاو به خود خندید و گفت: اگر نمیترسیدی چه میکردی؟  و از بدست آوردن پنیر جدید چقدر لذت میبری؟ با اینکه همه میدانیم تصور چقدر مهم است همه تفکر منفی داریم. اگه این یکی هم ورودی نشه چی؟ اگر منفی بشه چی؟ اگر گفت پول ندارم، وقت ندارم، یا ... چی؟ اگه تو پیگیری منفی شد چی؟ من نمیتونم، چرا پرزنت بندازم؟ اونها که وارد نمیشن و ... .پس اینها کاری نمیکنند. بیرون نمیرند. ارتباط سازی نمیکنند. پرزنت نمی اندزند. پیگیری ها را محکم و مداوم انجام نمیدهند. با آگاهی از این موضوع به خود بخند و بگو: اگر نمیترسیدی چه میکردی؟ اگر مطمئن بودی که وارد میشوند چه میکردی؟ از ورودی گرفتن چقدر لذت میبری؟ از خانه بیرون بزن و باتمام قدرت و اعتقاد کار کن

همواره تغيير و تحول با مقاومت روبرو ميشود

. اين مقاومت هم از محيط بيرونی و هم از خودمان صورت ميگيره. شروع بکار در زمينه تجارت يکی از تحولات بزرگ زندگی هر کسی است

. اصولا مشغول شدن به کارهای تجاری ريسک بالاتری نسبت به کارمند شدن دارد به همين دليل بايد کسی که ميخواهد وارد تجارت وبازرگانی بشود از قدرت ريسک پذيری بالايی برخوردار باشد.

مهمترين سرمايه برای شخصی که ميخواهد کاری را آغاز کند تجربه است. به همين دليل اگر تجربه در بازار کار نداريد سه راه حل داريد: ۱- آن را کسب کنيد (از طريق کار کردن برای ديگران)۲- تجربه را از افراد با تجربه بخريد (آنها را استخدام کنيد) ۳- هزينه کسب تجربه را بپردازيد (‌با ضررهايی که در ابتدای کار متحمل می شويد)

کسب تجربه

: اگر سرمايه کافی برای استخدام افراد با تجربه نداريد و نميتوانيد متحمل هزينه های کسب تجربه شويد بهتر است که از راه اول استفاده کنيد. در اين صورت شما ابتدا با ورود به شرکت های ديگر و فعاليت در آنها به کسب تجربه می پردازيد. بطور مثال اگر می خواهيد در آينده شرکت پخش  لوازم يدکی تاسيس کنيد ميتوانيد برويد و به عنوان بازارياب لوازم يدکی در شرکتی کار کنيد.

خريد تجربه

: از اين راه فقط زمانی می توانيد استفاده کنيد که سرمايه کافی داشته باشيد. زيرا افراد با تجربه همواره حقوق و مزايای بالايی را طلب ميکنند.زيرا با توجه بر فزونی هزينه ها نسبت به در آمدها در مرحله تولد اکثر سازمانها پرداخت حقوق و مزايای بالا در صورت نداشتن سرمايه کافی امکان پذير نيست. در صورت استفاده از ان روش با به اين مساله توجه داشت که چرخش اطلاعات در شرکت بصورتی باشد که اطلاعات و تجربيات افراد کارآزموده به داخل سازمان آورده و ثبت گردد. در واقع سيستمی طراحی گردد که تجربيات اين افراد به سازمان منتقل گردد. همچنين شما می توانيد از مشاوران متخصص در خارج از سازمان استفاده کنيد. يکی از مشکلات اين روش پيدا کردن افرادی است که هم با تجربه و کارآزموده باشند و هم حاضر به انتقال اطلاعات خود به سازمان.

۳-پرداخت هزينه برای کسب تجربه

: اين راه هم آسان ترين راه و پر هزينه ترين راه برای کسب تجربه است. به اين معنی که شخص با تقبل ضرر و زيان ناشی از نداشتن تجربه به کسب تجربه میپردازد. به دليل نداشتن آگاهی از نقش مهم تجربه در آغاز يک کار جديد بسياری از افراد به اين شيوه وارد بازار کار می شوند و در صورت نداشتن بنيه مالی قوی به سرعت شکست خورده و ورشکست می شوند.

 اگر توجه کرده باشيد بسياری از افراد موفق در تجارت و بازرگانی کسانی هستند که بقول معروف از صفر شروع کردند و بچه کف بازار بودند. آنها کسانی هستند که مسير اول را برای موفقيت طی کرده اند. راه حل دوم نيز در صورت داشتن سرمايه کافی از قبل می تواند بسيار مفيد و اثربخش باشد. اگر هم ميخواهيد ورشکست شويد و تمام سرمايه تان را از دست بدهيد از راه حل آخر استفاده کنيد!

براستی چرا تغییر نمیکنیم؟ گاه ترسی وجود ندارد؟ غرور ناشی از موفقیت! چرا باید تغییر کنم؟ احتیاجی به تغییر ندارم، این تغییر زیاد لازم نیست، اگر این را انجام ندهم اتفاقی نمی افته، این حق ماست.چرا باید لیست بنویسم؟ لیست اهداف به هیچ دردی نمیخوره!!! جلسه هفتگی کیلو چنده؟ همراهی کنم؟؟ نکنم هم مجموعه جلو میره و ... .هیچ یک ارز این موارد مشابه ناشی از ترس نیست بلکه این مقاومت به دلیل غرور از موفقیت های کنونی و پنیری هست که الان داریم.باید قبول کنیم که هِم هستیم.کافیست به خود بخندیم و این رفتار را عوض کنیم