اعتماد



آنانی که بیشتر بر ما تاثیر میگذارند، همان کسانی اند که به آنچه می گوییم باور دارند.در فضای شک

متقابل، مردم از هم فاصله میگیرند.


اما در برابر معصومیت، همه ما رشد میکنیم. ما در کنار کسی که ما را باور دارد،به شهامت و دوستی


دست می یابیم.

کسی که ما را میفهمد،میتواند دگرگون مان کند.خوب است بدانیم که اینجا و آنجا،هنوز هستند .


کسانی که به شر بی میل اند، چون هنوز اهمیت کار نیکشان را میدانند.اینان در برابر چشمهای آدمیان



و پروردگار تعالی می یابند.از حسادت یا بی تفاوتی نمی ترسند.

و باز،او که عشق می ورزد،برنده است،هرچند در جست و جوی پاداشی نیست.چه خارق العاده

است زندگی آنانی که همواره در روشنایی اند! چه محرک است،چه پر برکت است، گذراندن یک روز

تمام، بدون میل به هیچ شری.

تنها در صورتی می توانیم به کسی کمک کن یم که به او اعتماد داشته باشیم.

چرا که احترام به دیگران منجر به احترام گذاردن به خود ما میشود.

لیدر عزیز در زمینه اعتماد سازی چه حرکتی را به انجام رسانده ای؟

از لحاظ اعتماد ،دوستان خوانوادگیت به تو چقدر اطمینان دارند؟

می توانی در جلسه معرفی فریاد بزنی به من اعتماد کن؟

اگر برنامه ویا پلنی در جلسه لیدر هایت می دهی می دانی به گفته هایت عمل خواهد شد؟

در کدام مرحله از اعتماد سازی کم اورده ای؟

به لیدر ت چقدر اعتماد داری؟

شاید نکته در این جاست

باید بکوشیم کاری کنیم که تمامی عناصر، بخشی از خود ما شوند. هدف ما در این



دنیا باید همین باشد :



آموختن عشق ورزیدن.



هربار بهتر عشق ورزیدن
شق هرگز خطا نمیکند، و در زندگی، تا زمانی که عشق هست، به خطا نمیرود.



این همان چیزیست که پولس به ما می نماید: که،در بنیان تمامی مخلوقات،عشق

همچون عطیه برتر حاضر است – زیرا هنگامی که هر چیز دیگری به پایان میرسد،عشق می ماند.



بدترین سرنوشتی که ممکن است کسی داشته باشد، تنها زیستن و تنها ماندن است،بدون عاشق شدن و بی معشوق بود.



کسی که عشق می ورزد، رستگار است.



او که نه عشق می ورزد و نه معشوق است، محکوم است.



و کسی که در عشق شادی می یابد، در خدا شادی می یابد، چرا که خدا عشق است.

من آموختم که بهترين دوستانم آنهايي هستند که مرا دچار مشکل ميکنند
من آموختم که عشق قلب آدم را ميشکند ولي ارزشش را دارد
من آموختم که هيچ وقت براي التيام بخشيدن به يک رابطه صدمه ديده دير نيست
من آموختم که هر موفقيت بزرگي در ابتدا نا ممکن به نظر رسيده است
من آموختم که براي اينکه روز خوبي داشته باشي در طبيعت به دنبال نشاط و زيبايي باش
گوش کن تا صداي زيبا بشنوي
با ديگران سخن مهر آميز بگو
و براي يک نفر بدون اينکه خودش بفهمد، يک کار خوب انجام بده
من آموختم که نمي توانم از ديگران انتظار داشته باشم که مشکلات مرا حل کنند
من آموختم کساني هستند که تو را عاشقانه دوست دارند فقط نمي دانند چطور اين احساس را نشان بدهند
من آموختم گذشتن از خطاي ديگران بزرگترين هديه ايست که به خويشتن تقديم ميکنم