باینری

می دانیم که خیر الامور اوسطها و بزرگان دین و معرفت بر تعادل در زندگی بسیار تاکید داشته و دارند. آنچه که در روزهای اخیر و یکی دو سال گذشته مشاهده کردید نشان می دهد بسیاری از مدل های بازاریابی شبکه ای که به ایران وارد شده اند از Plan باینری استفاده کرده اند. این Plan مشتریان را وادار می کند برای اینکه به سود برسند و کمیسیون دریافت کنند در دو طرف خود و در زیرشاخه ها تعادل به وجود آورند. این تعادل امری اتفاقی نیست و ایجاد آن بسیار سخت و مشکل است سخت کوشی می خواهد اما شدنی است. تمام بازاریابی های شبکه ای دنیا برای حفظ خود ناگزیرند دو شرط اساسی را تعریف کنند. اولا در مدل طراحی Plan خود محدودیت هایی را قرار دهند که افرادی بتوانند به سود بالاتر دست پیدا کنند که از این محدودیت ها به سان مهره های شطرنج در خانه های محدود این صفحه بازی تکنیک آفرینی کنند. گذشته از این ممکن است برای دریافت سود و کمیسیون محدودیت های زمانی و پریودیک نیز تعیین شود. اگر هر بازاریابی شبکه ای در دنیا از این دو قاعده پیروی نکند قطعا در یک سیکل منفی به ورشکستگی می رسد و از این حیث تمامی بازاریابی های شبکه ای دنیا دارای خصلت های مشترکی برای ماندگاری هستند و دیگر اینکه در میان 2یا 3 یا 5 یا حتی 10یا 20 نفر قرار گرفتن و آنها را به این مفهوم قانع کردن که تعادل را در میان زیرشاخه های شما ایجاد کنند امری نه چندان سخت به نظر می آید اما وقتی شنیدیم برخی از افراد توانسته اند در یکی از مدل های بازاریابی شبکه ای تعادلی ایجاد کنند که زیرشاخه های چند ده هزار نفری آنها در تیم چپ و راست به صورت نسبتا متوازن رشد کند بیشتر به این مطلب باور آوردیم که تعادل امری اتفاقی نیست و یک مدل، الگو و حتی نقشه کاملا متفکرانه را طلب می کند. شنیده های ما حاکی است این افراد به لحاظ تقدم زمانی ورود به این سیستم ها جزو اولین افراد نبودند حتی هزاران نفر بالاتر و جلوتر از آنها وجود داشته است اما تنها تفاوت در رسیدن به سود و انتفاع این است که برخی نخبگی به خرج دادند و تعادلی پویا و زاینده را در دو طرف خود ایجاد کردند. گفته می شود این افراد سعی کردند برای اینکه مسیر کسب سود خود را ثابت و پایدار کنند مفاهیم علمی را در غالب کارکردهای ویژه ارتباطی به زیرشاخه ها انتقال داده و در هدف گذاری کار همه را سهیم کنند. این تجربه مدلی برای یک الگوی موفق در کار گروهی است و چه بسا بتوان از آن فرضیات عملی و عملی دیگری استخراج نمود. در کشور ما که فقر کار گروهی به چشم می خورد و به نظر این نگارنده کسانی که به کار جمعی می پردازند مرتبه ای نخبه ای بیش از دیگران دارند آیا نبایستی خالقان این مجموعه های به طور نسبی بزرگ را، در ردیف نخبگان طبقه بندی کرد. آدمهایی که احتمالا یک کامپیوتر مونس همیشگی آنهاست و ترجیح می دهند شیوه های ارتباطی (مجازی و غیرمجازی) خود را با افراد هر روز اصلاح کرده و بهتر نمایند. از این دست نخبگان در جامعه بسیارند و عزیزی می گفت آنهایی که نخبه رسمی و تابلودار هستند به کجا رسیدند تا نوبت به این دسته از افراد برسد و راست می گفت اما این نخبگان بلاتکلیف در رسیدن به آنچه می خواستند موفق بوده اند و شرایط را برای خود هموار کرده اند و استاد دانشگاهی در مثل می آورد که اگر کسی ادعای مغز بودن و نخبگی دارد اولین کاری که باید انجام دهد این است که برای خود شرایط شکوفا شدن را فراهم کند پس دیگر فرار مغزها معنی ندارد. شاید این عبارت خود سرآغاز بحث و جدل های فراوان باشد اما بیایید آدمها را از هر جنسی هستند خوب یا بد مهم نیست یکبار هم که شده به واسطه توانمندی ها و استعداد هایی که می توانند در خدمت جامعه قرار دهند بسنجیم ولو به اینکه داشته های آنها در فضای ناشناخته و ناپیدا حاصل شده باشد و به خاطر بیاوریم همیشه غیررسمی عمل کردن یا تابلو نداشتن دلیل بر ارتکاب جرم یا انحرافی نیست و نشود این که به گناه ناشناخته بودن توانمندی ها فرد یا افرادی را جرم پنداریم و آخر کلام اینکه فرد یا افرادی که موضوع پرونده اخیر در دستگاه قضایی هستند به امیدی، این مسیر را بر خود هموار کرده اند و چشم به دستگاه عدالت دارند. در این بین احساس می شود آن شرکتی که به بازار ایران به عنوان یک فرصت ویژه می نگرد بایستی به این قاعده اساسی تن در دهد که در قبال رسمیت یافتن امتیازات لازم را به دولت و ملت ارائه کند و بچه های اهل این شبکه ها شاید بتوانند این مفهوم را به مسئولین این شرکتها بقبولانند که اینجا در و دروازه ای هست که باید از آن عبور کرد و حق و حقوق یک ملت را به صورت عمومی پرداخت تا تعامل به صورت عادلانه ادامه پیدا کند وگرنه بقیه ماجرا چیز ساده ای است از این تجربه ها در دنیا وجود دارد و نیازی به دوباره تجربه کردن نیست فقط کافی است داشته های دیگران را بالا و پایین کنیم، بهترین را برگزینیم و به جنگ بازاریابی شبکه ای نرویم و بلکه مصادیق زشت و مجرمانه آن را شناسایی کرده، با اطلاع رسانی مفید و آگاهی هموطنان آنها را به انزوا بکشانیم چرا که در این نوع تجارت هیچ مکانیزم برخوردی جایگزین توسعه آگاهی درباره موضوع نمی تواند باشد وگرنه هر شکلی از بازاریابی شبکه ای حتی نوع مجرمانه آن یعنی دسیسه هرمی به راحتی می تواند به صورت زیرزمینی گسترش یابد

تجارت الكترونيك و ايجاد اشتغال

بنابر گزارشي از بانك جهاني كه در اكتبر سال ۲۰۰۲ منتشر شددر خاورميانه مي بايستي طي ۱۰ سال آينده، ۵ ميليون شغل در سال ايجاد شود تا فقط از افزايش نرخ بيكاري جلوگيري نمايد

«ايجاد شغلهاي نوين»

انقلاب سوم تحت نام انقلاب الكترونيك شروع شده است و امواج قدرتمند آن موانع و عوامل مقاوم و بازدارنده را در هم مي كوبد، هيچ عنصري قادر به سد انتشار امواج كوبنده الكترونها نيست منتها يك راه براي مهار آن وجود دارد و آ ن عبارت است از استفاده از امواج و سوار موج شدن. يكي از نتايج اين برخورد با تكنولوژي نوين و ايجاد مشاغل جديد به خصوص در بخش خدمات مي باشد، تجارت الكترونيكي راه را براي كارآفريني در ابعاد بسيار وسيع هموار كرده است(ساخت، توليد، طراحي و نگهداري) و اكنون به عنوان يك ويژگي مورد تأييد زندگي اجتماعي، سياسي و اقتصادي در جهان جلوه گر شده است. بنابراين سياست هاي نيرومند دولتي يا هدف تاثير بر جامعه اطلاعاتي آينده به همراه سرمايه گذاري كلان در امر پژوهش و توسعه، پرورش، آموزش ICT و تحقيقات در ارتباط با اينترنت يك ضرورت ناگزير است. براي رسيدن به اين مقصود در كشورهايي كه پذيرش اين فناوري در آنها كندتر بوده است، اتكا به نيروهاي جوان و پويا مي تواند سرعت به كارگيري اينترنت را افزايش دهد. گرايش فزاينده نسل جوان به سمت استفاده از كامپيوتر، اينترنت و تجارت الكترونيك، باعث مي شودكه ميليون ها دستگاه كامپيوتر توسط آنها خريداري شود كه نتيجه چنين تقاضايي رونق توليد و توزيع سخت افزارها و نرم افزارهاي كامپيوتري است و اساتيد فن براي آموزش افراد علاقه مند به اين حوزه مجبورند هزاران مؤسسه و مدرسه آموزش تجارت الكترونيك را تأسيس نمايند. اين افراد آموزش ديده با هدف خودكار سازي هر چه بيشتر فرايند هاي خدماتي با استفاده از فن آوري هاي وب بازارهاي جهاني را هدف قرار مي دهند. وب صرفاً براي كساني كه از فناوري آن سرد در مي آورند مورد استفاده نيست، زنان، مردان، كودكان كشورهاي مختلف با مذاهب و مليتهاي گوناگون همگي صف كشيده اند تا از اين بازار جهاني خريد كنند. بنابراين براي اين كه سهمي از اين بازار عظيم را به خود اختصاص دهيم بايد آمادگي كامل داشته باشيم.


هر كشوري كه اين امواج را زودتر دريافت كند و آن را به كار گيرد،از رقباجلو افتاده و سهمي از بازار جهاني را به خود اختصاص مي دهد. اقتصاد قرن ۲۱ در دست طراحان و متخصصين تجارت الكترونيكي و سازندگان آن قرار دارد، اگر از اين فرصت طلايي استفاده نكنيم قطعاً به لحاظ اقتصادي عقب خواهيم ماند و بيكاري و تورم هر روز مانند خوره اندامهاي جامعه را مي بلعد به طوري كه پس از يك دهه ، مشكلات عديده اي از قبيل فقر، افسردگي، بيماري هاي فيزيكي و رواني و عوامل پليد ضد انساني جامعه را به سمت سقوط اقتصادي، اجتماعي اخلاقي، صنعتي و... سوق خواهد داد.

مبارزه با نرخ بيكاري در كشور

بر اساس آمار و ارقام منتشره در داخل و خارج (آمارهاي ILO) ايران در حال حاضر حدود ۳/۱۷ ميليون نفر نيروي كار دارد كه همه اين نيروها داراي شغل نيستند. به طوري كه بين ۱۵% -۱۴% نرخ بيكاري در كشور وجود دارد و اگر بيكاران پنهان را به آن اضافه كنيم رقمي بالاتر از رقم فعلي را نشان خواهد داد.براي پايين آوردن نرخ بيكاري راه حلهاي متفاوتي از طرف متخصصين و اقتصاددانان پيشنهاد شده است كه اولين و مهمترين آنها سرمايه گذاري در توليد است. دوم استفاده از تجارب ساير كشورها بر عنوان يك راهنما و الگوهاي تجربه شده مورد توجه است. بر اساس گزارشات (LIO) چين از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۷ بيش از ۱۶۰ ميليون فرصت شغلي ايجاد كرده، در سالهاي ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰كشورهايي چون، هنگ كنگ، كره جنوبي، سنگاپور، مالزي با توليد و توزيع انواع نرم افزارهاي الكترونيكي مشكل بيكاري خود را حل كرده اند و به اشتغال نسبتاً كاملي دست يافته اند. سوم ايجاد ثبات و امنيت سرمايه گذاري براي توليدكنندگان داخلي، سرمايه گذاران خارجي و بكارگيري شيوه هاي نوين توليد، توزيع كالاها و خدمات است. در اين باره عدم وجود تعريف روشن و واضح قوانين در امر تجارب الكترونيكي باعث مي شود كه افراد كمتر براي انجام سرمايه گذاري و كارهاي بازرگاني از طريق كامپيوتر تمايل نشان دهند، لذا توجه مسئولين در قانونمند كردن تجارت الكترونيك و شاخه هاي فرعي اين تجارت (بازاريابي الكترونيكي) باعث مي شود كه علاقه مندان به خريد با اشتياق و تمايل بيشتري به سمت تجارت الكترونيك روي آورند، علاوه بر اين افراد غير مسئول يا ناآگاه به اين طريق قدرت دخالت و مانع تراشي را از دست مي دهند.


بد نيست بدانيد صادرات كشور چين درسال گذشته ۴۰۰ ميليارد دلار بوده كه ۳۰۰ميليارد دلار آن مربوط به صادرات ۵۰۰ شركت بزرگ خارجي كه در كشور چين سرمايه گذاري كرده اند بوده است در واقع سه چهارم صادرات چين، مربوط به شركت هاي خارجي است. در صورتي كه سهم ايران از تجارت جهاني در دو دهه اخير از ۴۹ صدم درصد در سال ۱۹۸۰ به ۳۴ صدم درصد در سال ۲۰۰۰ و به ۴۵ صدم درصد در سال ۲۰۰۲ تنزل كرده است. از اين رو لازم است تا رسيدن به يك وضعيت مطلوب و يا قابل قبول به طور جدي فعال شويم و از فرصت ها به نحو بهينه استفاده كنيم، براي حضور جدي در عرصه جهاني بايد كالاها و خدمات را با قيمت و كيفيت بهتر عرضه كنيم ودر برنامه عرضه از قدرت و توانمندي برخوردار شويم. لذا از طريق تجارت الكترونيك مي توان سهم ايران را در بازارهاي جهاني از طريق توسعه صادرات غيرنفتي رونق داده و اقتصاد كشور را از اقتصاد تك محصولي به سمت يك اقتصاد پويا سوق دهيم، براي رسيدن به اين هدف وجود بازاريان حرفه اي كه توان حضور در بازارهاي مختلف را داشته باشند الزامي است.


آموزش

ظرفيت پيشرفت جوامع در محيطي امن و آزاد، بستگي به سطح دانش آنها دارد. هر اندازه دانش افراد كشور بيشتر باشد، خلاقيت، نوآوري، ابتكار و اشتغال در آن كشور بيشتر مي باشد. ضمن اينكه آموزش در بطن خود اشتغال زا مي باشد، توجه به گسترش استفاده ويادگيري كامپيوتر، اينترنت و تجارت الكترونيكي باعث مي شود كه در خانواده ها كودكان به اين ابزار علاقه مند شده و در آينده بتوانند از اين وسيله به نحو احسن در شكوفايي اقتصاد خانواده و كشور تأثير بگذارند، براي درك بهتر اين موضوع به ذكر يك نمونه برجسته بسنده مي كنم. حضور شركت هايي كه در زمينه صادرات و واردات، از روش هاي مختلف بازاريابي در فروش كالاها و خدمات خود به مشتريانشان در ايران و جهان استفاده مي كنند، باعث شده تعداد زيادي از افراد طبقه متوسط بدون شغل يا تحصيل كرده كه به لحاظ وضعيت اقتصادي نامناسب عملاً نقش خود را فراموش كرده اند (البته به اجبار) جذب اين فعاليتهاي اقتصادي شوند. البته تعدادي از افراد كه تصور مي كنند اشكالاتي بر اين نوع فعاليت ها وجود دارد بيشتر بر روي نكات منفي اين روش ها انگشت مي گذارند، بدون آنكه نكات مثبت اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي و امنيتي آن را متذكر شوند.


شركت هاي معتبر خارجي كه از طريق اينترنت براي فروش كالاهاي خود استفاده مي كنند خواسته يا ناخواسته منشاء اثرات مثبتي كه قطعاً مهم و پوياتر از مسئله اقتصادي است در كشورهاي در حال توسعه خواهند شد. اثراتي چون، ايجاد انگيزه و ميل رغبت فزاينده به فعاليت هاي اقتصادي در جوانان افزايش رشد تجارت، افزايش رفاه زندگي مردم طبقه پايين جامعه، افزايش فرصت هاي جديد شغلي(كارآفريني نسل جديد در دراز مدت).
امكان ارائه خدمات و محصولات در سطح جهاني، جلوگيري از اتلاف وقت و كاهش ترددهاي بي مورد، دسترسي سريع به اطلاعات و مهمتر ازهمه فعال كردن نيروهاي خنثي و پژمرده وبي تحرك اجتماع با ايجاد انگيزه هاي مالي و پرداخت پورسانت مناسب در برابر بازاريابي، البته بايد خاطر نشان كنم كه بايد جهت دهي اين فعاليت ها به سمت توليد در مراحل بعدي توسط مسئولين و متخصصين ايجاد شود، كه بهترين شيوه براي كار برقراري ارتباط با اقشار جامعه و استفاده از ابزار محاوره اي براي گفت و گو با آنان است.



در پايان متذكر مي شويم كه فارغ التحصيلان و دانش جويان ومديران كار آفرين كشورمان مي توانند با دقت در الگوهايي كه اينچنين انگيزشي در افراد جامعه ايجاد مي كنند بهره برده و با الگوبرداري صحيح توليدكنندگان داخلي را براي عرضه توليداتشان به كشورهاي نيازمند اين محصولات ياري نمايند.