ایا تو نت ورک پول در می اید؟

نت ورک مارکتینگ راه یک شبه پولدار شدن نیست

شاید زیاد شنیده ویا خوانده باشیم که بیا پولدار می شی ویا اگه می خواهی سریع به پول برسی بیا نت ورک کار کن واز این جور حرفها.........

برای نت ورک ساختن فقط انگیزه لازم ندارید بلکه همراه با انگیزه برنامه ومداومت وپشتکار هم نیاز است

 

 سياري از افراد كه با مكتب موفقيت آشنا مي شوند و شيوه زندگي هدفمند را مي آموزند، در ابتداي راه، اهداف بسيار بلند پروازانه اي را براي خود بر مي گزينند و با اشتياق فراوان منتظرند كه در مدت زمان كوتاهي به آرزوهاي بزرگشان دست پيدا كنند.

آنها آنچنان در روياهاي خودساخته شان غرق مي شوند كه اندك اندك فراموش مي كنند كه براي موفق شدن بايد پاهاي خود را بر روي زمين بگذارند.

ايراد اين نوع تفكر كه «تفكر بر مبناي آرزوها» ناميده مي شود اين است كه زمان و راهي كه بايد براي رسيدن به آرزوها طي شود اغلب كمتر از آنچه هست ديده مي شود و در نتيجه شخص وقتي در طي مدت كوتاهي به نتيجه مطلوب ذهني خود نمي رسد سرخورده و مايوس گرديده و از پيگيري اهدافش منصرف مي شود. حال آن كه موفقيت امري تدريجي و نيازمند تلاش مستمر و كوشش فراوان است.

مي گويند روزي كرايسلر كه نوازنده مشهور پيانو است قطعه اي را آنچنان لطيف و باظرافت نواخت كه تمام جمعيت حاضر غرق در شور و شعف شدند، در پايان كنسرت خانمي كه به شدت تحت تاثير شيوه نوازندگي وي قرار گرفته بود نزدش رفت و با حالتي شگفت زده گفت: «من حاضرم تمام لحظات عمرم را بدهم تا بتوانم مثل شما بنوازم.»

كرايسلر لبخندي به او زد و گفت: «اين دقيقا همان كاري است كه من در تمام طول عمرم كرده ام.»

به نظر من روز كه كرايسلر براي نخستين بار دست به پيانو زد، در ذهنش چنين روزي را مي ديد، اما احتمالا انتظار نداشت كه اين موفقيت خيلي آسان و پس از چند ماه نواختن پيانو به دست آيد.

تدريج همه جا قاعده موفقيت است و هر موفقيت بزرگي حاصل جمع يا حاصل ضربي از موفقيت هاي كوچك و درس هايي است كه از شكست هاي كوچك مي آموزيم.

همان گونه كه براي ساخته شدن يك ساختمان زيبا هزاران آجر بايد دقيق و متناسب با يكديگر چيده شوند و طبيعتا نمي توان تا قبل از طراحي نقشه و ساخته شدن طبقه اول به فكر ساختن طبقه دوم بود، در زندگي يك انسان هدفمند نيز اوضاع به همين شكل است.

همان گونه كه بهترين نقشه ساختمان اگر روي كاغذ باقي بماند اهميت چنداني پيدا نمي كند، بهترين فكرها نيز تا وقتي كه از «وجه تئوريك» به «حالت عملي» مبدل نشوند ارزش چنداني نخواهند داشت.

از جمله رازهاي موفقيت انسان هاي موفق كوتاه بودن فاصله «انديشه» تا «عمل»  آنهاست.

پس بهتر است با خود فكر كنيم كه چگونه مي توانيم در راستاي اهدافمان اقدامات عملي انجام دهيم.

براي مثال اگر هدف شما تبديل شدن به يك متخصص كامپيوتر است و تاكنون چيزي از كامپيوتر نمي دانيد اما امروز عصر از يك مركز بزرگ خريد كامپيوتر بازديد كرده ايد يك گام عملي در مسير موفقيت برداشته ايد، اگر هدف شما ثروتمند شدن است و سرمايه چنداني نيز نداريد اما امروز ايده هاي اقتصادي را كه به ذهنتان رسيده است در دفتري يادداشت كرده ايد تا در زمان مناسب مورد استفاده قرار دهيد، يك گام عملي به سوي موفقيت برداشته ايد.

اما اگر نشسته ايد و تنها به اهدافتان فكر مي كنيد و به اين كه چرا شرايط دست به دست هم نمي دهند تا شما به اهدافتان برسيد بايد گفت كه شما در مرحله «تئوريك» متوقف مانده ايد و البته هنوز فرصت هست تا دست به اقدامات عملي و ملموس بزنيد.

پس از جاي خود بلند شويد و بيش از اين براي رسيدن به موفقيت هاي بزرگ، موقعيت هاي كوچك را از دست ندهيد.

راه موفقيت را بايد گام به گام پيمود، پس هر گام را آن چنان استوار و پر انگيزه برداريد كه گويي اين، هدف نهايي شماست و در عين حال هدف نهايي را كه براي خود برگزيده ايد همواره در ذهن داشته باشيد و هرگز اين جمله را فراموش نكنيد كه در زندگي ات:

«بزرگ فكر كن، اما هم اكنون از كوچك آغاز كن.»

 

 

لذت کار

حتماً شنيديد كه خيلي از مردم از وضع كار و زندگي‌شون گله‌ مي‌كنن. اصلاً چرا خيلي از مردم! حتّي ما هم خيلي وقتها غر مي‌زنيم و از سرنوشت‌مون و كارهايي كه بايد انجام بديم گله مي‌كنيم.
من اين همه بايد كار كنم كه آخرش چي بشه؟! خيلي شانس بيارم، ترفيع پيدا مي‌كنم و حقوقم يه مقدار بيشتر ميشه! اما چه فايده؟! اون‌وقته كه تازه مسئوليتهام بيشتر ميشه. نگراني‌هام بيشتر ميشه. بيشتر اعصابم درگير ميشه.
زندگي مي‌كنم براي چي؟ كه مثلاً بزرگتر بشم و تشكيل خانواده بدم. اما چه فايده؟! تازه از همون روز اول مشكلاتم شروع ميشه. مسئوليتم بيشتر ميشه، بايد بيشتر بدوم! بيشتر حرص بخورم تا بتونم شكم زن و بچه رو سير كنم.
و هزاران "براي چيه" ديگه! كه بسته به نوع زندگي‌ها و شخصيتها مي‌شنويم. اكثر ما در اينجور مواقع معتقديم كه هر چيزي كه در زندگي مهمه، در نهايت بار سنگيني بر گرده ما ميشه.
اما تابحال توجه كردين كه مثلاً چرا هيچوقت از خودمون نمي‌پرسيم "براي چي سينما ميري؟"، يا "براي چي فوتبال بازي مي‌كني يا فوتبال تماشا مي‌كني؟" يا...؟! يا حتي وقتي كه يكي ازمون چنيني سوالاتي مي‌پرسه، سريع جوابشو مي‌ديم؟! كه، خوب اينها براي تمدّد اعصاب و آرامش فكري و... لازمه!
به نظر من تفاوت اساسي اين دو مقوله در ميزان عشق و علاقه‌اي هست كه ما به كاري كه انجام ميديم، داريم. اگه به كاري كه مشغوليم عشق بورزيم و دوستش داشته باشيم، بعنوان شغل و مشكل بهش نگاه نمي‌كنيم، بلكه اون هم برامون يه تفريح جالب محسوب ميشه كه از انجام دادنش خسته نمي‌شيم. اگه زندگي زناشوئي برپايه عشق و دوستي واقعي بنا بشه، هيچوقت، حتي اون روزي كه هيچي براي خوردن نداريم، از زندگي‌اي كه تشكيل داديم پشيمون نمي‌شيم. تنها عشق و علاقه است كه به ما توان گريز ميده.، ما رو از بردگي به آزادگي مي‌رسونه.
همه اينها رو همه‌مون مي‌دونيم و هزاران بار شنيديم. ولي مهم اينه كه هنگام تصميم‌گيري‌هاي مهم زندگي‌مون و اون وقتهايي كه مي‌خوايم از خودمون بپرسيم "براي چي؟!"، اينا رو به ياد بياريم و نگاهي به اونچه كه كرده‌ايم و اونچه كه بايد بكنيم بياندازيم
.

تجارت الکترونیک

می دانیم نت ورک مارکتینگ در بستری به نام اینترنت انجام می شود . کلا مسایل تجاری وداد وستد در اینترنت به نام تجارت الکترونیک  شناخته می شوند .و نت ورک مارکتینگ در دل تجارت الکترونیک قرار دارد یعنی تجارت الکترونیک نسبت به نتورک مارکتینگ شعاع وسیع تری را دارا می باشد

  مزيت‌هاى تجارت الکترونيکى

 
- افزايش رشد تجارت

- افزايش فروش

- افزايش درآمد

- افزايش سرمايه‌گذاري

- افزايش سطح رفاه زندگى مردم

- ايجاد فرصت‌هاى تجارى جديد براى صنايع و بنگاه‌هاى بازرگانى (ناشى از رفع تبعيضات و تحصيل امتيازات تجارى حاصل از مذاکرات بين دولت‌ها)

- افزايش فرصت‌هاى جديد شغلى (کارآفرينى نسل جوان در درازمدت)

- افزايش قابل ملاحظه امنيت دسترسى به بازارهاى صادراتى ناشى از تثبيت تعرفه‌ها

- افزايش تضمين‌ بازارها و ثبات دسترسى به آنها ناشى از بکارگيرى قواعد متحدالشکل در تمامى کشورهاى عضو سازمان‌هاى جهاني

- امکان ارائه خدمات و محصولات در سطح جهاني

- جلوگيرى از اتلاف وقت و کاهش ترددهاى بى‌مورد

- کمک به منابع انرژى و محيط زيست

- کاهش هزينه‌هاى سربار و ايجاد رقابت در سطح بين‌المللي

- دسترسى سريع به اطلاعات

- عدم حضور واسطه

- کاهش هزينه‌هاى تبليغات کالا بويژه در سطح بين‌المللي

- ورود به بازارهاى فرامنطقه‌اى درجهت بازاريابى جهاني

آرامش خیال:

آیا به دنبال صلح وآرامش هستیم؟

چرا به دنبال آرامش هستیم؟

اکثرآدم ها قبول دارند که در زندگی به دنبال محبت و راحتی و فراغ بال بیشترهستنداماجستجوی آرامش خیال را زیرسوال می برند.می خواهم درمورد آرامش خیال وعشق درمجموعه و کار خودمان مطالبی راعرض کنم:

عشق به مجموعه وآرامش خیال داشتن درمجموعه (کار نتورک)عناصرجدا نشدنی هستند.عشق به مجموعه یک احساس یاعاطفه نیست،عشق مالکیت بر دیگری نیست،عشق به مجموعه وکار نتورک مارکتینگ پذیرفتن بدون قضاوت وپیش داوریست.

اگربه دنبال عشق به مجموعه بگردیم،آرامش رادرمی یابیم.

ایجادمجموعه یا نتورک خوب با درآمدخوب بعضی وقت ها

انگیزه مالی نمی خواهدبلکه عشق میخواهد.

حال آرامش خیال:

معنای آرامش خوردن والیوم نیست،آرامش یعنی توازن وتعادل.درس اول تمام ورزش های رزمی توازن است.

درکاراته وگلف هم رازقهرمانی را درتوازن می بینند.

( تعادل یا آرامش خیال،منبع ومنشا قدرت است)

انسان آرام به معنی انسان خواب آلوده نیست.

آرامش به مفهوم همسوشدن باقدرت ها به جای جنگیدن با

آن هاست.

آرامش به معنای بازتردیدن تصاویربه جای اسارت در جزییات آن هاست.

بطورمثال:

 

شخصی می گوید:به محض این که قسط های ماشینم را بپردازم خیالم آسوده خواهد شد.

این حرف یک آنالیزخوب ولی مایوس کننده است.

چون ماموریت ما درزندگی این کارها نیست.

(مثل پرداخت وام و یا بزگترکردن استخرشنای منزلمان)

ما برای یاری رساندن به خودودیگران به دنیاآمده ایم و

جهان چند نشانه دراختیارمان قرارداده است:

1-شادترین لحظات زندگی هرانسانی،لحظات یاری

رساندن به دوستان،اطرافیان وهمنوعانش است.

2-عمیق ترین احساس تنهایی زمانی به انسان دست می دهد

که هدف اصلی اودرزندگی،رسیدن به امنیت فردی باشد.

واگرشماهم ازآن دسته افرادهستید که درزندگی به دنبال امنیت مطلق می گردید،سیاره رااشتباه آمده اید.

بزرگترین بانک ها ورشکسته می شوند،

هواپیماهای غول پیکرسقوط می کنند،

امنیت را دردرون خود جستجوکن.

اخراج،اتوبوس،مردم،پایان ماجرا؟

چگونه می توانم به آرامش خیال وامنیت برسم؟

بخشی ازآن به نگرش شمامربوط می شودوبخشی دیگر

به ایجادعادات روزمره آرامش ذهن.

وجه تشابه:افراددارای آرامش خودراملزم به حفظ یک توازن وتعادل همیشگی کرده اند.

همه چیزبرای پختگی،به چاشنی زمان نیازدارد.

درآخریک نکته رایادآورمی شوم؛

زندگی درزمان حال دشوارمی شود ؛ اگربیشتروقت ما یا به افسوس گذشته صرف شود،یا به هراس از آینده.

                                  

                                بی افسوس وبی هراس

                                         اکنونی و زنده فکر کنیم.

                                         ایام به کام با آرامش خیال.