حرفه ای باش

ذهنیت و تفکر یک حرفه ای درباره بازاریابی شبکه ای

 

همانند یک بازاریاب شبکه ای برجسته بیاندیشید تا یک بازاریاب شبکه ای برجسته باشید. درصورتی که نمونه های ذهنی و فکری یک بازاریاب برجسته را بپذیرید و قبول کنید , می توانید با قدرت هر چه تمام تر , دوره زمانی لازم برای تبدیل شدن به یک بازاریاب برجسته تسریع بخشید , زیرا منطقی ترین روش یادگیری شیوه آزمایش و خطاست .

 

در اینجا بیست روش و نکته ثابت شده برای رساندن شما به بهترین موقعیت آورده شده است :

 

1- یک دلیل بزرگ و مهم برای خود بیاورید که چرا می خواهید یک بازاریاب برجسته شوید؛ دلیلی که واقعا اصل قضیه و مطلب را برای شما عنوان کند و اجازه دهید نیروی محرک روزانه شما باشد و مانند چوبی که برای افروختن آتش در درون خود نیاز دارید , از آن استفاده کنید .

 

2- تعداد محدودی اهداف محرک و طلایی برای خود برگزینید ؛ اهدافی که دستیابی به آنها انگیزه شما برای موفقیت در بازاریابی شبکه ای باشد . آنها را یادداشت و گاهی مرورشان کنید . اطمینان یابید که آنها اهداف خود شما هستند و نه اهداف کسانی دیگر . از برانگیختگی و اشتیاق خود برای دستیابی به اهدافتان استفاده کنید . دلائل و اهداف بزرگ برای خود انتخاب کنید تا شما را در مواجهه با موانع , هدایت و رهبری کنند ,

 

اهدافتان از شما فردی می سازند که برای رسیدن به آنها ساخته شده اید و مناسب هستید . هدف بزرگتر , برای وفادار ماندن به اتمام رساندن آن هدف نیروی بیشتری در شما ایجاد می کند .

 

3- ذهنیت خود را برای یک سخت کوشی آماده کنید . این هدف , که موفقیت پیش از کارکردن حاصل می شود تنها در قصه ها وجود دارد . هر کسی سخت کوش تر باشد در موفق شدن خوش شانس تر است .

 

از هوشیارانه بودن سخت کوشی خود اطمینان حاصل کنید . اگر چیزی درست کار

نمی کند از تمرکز کردن صرف تنها روی آن خودداری کنید و کار دیگری انجام دهید .

 

4- ذهنیت فعال داشته باشید . یکی از بزرگترین اشتباهاتی که بازاریابان تازه کار و آماتور مرتکب می شوند این است که فکر می کنند مجبورند همه چیز را درباره محصولات و فرصت هایشان پیش از آنکه بتوانند فعالیت تجاری خود را آغاز کنند , یاد بگیرند . شما باید بدانید 90 درصد نیروی خود را روی کار و فعالیت و 10 درصد انرژی خود را برای یادگیری کنار بگذارید .

 

این یک تجارت فعال است . اصول پایه را یادبگیرید . از ابزارهای موجود و امکانات سیستم استفاده کنید .

 

بازاریابی شبکه ای انجام دادن آن است , نه فقط مطالعه کردن درباره آن . این نکته برای موفق شدن بسیار اهمیت دارد .

 

5- متمرکز ووسیع فعالیت کنید , نه اینکه فقط به طور صرف فعال باشید . هرآنچه در توان دارید برای این کار بگذارید . یک تعهد و الزام کامل برای خود ایجاد کنید و پیش بروید .

 

اگر بازاریابی شبکه ای را به عنوان یک عادت و تفریح یا تنها به عنوان یک درآمد نیمه وقت برای خود درنظر بگیرید , آنگاه شما عضوی بی اهمیت و اتفاقی برای این کار خواهید شد .

 

اگر شما قصد به دست آوردن درآمدی بزرگ و عظیم از بازاریابی شبکه ای را دارید , باید متمرکز و وسیع فعالیت کنید .

 

6- تلاش و فعالیت آن چیزی است که برای شما نتیجه به بار می آورد اما باید توجه داشته باشید که نباید پیش از فعالیت , مثبت اندیش باشید . خود را برای فعالیت و کار مداوم روزانه قانون مند کنید . بدون در نظر گرفتن آن که هر روز چه احساسی دارید یا چه چیزی ذهن شما را درگیر کرده , روزانه کاری برای بهتر کردن تجارت خود انجام دهید .

 

آنچه شما را به خریداران و توزیع کنندگان می رساند یک برنامه ریزی روزانه است . خود را برای انجام دادن مداوم و روزانه قانون مند کنید . تلاش سازگار مداوم و پایا برای موفق شدن شما بسیار مهمتر و باارزش تر از این است که شما یک شلیک داغ و ناگهانی داشته باشید .

 

7- یک نگاه و دید دور اندیش داشته باشید . مطابق و درحدود بودجه خود برای تجارت کردن سرمایه گذاری و خرج کنید . برای درازمدت برنامه ریزی داشته باشید .

 

8- زمان می برد تا پایه های اساسی درآمد خود را بسازید و بالا ببرید , اما وقتی شروع به بالا آمدن و ساخته شدن بکند (از زمان بهره دهی و به سود رسیدن ) باید بدانید که هیچ چیزی در دنیا بهتر از آن نمی باشد .

 

9- شما باید واقعا محصولات و فرصت هایتان را دوست داشته باشید . هیچ راهی وجود ندارد که شما موفق بشوید , بدون آنکه محصولات و فرصت هایتان را باور کرده یا درباره آنها مشتاق باشید . لزومی ندارد که شما اشتیاقی دیوانه وار داشته باشید . تنها یک نیروی ثابت کافی است . به شرط آنکه از باور واقعی و قلبی شما برآمده باشد .

 

یک سئوال خوب که شما می توانید پیش از وارد شدن به هرنوع سیستم بازاریابی

 

شبکه ای از خود بپرسید , این است که آیا من این محصول را با این قیمت پایین صرف نظر از امکانات و فرصت هایی که دارم می خرم ؟ پرسش دوم این است که آیا من به مادرم پیشنهاد می کنم که چنین محصولی تهیه کند ؟!

 

این دو پرسش شما را در انتخاب این دو اشتباه و احساس تأسف ناشی از آن در امان نگه  می دارد .

 

10- تجارت شما آن گونه که شما عمل می کنید به بار می نشیند . همچنین شیوه اندیشیدن شما درباره آن , چگونگی عملکرد شما را تعیین می کند , اگر شما فکر می کنید که درآمد شما در ماه 300 دلار است , به شیوه خاصی با آن برخورد می کنید , ولی اگر فکر کنید درآمدتان بالغ بر 10,000 دلار یا 100,000 دلار است به شکل دیگری با آن برخورد

 

می کنید . به خاطر بسپارید که به هرنحوی درباره این تجارت فکر کنید , همان طور هم نتیجه می گیرید , نحوه اندیشیدن شما , نوع درآمد زایی این تجارت را تعیین می کند .

 

11- از شکست نترسید . باید بیشتر دوست داشته باشید که خیلی زود به موفقیت نرسید . در این صورت شما اشتباه کرده اید . پاسخ همه پرسش ها را نخواهید دانست . شرکتی که شما با آن کار می کنید ممکن است از گردونه تجارت خارج شود . ممکن است فرصت های بسیاری را برای پیداکردن فرصت مناسب استفاده کنید یا به هدر بدهید . درک موفقیت اصولی بر پایه شکست ساخته شده است . تنها زمانی طرز کار کردن یک وسیله را یاد می گیرید که شیوه کار نکردن آن را یاد گرفته باشید . کنارگذاشتن شکست مسبب پیروزی است . از شکست هایتان درس بگیرید . خودتان را به سمت هدف هایتان پرتاب و به آنها حمله کنید . فهمیدن و درک کردن ترس از شکست بسیار با ارزش تر است .

 

پیروزی شامل فروتن بودن به میزانی است که شما به خودتان اجازه دهید اشتباهات را کنار بگذارید و از آنها درس بگیرید .

 

12- قابلیت یادگیری داشته باشید . شما دریک مدرسه هستید و هرروز چیز تازه ای یاد خواهید گرفت اگر در حال انجام دادن این تجارت هستید , شما مجبورید این تجارت را انجام دهید تا آن را یاد بگیرید . راه دیگری برای یاد گرفتن بازاریابی شبکه ای وجود ندارد .

 

وقتی چیزها درست کار نمی کنند تا پیدا کردن یک فرد موفق درآن کار , خودتان کارتان را چک کنید . به آنچه آنها می گویند گوش کنید . آنها با ارائه دلیل و مدرک موفق ترند . شما به طور موقتی احساس ناراحتی می کنید تا زمانی که کارها ی جدیدی که باید انجام دهید تا به وسیله آنها توانایی های مورد نیازتان برای یک بازاریاب برجسته بودن را کسب کنید برایتان به صورت یک عادت درآید .

 

با رغبت کامل به سمت پیشرفت تدریجی و مداوم پیش بروید . در این صورت سریعتر به موفقیت می رسید .

 

13- تمام خطوط ذهنی خود را همیشه پر نگه دارید . یکی از کلیدهای موفقیت این است که در آن سریع حرکت کنید تا زمان کافی برای پرداختن به شکست یا برگشت نداشته باشید , زیرا تمام ذهن شما بر فعالیت های مثبت متمرکز شده است , فعالیت هایی که اساس تجارت شما را می سازند

 

وقتی همه خطوط ذهنی خود را پاک کنید , عدم علاقه مندی کسی باعث قرار گرفتن شما در سختی و موقعیت بد نمی شود و شما را تحت تأثیر قرار نمی دهد .

 

14- از خودتان بپرسید امروز چه کاری می توانید انجام دهید تا بنای تجارت شبکه ای خود را عظیم تر کنید و سپس آن را انجام دهید .

 

15- تلفن بهترین دوست شماست . بر تلفن تسلط پیدا کنید و از آن ثروت به دست بیاورید  اگر از تلفن بترسید , هیچ گاه درآمد مهمی در بازاریابی شبکه ای به دست نخواهید آورد  از تلفن برای پرگویی روسا و خریداران خود استفاده کنید . خودتان باشید رفتار دوستانه داشته باشید و مشتاق و علاقه مند باشید . همیشه لبخند برلب داشته باشید به خصوص وقتی صحبت  می کنید .

 

16- ذهنیت دوراندیش داشته باشید . پیوسته به یگانه و یکتا بودن فکر کنید وراههای تازه ای برای به دست آوردن خریداران و توزیع کنندگان جدید خلق کنید وسپس آنها را انجام دهید .فکرکردن و عمل کردن باید دست دردست هم حرکت کنند .

 

17- بازاریابی شبکه ای برای همه کس نیست . سعی کنید با همه اشخاص درباره این نوع تجارت صحبت کنید زیرا مجبورخواهید شد درمورد شیوه کارکردن در این نوع تجارت با آنها صحبت کنید . شما نمی توانید نوع دیگری از تجارت برای آنها بسازید . بهترین موقعیت شما از درون داستان موفقیت خود شما خلق شود . باید به دنبال کسانی باشید که این تجارت را می خواهند و آمادگی پذیرش و فراهم کردن آنچه را شامل آن  می شود دارند . به همین دلیل و به همین سادگی , شما تنها یک جورکننده هستید نه یک فروشنده .

 

18- دقیقا از همین جایی که هستید آغاز کنید . شما نمی توانید موقعیت مالی خود را با خانه ساختن روی آن و پوشاندن آن یابا شکایت کردن از آن عوض کنید . تنها چیزی که موقعیت شما را تغییر می دهد , خود شما هستید . حتی اگر کاملا ورشکست شده اید می توانید موقعیت مالی خود را با بازاریابی شبکه ای بهبود ببخشید . تنها به یاد داشته باشید که ممکن است طول بکشد .احتمالا در این راه سختی و مشقت باید بکشید و همچنین خلاق باشید . شما می توانید , در صورتی که هرگز از پا نایستید . فرصت ها همیشه در خلال کار کردن ایجاد می شوند .

 

19- راستگو باشید و از قرار دادن همه فرصت ها بر پایه حرص و طمع خودداری کنید .

 

20-از خدا کمک بطلبید . برای برکت کارهایتان , معرفت , دوام , استحکام , نیروداشتن , خلاق و مبتکر بودن دعا کنید . او از شما محافظت و نگهبانی خواهد کرد با همه منابعی که به آن نیاز دارید , برای همه زندگی تان نه فقط برای این کار (بازاریابی شبکه ای) .

 

وقتی یک بازاریاب شبکه ای موفق شدید , به یاد داشته باشید که شما تنها فرد موفق دراین کار نیستید . سپاسگذار و حق شناس باشید . به نفس خود اجازه ندهید که شما را حقیر کند . ارزش ها همیشه پیش از سقوط و هبوط پیدا می شوند .

 

فراموش نکنید که از کجا آمده اید . به دیگران هم کمک کنید تا به موفقیتی معادل موفقیت و کامیابی شما برسند

قانون کاشت

نت ورک مارکتینگ از قوانین موجود درعالم هستی پیروی می کند وهیچ تافته جدا بافته ای نیست منتها با یکی از اصول بسیار درهم امیخته وهیچ نت ورکی بدون رعایت این اصل ساخته نمی شود.

قانون کاشت و برداشت؟

قوانین عالمگیر:

درس های بزرگ وتجربه های بزرگ در قالب داستان ها و ماجراها و اتفاق های ساده به ما آموخته می شود.

در گذشته از فصل ها و غلات و ماهی ها سخن گفته می شد..زیرا در آن زمان زبان کشاورزی و صید ماهی را بهتر می فهمیدند.

تمام این قوانین طبیعت در این تجربه ها جمع اند.{ توجه به این نکته جالب است که تجربه حامیان و لیدر های ما هم به همین ترتیب می باشد ....مسا ئل و مواردی از قبیل :نوع آبجکشن های و جواب هایی که ما به آن ها میدهیم}

اصول و قانون فرقی نمی کند بلکه عملکرد به آن اصول و قوانین فرق می کند.

فرقی نمی کند که من یک متخصص کامپیوتر و برنامه نویسی باشم یا یک چوپان ...در هر حال قوانین و اصول کار و طبیعت برای همگان یکسان است.

{ چه من یک لیدر باشم...یا یک پرزنتر...یا یک بیگنر ...قانون و اصول برای همه یک جور است ...نوع لیست نوشتن..دعوت کردن ..معرفی کار ..فالو کردن و .......... برای همه افراد یکسان است}

قانون کاشت و برداشت:

برای این که محصولی برداریم باید اول دانه ای کاشته باشیم.ابتدا خاک خوب پیدا می کنیم .. خاک را می کنیم و دانه را آبیاری می کنیم ( تلاش) ..بعد به انتظار مینشینیم( شکیبایی) و آن وقت است که می توانیم لوبیا برداشت کنیم.

                     

                         تلاش + شکیبایی = ثمره

 

اما در زندگی شخصی و زندگی کاری ما انسان ها این اصل اکثرا گم می شود.

اگر امروز لوبیا بکارم فردا چه چیزی را به دست می آورم؟ پاسخ این است : دانه خیس لوبیا .

این قانون می گوید:امروز بکار...مدتی تا مل کن ...آنگاه بردار.

شاید اگر مجبور بودیم که مثل گذشته تولید کننده محصولات غذایی خود باشیم این موضوع را بهتر درک می کردیم.. اما در عصر غذا های آماده زندگی می کنیم.

 بعضی  می گویند:اگر یک کار درست و حسابی داشتم آن وقت واقعا خوب کار می کردیم .اما کار من فقط ظرف شستن است ..بنابراین اصلا مایه نمی گذارم.اشتباه می کنی ،  ...اگر بهترین ظرفشوی شهر بشوی ..حتما کسی پیدا می شود که به تو توجه کند یا کار بهتری به تو بدهد یا حداقل احساس رضایت از خود پیدا کنی که باعث شود به سراغ کار دلخواهت بروی .

قانون این است : اول باید بکاری بعد درو کنی .

ما نمی توانیم این ترتیب را به هم بزنیم.

بعضی  می گویند:به من پست بالاتر بدهید تا دیگر پشت میز کارم نخوابم.

بعضی  می گویند:حقوقم زیادترکنید تا بعد از این کمتر مریض شوم.

ورودی بالا ..فروش فراوان ..سفارش خوب..چک های هفتگی...ما را به کار تشویق می کند که امروز کار کنیم..فعالیت کنیم..پرزنت..فالو..و غیره....

( و چرا این حس را ایجاد می کنیم که نمی توانیم درآمد داشته باشیم؟)

پس باز هم اصل کاشت و برداشت.!!

درس دیگر : وقتی یک دو جین دانه لوبیا می کاریم ...یک دو جین درخت لوبیا بدست نمی آوریم.

 دانه های لوبیا را بکاریم ..بعضی از آن ها را به دلیل نظارت نکردن باد می برد ...بعضی دیگر را پرندگان می خورند...چند تایی می سوزند...و سرانجام  ما می ماند و دو درخت کوچک لوبیا ....بعد می گوییم: این عادلانه نیست.اما زندگی همین است.( من باید نظارت و پیگیری داشته باشم ..تا عادلانه باشد.)

برای پیدا کردن چند تا دوست خوب باید آدم های بسیاری را امتحان کنیم..برای یافتن یک کارمند خوب ..باید با 50 نفر مصاحبه کنیم.. برای یافتن یک غذای عالی باید رستوران های زیادی را امتحان کنیم ..برای پیدا کردن چند مشتری فعال ..باید صدها مشتری را زیرو رو کنیم.(برای گرفتن دایرکت باید پرزنت بگذاریم.)

 

       نتیجه: در این زمان اگر فعالیت نمی کنیم ..یا فعالیتمان کافی

     نیست.باید این کار را بکنیم..اگر پرزنت نگذاریم..دایرکت هم

     نمی گیریم.

 

      باید این کار را بکنیم ودیگران را هم ترغیب

    و تشویق به این کار بکنیم و

          

          اول هم باید از خود شروع کنیم .

           

                                                    که قطعا همین طور است.

                                                                    موفق باشید .

برای این کار چقدر وقت می گذارید؟

چرا نتورک مارکتینگ یکی از مشاغل سخت می باشد؟ برای دانستن آن باید به این چراها پاسخ دهیم!!!

 

1.چرا پرزنث نمی گذاریم؟

2.چرا فالوها جواب نمی دهد؟

3.چرااموزش مجموعه طبق اصل همانند سازی خوب جواب نمیدهد؟

4.چرا بی حال هستیم؟

5.چرا به فکر درامد خود و مجموعه نیستیم؟

6.چرا این کار را کار خود نمی دانند؟

7.چرا در کارهای خود مشورت نمی کنیم؟

8.چرا این کار را برنده . برنده نمی دانیم؟

9.چرا به هم کمک نمی کنیم؟

10.چرا با هم مهربان نیستیم؟

11.چرا بی خیال هستیم؟

12.چرا به حامی و مجموعه خود اعتماد و اعتقاد نداریم؟

13.چرا دنبال رابطه مفید نیستیم؟

14.چرا تغییر نمی کنیم یا تغییر خود را کافی می دانیم؟

15.چرا خود کار و خود جوش نیستیم؟

16.چرا دنبال تفریحات و لذت های آنی و فانی هستیم؟

17.چرا به گذشته خوذ برگشتیم؟

18.چرا تعهد و پشتکار نداریم؟

19.چرا با حامی ومجموعه خود نمی گردیم؟

20.چرا ارزوها و ویزن های خود را فراموش کردیم؟

21.چرا با غیر نتورکی هایی با ویزن منفی میگردیم؟

22.چرا فکر می کنیم خودمان می توانیم به تنهایی کار را انجام دهیم؟

23.چرا درآمدهای هفتگی های قبلی خود را دیگر غیر قابل باور و دسترس می دانیم؟

24.چرا به کار نتورک به دید قانون کاشت و برداشت نگاه نمی کنیم؟

25.چرا در اموزش مجموعه سخت گیر نیستیم؟

26.چرا این کار را یک کار درامد زا نمی دانیم؟

27.چرا دیگر با ویزن ها و ارزوهای خود زندگی نمی کنیم؟

28.چرا مغرور شده ایم؟

29.چرا داخل مجموعه خود نمی رویم؟

30.چرا مسایل مجموعه خود را نمی دانیم یا در صدد رفع و حل ان قدمی بر نمی داریم؟

31.چرا برای کار خود ارزش قایل نیستیم؟

32.چرا برای خود و کار خود وقت نمی گذاریم؟

33.چرا فکر نمی کنیم؟ و در تنهایی خود به دنبال و جستجو گر چیزی یا کسی برای تنهایی خود نیستیم؟

34.چرا خود را در سطح بچه های مجموعه نمیدانیم یا نمی آوریم؟

35.چرا لیدر های مجموعه خود را سوای مجموعه میدانیم؟

36.چرا فکر می کنیم که یک لیدر نمی تواند یا نمی خواهد که یک پرزنتر یا بیگنر شود؟

آخرین سوال؟ چرا مجموعه خود را نابود می کنیم؟ و باعث مرگ ویزن ها و آرزو های خود و مجموعه می شویم؟

 

و بسیارچرا هایی که در پیرامون ما سرگردانند و به دنبال جواب می گردنند . مسئول پاسخ به این چرا ها ......؟

کام تلخ وحلاوت شیزینی

 

چرخش شکست به موفقیت:

در حوزۀ کسب و کار همیشه تأکید روی موفقیت است. در سمینارها از موفقیت کسب و کار های کوچک صحبت می شود و مطبوعات به رازهای موفقیت می پردازند.در کسب و کار قطعاً دیر یا زود با شکستهایی مواجه می شویم٬اما گاهی اوقات این شکستها به بخت و اقبال تبدیل شده اند و آنها ما را مجبور می کنند که در اهداف٬تصمیم ها و روشهای خود تجدید نظر کنیم وسپس قادر باشیم یک روش بهتری را انتخاب کنیم.خیلی از افراد موفق کسب و کار هم در کارشان دچار شکست میشوند اما آنها سعی کرده اند رویکردها و مهارت های تازه ای از شکست های خود بیاموزند وآنها را دستیابی به فرصت های جدید برای بالا بردن کیفیت زندگی خود به کار ببندند.این خود شکست نیست بلکه نحوۀ برخورد شما با شکست است٬که رفتار شما را مشخص میکند.به گفتۀ "کارول هیئت" و "لیندا گوتلیب" در کتاب «افراد هوشمند چه زمانی شکست می خورند»٬شکست در خود رویداد نهفته نیست بلکه شکست در نحوه نگاه ها به رویداد نهفته است.

در اینجا به چند مورد از نحوۀ برخورد بهترین کارآفرینان با شکست اشاره میشود:

شکست را دوباره تعریف کنید- شکست را به عنوان تجربه جدید تعریف کنید.

شکست را تجزیه و تحلیل کنید- وقتی شما با یک شکست روبه رو می شوید ابتدا علت های آن را بررسی کنید.

خودتان را سرزنش نکنید- زیرا در هنگام ارزیابی مشکلات و اشتباهات تا زمانی که مدام خود را سرزنش می کنید هیچ درسی از شکست های خود نمیگیرد آن را به صورت خوب تغییر دهید

بر شکست غلبه کنید-به جلو حرکت کنید مدام از موفقیتها و شکستها حرف نزنید زندگی شما جریان دارد و هر روزتان روز با ارزشی است و به همین خاطر همه چیز را از اول شروع کنید.

 

تفاوت رهبری و مدیریت:

مدیریت یعنی مرور و بررسی و تجزیه و تحلیل و تعیین اولویت ها و رعایت موارد خاص-رهبری ضمن برخورداری از توانایی بیشتر به نیمکرۀ راست مغز متکی است و بر اساس فلسفه استوار است و مقامی والا تر از هنر دارد.با نیمکره چپ مغز باید مدیریت کردوبا نیمکره راست رهبری مدیریت مؤثر یعنی اولویت بندی کارها و تحت امور نخست را قرار دادن.رهبری اولویت کارها را به گونه ای کلان مورد توجه قرار می دهد و مدیریت برای جز جز آن اولویت قائل است.رهبری یک انتخاب است.و آن گونه که بیشتر افراد به عنوان یک موقعیت به آن فکر می کنند نیست.موفقیت به آن فکر می کنند نیست.موفقیت در مدیریت نمی تواند شکست در رهبری را جبران کند.رهبری نردبان ترقی را به دیوار درست تکیه می دهد