تمثیل

 

حرف را می خواهم با یک سئوال اغاز کنم تا حال فکر کرده اید: اگر بخواهید خود را تشبیه به یک شئ کنید

به چه چیزی تشبیبه می کنید ؟

شاید با خود فکر کنید : ای بابا بازم یه سوال سر کاری یا این چه سوالی؟سوال بهتر از این نبود؟ما مسائلی

مهمتر از این داریم  وقت اضافه که نداریم و...................

اما واقعا می خواهم چند لحظه هر جند کوتاه به این سوال  فکر کنید.

دوستان می خواهم بدانیم چه چیزی هستیم این جا می توانید یکی از سه نوع شیئ که عنوان می شود را انتخاب

کنیم.

هویج            تخم مرغ                  قهوه

شاید به نظر شوخی برسد اما این طور نیست کاملا جدی است هر کدام از اینها خاصیت منحصر به فرد خویش را

داراست. هر کدام از این اشیا در شرائط خاص تغییراتی خواهند کرد که به نوبه خود استثنائی است.

حالا فرض بگرییم ما یک ظرفی داریم مانند شیر جوش و داخل این شیر جوش پر از اب می باشد این ظرف را

روی اجاق گاز قرار می دهیم و هر کدام از این مواد را یکی یکی داخل ان اب جوش می ریزیم:

هویج

نظاره گر تغییر هویج هستیم همانطور که می دانیم هویج سبزی است که بوته ان مصرف میشود وبسیار سفت ومحکم می باشد ولی وقتی در اب جوش قرار می گیرد تبدیل به یک شئ نرم که به اسانی له می شود ویا به راحتی

خورده می شود و دیگر ان سختی اولیه را به هیچ عنوان ندارد.وتغییر اساسی کرده است.

تخم مرغ

حال تخم مرغ را در اب جوش نظاره کنیم تخم مرغ قبل از قرار گرفتن در اب جوش بسیار شل ووارفته وبسیار شکننده است وقتی در اب جوش قرار میگیرد بعد از مدتی سفت شده ودیگر شل  نبست ونیازی به مراقبت خاص

ندارد ولی دیگر اصلا قابل شکل دادن نیست.وخیلی راحت می توان پوستش را از او جدا کرد.

قهوه

این ماده قبل از به اب ریختن به صورت پودر درامده وعطر بوی خاصی دارد وشامه را نوازش می دهد وقتی

ان را داخل اب جوش بریزیم اب جوش تبدیل به یک نوشیدنی بسیار گوارا می شود ودیگر اب جوش نیست بلکه

قهوه می باشد.

در این مثال اب جوش به عنوان مشکلات بیان شده است.

افراد زیادی هستند که وقتی وارد (نت ورک ) می شوند بسیار سخت کوش خیلی با انگیزه هستند ولی وقتی وقت مبارزه با مشکلات فرا می رسد ارام ارام انگیزه و محکمی اعتقاد واعتماد از بین می رود ومانند هویج پخته می توان به راحتی انها را بلعید ویا به چپ وراست هدایت کرد دیگر نمی توان انها را با روزهای قبل مقایسه کرد.

وحتی انها را شناخت .کجاست ان کسی که در صحبتها دم از اعتقاد میزد کجاست ان کسی که وقتی به ارزوهایش

فکر می کرد مانند دریای طوفانی بود وهر روز منتظر رسیدن به روز موعود از ان فرد هیچ چیزی باقی نمانده

شاید تنها شمایلی از ان سرسختی که ان هم در استانه له شدن است.

گروه دیگری هستند که وقتی وارد(نت ورک )شدند بسیار ارام وخیلی وارفته به نظر می رسیدند این گونه افراد

وقتی در کوران مشگلات واقع می شوند و مشگلات روی انها اثر می گذارد بسیاری از داشته های خود را فراموش می کنند دیگر کسی را به عنوان دوست رفیق اشنا فامیل نمی شناسند و تمام حرفهایشان به کلمه ختم

می شود** من بیزنس من هستم ** وبرای انها فقط موفقیت خودشان مطرح است نه دیگران انقدر در پیچ وخم

مشگلات خود را گم کرده اند که تنها راه رسیدن را شکستن وکندن وتخریب کردن می دانند وبسیبار راحت در مواقع خاص لباس عوض کرده وبه رنگ دیگری در می ایند.

اما گروه دیگر کسانی که در موقعیت های مشگل نه نرم میشوند ونه رنگ عوض می کنند بلکه خود را داخل

مشکلات می کنند و نه می هراسند ونه از مشکلات فرار می کنند بلکه مشکلات را با جوهر وجودی خود تبدیل

به یک فرصت می کنند ورنگ مشکلات را عوض می کنند وعطر تغییر را در فضا مملو می کنند.