چگونه کاری
همواره به شما گفته اند كه كار لعنت است و زحمت نكبت.
ولي من به شما ميگويم شما با كار خود دورترين روياي زمين را تعبير ميكنيد.
شما با كار كردن در حقيقت با زندگي مهر مي ورزيد ، و مهر ورزيدن با زندگي از راه كار يعني آشنا شدن با پنهاني ترين راز زندگي.
همچنين به شما گفته اند كه زندگي تاريكي ست ، و شما از فرط خستگي آنچه را خستگان ميگويند تكرار ميكنيد.
من به شما مي گويم كه زندگي به راستي تاريكي ست ، مگر آنكه شوقي باشد. شوق هميشه كورست ، مگر آنكه دانشي باشد.
دانش هميشه بيهوده ست ، مگر آنكه كاري باشد.
و كار هميشه تهي ست ، مگر آنكه مهري باشد.
و هر گاه با مهر كار كنيد خود را به خويشتن خويش مي بنديد ، و به يكديگر ، و به خداوند خود.
و اما كار كردن با مهر يعني چه؟
يعني بافتن پارچه اي كه تاروپودش را از دل خود بيرون كشيده باشي ، چنان كه گويي دلدارت آن پارچه را خواهد پوشيد. يعني ساختن خانه از روي محبت ، چنان كه گويي دلدارت در آن خانه خواهد زيست. يعني كشتن دانه از روي لطف و برداشتن حاصل از روي شادي ، چنان كه گويي دلدارت ميوه اش را خواهد خورد. يعني دميدن دمي از روح خويش در هر آنچه مي سازي ، و دانستن اين كه همه مردگان آمرزيده گرداگردت ايستاده اند و تو را مي نگرند.
برگزيده اي از اشعار جبران خليل جبران
ولي من به شما ميگويم شما با كار خود دورترين روياي زمين را تعبير ميكنيد.
شما با كار كردن در حقيقت با زندگي مهر مي ورزيد ، و مهر ورزيدن با زندگي از راه كار يعني آشنا شدن با پنهاني ترين راز زندگي.
همچنين به شما گفته اند كه زندگي تاريكي ست ، و شما از فرط خستگي آنچه را خستگان ميگويند تكرار ميكنيد.
من به شما مي گويم كه زندگي به راستي تاريكي ست ، مگر آنكه شوقي باشد. شوق هميشه كورست ، مگر آنكه دانشي باشد.
دانش هميشه بيهوده ست ، مگر آنكه كاري باشد.
و كار هميشه تهي ست ، مگر آنكه مهري باشد.
و هر گاه با مهر كار كنيد خود را به خويشتن خويش مي بنديد ، و به يكديگر ، و به خداوند خود.
و اما كار كردن با مهر يعني چه؟
يعني بافتن پارچه اي كه تاروپودش را از دل خود بيرون كشيده باشي ، چنان كه گويي دلدارت آن پارچه را خواهد پوشيد. يعني ساختن خانه از روي محبت ، چنان كه گويي دلدارت در آن خانه خواهد زيست. يعني كشتن دانه از روي لطف و برداشتن حاصل از روي شادي ، چنان كه گويي دلدارت ميوه اش را خواهد خورد. يعني دميدن دمي از روح خويش در هر آنچه مي سازي ، و دانستن اين كه همه مردگان آمرزيده گرداگردت ايستاده اند و تو را مي نگرند.
برگزيده اي از اشعار جبران خليل جبران
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۸۵ ساعت 12:52 AM توسط کوروش وداریوش
|
ما نت ورک را خارج از هر تعلق خاطری نسبت به شرکت خاصی اموزش می دهیم بی هیچ چشم داشتی.منظور فقط شناساندن این شغل شریف به جامعه ایرانی است.