آرامش خیال:

آیا به دنبال صلح وآرامش هستیم؟

چرا به دنبال آرامش هستیم؟

اکثرآدم ها قبول دارند که در زندگی به دنبال محبت و راحتی و فراغ بال بیشترهستنداماجستجوی آرامش خیال را زیرسوال می برند.می خواهم درمورد آرامش خیال وعشق درمجموعه و کار خودمان مطالبی راعرض کنم:

عشق به مجموعه وآرامش خیال داشتن درمجموعه (کار نتورک)عناصرجدا نشدنی هستند.عشق به مجموعه یک احساس یاعاطفه نیست،عشق مالکیت بر دیگری نیست،عشق به مجموعه وکار نتورک مارکتینگ پذیرفتن بدون قضاوت وپیش داوریست.

اگربه دنبال عشق به مجموعه بگردیم،آرامش رادرمی یابیم.

ایجادمجموعه یا نتورک خوب با درآمدخوب بعضی وقت ها

انگیزه مالی نمی خواهدبلکه عشق میخواهد.

حال آرامش خیال:

معنای آرامش خوردن والیوم نیست،آرامش یعنی توازن وتعادل.درس اول تمام ورزش های رزمی توازن است.

درکاراته وگلف هم رازقهرمانی را درتوازن می بینند.

( تعادل یا آرامش خیال،منبع ومنشا قدرت است)

انسان آرام به معنی انسان خواب آلوده نیست.

آرامش به مفهوم همسوشدن باقدرت ها به جای جنگیدن با

آن هاست.

آرامش به معنای بازتردیدن تصاویربه جای اسارت در جزییات آن هاست.

بطورمثال:

 

شخصی می گوید:به محض این که قسط های ماشینم را بپردازم خیالم آسوده خواهد شد.

این حرف یک آنالیزخوب ولی مایوس کننده است.

چون ماموریت ما درزندگی این کارها نیست.

(مثل پرداخت وام و یا بزگترکردن استخرشنای منزلمان)

ما برای یاری رساندن به خودودیگران به دنیاآمده ایم و

جهان چند نشانه دراختیارمان قرارداده است:

1-شادترین لحظات زندگی هرانسانی،لحظات یاری

رساندن به دوستان،اطرافیان وهمنوعانش است.

2-عمیق ترین احساس تنهایی زمانی به انسان دست می دهد

که هدف اصلی اودرزندگی،رسیدن به امنیت فردی باشد.

واگرشماهم ازآن دسته افرادهستید که درزندگی به دنبال امنیت مطلق می گردید،سیاره رااشتباه آمده اید.

بزرگترین بانک ها ورشکسته می شوند،

هواپیماهای غول پیکرسقوط می کنند،

امنیت را دردرون خود جستجوکن.

اخراج،اتوبوس،مردم،پایان ماجرا؟

چگونه می توانم به آرامش خیال وامنیت برسم؟

بخشی ازآن به نگرش شمامربوط می شودوبخشی دیگر

به ایجادعادات روزمره آرامش ذهن.

وجه تشابه:افراددارای آرامش خودراملزم به حفظ یک توازن وتعادل همیشگی کرده اند.

همه چیزبرای پختگی،به چاشنی زمان نیازدارد.

درآخریک نکته رایادآورمی شوم؛

زندگی درزمان حال دشوارمی شود ؛ اگربیشتروقت ما یا به افسوس گذشته صرف شود،یا به هراس از آینده.

                                  

                                بی افسوس وبی هراس

                                         اکنونی و زنده فکر کنیم.

                                         ایام به کام با آرامش خیال.

چگونه می توانی يک گروه فعال داشته باشی؟

چگونه می توانی يک گروه فعال داشته باشی؟

 

اولين قدم :

به ليدر مستقيم خود يقين داشته باش و اين را بدان كه او تجربه هاي زيادی در اين حرفه به دست آورده است . پس اگر از تو خواست كه كاري را انجام دهي قبل از اين که حا لت دفاعي به خود بگيری بدون اينکه ( نمی تونم و سخته واما و چرا و ....) بياوری  فقط حرف او را قبول کن به آنچه گفته می شود توجه کن  و به آن عمل كن .  

 

نکته1 : به ليدر خود احترام بگذار تا زير مجموعه هاي تو نيز به تو احترام بگذارند .       

 نکته 2 :  ليدرت نه رئيس توست و نه برده تو بلكه شريكي دلسوز و راهبري مطمئن براي توست .

نكته 3 : بحث كردن با كسي كه از تو ماهرتر و باتجربه تر است يك اشتباه بزرگ است .

 نكته 4 : ليدر تو كوتاهترين و آسانترين راهها را جلوي پاي تو قرار ميدهد .

 نكته 5 : سرخود عمل نكن حتما با ليدرت مشورت كن .

 

دومين قدم :

با ليدر يا بالاسري خود در طي چند جلسه سي دي هاي رندی  را ببين وجزوه را مرور کن و بعد هم به تنهايي جزوه خود را با دقت بخوان . با كمك ليدر خود ليست روياها و افرادي را كه ميخواهي به سيستم دعوت كني تنظيم كن و بعد از اينكه تعهد كتبي خود را به ليدرت تحويل دادي تا زه ميتواني افرادی را که ليدرت صلاح دانست برای پرزنت دعوت كني .

 

نکته مهم :

 

 تا قبل از اين مرحله با هيچکس حرف نزن !

چون نمی دانی که چه بگويی و کا ر را خراب می کنی .

 

نکته مهم :

دومين قدم را با احتياط پشت سر بگذار و اصلا عجله نكن . آيا ميداني كه بهترين دكتر دندانپزشك بدون داشتن ابزار كار؛ قادر به ادامه كار خود نيست. تو هم بدون داشتن ليست رويا و ليست افراد قدم از قدم نميتواني برداري و حتي اگر بتواني ا فرادي را هم جذب كني اين را بدان كه پيشرفت كارت موقتی است ومجموعه تو به زودي متوقف خواهد شد .

هيچ آدم عاقلی تجربه را تجربه نمی کند .

 

سومين قدم :

تا زماني كه به تمام نكات عمل ميكني به شكست فكر نكن فقط به اين فكر باش كه تو يك روز موفق ميشوي و آن موقع همه را تحت تأثير قرار ميدهي و به تمام آرزوهايت ميرسي .

 

نكته 1 : به جاي اينكه روزهاي متعدد بنشيني و به شكست فكر كني

ساعاتي را به عمل كردن به تعهداتت بگذران .

نكته 2 : از خود بپرس : ( آيا بهترين استفاده را از اين لحظه مي كنم ؟)

نكته 3 : به جاي نگران بودن عامل نگراني را پيدا كن و آن را محو كن . به قدرتهايي كه در وجود توست ايمان داشته باش و اگر بخواهي و فقط تصميم بگيري  تو ميتواني هر كار غير ممكني را ممكن كني .

نكته 4 : به چيزهايي كه در اين سيستم بدست آوردي فكر كن . به عنوان راهنمايي ميتوانم بگويم : تا قبل از ورود به اين سيستم . روياهاي خيلي بزرگ برايت كم رنگ و يا حتي غيرممكن بودند ولي حالا آنها را پيش رويت ميبيني و ميداني كه با تلاش كردن به آنها ميرسي .

نكته 5 : تجربه هاي خود را يادداشت كن .

 

چهارمين قدم :

معمولا در طي هر هفته دو تا سه جلسه برگذار ميشه . در تمام جلسات گروهي شركت كن و تشنه اطلاعات باش . خود را جذب جلسه كن و اجازه نده حواست پرت بشه . بيشترين بهره را از آن ببر . وقتي حاضرين احساس كنند كه شما واقعا گوش ميكنيد آنان نيز به شنيدن حرفهاي شما علاقه مند ميشوند . با خود عهد ببند كه از هر جلسه چيز جديدي ياد بگيري . تمام نكاتي كه در طي جلسه گفته ميشه را يادداشت كن و در نظر داشته باش كه يك روز تو هم بايد براي زير مجموعه هايت جلسه برگذار كني و اين نكات را براي آنها بازگو كني .

 

 نكته 1 : هميشه كم رنگ ترين قلم ها از قويترين حافظه ها بهتر عمل ميكند . <شكسپير>

نكته 2 : نگاه نکن چه کسی می گويد ببين چه چيز گفته می شود . اين را بدان كه حتي هر نكته كوچك ميتواند بسيار ارزشمند باشد . داشتن يك سر رسيد ميتواند براي شما خيلي مفيد باشد .

نكته 3 : خجا لت را كنار بگذار و به راحتي در جلسات از تجربه ها و شكست ها و پيروزيهايت صحبت كن و اگر سئوالي برايت پيش آمد حتمآ بپرس . ( شهامت تقاضا داشته باش تا زودتر موفق شوی )

نكته 4 : پيشرفت تو در گرو پيشرفت زير مجموعه هاي توست . اگر در جلسات شركت نكني چگونه ميتواني از زير مجموعه خود توقع داشته با شي كه آنها در جلسات شركت كنند .

نكته 5 : تو بخاطر رسيدن به روياهات وارد اين سيستم شدي . پس حتي اگر بالاسري تو در جلسات شركت نكرد  به دليل رسيدن به همان روياها  جلسات را از دست نده .

 نكته 6 : سعی کن در جلسات گروههای ديگر هم شرکت کنی و باز هم چيزهای جديد تری ياد بگيری .( البته با اجازه ليدرت وهماهنگی با آنها ).

 

پنجمين قدم :

سعي كن هر روز از روز قبل كاملتر باشي.

نكته 1 : خود را كامل ندان و هيچ وقت مغرور نشو . غرور باعث شكست تو ميشود .

نكته 2 : همه اطلاعاتي كه به دست مي آوري را بدون هيچ معطلي و بدون هيچ كم و كا ستي به زير مجموعه هايت انتقال بده .

 

ششمين قدم :

حداقل يک روز در هفته با دوستانت در جلسات شادی و تفريح شرکت کن و اين را بدان كه ماهيت تو يك انسان ميبا شد نه يك آدم آهني !

نكته مهم :

 بعد از جلسات شادی و تفريح حالا تو يك نتورکر سرحال با پتانسيل بالا هستي .

 

هفتمين قدم :

اول به فكر زير مجموعه هايت باش و دنبال راهي براي به سود رسيدن آنها باش زيرا  اگر آنها به سود برسند تو هم سود خواهی برد اما اگرفقط به فکر سود خودت باشی به هيچ سودی نمی رسی .

 

نكته 1 :  به ديگران كمك كن تا كه به تو كمك شود .

نكته 2 : خودخواهي را كنار بگذار و اين را بدان زماني كه زير مجموعه هاي تو به سود ميرسند تو بيشتر از آنان خوشحال ميشوي .

نكته 3 : هميشه خود وديگران را تشويق کن و اين را به ديگران هم ياد بده .

نکته 4 : با همه مهربان باش و همه را دوست داشته باش .  مطمئن باش  هميشه مجموعه صميمی استوارتر و محکمتر است.

 

هشتمين قدم :

 هيچ كسي را بدون پرزنت صحيح وارد اين سيستم نكن حتي اگر آن شخص به شما گفت من احتياجي به قانع شدن ندارم و به تو اعتماد كامل دارم .

نكته 1 : افرادي را كه براي پرزنت مي آوري به چشم صد دلار پورسانت نگاه نكن .  بلكه به اين فكر باش كه تو     مي خواهي يك هديه ارزشمند را به عزيزترينت بدهي و اوهم زمانی برای تو سودمند خواهد بود که رشد کند نه اينکه صد دلار بگيری و تمام !

نكته 2 : هر اشتباهي كه تو انجام بدهي زير مجموعه هاي تو ده برابر آن را انجام ميدهند. به ياد داشته باش که آموزشهای تو به زيرمجموعه هايت از زمان دعوت کردن شروع می شود و آنها هم بعدآ دقيقآ همان کاری را انجام می دهند که تو در مورد آنها انجام داده ای .

 

 

نهمين قدم :

به هيچ كس براي وارد شدن پول قرض نده حتي اگر برادرت براي وارد شدن هزار تومان احتياج داشت !  اين كار را نكن .

 

نكته 1 : هميشه صادق باش و براي جذب افراد حتي كلمه اي را به دروغ نگو .

 

دروغ ريشه اين سيستم را مي خشكاند .

 

نكته 2 :  بين معنويت و كار خود پلي ايجاد كن و اهداف خيرخواهانه داشته باش .

نكته 3 : از ديگران قدرت تصميم گیری و انتخاب را نگير فقط راه را به او نشان بده . خداوند انسان را آزاد آفريده و او را در تصميم گيري آزاد گذاشته .

نكته 4 : در پيگيري كردن افراد همواره از ليدرت كمك بگير .

 

 

قدم آخر :

تو فردي هستي كاملا موفق و كاملا پيروز . اما شايد در برداشتن هر كدام از اين قدمها اشتباهاتي را نيز انجام بدهي ولي به جاي اينكه خود را ملامت كني از كار كنا ره بگيري و يا از كاه کوه بسازی جرأت داشته باش و به خود بگو كه من در فلان قدم اشتباه كردم و خوشحال باش از اينكه اشتباهات خود را شناختي و شروع كن به برداشتن قدمهاي دوباره اما اين بار به صورت صحيح .

 

 

و در نهايت ...

 

 

يک دستت را به ليدرت بده و دست ديگرت را به او که

…  ليدر و بالاسری همه ماست

 

 

 

 

 

 

   . موفق باشید

جاذبه یک لیدر

یک لیدر باید برای مجموعه خویش اشتها اور باشد،دوست داشتنی وقابل اعتماد  

چگونه می توان جاذبه پیدا کرد؟

بیشترسعی کنید تا دیگران خودشان را باور کنند تا شما را

بسیاری از مردم جاذبه را چیز مرموزی میدانند،که تقریبا قابل تعریف نیست و فکر میکنندکه جاذبه(کاریزما)مادرزادی است.اما این پندار خطاست.

جاذبه، به بیانی ساده، توانایی کشیدن مردم به سوی خویش است.جاذبه هم مثل بقیه ویژگیهای

شخصیتی پروردنی است.

برای اینکه مردم به سوی شما جذب شوند باید خود را به صفات زیربیارایید:

·         عشق به زندگی

مردم از کسی لذت می برند که از زندگی لذت ببرد.فکر کنید که به همنشینی  و همراهی با

چه کسانی راغب هستید؟چه تصویری از آنها در ذهن دارید؟بداخلاق؟ترش رو؟افسرده؟

طبیعی است که هیچکدام.

اگر می خواهید مردم را  به خود جذب  کنید باید مانند کسانی  باشید که از حضور آنها لذت

 می برید.

·         بر توانایی ها ونقاط قدرت اشخاص انگشت بگذارید.

      مطالعه ای که روی صد میلیونر خودساخته انجام شد فقط یک وجه مشترک رابین آنان نشان

      داد.همه این مردان و زنان بسیار موفق فقط خوبی های مردم را می دیدند.

·         مردم را امیدوار کنید.

      اگر دل  دیگران را به  نور امید روشن کنید، شیفته شما می شوند و مهرتان را در دل خویش

      جای می دهند.

·         خیر برسانید.

       دیگران را از خرد و درایت ، منابع وحتی از فرصتهای خاص خود بهرمند سازید. وقتی پای

      جاذبه به میان می آید، جان کلام این است که به فکر دیگران باشیم.

باید بدانید که یکی از این عوامل سد راه جاذبه شماست:

1.     غرور

2.     عدم اعتماد به نفس

3.     دمدمی مزاج بودن

4.     وسواس

5.     بدگمانی

راه دستیابی:

برای پرورش نیروی جاذبه خویش این کارها را بکنید:

1.     کانون توجه خود را عوض کنید.

ارتباط  خود را با مردم زیر نظر بگیرید. تصمیم بگیرید که از این  پس  کفه ترازو را به نفع

دیگران سنگین کنید.

2.      در برخورد اول تاثیر خوبی بر طرف بگذارید.

کسی را که برای نخستین بار می بینید،تا می توانید سعی کنید که بر او اثری خوب بگذارید . نام او

را بپرسید.نامش را بپرسید و به خاطر بسپارید. به علایقش علاقه نشان دهید.مثبت باشید و از همه

مهمتربه گونه ای با او رفتار کنید که گوئی آراسته به همه کمالات است.

3.    خیر برسانید.

هدف بلند مدتتان این باشد که منایع  خود را با دیگران تقسیم کنید . فکر کنید که امسال چگونه میتوانیدزندگی اطرافیانتان را بهتر کنید

و بالاخره این که بزرگترین نیکی  شما در حق دیگران این نیست که  بخشی از ثروت خود را به  

انها ببخشید بلکه این است که ثروتهای خودشان را بر آنان برملا سازید...

اعتقاد ما این است نت ورک سالم می تواند دانشگاه باشد.

انتقاد

لیدر چه گونه باید انتقاد کند

افراد موفق بسیاری معتقدند که تنها دلیل موفقیت آنها این بوده است که به خود اجازه دادند تا شکست بخورند. حقیقت این مسئله زمانی مشخص می شود که در زندگی بسیاری از تاجران موفق جستجو کنیم. خواهیم دید که در راه رسیدن با اهدافشان، چطور بارها و بارها شکست خورده اند تا اینکه به موفقیت دست یافته اند.

 

چیز دیگری که به همین اندازه در موفقیت آنها مهم بوده این است که آنها می دانند چطور از انتقادات دیگران-چه سازنده باشد و چه نباشد- بهترین استفاده را ببرند. آنها با استفاده از انتقادهای دیگران تشکیلات خود را راه اندازی می کنند.

 

ظرفیت برخورد با انتقادات و پیشرفت کردن به واسطه ی انها یکی دیگر از عوامل مهم در موفقیت است. به نکات زیر در این رابطه دقت کنید تا شما هم بتوانید یکی از آن افراد موفق باشید.

  

انواع مختلف انتقاد

 

انتقاد دو نوع دارد: سازنده و مخرب. با هر دو این انتقادها باید به دقت  اما به طریقی متفاوت برخورد کرد. اکثر افراد تصوری منفی از کلمه ی انتقاد دارند و فکر می کنند همه ی انتقادها لزوماً مخرب هستند. این به این دلیل است که در کودکی به دلایلی

 

 نامشخص مورد انتقاد دیگران قرار گرفته ایم و خاطرات آن از کودکی تا بزرگسالی به همراه ما بوده است.

 

هدف انتقاد مخرب، خراب کردن و آسیب زدن به اعتماد به نفس افراد و بازداشتن آنها از انجام کارهایشان و لطمه زدن به شخصیت آنها است.

 

انتقاد مخرب 

 

یکی از بهترین نمونه های انتقاد مخرب این است که رئیستان به شما بگوید: "چطور توانستی چنین اشتباه احمقانه ای را انجام دهی؟ آن موقع به چی فکر می کردی؟ اصلاً من نمی دانم چرا تو را وارد کردم." البته چنین فردی فکر می کند با این طریق حرف زدن، دوستش را تحریک خواهد کرد بهتر کار کند، اما دایرکت از چنین حامی ای متنفر شده و کار را ترک خواهد کرد. این به این دلیل است که انتقادش خیلی کلی و منفی بوده و به دایرکت نفهمانده است که چطور فعالیت و کارکردش را اصلاح کند، فقط او را محکوم کرده است.

 

انتقاد مخرب به هیچ وجه سودمند نیست. ممکن است به شما بفهماند که اشتباهی مرتکب شده اید، اما تا زمانی که هیچ علاج و راه چاره ای جلوی رویتان نمی گذارد، تاثیری منفی و مخرب خواهد داشت.

 

روش برخورد:  تنها راه و بهترین راه برخورد با چنین انتقاداتی این است که آنها را نادیده بگیرید و به مسائل مثبت تری فکر کنید.

 

انتقاد سازنده


حال که جنبه ی منفی انتقاد را بررسی کردیم، ببینیم انتقاد چطور می تواند باعث اصلاح و پیشرفت شخص شود.

 

مثال قبلی از انتقاد مخرب را در نظر بگیرید. به جای گفتن، "چطور توانستی چنین اشتباه احمقانه ای را انجام دهی؟ آن موقع به چی فکر می کردی؟ اصلاً من نمی دانم چرا تو را وارد کردم."، یک حامی دانا و کار کشته می تواند بگوید: "از گزارش شما ممنونم. می دانم تلاش زیادی برای تهیه آن کرده اید. اما داشتم فکر می کردم اگر کمی آن را خلاصه تر کرده و چند نمودار هم به آن اضافه می کردید بهتر می شد. اگر بتوانی این تغییرات را در آن بدهی و باز به من نشان دهی واقعاً متشکر خواهم شد."

 

چرا چنین انتقادی خوب است؟ و چرا شما باید با رفتاری مثبت با این نوع انتقاد برخورد کنید؟

 

کاملاً مشخص است. این انتقاد، انتقادی سازنده است چون راه های اصلاح را جلوی پای شما قرار داده است. همچنین خوشحال خواهید بود چون از جنبه های خوب کارتان نیز قدردانی شده است.

 

راه های برخورد:  شما متوجه خواهید شد که انتقادی سازنده است. سعی کنید کاملاً منظور انتقاد کننده را فهمیده و درمورد راه های اصلاح کارتان سوالات لازم را بپرسید. و از فرد برای انتقاد سازنده اش تشکر و قدردانی کنید.

 

 

از منفی به مثبت...


تصور کنید انتقاد نوع اول -نوع منفی- را دریافت کرده اید. چطور می توانید آن را به چیزی مثبت تبدیل کنید؟

 

ابتدا باید اطمینان یابید که منظور را فهمیده اید. کار خود را توجیه نکنید چون ممکن است می توانسته اید کار خود را بهتر انجام دهید. حال به مرحله ی بعد می رویم: از منتقد بپرسید چه چیزی را در کارتان اشتباه دیده است و چرا و بعد از او راه های اصلاح و درست کردن آن را سوال کنید.

 

 اگر نتوانستند سوال شما را جواب دهند، انتقاد را نادیده بگیرید و فکر کنید که کارتان را خوب انجام داده اید. چون بعضی افراد ذاتاً منفی باف هستند.

 

اما فکر کنید انتقاد صحیح بوده است. می توانید با فرد منتقد در مورد راه های اصلاح کارتان گفتگو و مشورت کنید.

 

قدم آخر انجام اصلاحات و تغییرات در کارتان است. یادتان باشد که حتماً باز با فرد منتقد چک کنید تا ببینید اصلاحاتتان را درست انجام داده اید یا خیر.

 

اگر سعی کنید همه ی انتقادها را با دیدی مثبت ببینید و به روش های بالا به آن جواب دهید مطمئناً نتایج خوبی خواهید گرفت و در پیشبرد اهدافتان موفق خواهید شد.

در اخر اگر انتقاد تنها به صرف انتقاد باشد یعنی برای بهبود کار پیشنهاد به همراه انتقاد نباشد این انتقاد نیست بلکه کینه جوئیست.

اموزش

 هدفهای کوتاه مدت ما مانند پلی است،

 که برای رسیدن به هدف نهائی خود باید از این پل عبور کرد .......

وقتی وارد کار می شیم هد فهامون را تعیین می کنیم ، برای رسیدن به اهدافمون باید یکسری تکنیک ها را آموزش ببینیم ، که ما این آموزش تکنیک ها را مثل هدفهای کوتاه مدتمان برای رسیدن به هدف نهائی نگاه می کنیم ،پس سعی می کنیم این مراحل را به صورتی پشت سر بزاریم که هر زمان نیاز شد این مراحل را دوباره آموزش دهیم ،بتونیم .....

 ما نباید فکر کنیم که با گذراندن سریع  این مراحل آموزشی می تونیم زودتر به هدف نهائی خود برسیم ، می تونیم در هر مرحله فکرمون روی همون تکنیک هائی باشه که باید در اون مرحله آموزش ببینیم .

تمامی کسانی که در این مراحل به موفقیت رسید ند از همین تکنیک ها استفاده کردند .  

(انسان عاقل و زرنگ کسی که از تجربه دیگران استفاده کنه ) 

باتشکر از صالح  

تفکر مثبت

در نت ورک به ما می اموزند زندگی را تیره وتار نبینیم ،گرچه برای به دست اوردن روشنی صبر لازم است

در نت ورک به می اموزند به نتیجه زحمات خویش خواهی رسید گرچه برای تحصیل نتیجه صبر لازم است

در نت ورک به ما می اموزند خوشبختی یک کیفیت ذهنی است گرچه برای داشتن خوشبختی صبر لازم است

در نت ورک مارکتینگ به ما یاد داده اند مثبت اندیش باش گرچه برای رسیدن به این ذهنیت صبرلازم است

                تفکر مثبت

 

آيا تا به حال به اين موضوع فكر كرده ايد كه اين خود ما هستيم كه از طريق بسياري از اعمالي كه انجام مي دهيم يا انديشه هايي كه مي كنيم و حرف هايي كه بر زبان مي آوريم ، مجازاتها و تنبيهات خود را تعيين و مشخص مي كنيم. يعني اگر تفكرات و انديشه هاي ما مثبت باشند ما انرژي مثبت موجود در پيرامونمان را به خود جذب مي كنيم و اگر تفكرات و انديشه اي ما منفي باشند ، به تناسب انرژي منفي موجود در ژيرامونمان را جذب مي كنيم.راستي انرژي مثبت چيست؟

انرژي مثبت اساساً همان چيزي است كه در ذهن خود تصوري درست از آن داريم؛ يعني همان نور- خوبي - محبت- عشق- انفاق- صبر-احسان به همنوع - اميدواري و...

و به همان اندازه انرژي منفي همان چيزي است كه در ذهن خود تصويري درست از آن نداريم؛ تاريكي و ظلمت ونفرت(كه مهمترين سلاح براي شيطان به شمار مي رود) بد جنسي ،شرارت، رذالت ،بي صبري، خود خواهي ،تعصب، نا اميدي و ياس و اندوه  .

اين دو انرژي مثبت و منفي در  مخالفت از همديگر فعاليت مي كنند و ضد يكديگر و زماني ما بتوانيم اين انرژي ها را در درونمان،آرام سازيم و بر آنها تسلط يابيم بي درنگ خدمتگذار ما مي شوند. هر چيز مثبت ، مثبت خود را جذب مي كند و هر چيز منفي ، منفي خود را . نور در جستجوي نور است و ظلمت شيفته ظلمت پس چنانچه ما كاملاً مثبت يا كاملاً منفي بشويم كم كم به سراغ اشخاص مي رويم و جذب مي شويم كه مانند خود ما هستند. اما نبايد فراموش كرد كه ما خود مثبت و يا منفي را انتخاب مي كنيم . صرفاً با تفكر انديشه هاي مثبت و بيان مطالب خوب و مثبت قادر مي شويم انرژي مثبت را به خود جذب كنيم . زيرا انسان با بيان مطالبي ، قادر است ميدان انرژي اطراف بدنش را تحت تأثير قرار دهد . زيرا قدرتي عظيم در افكار و انديشه هاي ما نهفته است و اين خود ما هستيم كه محيط اطرافمان را با افكاري كه در ذهن داريم ، مي آفرينيم .

روح قدرتي عظيم براي كنترل ذهن دارد و ذهن نيز بر جسم تسلط دارد و زمانيكه ذهن و فكر ما منفي باشد ، انرژي منفي اطراف را جذب كرده و باعث ضعف تدريجي سيستم دفاعي بدن شده و كالبد فيزيكي ياراي مقاومت و مصونيت از بيماريها و امراض را ندارد و اين زماني پيش از پيش صادق است كه افكار ما (منفي) بر حول محور وجود خودمان بچرخد و به نيازها و مشكلات ديگران اهميتي ندهد . حال آنكه اگر به فكر خدمت به ديگران باشد مي تواند امراض خود را شفا دهد . با پرورش نيروي ايمان كه مانند كشت گياهان است و داشتن اين تصور كه اگر خوبي كنيم ، خوبي دريافت مي كنيم و اگر بدي كنيم ، بدي دريافت مي كنيم و اينكه با داشتن تفكر مثبت و بيان جملات و واژه هايي هر چند ساده كه قادرند يكي از دو نوع انرژي مثبت و يا منفي را جذب كنند ، باورمان نمي شود كه اين خود ما هستيم كه مي توانيم راهرويي پيچ در پيچ از نااميدي و اندوه خود بيافزاييم . به همان اندازه ما مي توانيم جاده اي عريض و پهن و دلپذير از تحقق يافتن تمام آرزوها و اميدهايمان و سعادت و نيكبختي مان ، پديد بياوريم.

حقيقت اين است كه انديشه هاي ما ، از قدرتي خارق العاده برخوردارند.

اندکی صبر سحر نزدیک است

تعارض چه تعریفی دارد؟

نت ورک مارکتینگ یعنی زنجیره ای از انسانها ،انسانهای که قرار است یک سازمان فروش ایجاد کنند واین انسانها هر کدام از این افراد دارای روحیات خاص خویش می باشند ودر بعضی از مسایل باهم اشتراک دارند. نت ورکی که من در ان کار می کنم شعارش این است ((ایجاد رابطه موثر))یعنی همان حرف dexter yeger که می گفت ((تخصص من دوست داشتن دیگران است)) با این حال بین انسانها ویا این حال حتما همگی تجربه تلخ تعارض با دوستان ویا همکران مان را داشته ایم می خواهیم در این مقاله ((تعارض)) را ازچند منظر مورد بررسی قرار دهیم .

تعارض بین همکاران ودوستان معمولاْ اجتناب ناپذیر است. در این میان نقش لیدرها فوق العاده تعیین کننده است. متأسفانه برخی از افراد  سازمان های ما به گونه ای رفتار می کنند که گویی تعارض بین همکاران و دوستان حاصل نواقص شخصیتی آنهاست. آنها به افرادی که غالباْ درگیر تعارض با همکاران خود هستند لقب «مشکل آفرین» می دهند و تلاش می کنند به عنوان راه حل تعارض آنها را منتقل و این افراد را غیر کارا معرفی کنند.

اگرچه به نظر می رسد برخی از افراد به دنبال ایجاد دردسر و فتنه اند ولی این امر درصد کوچکی از تعارضات سازمانی را تشکیل می دهد. تعارض قابل حل است و به بیان صحیح تر «قابل مدیریت» است. در نظریه های تعارض آنجا که سخن از نواقص شخصیتی است، چهار منشأ تعارض شناسایی شده است که این چهار مورد را به انضمام کانون های پیدایش هریک در جدول زیر ملاحظه می کنید:

منشأ تعارض

کانون های تعارض

تفاوت های فردی

پندارها و انتظارات

کمبود اطلاعاتی

اطلاعات نادرست

ناسازگاری نقش

هدف ها و مسئولیت ها

فشار محیطی

کمبود منابع و عدم اطمینان

واکنش افراد در هنگام تعارض های بین فردی در پنج مقوله جای می گیرد: توسل به زور، سازگاری، اجتناب کردن، سازش و در نهایت همکاری مبتنی بر اعتماد متقابل. این پنج رویکرد را در جدول زیر به انضمام منطق و پیامد هریک به طور مبسوط مشاهده می کنید:

 

رويكرد

هدف

موضع شما

منطق حمايتي

پيامد احتمالی

اجبار

به راه خود رفتن

من راه درست را می دانم. قضاوت و یا اقتدار مرا زیر سئوال نبريد

خطر ایجاد احساسات منفی در مورد دست کشیدن از موضوعی که به آن معتقدید، بهتر است

شما احساس حمایت  می کنید، ولی طرف دیگر احساس شکست و شاید هم احساس تحقیر شدن می کند.

اجتناب

پرهیز از تعارض

من در مورد موضوع بی طرفم. اجازه دهید که در مورد آن فکر کنم. مشکل در جای دیگر است

اختلاف نظر ذاتاً بد است، زیرا تنش ایجاد می کند.

مسایل بين فردی حل نمی شوند، سرخوردگی بلند مدت به شکل های مختلف بروز می کند

سازش

رسیدن سریع به نوعی توافق

اجازه دهید راه حلی را بجوییم که هر دوی ما بتوانیم با هم زندگی کنیم، بطوری که بتوانیم در کارمان پیش برویم

تعارضات دایمی، افراد را از کار منحرف و احساسات خشن را در آنان ایجاد می کند

طرفین در پی راه حل های مصلحتی اند تا راه حل های اثربخش

سازگاری

دیگری را نیازردن

چگونه می توانم شما را کمک کنم تا در مورد این تعارض احساس خوبی داشته باشید؟ موضع من چندان مهم نیست. مهم آن است که احساس بدی بین ما به وجود نیاید

حفظ روابط همساز باید اولویت اول ما باشد.

فرد دیگر احتمالاً از شما امتیازی کسب می کند

اعتماد متقابل

حل همزمان مسأله

این موضع من است. موضع شما چیست؟ من معتقد به یافتن بهترین راه حل ممکن هستم. واقعیات چه راهی را پیشنهاد می کنند

مواضع هر دو طرف بطور مساوی مهم است، اگر چه ضرورتاً بطور مساوی معتبر نیست. تأکید مساوی باید بر کیفیت پیامدها باشد و انصاف در تصمیم گیری ها رعایت شود

به احتمال زیادمشکل حل می شود. همچنین طرفین به راه حل ها متعهدند و قانع می شوند که با آنان برخورد منصفانه شده است

 

داستان مدیریت تعارض از همین جدول شروع می شود و بحث های فراوانی راجع به آن وجود دارد. از اطاله ی کلام خودداری می کنم و در اینجا به عنوان آخرین مطلب به چند استراتژی اشاره می کنم که توجه به آنها در تعارض های گروهی بسیار مفید است:

 

اهداف فراگیر تدوین کنید. بر آنچه طرفین در آن سهیم هستند تمرکز کنید. این پرسش ساده را فراموش نکنید: "چه اهداف مشترکی بستر لازم برای همکاری را فراهم می سازند؟"

افراد را از مسأله جدا کنید. اگر در مباحث بر موضوع متمرکز شوید و نه شخص، به احتمال زیاد تمایلات شخصی برای کینه جویی و انتقام و سرکوب از میان می رود.

بر منافع متمرکز شوید و نه مواضع.  این پرسش را مطرح کنید: "به من کمک کنید تا علت طرفداری شما را از آن موضع درک کنم".

برای منفعت طرفین راهکارهایی ابداع کنید. به عنوان مثال بگویید: "اکنون زمان آن رسیده تا اهداف و علایق اساسی همدیگر را بهتر درک کنیم. بیایید راهی پیدا کنیم تا نیازهای هر دوی ما ارضا شود".

از معیارهای واقعی استفاده کنید. تلاش کنید جانب انصاف را نگه دارید. به عنوان مثال تفکر خود را از  "آنچه من می خواهم بدست آورم"  "آنچه برای طرفین منطقی و معنادار است" تغییر دهید

دوست را در دردها خبر نکردن خود نوعی عشق است

به امید انکه بتوانیم دوست داشتن را در ذات خود بیابیم وبه فرمان محبت تعارضات را از بین ببزیم

مجموعه ها فقط وفقط با ایجاد ومستحکم تر کردن روابط عاطفی شکل می گیزند.

 

 

 

 

دلایل حقیقی ورود افراد به نت ورک مارکتینگ

 

 

 

اي كاش روشي وجود داشت كه با استفاده از آن مي توانستيد عضوگيري۳ در MLM را به طرز باورنكردني گسترش بدهيد و نيز بنحوي بر مردم تأثير بگذاريد تا در هر شرايطي دنباله رو شما باشند. آيا اين خواستة هر كسي در MLM نيست؟

     چه online۴ كار كنيد، چه offline ( هنوز 90% عضوگيريها در MLM بصورت offline است ) در هر صورت،اين مقاله به شما ايده اي را ارائه مي دهد كه وقتي من آن را بكار بستم، بيزينس من به معناي واقعي كلمه، منفجر شد( رشد كرد ) و باعث شد نرخ رشد شبكه ام براي سالها بطرز چشمگيري افزايش يابد.

معناي " عضوگيري بخاطر چيزي فراتر از بيزينس MLM " چيست؟

    قبل از اينكه به اين موضوع بپردازيم، بياييد در مورد چيزي صحبت كنيم كه در زندگي اكثر مردم وجود دارد و ما آنرا " خلأ قدرت دهنده۵ " مي ناميم. اكثر افراد در سراسر زندگيشان به كسي برنخورده اند تا به آنها بگويد كه مي توانند واقعاً به موفقيت دست پيدا كنند و اينكه هر آنچه براي انجام كارهاي بزرگ لازم است، پيشاپيش در درون خودشان وجود دارد و تازه بدتر اينكه تاكنون كسي وقت صرف نكرده تا به آنها نشان دهد كه چقدر دوست دارند به يكديگر كمك كنند و اينكه چطور مي توانند اين كار را انجام دهند.

     به همين دليل امروز، مردم تشنة كسي هستند كه به آنها كمك كند تا به چيزي فراتر از زندگي امروزشان برسند. آنها تا خرخره در بدهي و بدبختي فرو رفته اند، در چرخه اي از اشتباهات تكراري گير كرده اند كه ظاهراً تمامي ندارد. آنها بدنبال چيزي فراتر از زندگيهايشان هستند تا با آن بتوانند كاري براي زندگيشان انجام دهند. اينجا همان جايي است كه شما به همراه MLM سر مي رسيد.

     ما مي آموزيم كه در عضوگيري، قبل از اينكه آنها به درخواست شما توجه كنند شما بايد قلبشان را حس كنيد. چيزي كه مردم مي خواهند اين است كه احساس خوبي راجع به زندگي، آينده و كار كردن با شما داشته باشند. به همين دليل شما بايد " بخاطر چيزي فراتر از بيزينس MLM، عضوگيري كنيد. " آنها صرفاً به كار كردن با شما علاقه اي ندارند مگر اينكه شما با آنها كار كنيد تا بياموزند كه چگونه از هزارتوي روزمرّگي و چرخة موش دواني، خلاص شوند.

     چگونه مي توانيد اين كار را انجام دهيد؟ با تمركز. روي چيزي تمركز كنيد كه بازاريابي شبكه اي بجز يك بيزينس مي تواند براي زندگي آنها به ارمغان بياورد. بايد رؤيايي بسيار بزرگتر از يك بيزينس را براي آنها زنده كنيد. مثلاً چه چيزي؟

     يك تحول شگرف در نحوة زندگي، آنچنان قدرتمند تا باعث شود از چيزهايي كه آنها را تحريك مي كند تا به زندگي نكبت بارشان ادامه دهند، دست بردارند. يا حتي چيزهايي ساده تر مثل اينكه اين كار:

مي تواند تفاوتي اساسي در افكارشان ايجاد كند.

مي تواند هر اندازه كه بخواهند باعث رشد شخصيشان شود.

مي تواند احترام به خود را در آنها افزايش دهد.

مي تواند مزاياي فراواني از لحاظ مالي براي آنها داشته باشد.

مي تواند به آنها دانشي بياموزد تا آنها را در راه رسيدن به اشتياقشان كمك كند.

مي تواند به آنها بياموزد كه چگونه فرزندانشان را تربيت كنند تا شانس بيشتري براي زندگي بهتر داشته باشند.

مي تواند دركشان را از هر آنچه در زندگيشان رخ مي دهد، تغيير دهد.

و بسيار مهمتر اينكه: بخاطر رشد، بلوغ و پيشرفت در همة جنبه هاي زندگي، بالاخره به كسي تبديل مي شوند كه هميشه آرزويش را داشتند.

اين سؤالات را از آنها بپرسيد:

" اگر ياد مي گرفتي كه رفتار بهتري با افراد داشته باشي، آيا كمكي در زندگيت مي كرد؟ "

" اگر فرد منظم تري بودي، آيا در زندگيت كمكي مي كرد؟ "

" اگر مي توانستي ارتباط بسيار قويتري با افراد برقرار كني، چه تفاوتي در زندگيت ايجاد مي شد؟ "

همينطور چند سؤال ديگر براي روشن كردن رؤيايشان:

" تصوّر كن كه ....(يكي از دستاوردهاي كارتان را نام ببريد) را كسب مي كردي، چه احساسي داشتي؟ "

" مردمي را تصوّر كن كه شيفتة گفته هاي تو هستند و مي خواهند ببينند اين دفعه چگونه آنها را بيان مي كني، چه احساسي خواهي داشت؟ "

" تصوّر كن دوست عزيزي شديداً نيازمند تو است و تو نيز همة آنچه او مي خواهد در اختيار داري، چه احساسي خواهي داشت؟ "

" تصوّر كن مي دانستي كه مطلقاً هيچ چيزي نمي تواند تو را در تصميمت براي موفقيت در يك زمينه، متوقف كند. اين چه كمكي به تو مي كرد؟ "

     اگر بي ريا، قابل اعتماد و واقعاً مشتاق باشيدكه زمانتان را صرف كنيد تا زندگي افراد را در مسير رؤياها و موفقيتشان قرار دهيد، آنگاه آنها در هر شرايطي از شما پيروي خواهند كرد. اكثر افراد بخاطر حساب بانكيشان عضوگيري مي كنند. آنها بر چيزي كه آن فرد مي تواند به حساب بانكيشان اضافه كند تمركز مي كنند و نه چيزي كه آنها مي توانند به زندگي آن فرد بدهند. درست است. اين بيزينس را پول به حركت در مي آورد. اما از شما يك سؤال دارم: شما ترجيح مي دهيد كه در تعقيب پول باشيد يا اينكه آن را به سمت خود جذب كنيد؟ راز ميليونرهاي MLM .

     ميليونرهاي MLM در اين بيزينس در تعقيب پول نيستند بلكه پول به سمتشان جذب مي شود. بخاطر كمك كردن به ديگران. ( بله من هم مي دانم كه استثناهايي وجود دارد، اما منظورم يك قانون كلي است ) ياد بگيريد كه چگونه موفقيت را جذب كنيد بجاي اينكه در تعقيبش باشيد.

     در نهايت " عضوگيري بخاطر چيزي فراتر از بيزينس MLM " خلاصه وار عبارتست از اينكه:

به مردم نشان دهيد كه بيزينس شما بخاطر منافع و نتايجي كه سواي بيزينس بودنش دارد، چگونه مي تواند به زندگي آنها معناي تازه اي ببخشد و در رفع نيازهايشان به آنها كمك كند. اگر منظور صحبتهاي مرا گرفته باشيد، دستاورد شما چيزي بسيار فراتر از رؤياهايتان در MLM خواهد بود


۱- اين مقاله برگرفته از سايت اينترنتي www.onlinemlm.com  است.

تجارت ارزوها

نت ورک مارکتینگ  تجارت ارزوهاست.

چه کاری را سراغ دارید که بدون سرمایه اولیه بتوان ان را اغاز کرد؟

برای رسیدن به مقصود ، در اینده  چه تصمیمی دارید؟

اصل كلي حيات مي گويد: براي برآوردن آرزوهايتان بايد در دنياي درون جستجو كنيد . اگر دنبال ثروت هستيد ، انتظار نداشته باشيد كه توانگري از دنياي ديگر ناگهان از راه برسد . جهان لبريز از ثروت و فراواني است و شما بر حسب اعتقاد و انتظارتان از آن خوان گسترده بهره ميبريد.

با رویا پردازی وبدون عملکرد نمی توان به ان چیز که خواهانش هستیم برسیم وشما اگر دنبال سود بدون زحمت هستید هرگز به دنبال نت ورک نروید که شاید بتوانید مبلغی نا چیز ی را بدست اورید ولی هرگز این درامد ادامه دار نخواهد بود

علت اصلي اين كه جماعت بسياري در زندگي در جا مي زنند اين نيست كه توانايي و مهارت لازم براي انجام كار را ندارند بلكه آنان خود را دست كم مي گيرند و خود را براي رسيدن به درجات بالاتر شايسته و برازنده نمي دانند. پيشرفت و كاميابي صرفا" به اين نيست كه شخص به امكانات و فرصت هاي متفاوت دسترسي داشته باشد ، بلكه آنچه اهميت داردمناعت طبع و حس خويشتن دوستي است ، چون تنها كساني از فرصت ها بهره مي برند كه خود را شايسته احراز آنها بدانند.بنابراين فقط كافي است به آنچه در آرزويش هستيد ، اعتقاد داشته باشيد و خود را سزاوار آن بدانيد. 

Networkmarketing با یک دنیا پتانسیل درامدی کاری است که هیچ امکانات بخصوص ویا مهارت ویا تخصصی که افراد خاصی ویا قشر خاصی در ان توانا باشند نمی خواهد .

بهترین شغل دنیا کاری که می توان در ان ساخته شد و ساخت

راه برای نت ورک

ده راه براي موفقيت در بازاريابي شبكه‌اي

 

 

 

سلام دوستان ؛ براي موفقيت در بازاريابي شبكه اي (NM) ده روش زير را با جديت و اشتياق تعقيب نماييد :

 

1-در انتخاب كمپاني دقت نماييد :

پيش از آنكه پول و زمان خود را در بازاريابي شبكه اي (NM) سرمايه گذاري نماييد، مطمئن شويد كه كمپاني مورد نظر شما از اعتبار مالي بالا ، مديريت خوب و از ابزارهاي لازم براي مديريت و كنترل سرعت رشد مجموعه برخوردار مي باشد و همچنين طرح تجاري آن در بلند مدت همچنان براي افراد سود بخش مي باشد. پس در اولين گام بايستي كمپاني مناسبي را بيابيد.

 

2-حامی مناسبي را بيابيد كه هم از حمايت كافي در آموزش برخوردار باشيد و هم فردي متعهد باشد  :

مطمئن شويد كه گروه حامیان شما ، گروه موفقي مي باشند كه ثابت نموده اند براي آموزش شما شخصاٌ وقت كافي اختصاص مي دهند. اگر حامی شما چنين شخصي است، تجارت خود را آغاز نماييد.

 

3-براي انجام اين تجارت بايستي يك هدف شخصي شفاف ، واضح و متقاعد كننده داشته باشيد :

به ياد داشته باشيد آنقدر كه "چراي" اين كار داراي اهميت مي باشد ، "چگونه"  اين كار مهم نمي باشد. زماني كه شما دلايل قوي و متقاعد كننده براي انجام اين تجارت داشته باشيد، آنگاه يك حس اشتياق سوزان در شما بيدار مي شود، كه موفقيت در اين تجارت را براي شما به يك امر ضروري تبديل مي سازد.

 

4-اهداف واضح و مشخص خود را بنويسيد و هر روز آنها را مرور نماييد :

اهداف خود را مشخص نماييد و روي كاغذ بنويسيد. برنامه كاري خود را مشخص نماييد و هر روز را براي خود برنامه ريزي نماييد تا زماني كه به اهداف خود برسيد :

موفقيت = عمل + اهداف + رويا

 

5-بر روي موفقيت زير مجموعه هاي خود تمركز نماييد تا به صورت خودكار خودتان موفق شويد :

درست است كه پول داراي اهميت زيادي مي باشد ولي تمركز شما بايستي براي كمك به زير مجموعه هايتان باشد. "زيگ زيگلر"  (مبدع روش FFF) روزي گفت : " شما به هرچه بخواهيد مي رسيد، به شرطي كه به ديگران كمك كنيد تا به خواسته هايشان برسند." برويد و به دوستان زير مجموعه تان كمك كنيد و آنگاه خودتان نيز به موفقيت خواهيد رسيد.

 

6-براي موفقيت در اين تجارت بايستي زمان ، تلاش و جديت به خرج دهيد :

شما بايستي روزانه زمان ثابتي را براي این تجارت به خود اختصاص دهيد. اگر اين كار را به چشم يك سرگرمي نگاه كنيد ( يعني هر زمان وقت اضافه اي داشتيد به اين تجارت اختصاص بدهيد ) به اندازه يك سرگرمي هم درآمد كسب مي كنيد. ولي اگر به چشم يك تجارت به آن نگاه كنيد ( برنامه كاري روزانه داشته باشيد و روزانه طبق برنامه تان عمل نماييد) به اندازه يك تجارت بزرگ هم درآمد كسب مي نماييد.

 

7-دو قانون مهم براي يافتن زيرمجموعه عبارت است از : با مردم صحبت نماييد ...و با مردم بيشتري صحبت نماييد :

شغل شما رساندن پيام است. پيامي شامل  ، محصولات و فرصت مالي كه بايستي هر چه بيشتر در اختيار افراد بيشتري قرار دهيد. نگران كساني كه علاقمند نيستند نباشيد. شما فقط بايستي مردم را غربال نماييد تا به افراد مورد نظرتان برسيد. اگر هر روز با يك شخص جديد تماس بگيريد و شش روز در هفته كار كنيد ، در هر سال 312 تماس جديد گرفته ايد و اگر فقط ده درصد آنها وارد شوند، شما هر سال 31 ليدر جديد خواهيد داشت، كه اگر آنها نيز همين روش شما را همانند سازي (duplication) نمايند كه ديگر و ا ه ه ه ه چه شود !!

 

8-شرمنده نشويد اين شغل شماست ، پس شخصاٌ مسئوليت آن را بپذيريد :

فقط شكست خوردگان هستند كه بايستي شرمنده بالاسري هايشان ، كمپاني و طرح تجاري كمپاني شوند. اين شغل شماست و مسئوليت شخصي شماست ، پس تعهد موفقيت ها و درآمدهاي خود را بپذيريد.

 

9-حداقل به مدت سه سال صبور ، استوار و ثابت قدم باشيد و نظاره گر رشد مجموعه خود باشيد :

اغلب مردم بي صبر و ناشكيبا هستند و مي خواهند عجولانه به موفقيت برسند. اين تجارتي است كه زمان نقش اساسي در ساختار آن دارد. اگر شما يك تجارت سنتي داشته باشيد حداقل 3 تا 5 سال طول مي كشد تا به درآمد قابل توجه برسيد، بلي يا خير؟ در بازاريابي شبكه اي (NM) نيز شما حداقل بايستي چند ماه منتظر اولين درآمد خود باشيد و كم كم تا سه سال بعد قدرتمند مي شويد. صبور باشيد و هرگز كار را رها ننماييد.

 

10-پس زدن و رد شدن را به عنوان بخشي از اين تجارت بپذيريد و آن را برخورد شخصي به خود نگيريد :

دراين تجارت مردم به شما زياد "نه" خواهند گفت. خوب ممكن است اين لحظه مناسب زندگي آنها براي پذيرش اين پيشنهاد نمي باشد. آنها شما را پس نمي زنند بلكه به اين فرصت شغلي عالي و محصولات دست رد مي زنند. شما آن را به خودتان نگيريد. با مردم ديگر در تماس باشيد تا بتوانيد در لحظه مناسب زندگي هر كس به آنها برسيد.

 

دوستان ، شما و من  بايستي به طور مداوم خودمان را در اين تجارت بازاريابي شبكه ای ا رزيابي نماييم و با ايجاد تغييرات لازم ، شما و من به موفقيت هايمان خواهيم رسيد.

با بهترين آرزوها

بازاریابی جهانی

مدیریت بازاریابی جهانی

ما در بازار جهانی واحدی زندگی می کنیم . شما هنگام مطالعه ی این مطالب ممکن است روی یک صندلی برزیلی و یا کنار میز تحریری که از دانمارک وارد شده است نشسته باشید . رایانه ی روی میز شما ممکن است ساخت تایوان باشد یا اینکه توسط شرکت دیگری در ایرلند تولید شده باشد . کفش شما ممکن است ساخت ایتالیا و قهوه ای که می نوشید محصول آمریکای لاتین یا آفریقا باشد . بلوزی که بر تن دارید ممکن است آخرین طرح تولیدی شرکت "بنتون" ایتالیا باشد . راستی ساعت چند است ؟ میتوانید بگویید ساعت شما ساخت چه کشوری است؟ ممکن است ساخت ژاپن٬ سنگاپور و یا سوییس باشد . به هزاره ی جدید خوش آمدید . رٶیاهای دیروز بازاریابی امروز به حقیقت پیوست وما شاهد پدیدار شدن یک بازار واحد جهانی هستیم.

درطول 150 سال گذشته تغییرات عظیم محیطی بر روی مردم وصنایع جهان تاٴثیرگذاشته است . قبل از سال 1840 میز تحریرهایی که دانشجویان از ان استفاده می کردند در همان محدوده ای که زندگی می کردند تولید می شد. بعضی از کشورها ( که مهمترین انها انگلیس بود ) از اواسط قرن نوزدهم به صورت گسترده ای در تجارت بین المللی فعالیت داشتند. با وجود این پس از جنگ جهانی دوم شرکتهایی که فقط نیاز مشتریان محلی را برآورده می کردند نیز وارد فعالیتهای جهانی شدند. دو دهه ی قبل واژه ای به نام بازاریابی جهانی وجود نداشت. امروزه شرکتها برای بهره برداری کامل از تواناییهای بالقوه ی تجاری خود بازاریابی جهانی را مورد توجه قرار داده اند. با این حال دلیل مهمتر که شرکتها را وادار می کند تا بازاریابی جهانی را مورد توجه قرار دهند بقاست. شرکتی که فاقد دیدگاه جهانی است کسب و کار داخلی خود را در برابر رقبایی که دارای هزینه های کمتر ،تجارت بیشتر و محصولات بهتر هستند به مخاطره می اندازد.

بازاریابی جهانی چیست؟ بازاریابی را می توان به عنوان مجموعه ای از فعالیت ها  تعریف کرد که منجر به

معامله ی بین یک فروشنده ویک خریدار جهت کسب سود متقابل میشود. فعالیتهای بازاریابی برروی تلاش سازمان جهت برآوردن نیازها وخواسته های مشتریان از طریق عرضه ی محصولات وخدماتی که دارای ارزش رقابتی هستند ٬ تمرکز می نماید. سازمانی که وارد فعالیتهای بازاریابی جهانی میشود ٬ منابع خود را درفرصت ها وتهدیدهای بازارهای جهانی متمرکزمی کند.

در طول سه دهه ی گذشته مفهوم بازاریابی تغییرات عمده ای کرده است. مفهوم قدیمی بازاریابی بر روی تولید کالا متمرکز بود وشرکتها تلاش خود را برای تولید محصولات بهترو بیشترمتمرکز می کردند. هدف شرکتها سودآوری بیشترووسیله ی نیل به آن فروش یا ترغیب مشتریان بالقوه برای خرید کالاهای شرکت بود. مفهوم جدید بازاریابی که از دهه ی 1960 مورد توجه قرار گرفت٬ تمرکزبازاریابی را از محصول به سوی مشتری تغییر داد. هدف شرکت باز هم سودآوری بیشتر بود٬ اما وسیله ی نیل به هدف توسعه یافت.

مدیریت بازاریابی جهانی چیست؟ مدیریت بازاریابی فرآیند تمرکز منابع واهداف سازمان برروی نیازها و فرصتهای محیطی است. آمیخته ی بازاریابی یا« چهارp» ﴿ plce ٬promotion ٬price ٬product﴾ یعنی محصول٬قیمت٬فعالیتهای تشویقی و ترغیبی و مکان﴿ کانال توزیع﴾ از ابزارهای عمده ی مدیران بازاریابی

معاصرمیباشد. بنابراین بطورکلی بازاریابی جهانی٬ مجموعه ای ازمفاهیم٬ابزارها٬تئوریها٬عملیات٬روشهاوتجارب است که اخیرا″اصول آن شامل موارد زیر میباشد:

1 ایجاد ارزش برای مشتریان و معامله ی ارزش

2 ایجاد مزیت رقابتی

3 تمرکزبرنیازها و خواسته های مشتریان

واخرین طرح بازار یابی وفروش نت ورک مارکتینگ است همان طور که می دانیم نت ورک مارکتینگ روش نوین توزیع کالاست در در دو دهه اخیر از رشد چشمگیری برخوردار بوده است ونتورکر ها کسانی هستند که در قرن 21 این شغل را انتخاب کرده وبه ان می پردازند.

شما هم می توانید یک نتورکر به تمام معنا باشید.

اعتماد به نفس

رندی گیج ،یکی از موفقترین نت ورکر های دنیا است ظر فشویی که به ادعای خویش ((اگر جزو 5 در صد ادمهای پولدار جهان نباشد قطعا از 98 درصد مردم ثروتمند تر است )) این فرد یکی از مشخصه های نت ورکر ها را رویا پردازی می داند البته رویا پردازی که در پس ان رویا، عملی در خور ان رویا، انجام دهند ،می دانید برای تحقق رویا به چه چیزی نیاز مبرم دارید ؟میدانید مکمل توانایی یک فرد چیست؟میدانید برای مشکلاتی که در پیش دارید چه ابزاری باید مهیا کنید؟کسی که اطلاعات دارد ودارای سطح اگاهی مطلوبی می باشد ولی در کار خویش (منظور هر کاری) موفق نیست چه فاکتوری را در نظر نداشته وندارد؟

چقدر اعتماد به نفس دارید؟؟؟؟؟؟

هر لحظه زندگی شما دارای خلاقیتی است نامحدود و کائنات دارای سخاوتی بیکران."

جه کسی گفته شما از دیگران کم وکاستی دارید؟

برای اینکه بتوانید با استفاده از تجسم خلاق (فن استفاده از نیروی خیال برای آفریدن خواسته های زندگیتان) آنچه را که میخواهید بیافرینید ، باید مشتاق و قادر به پذیرش بهترین پیشکش زندگی یعنی " خیر و صلاح خود " باشید.

شاید عجیب به نظر برسد ، اما بسیاری از ما نمیتوانیم بپذیریم که میتوانیم آنچه را که در زندگی میخواهیم ، داشته باشیم و این معمولا" ناشی از اعتقادی ریشه دار به بی ارزش بودن است که در نخستین سالهای زندگی بوجود آمده است.

چرا در خانوادههای ما رسم است که مثلا :ما به انها نمی رسییم ویا ما را چه به انها؟ ایا این تحقیر اندیشه وتوانایی یک انسان نسیت؟

این اعتقاد اساسی چنین است : من آنقدرها عالی و دوست داشتنی و ارزشمند نیستم ، پس لیاقت این را ندارم که صاحب بهترین چیزها باشم.

معمولا" این اعتقاد با احساسهایی متضاد مبتنی بر اینکه خیلی خوب و شایسته هم هستید در هم می آمیزد.اگر ببینید که نمیتوانید خود را در عالیترین و شگفت انگیزترین موقعیتهای ممکن تصور کنید یا اندیشه هایی از این دست به سراغتان می آید که " من هرگز نمیتوانم صاحب آن چیز شوم. " یا " آن رویداد نمیتواند برای من پیش آید. " شاید لازم باشد به تصویری که از خود دارید بنگرید.یعنی از خود بپرسید: " همین الان چه احساسی نسبت به خود دارم؟ " و به تصاویر اندیشه هایی که به ذهنتان خطور میکند ، توجه کنید .

یکی از مؤثرترین راهها این است که از خود بپرسید " همین الان به نظر خودم به چه شکلی می آیم؟ " اگر خود را زشت و چاق و لاغر و ... یافتید بدانید که آنقدر خود را دوست ندارید تا آنچه که لیاقتش را دارید ( یعنی بهترین چیزهای دنیا ) را به خود عطا کنید.

عبارات تأکیدی مؤثرترین راه برای آفرینش تصویری مثبت تر و مطلوبتر از خویشتن است.

به محض اینکه پی بردید خود را دوست ندارید ، از هر مجالی برای تحسین و تمجید خود استفاده کنید و عبارات مثبت و سرشار از محبت به خود بگویید ، آنگاه متوجه خواهید شد که این کار باعث میشود نسبت به دیگران نیز ملاطفت بیشتری نشان دهید.

به آن ویژگیهای خود بیندیشید که دوست می دارید و تحسین می کنید.

همانطور که دوستان خود را با وقوف کامل به نواقص و نقاط ضعفشان میتوانید دوست بدارید ، خود را نیز میتوانید همانگونه که هستید دوست بدارید و در عین حال بدانید که در بعضی از زمینه ها نیاز به رشد و کمال بیشتر دارید.خویشتن دوستی ، احساسی نیکو و همچنین معجزات و شگفتیهای بیشماری میتواند در زندگی شما به وجود آورد.

میتوانید عبارتهای تأکیدی مثبت را به صورت دوم شخص و با به کار بردن نام خودتان بگویید تا مؤثرتر واقع شود.همانطور که به شخصی که دوست دارید محبت می ورزید ، به خودتان نیز همانطور توجه نشان دهید.

به خاطر داشته باشید که: در هر لحظه انسانی تازه هستید و هر روز ، روزی نو است و فرصتی تازه تا دریابید که:به راستی چه انسان شگفت و شیرین و نازنین و قابل ستایشی هستید.

ما می توانیم منشا اثر باشیم ، چه برای زندگی خود و چه زندگی دیگران.فقط وفقط باید به کار خویش ایمان داشته باشیم.

نتورک مارکتینگ این خصوصیت را یا به بلوغ می زساند ویا این توانایی را شکوفا می کند.

کسانی که این متن را می خوانند یا وارد این شغل نشده ویا وارد شده اند .در هر  صورت  با اعتقاد این مطلب را بازگو می کنم که اگر می خواهید  خود را بشناسید ویا می خواهید تجارتی را اغاز کنید تنها تجارتی که هم در ان به سود دلخواه (با کار وتلاش ) و هم در کنار سود کمک به دیگران وهم تعالی شخصیت شماست networkmarkting   را انتخاب کنید .

این است اعتقاد ما،  نت ورک سالم ، می توانند یک دانشگاه  باشد .

ارزش اخلاق

رهاورد یک لید ر برای نت ورک خویش چه چیزی باید باشد؟

کتابی را مطالعه می کردم تحت عنوان ((مدیریت ارزشها)) بعد از خواندن کتاب با یکی از لیدر هایم این مبحث را در میان گذاشتم وتازه در یافتم گفته لیدرم را که می گفت **یک لیدر نباید هیچ گونه ضعف اخلاقی داشته باشد**ومصمم شدم که گفته لیدرم را که ناشی از تجربه بسیار بالای او در نت ورک مارکتینگ بود را به اجرا در اورم وسعی در تعالی اخلاق خود ودوستان خود بنمایم . وبرای این فایل فضای قابل توجه ای در زمانهای روزمره ام باز کردم(((اصول اخلاقی در مجموعه چه تاثیری در رشد وارتقا مجموعه دارد)))

سازمان چيزي نيست مگر مجموعه اي از افراد. تقريباً در همه سازمانها بزرگترين نقش افراد، انجام دادن كارها يا به قولي پيشبرد وظايف محوله است. اگر اخلاق بر محیط مجموعه حاكم باشد يعني اگر همه افراد مجموعه برای رسیدن به هدف خویش اصول اخلاقی را مراعات کنند، از چند جهت مفيد و موثر خواهد بود. اول اينكه اصول اخلاقي به عنوان يك ارزش در سازمان نهادينه خواهد شد. دوم اينكه بين افراد روابط موثر، شفاف و دوستانه حكمفرما خواهد بود و بالاخره اينكه شاهد پويايي و عملكرد مثبت كل سازمان خواهيم بود. ارزشهاي اخلاقي خوب و ارزشهاي اخلاقي بد در سازمانها هست اما بستگي به محيط، فرهنگ و شيوه رفتار افراد دارد. رفتار اخلاقي  افراد به دو عامل ارزشهاي شخصي و جو حاكم بر سازمان بستگي دارد. مثلاً هنگامي كه سيستم به گونه اي باشد كه رفتار نادرست را به صورت مثبت تقويت كند، افراد خوب هم دست به كارهاي نادرست مي زنند. هنگامي كه سازمان به افراد دروغگو و متقلب و يا كساني كه اعمال خلاف را انجام مي دهند. ارتقاي پوزیشن بدهد و يا آنها را مورد ستايش قرار دهد اين برداشت مي شود كه رفتارهاي غيراخلاقي بازدهي مناسبي دارند،اينجاست كه اصول غيراخلاقي در سازمان ريشه مي گيرد.اصول غيراخلاقي كدامند؟ حاكميت روابط بر ضوابط تنها يكي از مواردي است كه سازمانها را به طرف اصول غيراخلاقي مي كشاند. موارد ديگري مانند: تاخير ـ‌- پنهانكاري  - رياكاري و چاپلوسی و... گاهي به صورت ارزش درآمده اند.

درباره چرائي پيدايش چنين اصولي در سازمان چندين دليل اساسي را مي توان مطرح كرد. عدم احساس مسئوليت، ضعف ايمان، نبود وجدان كاري، پايبندنبودن به تعهدات خود در قبال سازمان، حاكميت ارزشهاي مادي در برابر ارزشهاي معنوي و... در پيدايش اصول غيراخلاقي در مجموعه موثرند.


نقش لیدر در پيدايش اصول غيراخلاقي

لیدری كه رفتاري درست و صادقانه دارد بدون آنكه قصد آموزش مجموعه را داشته باشد به آنان تعهد اخلاقي را ياد مي دهد.او الگوي در زمينه اخلاق است و مظهر ارزشهايي است كه در سازمان غالب هستند. اگرلیدر از از افراد مجموعه اش انتظار مشاركت در انجام كار، وظيفه شناسي، انضباط و جديت را دارد يا سهل انگاري، كم كاري و حيف و ميل منابع را نمي پذيرد در مقابل آن عدم درك و ناديده گرفتن نيازهايمجموعه  و نيز عدم برقراري ارتباط مناسب كاري از طرف لیدر پذيرفتني نيست. تجمل پرستي لیدر راه را براي بروز رفتارهاي غيراخلاقي در محيط سازمان هموارتر مي سازد.

اتاق كار مجلل و ماشين گران قيمت، برپايي جلسات بي محتوا و مسافرتهاي بي دليل جزو عواملي هستند كه نقش لیدر را در پيدايش اصول غيراخلاقي به اثبات مي رسانند. مسلماً چنين اعمال و رفتاري از طرف لیدر تاثيرات سوء و مخربي را در بين مجموعه به جاي خواهد گذاشت و آنان تصوير ذهني منفي نسبت به مجموعه و لیدرش خواهند داشت.

 

اقدامات لازم در برخورد بااصول غيراخلاقي

1 - ايجاد مدل گزينشي مناسب: افراد براي مجموعه يك سرمايه انساني محسوب مي شوند چرا كه سازمان براي جذب و به كارگيري آنان هزينه هاي زيادي را انجام داده است. باید برای افراد مجموعه الگو سازی کنیم تا انان متوجه شوند ارزشهای اخلاقی چقدر برای ÷یش برد سازمانشان مفید است

2 -  منشور اخلاقي: تشويق و افراد مجموعه به ارزشهاي اخلاقي و حرمت نهادن به آن بدون وجود قانون مكتوب ،بلکه باید این ارزشها به صورت عملکرد نهادینه شوند ودر تمام حرکات لیدر ها مشهود باشد

3- ارزيابي عملكرد : اگر فرد عملكرد ضعيفي از نظر اخلاقي در كارنامه خود دارد علل آن را بايد شناخت. آيا از شغلش ناراضي است؟ شايد شغل وي هيچ تناسبي با علاقه و تخصص او نداشته باشد. يا ممكن است كه فقر و ديگر مشكلات اقتصادي موجود در جامعه باعث شود فرد ناخواسته دست به اعمال غيراخلاقي بزند. آيا شايسته سالاري در سازمان حاكم است؟ ميزان مشاركت و تعهد افراد در چه سطحي قرار دارد؟ آيا بين افراد مجموعه تعارض وجود دارد؟ آيا جو بي اعتمادي و نگرش منفي در محيط سازمان سايه گسترانده است؟به هر حال عوامل پيش گفته مي توانند تاثير زيادي را در رشد اصول غيراخلاقي به همراه داشته باشند. بايد افراد مجموعه مان را  مورد ارزيابي عملكرد مداوم قراربدهیم  . بابرگزاري كارگاههاي آموزشي و توجيهي و پرورش ذهن و روح كاركنان نيز مي توان اعمال و رفتارهاي غيراخلاقي را از صفحه فكري او پاك كرد.  


فرايندهاي تقويت كننده اصول اخلاقي

1- خودشناسي : شناخت بيشتر شخصيت خود و خودسازي درون؛

2 - خودكنترلي : قدرت كنترل و تسلط بر نفس خويش؛

3 - خودارزيابي: احساس تكليف در برابر سازمان و سنجش اعمال نيك و بد خود.

 

نتيجه گيري

اخلاق يكي از سرمايه هاي اجتماعي هر كشوري است. اگر جايگاه والايي در زندگي مردم نداشته باشد. اثرات آن به مراتب ويرانگر خواهد بود. نابسامانيهاي موجود در جامعه در زمينه اخلاق و ارزش يافتن انگيزه هاي مادي بر ارزشهاي معنوي زنگهاي هشدار را به صدا درآورده است.

اصول غيراخلاقي موجود در محيطهاي كار به يقين از سوي جامعه به درونمجموعه  تسري يافته اند. پرسش اين است كه براي مقابله با آن چه بايد كرد؟ آيا بايد دست روي دست گذاشت و شاهد و ناظر آن بود تا به صورت يك اپيدمي درآيد؟ اگر مي خواهيم معيارهاي اخلاقي به صورت يك فرهنگ درمجموعه ها نهادينه شود بايد به راهكارهاي مناسب آن عمل كنيم.  پرورش مهارتهاي انساني و رفع نيازهاي اساسي زندگي افراد باعث خواهد شد تا كم كم اصول غيراخلاقي رنگ ببازند و اصول اخلاقي جايگزين آن شوند.

اگر شما لیر یک مجموعه از نظر تعادل وتجربه نت ورک هستید ایا اخلاق شما هم به مجموعه شما  اموزش ونیرو میدهد ؟

ایا مجموعه شما واقعا شما را دوست دارند؟ خاطرات برخورد با شما را می توان برای همه تعریف کرد؟

               **همه بدانیم ارزش همیشه ارزش باقی می ماند**

حرفه ای باش

ذهنیت و تفکر یک حرفه ای درباره بازاریابی شبکه ای

 

همانند یک بازاریاب شبکه ای برجسته بیاندیشید تا یک بازاریاب شبکه ای برجسته باشید. درصورتی که نمونه های ذهنی و فکری یک بازاریاب برجسته را بپذیرید و قبول کنید , می توانید با قدرت هر چه تمام تر , دوره زمانی لازم برای تبدیل شدن به یک بازاریاب برجسته تسریع بخشید , زیرا منطقی ترین روش یادگیری شیوه آزمایش و خطاست .

 

در اینجا بیست روش و نکته ثابت شده برای رساندن شما به بهترین موقعیت آورده شده است :

 

1- یک دلیل بزرگ و مهم برای خود بیاورید که چرا می خواهید یک بازاریاب برجسته شوید؛ دلیلی که واقعا اصل قضیه و مطلب را برای شما عنوان کند و اجازه دهید نیروی محرک روزانه شما باشد و مانند چوبی که برای افروختن آتش در درون خود نیاز دارید , از آن استفاده کنید .

 

2- تعداد محدودی اهداف محرک و طلایی برای خود برگزینید ؛ اهدافی که دستیابی به آنها انگیزه شما برای موفقیت در بازاریابی شبکه ای باشد . آنها را یادداشت و گاهی مرورشان کنید . اطمینان یابید که آنها اهداف خود شما هستند و نه اهداف کسانی دیگر . از برانگیختگی و اشتیاق خود برای دستیابی به اهدافتان استفاده کنید . دلائل و اهداف بزرگ برای خود انتخاب کنید تا شما را در مواجهه با موانع , هدایت و رهبری کنند ,

 

اهدافتان از شما فردی می سازند که برای رسیدن به آنها ساخته شده اید و مناسب هستید . هدف بزرگتر , برای وفادار ماندن به اتمام رساندن آن هدف نیروی بیشتری در شما ایجاد می کند .

 

3- ذهنیت خود را برای یک سخت کوشی آماده کنید . این هدف , که موفقیت پیش از کارکردن حاصل می شود تنها در قصه ها وجود دارد . هر کسی سخت کوش تر باشد در موفق شدن خوش شانس تر است .

 

از هوشیارانه بودن سخت کوشی خود اطمینان حاصل کنید . اگر چیزی درست کار

نمی کند از تمرکز کردن صرف تنها روی آن خودداری کنید و کار دیگری انجام دهید .

 

4- ذهنیت فعال داشته باشید . یکی از بزرگترین اشتباهاتی که بازاریابان تازه کار و آماتور مرتکب می شوند این است که فکر می کنند مجبورند همه چیز را درباره محصولات و فرصت هایشان پیش از آنکه بتوانند فعالیت تجاری خود را آغاز کنند , یاد بگیرند . شما باید بدانید 90 درصد نیروی خود را روی کار و فعالیت و 10 درصد انرژی خود را برای یادگیری کنار بگذارید .

 

این یک تجارت فعال است . اصول پایه را یادبگیرید . از ابزارهای موجود و امکانات سیستم استفاده کنید .

 

بازاریابی شبکه ای انجام دادن آن است , نه فقط مطالعه کردن درباره آن . این نکته برای موفق شدن بسیار اهمیت دارد .

 

5- متمرکز ووسیع فعالیت کنید , نه اینکه فقط به طور صرف فعال باشید . هرآنچه در توان دارید برای این کار بگذارید . یک تعهد و الزام کامل برای خود ایجاد کنید و پیش بروید .

 

اگر بازاریابی شبکه ای را به عنوان یک عادت و تفریح یا تنها به عنوان یک درآمد نیمه وقت برای خود درنظر بگیرید , آنگاه شما عضوی بی اهمیت و اتفاقی برای این کار خواهید شد .

 

اگر شما قصد به دست آوردن درآمدی بزرگ و عظیم از بازاریابی شبکه ای را دارید , باید متمرکز و وسیع فعالیت کنید .

 

6- تلاش و فعالیت آن چیزی است که برای شما نتیجه به بار می آورد اما باید توجه داشته باشید که نباید پیش از فعالیت , مثبت اندیش باشید . خود را برای فعالیت و کار مداوم روزانه قانون مند کنید . بدون در نظر گرفتن آن که هر روز چه احساسی دارید یا چه چیزی ذهن شما را درگیر کرده , روزانه کاری برای بهتر کردن تجارت خود انجام دهید .

 

آنچه شما را به خریداران و توزیع کنندگان می رساند یک برنامه ریزی روزانه است . خود را برای انجام دادن مداوم و روزانه قانون مند کنید . تلاش سازگار مداوم و پایا برای موفق شدن شما بسیار مهمتر و باارزش تر از این است که شما یک شلیک داغ و ناگهانی داشته باشید .

 

7- یک نگاه و دید دور اندیش داشته باشید . مطابق و درحدود بودجه خود برای تجارت کردن سرمایه گذاری و خرج کنید . برای درازمدت برنامه ریزی داشته باشید .

 

8- زمان می برد تا پایه های اساسی درآمد خود را بسازید و بالا ببرید , اما وقتی شروع به بالا آمدن و ساخته شدن بکند (از زمان بهره دهی و به سود رسیدن ) باید بدانید که هیچ چیزی در دنیا بهتر از آن نمی باشد .

 

9- شما باید واقعا محصولات و فرصت هایتان را دوست داشته باشید . هیچ راهی وجود ندارد که شما موفق بشوید , بدون آنکه محصولات و فرصت هایتان را باور کرده یا درباره آنها مشتاق باشید . لزومی ندارد که شما اشتیاقی دیوانه وار داشته باشید . تنها یک نیروی ثابت کافی است . به شرط آنکه از باور واقعی و قلبی شما برآمده باشد .

 

یک سئوال خوب که شما می توانید پیش از وارد شدن به هرنوع سیستم بازاریابی

 

شبکه ای از خود بپرسید , این است که آیا من این محصول را با این قیمت پایین صرف نظر از امکانات و فرصت هایی که دارم می خرم ؟ پرسش دوم این است که آیا من به مادرم پیشنهاد می کنم که چنین محصولی تهیه کند ؟!

 

این دو پرسش شما را در انتخاب این دو اشتباه و احساس تأسف ناشی از آن در امان نگه  می دارد .

 

10- تجارت شما آن گونه که شما عمل می کنید به بار می نشیند . همچنین شیوه اندیشیدن شما درباره آن , چگونگی عملکرد شما را تعیین می کند , اگر شما فکر می کنید که درآمد شما در ماه 300 دلار است , به شیوه خاصی با آن برخورد می کنید , ولی اگر فکر کنید درآمدتان بالغ بر 10,000 دلار یا 100,000 دلار است به شکل دیگری با آن برخورد

 

می کنید . به خاطر بسپارید که به هرنحوی درباره این تجارت فکر کنید , همان طور هم نتیجه می گیرید , نحوه اندیشیدن شما , نوع درآمد زایی این تجارت را تعیین می کند .

 

11- از شکست نترسید . باید بیشتر دوست داشته باشید که خیلی زود به موفقیت نرسید . در این صورت شما اشتباه کرده اید . پاسخ همه پرسش ها را نخواهید دانست . شرکتی که شما با آن کار می کنید ممکن است از گردونه تجارت خارج شود . ممکن است فرصت های بسیاری را برای پیداکردن فرصت مناسب استفاده کنید یا به هدر بدهید . درک موفقیت اصولی بر پایه شکست ساخته شده است . تنها زمانی طرز کار کردن یک وسیله را یاد می گیرید که شیوه کار نکردن آن را یاد گرفته باشید . کنارگذاشتن شکست مسبب پیروزی است . از شکست هایتان درس بگیرید . خودتان را به سمت هدف هایتان پرتاب و به آنها حمله کنید . فهمیدن و درک کردن ترس از شکست بسیار با ارزش تر است .

 

پیروزی شامل فروتن بودن به میزانی است که شما به خودتان اجازه دهید اشتباهات را کنار بگذارید و از آنها درس بگیرید .

 

12- قابلیت یادگیری داشته باشید . شما دریک مدرسه هستید و هرروز چیز تازه ای یاد خواهید گرفت اگر در حال انجام دادن این تجارت هستید , شما مجبورید این تجارت را انجام دهید تا آن را یاد بگیرید . راه دیگری برای یاد گرفتن بازاریابی شبکه ای وجود ندارد .

 

وقتی چیزها درست کار نمی کنند تا پیدا کردن یک فرد موفق درآن کار , خودتان کارتان را چک کنید . به آنچه آنها می گویند گوش کنید . آنها با ارائه دلیل و مدرک موفق ترند . شما به طور موقتی احساس ناراحتی می کنید تا زمانی که کارها ی جدیدی که باید انجام دهید تا به وسیله آنها توانایی های مورد نیازتان برای یک بازاریاب برجسته بودن را کسب کنید برایتان به صورت یک عادت درآید .

 

با رغبت کامل به سمت پیشرفت تدریجی و مداوم پیش بروید . در این صورت سریعتر به موفقیت می رسید .

 

13- تمام خطوط ذهنی خود را همیشه پر نگه دارید . یکی از کلیدهای موفقیت این است که در آن سریع حرکت کنید تا زمان کافی برای پرداختن به شکست یا برگشت نداشته باشید , زیرا تمام ذهن شما بر فعالیت های مثبت متمرکز شده است , فعالیت هایی که اساس تجارت شما را می سازند

 

وقتی همه خطوط ذهنی خود را پاک کنید , عدم علاقه مندی کسی باعث قرار گرفتن شما در سختی و موقعیت بد نمی شود و شما را تحت تأثیر قرار نمی دهد .

 

14- از خودتان بپرسید امروز چه کاری می توانید انجام دهید تا بنای تجارت شبکه ای خود را عظیم تر کنید و سپس آن را انجام دهید .

 

15- تلفن بهترین دوست شماست . بر تلفن تسلط پیدا کنید و از آن ثروت به دست بیاورید  اگر از تلفن بترسید , هیچ گاه درآمد مهمی در بازاریابی شبکه ای به دست نخواهید آورد  از تلفن برای پرگویی روسا و خریداران خود استفاده کنید . خودتان باشید رفتار دوستانه داشته باشید و مشتاق و علاقه مند باشید . همیشه لبخند برلب داشته باشید به خصوص وقتی صحبت  می کنید .

 

16- ذهنیت دوراندیش داشته باشید . پیوسته به یگانه و یکتا بودن فکر کنید وراههای تازه ای برای به دست آوردن خریداران و توزیع کنندگان جدید خلق کنید وسپس آنها را انجام دهید .فکرکردن و عمل کردن باید دست دردست هم حرکت کنند .

 

17- بازاریابی شبکه ای برای همه کس نیست . سعی کنید با همه اشخاص درباره این نوع تجارت صحبت کنید زیرا مجبورخواهید شد درمورد شیوه کارکردن در این نوع تجارت با آنها صحبت کنید . شما نمی توانید نوع دیگری از تجارت برای آنها بسازید . بهترین موقعیت شما از درون داستان موفقیت خود شما خلق شود . باید به دنبال کسانی باشید که این تجارت را می خواهند و آمادگی پذیرش و فراهم کردن آنچه را شامل آن  می شود دارند . به همین دلیل و به همین سادگی , شما تنها یک جورکننده هستید نه یک فروشنده .

 

18- دقیقا از همین جایی که هستید آغاز کنید . شما نمی توانید موقعیت مالی خود را با خانه ساختن روی آن و پوشاندن آن یابا شکایت کردن از آن عوض کنید . تنها چیزی که موقعیت شما را تغییر می دهد , خود شما هستید . حتی اگر کاملا ورشکست شده اید می توانید موقعیت مالی خود را با بازاریابی شبکه ای بهبود ببخشید . تنها به یاد داشته باشید که ممکن است طول بکشد .احتمالا در این راه سختی و مشقت باید بکشید و همچنین خلاق باشید . شما می توانید , در صورتی که هرگز از پا نایستید . فرصت ها همیشه در خلال کار کردن ایجاد می شوند .

 

19- راستگو باشید و از قرار دادن همه فرصت ها بر پایه حرص و طمع خودداری کنید .

 

20-از خدا کمک بطلبید . برای برکت کارهایتان , معرفت , دوام , استحکام , نیروداشتن , خلاق و مبتکر بودن دعا کنید . او از شما محافظت و نگهبانی خواهد کرد با همه منابعی که به آن نیاز دارید , برای همه زندگی تان نه فقط برای این کار (بازاریابی شبکه ای) .

 

وقتی یک بازاریاب شبکه ای موفق شدید , به یاد داشته باشید که شما تنها فرد موفق دراین کار نیستید . سپاسگذار و حق شناس باشید . به نفس خود اجازه ندهید که شما را حقیر کند . ارزش ها همیشه پیش از سقوط و هبوط پیدا می شوند .

 

فراموش نکنید که از کجا آمده اید . به دیگران هم کمک کنید تا به موفقیتی معادل موفقیت و کامیابی شما برسند

قانون کاشت

نت ورک مارکتینگ از قوانین موجود درعالم هستی پیروی می کند وهیچ تافته جدا بافته ای نیست منتها با یکی از اصول بسیار درهم امیخته وهیچ نت ورکی بدون رعایت این اصل ساخته نمی شود.

قانون کاشت و برداشت؟

قوانین عالمگیر:

درس های بزرگ وتجربه های بزرگ در قالب داستان ها و ماجراها و اتفاق های ساده به ما آموخته می شود.

در گذشته از فصل ها و غلات و ماهی ها سخن گفته می شد..زیرا در آن زمان زبان کشاورزی و صید ماهی را بهتر می فهمیدند.

تمام این قوانین طبیعت در این تجربه ها جمع اند.{ توجه به این نکته جالب است که تجربه حامیان و لیدر های ما هم به همین ترتیب می باشد ....مسا ئل و مواردی از قبیل :نوع آبجکشن های و جواب هایی که ما به آن ها میدهیم}

اصول و قانون فرقی نمی کند بلکه عملکرد به آن اصول و قوانین فرق می کند.

فرقی نمی کند که من یک متخصص کامپیوتر و برنامه نویسی باشم یا یک چوپان ...در هر حال قوانین و اصول کار و طبیعت برای همگان یکسان است.

{ چه من یک لیدر باشم...یا یک پرزنتر...یا یک بیگنر ...قانون و اصول برای همه یک جور است ...نوع لیست نوشتن..دعوت کردن ..معرفی کار ..فالو کردن و .......... برای همه افراد یکسان است}

قانون کاشت و برداشت:

برای این که محصولی برداریم باید اول دانه ای کاشته باشیم.ابتدا خاک خوب پیدا می کنیم .. خاک را می کنیم و دانه را آبیاری می کنیم ( تلاش) ..بعد به انتظار مینشینیم( شکیبایی) و آن وقت است که می توانیم لوبیا برداشت کنیم.

                     

                         تلاش + شکیبایی = ثمره

 

اما در زندگی شخصی و زندگی کاری ما انسان ها این اصل اکثرا گم می شود.

اگر امروز لوبیا بکارم فردا چه چیزی را به دست می آورم؟ پاسخ این است : دانه خیس لوبیا .

این قانون می گوید:امروز بکار...مدتی تا مل کن ...آنگاه بردار.

شاید اگر مجبور بودیم که مثل گذشته تولید کننده محصولات غذایی خود باشیم این موضوع را بهتر درک می کردیم.. اما در عصر غذا های آماده زندگی می کنیم.

 بعضی  می گویند:اگر یک کار درست و حسابی داشتم آن وقت واقعا خوب کار می کردیم .اما کار من فقط ظرف شستن است ..بنابراین اصلا مایه نمی گذارم.اشتباه می کنی ،  ...اگر بهترین ظرفشوی شهر بشوی ..حتما کسی پیدا می شود که به تو توجه کند یا کار بهتری به تو بدهد یا حداقل احساس رضایت از خود پیدا کنی که باعث شود به سراغ کار دلخواهت بروی .

قانون این است : اول باید بکاری بعد درو کنی .

ما نمی توانیم این ترتیب را به هم بزنیم.

بعضی  می گویند:به من پست بالاتر بدهید تا دیگر پشت میز کارم نخوابم.

بعضی  می گویند:حقوقم زیادترکنید تا بعد از این کمتر مریض شوم.

ورودی بالا ..فروش فراوان ..سفارش خوب..چک های هفتگی...ما را به کار تشویق می کند که امروز کار کنیم..فعالیت کنیم..پرزنت..فالو..و غیره....

( و چرا این حس را ایجاد می کنیم که نمی توانیم درآمد داشته باشیم؟)

پس باز هم اصل کاشت و برداشت.!!

درس دیگر : وقتی یک دو جین دانه لوبیا می کاریم ...یک دو جین درخت لوبیا بدست نمی آوریم.

 دانه های لوبیا را بکاریم ..بعضی از آن ها را به دلیل نظارت نکردن باد می برد ...بعضی دیگر را پرندگان می خورند...چند تایی می سوزند...و سرانجام  ما می ماند و دو درخت کوچک لوبیا ....بعد می گوییم: این عادلانه نیست.اما زندگی همین است.( من باید نظارت و پیگیری داشته باشم ..تا عادلانه باشد.)

برای پیدا کردن چند تا دوست خوب باید آدم های بسیاری را امتحان کنیم..برای یافتن یک کارمند خوب ..باید با 50 نفر مصاحبه کنیم.. برای یافتن یک غذای عالی باید رستوران های زیادی را امتحان کنیم ..برای پیدا کردن چند مشتری فعال ..باید صدها مشتری را زیرو رو کنیم.(برای گرفتن دایرکت باید پرزنت بگذاریم.)

 

       نتیجه: در این زمان اگر فعالیت نمی کنیم ..یا فعالیتمان کافی

     نیست.باید این کار را بکنیم..اگر پرزنت نگذاریم..دایرکت هم

     نمی گیریم.

 

      باید این کار را بکنیم ودیگران را هم ترغیب

    و تشویق به این کار بکنیم و

          

          اول هم باید از خود شروع کنیم .

           

                                                    که قطعا همین طور است.

                                                                    موفق باشید .

برای این کار چقدر وقت می گذارید؟

چرا نتورک مارکتینگ یکی از مشاغل سخت می باشد؟ برای دانستن آن باید به این چراها پاسخ دهیم!!!

 

1.چرا پرزنث نمی گذاریم؟

2.چرا فالوها جواب نمی دهد؟

3.چرااموزش مجموعه طبق اصل همانند سازی خوب جواب نمیدهد؟

4.چرا بی حال هستیم؟

5.چرا به فکر درامد خود و مجموعه نیستیم؟

6.چرا این کار را کار خود نمی دانند؟

7.چرا در کارهای خود مشورت نمی کنیم؟

8.چرا این کار را برنده . برنده نمی دانیم؟

9.چرا به هم کمک نمی کنیم؟

10.چرا با هم مهربان نیستیم؟

11.چرا بی خیال هستیم؟

12.چرا به حامی و مجموعه خود اعتماد و اعتقاد نداریم؟

13.چرا دنبال رابطه مفید نیستیم؟

14.چرا تغییر نمی کنیم یا تغییر خود را کافی می دانیم؟

15.چرا خود کار و خود جوش نیستیم؟

16.چرا دنبال تفریحات و لذت های آنی و فانی هستیم؟

17.چرا به گذشته خوذ برگشتیم؟

18.چرا تعهد و پشتکار نداریم؟

19.چرا با حامی ومجموعه خود نمی گردیم؟

20.چرا ارزوها و ویزن های خود را فراموش کردیم؟

21.چرا با غیر نتورکی هایی با ویزن منفی میگردیم؟

22.چرا فکر می کنیم خودمان می توانیم به تنهایی کار را انجام دهیم؟

23.چرا درآمدهای هفتگی های قبلی خود را دیگر غیر قابل باور و دسترس می دانیم؟

24.چرا به کار نتورک به دید قانون کاشت و برداشت نگاه نمی کنیم؟

25.چرا در اموزش مجموعه سخت گیر نیستیم؟

26.چرا این کار را یک کار درامد زا نمی دانیم؟

27.چرا دیگر با ویزن ها و ارزوهای خود زندگی نمی کنیم؟

28.چرا مغرور شده ایم؟

29.چرا داخل مجموعه خود نمی رویم؟

30.چرا مسایل مجموعه خود را نمی دانیم یا در صدد رفع و حل ان قدمی بر نمی داریم؟

31.چرا برای کار خود ارزش قایل نیستیم؟

32.چرا برای خود و کار خود وقت نمی گذاریم؟

33.چرا فکر نمی کنیم؟ و در تنهایی خود به دنبال و جستجو گر چیزی یا کسی برای تنهایی خود نیستیم؟

34.چرا خود را در سطح بچه های مجموعه نمیدانیم یا نمی آوریم؟

35.چرا لیدر های مجموعه خود را سوای مجموعه میدانیم؟

36.چرا فکر می کنیم که یک لیدر نمی تواند یا نمی خواهد که یک پرزنتر یا بیگنر شود؟

آخرین سوال؟ چرا مجموعه خود را نابود می کنیم؟ و باعث مرگ ویزن ها و آرزو های خود و مجموعه می شویم؟

 

و بسیارچرا هایی که در پیرامون ما سرگردانند و به دنبال جواب می گردنند . مسئول پاسخ به این چرا ها ......؟

کام تلخ وحلاوت شیزینی

 

چرخش شکست به موفقیت:

در حوزۀ کسب و کار همیشه تأکید روی موفقیت است. در سمینارها از موفقیت کسب و کار های کوچک صحبت می شود و مطبوعات به رازهای موفقیت می پردازند.در کسب و کار قطعاً دیر یا زود با شکستهایی مواجه می شویم٬اما گاهی اوقات این شکستها به بخت و اقبال تبدیل شده اند و آنها ما را مجبور می کنند که در اهداف٬تصمیم ها و روشهای خود تجدید نظر کنیم وسپس قادر باشیم یک روش بهتری را انتخاب کنیم.خیلی از افراد موفق کسب و کار هم در کارشان دچار شکست میشوند اما آنها سعی کرده اند رویکردها و مهارت های تازه ای از شکست های خود بیاموزند وآنها را دستیابی به فرصت های جدید برای بالا بردن کیفیت زندگی خود به کار ببندند.این خود شکست نیست بلکه نحوۀ برخورد شما با شکست است٬که رفتار شما را مشخص میکند.به گفتۀ "کارول هیئت" و "لیندا گوتلیب" در کتاب «افراد هوشمند چه زمانی شکست می خورند»٬شکست در خود رویداد نهفته نیست بلکه شکست در نحوه نگاه ها به رویداد نهفته است.

در اینجا به چند مورد از نحوۀ برخورد بهترین کارآفرینان با شکست اشاره میشود:

شکست را دوباره تعریف کنید- شکست را به عنوان تجربه جدید تعریف کنید.

شکست را تجزیه و تحلیل کنید- وقتی شما با یک شکست روبه رو می شوید ابتدا علت های آن را بررسی کنید.

خودتان را سرزنش نکنید- زیرا در هنگام ارزیابی مشکلات و اشتباهات تا زمانی که مدام خود را سرزنش می کنید هیچ درسی از شکست های خود نمیگیرد آن را به صورت خوب تغییر دهید

بر شکست غلبه کنید-به جلو حرکت کنید مدام از موفقیتها و شکستها حرف نزنید زندگی شما جریان دارد و هر روزتان روز با ارزشی است و به همین خاطر همه چیز را از اول شروع کنید.

 

تفاوت رهبری و مدیریت:

مدیریت یعنی مرور و بررسی و تجزیه و تحلیل و تعیین اولویت ها و رعایت موارد خاص-رهبری ضمن برخورداری از توانایی بیشتر به نیمکرۀ راست مغز متکی است و بر اساس فلسفه استوار است و مقامی والا تر از هنر دارد.با نیمکره چپ مغز باید مدیریت کردوبا نیمکره راست رهبری مدیریت مؤثر یعنی اولویت بندی کارها و تحت امور نخست را قرار دادن.رهبری اولویت کارها را به گونه ای کلان مورد توجه قرار می دهد و مدیریت برای جز جز آن اولویت قائل است.رهبری یک انتخاب است.و آن گونه که بیشتر افراد به عنوان یک موقعیت به آن فکر می کنند نیست.موفقیت به آن فکر می کنند نیست.موفقیت در مدیریت نمی تواند شکست در رهبری را جبران کند.رهبری نردبان ترقی را به دیوار درست تکیه می دهد

مختصری توضیح؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اغلب قواعد حقيقي زندگي در دنياي ما در حال تغيير است. اصولا ، مردم نسبت به تغيير بي ميل هستند. ما در مقابل تغييرات مقاومت ميکنيم ، ما دوست داريم در محدوده راحت و آسوده خودمان که اکثر مردم آن را ميشناسند و قبول دارند بمانيم. اين طبيعت انسان است.
اما اين حقيقتي است که با هر چيزي مخالفت کنيد در مورد آن سماجت خواهيد کرد ، بخصوص زماني که شما در مقابل يک روش بهتر که زمان آن فرا رسيده مخالفت مي کنيد. تقريبا تمامي زمينه هاي فعاليت مثل هنر ، علوم ، پزشکي و تجارت اغلب ايده هاي جديد در آغاز با مخالفت پس زدن مواجه شده اند. هر چه ايده منحصر بفرد تر و انقلابي تر باشد مخالفت در مقابل آن محکم تر و بزرگ تر خواهد بود.
مردم اغلب نسبت به ايده ها و متدهايي که باعث تغيير مي شوند هراسان و ناآگاه هستند. ترس از تغيير باعث مسخره کردن کريستف کلمپ ، لوئيس پاستور ، توماس اديسون و آلبرت انيشتن شد. مثالهاي ديگري وجود دارد که نشان ميدهد چگونه ترس از تغيير بروي پيشرفت تاثير سوء گذاشته است.
در سالهاي 1800 ، مردم احتياجات خود را از فروشگاه هاي خانوادگي تهيه مي کردند. در آن زمان مردي بنام
W.T Grant
ايده اي داد که باعث تغيير اين روش شد. او مي گفت اگر ما اين مغازه هاي مجزا را ترکيب کنيم و تمامي آنها را با مديريت هاي مستقل در يک سالن بزرگ قرار دهيم يک مغازه بزرگ خواهيم داشت. اين راه بهتر و مناسب تري براي انجام کارهاست. مشتريان از اين روش استقبال کردند.
بازرگانان مستقل که صاحب مغازه هاي خرده فروشي به سبک قديمي بودند متوجه شدند که تجارتشان در حال تنزل کردن است. مغازه دارها به مبارزه با آن مشغول شدند. آنها هزاران نفر با هزاران عقيده متفاوت بودند. آنها قانون را وادار کردند تا مطابق روش قديم عمل کند.
آنها در نهايت موفق شدند که فروشگاه بزرگ
Grant را از نظر دولت محلي و ايالتي غير قانوني اعلام کنند. سرانجام ، فروشگاه بزرگ Grant پيروز شد. اگر روشي بهتر باشد پا بر جا خواهد شد.
در اوايل دهه 1960،
franchising يک تکنولوژي جديد و انقلابي در تجارت بود و آن هم با مخالفتهاي زيادي روبرو شد. روزنامه ها و مجلات در مورد اينکه اين روش جز کلاهبرداري و حقه بازي چيزي نيست نوشتند. داستانهايي از مردمي که سرمايه خود را با اين روش از دست داده اند نقل مي شد. حرکت بزرگي براي غير قانوني کردن franchising انجام شد. در حقيقت ، توسط کنگره آمريکا در آن زمان franchising با 11 راي غير قانوني اعلام شد.
امروزه اين روش که کلاهبرداري ناميده مي شد بيش از 34% از خرده فروشي در آمريکاي شمالي را عهده دار است. امروزه
franchising نزديک به 800 ميليارد دلار کالا و خدمات را در سال به فروش ميرساند. هر صنعتي به طور مشابه يک سير تکاملي را طي کرده است. ماساژور ها در 1970 شارلاتان تصور مي شدند. فروش کالاهاي دست دوم و Stock مشکوک به نظر مي آمد و يکي از روشهاي قمار برشمرده مي شد و اولين روزنامه در آمريکاي شمالي بنام The Public Occurrence ( 1690 ) توسط فرماندار ماساچوست توقيف شد. امروزه ما بدون اين صنايع تقريبا هيچ کاري نمي توانيم انجام دهيم.

پيشگامان
مثل هر عقيده قدرتمندي ، بازاريابي شبکه اي هم به دليل مشکل درک آن توسط مردم با مقاومتهايي مواجه شد هيچ رمز و رازي در بازاريابي شبکه اي وجود ندارد. بازاريابي شبکه اي تنها روش ديگري براي فروش و توزيع مي باشد. بازاريابي شبکه اي عمر 50 ساله دارد. در اوايل دهه 1940 شرکتي بنام
California Vitamins متوجه شد که تمام نمايندگان فروش جديد آنها از دوستان و اقوام نمايندگان فعلي آنها هستند. به اين دليل که مي خواهند محصولات را به قيمت عمده فروشي تهيه کنند. آنها همچنين کشف کردند که راحت تر است که نيروي فروش افراد زيادي باشند که هر کدام حجم کمي از محصولات را به فروش مي رسانند تا اينکه به دنبال تعداد کمي قهرمان بگردند که بتوانند محصولات زيادي را بفروش برسانند.
در نتيجه آنها اين دو ايده را با هم ترکيب کردند و يک ساختار پاداش در مقابل فروش طراحي کردند که فروشندگان ( بازاريابان ) را تشويق مي کرد که از ميان مشتريان راضي نمايندگان فروش جديدي را دعوت نمايند. بيشتر آنها دوست و فاميل بودند و حق يکساني براي معرفي محصول و اين موقعيت به ديگران داشتند اينها باعث رشد نيروي فروش به صورت نمايي مي شد. شرکت به آنها در مقابل فروش محصولات از طريق اين شبکه فروش پاداش مي داد.
Network Marketing متولد شد. چند سال بعد ، شرکت نام خود را به NutraLite Food Supplement Corporation تغيير داد.
در 1956 ،
Nutralite بوسيله دکتر Forrest Shaklee به بازاريابي شبکه اي پيوست تا توزيع وسيع تري را از مکملهاي غذايي که تهيه ديده بود فراهم کند.چند سال بعد، در 1959 توزيع کنندهاي قبلي Nutralite يعني Rich Devoss و Jay Van Andel شرکت Amway را تاسيس کردند. Amway مخفف American Way ميباشد يعني روش آمريکايي براي فروش محصولات )
مانند بسياري از پيشرفت هاي بدعت آميز واقعي ، توسعه بازاريابي شبکه اي صحيح به صورت ناگهاني انجام شد.
سوء استفاده از رشد نمايي اين روش باعث شد بازاريابي شبکه اي براي سالها در ذهنها خراب شود و اين موضوع هنوز به دليل درک اشتباه بين مردم وجو دارد . يکي از اولين سوء استفاده ها از مفهوم رشد نمايي براي کسب درآمد مربوط به نامه زنجيره اي بود که پس از جنگ جهاني آمريکا را در نورديد. نامه وعده سود زيادي را داده بود اگر شما يک سنت يا يک دلار به شخص آخري پرداخت کنيد. نامه هاي زنجيرهاي تا اروپا گسترده شد و در 1930 دفتر پست آمريکا تخمين زد که روزانه 10 ميليون نامه ارسال ميشود.اداره پست و مجري قانون به مبارزه با اين الگوي کلاهبردارانه و پديده نامه هاي زنجيره اي شروع کردند که نتيجه در اوايل دهه1940 شروع به فروکش کردن نمود. متاسفانه اين الگوي فريبکارانه که بنام
Pyramids شناخته ميشود جايي است که پول بابت وارد کردن ديگران پرداخت ميشود و هيچ محصول معتبري توسط شرکت فروخته نميشود. در 1974 ، سناتور walter Modale اعلام کرد که چنين شرکت هايي دشمن درجه يک مصرف کنندگان کشور ها هستند.
مجري قانون به سرعت براي جلوگيري از سوء استفاده ها دست بکار شد. در اواسط دهه 1970 بدون اطلاع درست از اينکه استفاده درست از
Network Marketing چيست. کميسون تجارت فدرال ( FTC ) در ميان ملتها چشمان خود را به طرف اغلب شرکتهاي Network Marketing گرداند.
در 1975 ،
FTC دعوي را بر عليه Amway اقامه کرد که موضوع آن اين بود که شرکت يک طرح هرمي غير قانوني دارد و از فروش محصولاتش در مغازه هاي خرده فروش جلوگيري مي کند و باعث ميشود که يک رکود تجاري بوجود آيد.
Amway براي رفع اتهام از خودش در مدت 4 سال ميليونها دلار براي هزينه هاي قانوني پرداخت کرد تا در نهايت در 1979 ، FTC راي داد که Amway يک Pyramid نيست ، يعني منافع آن از فروش محصولات حاصل ميشود و در نتيجه FTC ، Network Marketing را به عنوان يک سيستم توزيع قانوني و موثر معرفي کرد. Network Marketing در دهه بعد به حد انفجار رسيد.
امروزه هزاران شرکت Network Marketing در آمريکا ، کانادا ، مکزيک ، آمريکاي جنوبي ، انگلستان ، اروپا ، استراليا ، نيوزيلند ، اسرائيل و ژاپن وجود دارند. تنها در مالزي به تنهايي بيشتر از 800 شرکت Network Marketing فعال وجود دارد. Network Marketing يک صنعت 100 ميليارد دلاري است.
در 1993 ، Amway با فروش 1 ميليارد دلار سريعترين رشد را در بين شرکتهاي خارجي داشت. Discovery Toys محصولاتش را تنها با استفاده از Network Marketing عرضه کرد و توانست با الگويي از فروش به فروش بيش از 100 ميليون دلار دست يابد. Sprint ، MCI و AT&T سرويسهاي تلفن راه دور خود را از طريق شرکتهاي Network Marketing در اختيار مردم قرار مي دهند. شرکت AL Wiliams ، با استفاده از Network Marketing و در مدت 4 سال صنعت بيمه را با فروش بهتر Prodential مبهوت کرد.
شرکت هايي با روشهاي سنتي فروش مثل
Colgate-Palmolive و شرکت Gillette داراي شرکتهاي مکملي براي فروش به روش Network Marketing هستند. Rexall Drog براي توزيع محصولاتش توسط شرکت مکمل Rexall Showcase از روش Network Marketing استفاده ميکند.
Sam Walton موسس شرکت Wal Mart مي گويد :
من ترجيح ميدهم يک تجارت سودمند را در يک صنعت غير مرسوم بکار ببرم بجاي اينکه ي تجارت غير سودمند را در يک صنعت مرسوم بکار بگيرم.
Network Marketing از طرق مختلف توسعه پيدا کرد. شرکت هاي فروش مستقيم Direct Selling که آغاز به کار کردند امروزه از الگوهاي درآمد زايي Network Marketing استفاده ميکنند. برخي از نمونه ها عبارتند از : Avon شرکت بزرگ 3 ميليارد دلاري لوازم آرايشي و Waltkins Products که قبل از اينکه به Network Marketing بپيوندند بيش از 100 سال از روش فروش مستقيم استفاده ميکرد.
يکي از دلايل افت فروش به روش
Direct Selling در دهه 1970 اين بود که توزيع کنندگان که به صورت تلفني با مشتريان تماس ميگرفتند دريافتند که کسي در منزل ها نيست. زنان به عنوان ستون فقرات اصلي در خريد به روش Direct Selling عمل ميکردند. با ورود زنان به بازار کار و استفاده از آنها به عنوان نيروي کار تنها تعداد کمي از آنها در خانه مي ماندند. شرکتها اين گرايش اجتماعي را مشاهده کرده و به سرعت الگوي فروش خود را به سمت Network Marketing تغيير دادند که روشهاي غير رسمي فروش و پاداش بيشتر را ميسر مي کرد.

شرکتها هم برنده هستند.
چرا بسياري از شرکتها براي فروش از روش
Network Marketing استفاده مي کنند ؟ به سادگي مي توان گفت که اين روش بسيار موثر است. آنها ديگر هزينه هاي را براي بازاريابي ، توزيع يا فروش را قبل از اينکه فروش انجام شود و تحويل مشتري شود نمي پردازند. اين روش را با بازاريابي سنتي مقايسه کنيد جايي که شرکت ها ميليونها دلار براي تبليغات هزينه خواهند کرد ، همچنين هزينه هايي را صرف کارمنداني که به عنوان نيروي فروش فعال هستند مي نمايد ، از قبيل دستمزد ، پشتيباني از کارمندان ، ارتباطات ، مسافرتها و دفتر کار ، قبل از اينکه محصولي فروخته شود. Charles Givens ، کارشناس امور مالي و نويسنده کتاب پر فروش Wealth Without Risk ( توانگري بدون ريسک ) ،نشان مي دهد که 80% قيمت کالايي که به دست مصرف کننده ميرسد ناشي از هزينه هاي بازاريابي مي باشد.
شرکتهاي
Network Marketing هزينه هاي تبليغات و بازاريابي سنتي خود را پس از فروش محصول به صورت کميسيون فروش به نمايندگان مستقل پرداخت مي کنند.
در پر فروشترين کتاب او
The Popcorn Report, Faith Popcorn توضيح مي دهد که عقايد و اميال اجتماع باعث پيشرفت Network Marketing ميشود. او در اين کتاب توضيح مي دهد که مشتريان ترجيح مي دهند به دور خود پيله اي ببندند و در خانه بمانند. او اعتقاد دارد که مشتريان ترجيح مي دهند از ازدحام ترافيک و فروشگاه هاي شلوغ دوري کنند و بدنبال آسايشي هستند که Network Marketing با تحويل مستقيم کالا فراهم مي آورد..
مجله
Advetising Age تشريح مي کند که توصيه از طرف دوستان بسيار قدرتمند تر از تبليغات مي باشد. و اين همان چيزي است که Network Marketing مي گويد.
تغيير در محل کار اثبات مي کند که هيچ امنيتي در ساختار شرکتهاي سنتي وجود ندارد. در امريکا بيش از 3100 فرصت شغلي در هر روز به دليل کوچک کردن شرکتها از بين ميرود. اتوماسيون و پيشرفتهاي تکنولوژيکي تجارت را ساده کرده و صنايع را تغيير ميدهد. ميليون ها نفر بدون اينکه شغلي داشته باشند در شرکت هاي ديگري که هنوز موثر سازي نشده اند به دنبال شغل قبلي خودشان ميگردند که کارفرماي قبلي شان آن را حذف کرده بود. اين کار اجبار نهايي را به تعويق مي اندازد. در واقع ، 47% شرکتها که
Fortune 500 را در سال 1980 راه اندازي کردند مدتي است که در حال کار نيستند که نشاندهنده از دست رفتن بيش از 5 ميليون فرصت شغلي است.
پيشرفت هاي تکنولوژيک بر نيروي کار صنايع تاثير مي گذارد. يک نمونه آن صنايع
Vinyl Record مي باشد که در 1985 يک صنعت 24 ميليارد دلاري بود. امروزه اين صنعت منسوخ شده و با توليدات نوارهاي کاست و CD جايگزين شده است. صنايع مس و استيل با ظهور پلاستيک ها و آلياژهاي جديد متضرر شدند. کامپيوتر هاي عملياتي که قابليت انجام عمليات را دارند جانشين ميليونها کارگر شدند. تکنولوژي روباتيک به طور مشابه در کارگاه ها جاي خود را باز کرد.
يک روبات مي تواند جانشين 20 کارگر شود و شرکت را از پرداخت هزينه هاي گزاف حقوق کارکنان رها کند.
Man Power Inc. امروزه يکي از بزرگترين کارفرمايان در جهان محسوب مي شود. به اين دليل که اين شرکت با هزينه کم کارمندان موقتي را استخدام مي کند و در نتيجه از پرداخت حقوق بالا به کارمندان دائمي جلوگيري مي کند.
اين تجارت به صورت نيمه وقت ميتواند يک پشتوانه مالي اضافه بر درآمد براي شخص ايجاد کند تا بتواند در مقابل اين تغييرات خود را حفظ کند. در آخرين شماره
WallStreet Journal بر اساس آمار گيري انجام شده 80% نيروي کار مي خواهند که تجارت خودشان را داشته باشند و 40% مايل به کار در منزل هستند. اين همان چيزي است که Network Marketing مهيا مي کند. مردم به دنبال راههايي هستند که آينده خود را براي رهبري کردن و ايجاد تعادل در زندگي خانواده شان و ديگران بسازند.

چگونه کار مي کند ؟
در
Network Marketing شما اطلاعات خود را به اشتراک گذاشته و تماسهاي شخصي و حرفه اي خود را توسعه مي بخشيد. شما به دليل به اشتراک گذاشتن اطلاعات خود که منجر به فروش محصولات مي شود پاداش مي گيريد. Network Marketing به شما امکان ايجاد سازمان شبکه اي فروش خودتان از طريق تماسهاي شخصي و حرفه اي را مي دهد و همچنين به هر کسي اين قدرت را ميدهد که اين کار را به طور مشابه انجام دهد و باعث رشد نمايي شبکه شما شود. شما ميتوانيد از طريق صرف انرژي به صورت درست در جهت سازماندهي شبکه تجاري خود کسب درآمد کنيد. برخلاف شرکتهاي مرسوم با يک هيئت رئيسه در بالا ، در Network Marketing هر کسي رهبر و رئيس سازمان مستقل خود است.
يک شرکت
Network Marketing محصولات را فراهم ميکند و سپس به شراکت با شبکه هاي توزيع مستقل که هر کدام تجارت خودشان را دارند مي پيوندد. شرکت تحقيقات و توسعه ، سرمايه گذاري ، مديريت ، روابط عمومي ، توليد ، انبار داري ، بسته بندي ، کنترل کيفيت ، اجرا ، ترابري ، پردازش داده ها ، حسابداري و پرداخت چکهاي کميسيون فروش را کنترل مي کند.

شراکت در مقابل رقابت
يکي از دلايلي که
Network Marketing در دهه 90 موفق شد اين بود که Network Marketing بر پايه همکاري و تعاون بنا نهاده شد نه بر پايه رقابت. برخلاف تجارت سنتي ، موفقيت و ترقي در Network Marketing مستقيما ناشي از کمک به موفق شدن کساني است که شما به شرکت معرفي کرده ايد. در Network Marketing اطلاعاتي که از فروش محصول حاصل شده است به اشتراک گذاشته مي شود. مردم وارد اين تجارت مي شوند تا در نهايت براي تلاشي که کرده اند پاداش بگيرند، آنها وارد مي شوند بخاطر کسي که به اندازه کافي به آنها علاقه دارد که به آنها فرصت Network Marketing را نشان دهد. آنها وارد ميشوند چون آنها آمادگي تغيير را دارند.
چرا حقايق در مورد
Network Marketing گفته نشده است ؟
مردم در مقابل تغيير مقاومت مي کنند و از چيزي که کاملا ندانند هراسان هستند. مردم درباره چيزي که بدانند و اکثر مردم قبول داشته باشند احساس خوبي دارند.
واقعيت اين است که بسياري از مردم صاحب منصب امروز يک ترس بزرگ درباره از دست دادن قدرتشان دارند.
Network Marketing در مورد قدرتمند کردن تک تک مردم صحبت مي کند.
آيا واقعا منفعت شما همان چيزي است که آنها تصور مي کنند ؟
بخاطر بياوريد که چه بر سر
WT Grant ، Franchising و اولين روزنامه آمد ؟
اغلب ايده هاي جديد در آغاز با مخالفت مواجه ميشوند.
روزنامه ها ، مجلات و راديو و تلويزيون اصلي ترين سود خود را از طريق تبليغات بدست مي آورند. آيا منفعت رسانه ها در اين است که چيزهاي مثبتي در مورد صنعتي بگويند که هيچ تبليغاتي انجام نمي دهد ؟ آيا فکر ميکنيد شرکت هاي بازاريابي سنتي بزرگ که رقابت بيشتري را از طرف شرکت هاي Network Marketing حس مي کنند احساس خشم نمي کنند ؟ بنظر شما رسانه ها براي آنکه دلار هاي تبليغات خود را حفظ کنند چه بايد کنند ؟
چندين سال قبل يک شرکت
Network Marketing که محصولات بهداشت شخصي مي فروخت مورد توجه رسانه ها قرار گرفت. فروش آنها حدود 500 ميليون دلار بود. فروش اين شرکت از فروش شرکتهايي مثل Revlon ، Max Factor ، Estee Lauder و ديگران شرکتهاي فعال در زمينه سلامت و موارد کمکي زيبايي پيشي گرفت. آيا شما باور داريد در اين رقابت شرکت Network Marketing که هيچ هزينه اي براي تبليغات نکرده است در مقابل شرکتهاي سنتي که ميليونها دلار صرف تبليغات کرده اند پيروز شود ؟
علاوه بر اين ، شرکت هاي
Network Marketing فروشگاه هاي بزرگ را حذف مي کند و محصولات را درب منزل مشتريان همراه با خدمات خوب و صرفه جويي در وقت آنها تحويل مي دهد.
اگر شما يک دلال ، يک خرده فروش ، عمده فروش ، يکي از رسانه ها يا شخصي که شغل يا تجارتش توسط روش جديد و بهتر تهديد شود باشيد چه خواهيد کرد ؟
اگر شما دوستي در دفتر دادستاني ايالت داشتيد آيا با او تماس مي گرفتيد ؟
اگر شما يا شرکت شما با مبلغ صنعتي پارلمان يا کميته فعاليتهاي سياسي همکاري داشتيد و يا با يکي از رسانه ها رابطه داشتيد با آنها تماس خواهيد گرفت ؟
فکر ميکنيد چه عکس العملي نشان مي داديد اگر شغل شما در خطر بود حالا چه به عنوان يک
VP فروش چه بعنوان يک نيروي اجرايي که بايد به سرمايه گذاران پاسخ دهد و توضيح دهد که چرا بازارش توسط چند شرکت Network Marketing قبضه شده است. موقعيت و قدرت و درآمد شما در خطر بود ؟
فکر ميکنيد اين حيله ها بر عليه يک رقيب استفاده شده است ؟
چه تعداد از آرا را يک دادستان بايد از دست بدهد در مقابل اينکه بروي يک شرکت Network Marketing فوکوس کند که تعداد زيادي از مردم را بکار گرفته و ماليات زيادي را به صورت محلي و ايالتي پرداخت ميکند ؟
درست مثل هر تجارت يا صنعت ديگري ، حقه ها و روشهايي وجود دارند که به تصوير صنعت اين لطمه خواهند زد. خريد و فروش املاک کلاهبرداري هاي خود را داشته است. بانکداري ، پس انداز و وام ناشايستگي هاي خود را داشته است. وزارتخانه ها سوء استفاده در جهت مقاصد شخصي خود را داشته اند. چرا
Network Marketing از سايرين مجزا باشد ؟
به شرکت ، محصول و مديريت و تارخچه آن نگاه کنيد. تعهدي که براي دست يافتن به موفقيت لازم است را درک کنيد اين عقيده نه تنها در
Network Marketing بلکه براي هر کار ديگري درست است. افسانه هاي زيادي در مورد صنعت Network Marketing و شرکتهاي که در اين زمينه کار ميکنند وجود دارد.
اين واقعيتي است که بسياري از شرکتهاي شناخته شده از قبيل Gillette ، Colgate-Palmolive ، Rexall و هزاران شرکت ديگر از Network Marketing به عنوان روش مناسبي براي توزيع کالاهايشان استفاده ميکنند و از همين را فروش حدود 100 ميليارد دلار را به خود اختصاص داده اند. همينطور شرکتهايي مثل Cocacola ، Goodyear ، IBM ، FireStone و General Motors به Network Marketing ملحق شده اند. در حقيقت اين شرکتها تامين کننده محصولات براي شرکتهاي Network Marketing مثل Amway ، MCI ، US Sprint مي باشند. AT&T سرويسهاي راه دور را براي شرکت هاي Network Marketing مهيا مي کند. به دليل هزينه بالاي ملک هاي نمايشگاهي شرکت TOYOTA در ژاپن از روش Direct Sales براي فروش مستقيم محصولات به مشتريان استفاده مي کند. ( فروش مستقيم با Network Marketing متفاوت است )
Network Marketing راه جديدي به سوي آزادي مالي است. شما هرگز نمي توانيد با استفاده از مشاغل سنتي به درآمد اضافه و آزادي مالي برسيد. حتي حرفه اي ها هم وقت خودشان را براي پول در آوردن صرف مي کنند. اگر آنها نتوانند مشتري يا خريداري پيدا کنند پولي دريافت نميکنند. اغلب درآمد ها موقتي است و به راحتي متوجه خواهيد شد که در آمد شما موقتي است يا نه. کافي است فقط 90 روز کار نکنيد. اگر درآمد شما متوقف شد يا شروع به کم شدن کرد ، شما درآمد موقتي داريد.
در
Network Marketing شما ميتوانيد صرف وقت براي پول در آوردن را متوقف کنيد. به محض اينکه شما يک شبکه استوار از نمايندگان فروش را گسترش دهيد ديگر درآمدي ادامه دار و هميشگي خواهيد داشت.
اين به شما آزادي مي دهد که بتوانيد هر کاري که مايل بوديد در هر زمان انجام دهيد.
جالب است که ما چقدر در مقابل تغيير مقاومت مي کنيم. ما ترجيح مي دهيم در محدوده آسايش خود باقي بمانيم حتي اگر در وضعيت خوبي نباشيم.
گفته ميشود که
Network Marketing گام بعدي در تکامل تجارت آزاد است. اما يک چيز هست که ما مي توانيم هميشه به آن مطمئن باشيم :


اساسي ترين حقيقت زندگي در دنياي امروز ما اين

 است که تغيير ، غير قابل اجتناب است.

 

توانگران چگونه می اندیشند؟

    توانگران چگونه می انديشند ؟

من همیشه براین باور بوده ام که هر کس مسئول مشکلات وپدید آورنده شادمانی خویش است . ری کراک در سال 1902 در اوک پارک در حومه غربی شیکاگو پا به عرصه وجود گذاشت . پدرش لوئز تکنسین اتحادیه برق غرب بود و برادرش متخصص غدد داخلی بود .ری کراک بر خلاف برادرش به درس و مدرسه علاقه ای نداشت . شم کسب و جارت خیلی زود در ری کرا ک پدید آمد و شکوفا شد. ری کراک يک تابستان در داروخانه عمویش به کار پرداخت و تمام مزد خود را ذخیره کرد و به اتفاق دو تن از دوستانش یک فروشگاه آلات موسیقی دائر کرد و خیلی زود به خاطر کسادی کار مغازه را تعطیل کردند. گرچه نخستین تجربه ری کراک در کار تلخ بود اما درسی بزرگ به او آموخت و احساس مسئولیتش را در برابر کار و زندگی استحکام بخشید.

ری کراک در جستجوی کار به شیکاگو رفت و به فروشندگی در یک خرازی فروشی مشغول شد پس از اینکه کار او در این شرکت کوچک دوامی نیافت به یک گروه موسیقی که معروفیتی در شیکاگو داشت پیوست و به نواختن پیانو پرداخت.

 

    اندیشه حقیر ، انسان را حقیر نگه می دارد

در سال 1920 در شرکت " لیلی تولیپ " که لیوان و فنجان می ساخت کاری بدست آورد. حس ششم ری موجب شد که بتواند مقاومت مردم را در برابر فرآورده ای جدید در هم شکند و استفاده از این فرآورده را یک ضرورت جلوه دهد . او ایمان داشت اگر حقیر فکر کند ، حقیر باقی خواهد ماند وچنین چیزی را نمی خواست . او با برنامه فشرده ای که برای خود در نظر گرفته بود ،همه روزه ازساعت هفت صبح کیفی را به دست می گرفت که پر از نمونه های لیوان کاغذی بود . آنگاه در پی بازاریابی و گرفتن سفارش های جدید ، پیاده روهای شیکاگو رابا گامهایی استوار زیر پا می گذاشت . درحوالی ساعت پنج بعد از ظهر که اغلب مردم از کار بر می گشتند تا پس از کار وتلاش روزانه استراحت کنند ، ری به ایستگاه رادیو شیکاگو می رفت تا به عنوان یک پیانیست رسمی در جمع نوازندگان پیانو بنوازد . کار، طولانی وفشرده بود ، اما او بی امان وخستگی ناپذیر تلاش می کرد . کراک از نظر جسمانی مثل بیشتر مردم بود ، اما آموخته بود که استقامت وپایداری را در خود بپروراند . در همان سال ری کراک بر حسب اتفاق با ارل پرنیس ، مهندسی که چند بستنی فروشی در نقاط گوناگون شهر بانام "قصر پرنیس "دائر کرده بود وکراک لیوان های بستنی فروشیهای او را تأمین می کرد ملاقات کرد . پرنیس برای ساخت دستگاه مخلوط کن شش گردونه وچند منظوره مقدماتی را فراهم کرد و به کراک پیشنهاد کرد که نمایندگی انحصاری فروش آن را در سراسر کشور به عهده گیرد وسود حاصله را به تساوی قسمت کند ، در نتیجه در سال 1948 موفق شد رکورد فروش مخلوط کن را به 8000 دستگاه برساند و این هنوز نخستین قدم بود.  دو نفر از مشتریان کراک برادران مک دونالد بودند. ری کراک در سفری به لس آنجلس موفق شد که رستوران مک دونالد را از نزدیک ببیند . او وقتی کیفیت در خط تولید همبرگر، نظافت و سرعت سرویس دهی آنهارا دید بشدت تحت تاثیر قرار گرفت.  او معتقد بود که حیف است چنین امکاناتی محدود به یک نقطه باشد . کراک با طرحی که از پیش آماده کرده بود نزد برادران مک دونالد شتافت تا پیشنهاد تاسیس رستورتنهای مشابهی را در سراسر کشور بدهد. این طرح سود دوجانبه ای داشت : از سویی درامد برادران مک دونالد را افزایش می داد و از سوی دی گر کراک می توانست فروش مخلوط کن های خود را به حداکثر برساند. طبق این قرارداد 1.9 در  صد از درامد همه رستورانها به کراک تعلق می گرفت که 5 % از آن مبلغ را می بایست به برادران مک دونالد بپردازد. بر اساس ماده ای از قرارداد با ایجاد هر نمایندگی ، 950$ به کراک پرداخت می شد . مدت قرارداد کراک با برادران مک دونالد 10 سال بود که بعد ها به 99 سال تغییر یافت . به این ترتیب در سال 1955 ری کراک نخستین رستوران خود را در غرب امریکا دائر کرد . ری کراک ضمن اداره رستوران ، فروش مخلوط کن را نیز ادامه می داد و با درامد حاصل از آن اجاره رستوران و حقوق کارکنان را می پرداخت.  او هر روز خواب آلود براه می افتاد تا کارکنان خود را در کارها کمک کند ، او می گوید :

        نظافت دستشوئی ، توالت و کف سالن را هرگز عار نمی دانم

 

در سال 1956 هشت رستوران جدید در نقاط مختلف کشور به رستورانهای او اضافه شد. فروش مخلوط کن به کراک فرصتی داد تا از آشپزخانه هزاران رستوران در سراسر کشور بازدید کند و از این تجربه ها در اداره نمایندگیهایش سود جوید . هدف اصلی ری کراک درتمام این مدت تأسیس شبکه بزرگی از رستوران هایی بود که از نظر کیفیت ، پاکیزگی وخدمات ، نمونه باشند . کراک برای تسریع رشد و توسعه رستوران های زنجیره ای خود فکر تازه ای کرد ، او به مالکانی که املاکشان در گرو بانک بود اعلام کرد که اگر زمینهایشان را به او اجاره دهند هر ماه اقساط وام انها را خواهد پرداخت صاحبان املاک بی درنگ این پیشنهاد را می پذیرفتند زیرا با پذیرفتن این پیشنهاد املاک راکد و بی فایده آنان درآمد زا می شد. کراک تصمیم گرفت دایره ای از افراد مهم از جمله حسابداران، وکالی دعاوی و مشاوران مالی را گرد اورد.

رهبری چگونه؟

جين بلاسكو درمراسم ترحيم يكي از دوستان نزديك خود حضور يافته است. دوستش در اثر حادثه رانندگي در جاده‌اي كه به اطراف  كار و مديريت شركتش در آن رفت و آمد مي‌كرده، جان خود را از دست داده است. بلاسكو در خلوت خود به اين حقيقت تلخ مي‌انديشيد كه روزي و شايد هم همين‌ فردا نوبت او باشد، چرا كه هفته‌اي چند روز همين جاده را با همين سرعت براي كار طي مي‌كند. راستي اگر اين اتفاق فردا براي او بيافتد تكليف چيست، براي بلاسكو سه سؤال اساسي مطرح مي‌شود:

۱- آيا ما سخت و بي‌وقفه كار مي‌كنيم كه كسب و كار موفقي بسازيم يا تلاش مي‌كنيم كه مراسم ختم باشكوهي مثل امروز را به وجود بياوريم.

۲– آيا ما براي موفقيت و كاميابي و درك لذت زندگي خود مي‌كوشيم يا مي‌كوشيم تا تنها وارثين ما از تلاش ما لذت ببرند.

۳– آيا ما براي زندگي كار مي‌كنيم يا زندگي مي‌كنيم كه فقط كار كنيم؟ اصلاً هدف زندگي چيست؟ كار براي زندگي؟ يا زندگي براي كار؟

طرح اين سؤالات در ذهن بلاسكو به‌شدت او را تكان مي‌دهد و او را براي رسيدن به پاسخ‌هاي درست به تكاپو وامي‌دارد.

بلاسكو كه اكنون با چندين سال سابقه عملي و تجربي در كسب و كار، يكي از مشاورين زنده مديريت به شمار مي‌رود، از آن پس تحقيقي را آغاز مي‌كند كه نتايج زير را براي او حاصل مي‌كند.

او مي‌گويد من از ميان شركت‌هاي موفق جهان با مديران 24 شركت كه در يك دوره ده‌ساله حدود 20 درصد سود سهام عايد سهامداران خود كرده بودند و در امور ديگر نيز در كارشان موفقيت چشمگيري داشتند، مصاحبه‌اي انجام دادم و در گفتگو با اين مديران كه در صنايع مختلف مديريت مي‌كردند به چند حقيقيت آشكار دست يافتم.

- راز موفقيت مديران اين بود كه اساساً نوع و طبيعت مديريت و رهبرشان با ديگران كاملاً فرق داشت و در واقع «شيوه رهبري» عامل موفقيت آنها بود.

– ديگر اينكه در شيوه‌هاي مديريتي و رهبري آنان، الزاماً تشابه و نقاط مشتركي وجود نداشت تا بتوانم از آن تقليد كنم. هر يك از آنها روش رهبري خاص خود را براي موفقيت داشتند.

اما همه آنها در امور زير با هم مشترك بودند:

- آنها براي كار زندگي نمي‌كنند، بلكه براي زندگي كار مي‌كنند.

– آنها به همه امور زندگي اهميت مي‌دهند و همه‌چيز را با هم و با تعادل به پيش مي‌برند؛ امور خانواده، امور شخصي، امور سلامت، امور تفريحي، امور معاشرتي، ورزش و بالاخره امور كسب و كار.

بلاسكو به سه حقيقت تلخ ديگر هم در نتايج بررسي خود اشاره مي‌كند.

 - موفقيت و كاميابي، دشممن و گمراه كننده انسان، مديران و سازمان‌ها است. چيزي كه ما را تا به امروز كامياب كرده و به اينجا رسانده است، الزاماً همان چيزي نيست كه كاميابي آينده را تأمين كند. اين حقيقت باعث شكست و سقوط و محو بسياري از شركت‌هاي بزرگ جهان بوده كه امروزه تنها نام و خاطره‌اي از آنها در جايي در قبرستان شركت‌هاي مرده باقي است.

– ما متأسفانه همواره ديگران را مقصر مي‌دانيم و هرگز در آئينه حقيقت خود نمي‌نگريم.

– حقيقت تلخ سوم اين است كه من بايد تغيير كنم، من بايد عوض شوم. در حالي كه همه دنبال تغيير ديگران هستند و تغيير را در آنها جستجو مي‌كنند.

او پس از درك اين نتايج به درون سازمان خود مراجعه مي‌كند و با درك و ديدگاه جديد به بررسي آن مي‌پردازد و در اين بررسي به دو نوع سازمان و تشكيلات اشاره مي‌كند؛ زيرا از ويژگي‌هاي بوفالوها و غازها، نتايج مديريتي جذابي به دست مي‌آورد. او سازمان‌ها را به دو دسته تقسيم مي‌كند:

 1 – سازمان‌هاي بوفالويي

۲- سازمان‌هاي غازی

ويژگي بوفالوها

                    P آنها به يك رهبر پاي‌بند و وفادار و همه پيروند و تابع.

                    P آنها درست همان كاري را مي‌كنند كه به آنها دستور داده شده است.

                    P آنها هرگز سؤال نمي‌كنند و فقط پيروي مي‌كنند.

                    P بوفالوها منتظر دستور مي‌شوند و تا دستور نرسد، هيچ كاري نمي‌كنند .

                    P هيچكس جاي ديگري را پر نمي‌كند و جلو نمي‌افتد و مسئوليت نمي‌پذيرد.

ويژگي غاز ها

                    P هر غاز به هنگام پرواز دسته‌جمعي، احساس مسئوليت مي‌كند.

                    P هرغازفقط پيروي محض نمي‌كندو وضع خودرادرراه مي‌سنجدوتصميم مي گیرد .

                    P          هر غاز مسير پرواز گروه را مي‌داند.

                    P رهبري و جلودار بودن، نوبتي است.

                    P هر غاز،زمان جلوتربودن،درنوك پروازبودن و هدايت گروه را، خود انتخاب می کند.

                    P همه غازها تمايل به پذيرش مسئوليت و جلودار بودن و رهبري دارند.

                    P غازها در طول پرواز مراقب يكديگر هستند.

                     بررسي ثابت كرده است كه اگر غازها مسيري را گروهي بپيمايند* 70 درصد بيشتر از آن مسافتي را كه انفرادي  مي‌توانند طي كنند، مي‌پيمايند. بلاسكو مي‌گويد وقتي از مطالعه نظام همكاري و زندگي و پرواز گروهي و مشاركتي غازها آگاه شدم و راز كاميابي اين نظام را كشف كردم، به داخل شركت خود برگشتم و به همه همكارانم دستور پرواز دادم و از آنها خواستم كه از امروز غازهايي باشند كه هم خود از پروازشان لذت ببرند و هم من سازمان كمال‌يافته‌تر و آسوده‌تري را اداره كنم. آري من به آنها اختيار و آزادي پرواز دادم و گفتم بوفالوهاي من پرواز كنيد. غافل از اينكه بوفالوها نمي‌توانند پرواز كنند. به خود گفتم بلاسكو سازمان تو، يك سازمان بوفالويي است. مگر تو اين‌طور نخواستي كه همكاراني مطيع و فرمانبردار، بي چون و چرا داشته باشي ك به دست و دهان تو نگاه كنند. پس اگر غير از اين مي‌خواهي، خود تو اول بايد تغيير كني و در اينجا بود كه آن حقيقت تلخ سوم يك بار ديگر در گوش من صدا كرد كه:

        من بايد تغيير كنم، من بايد بوفالوها را تبديل به غاز كنم، طبيعت آنها را تغيير دهم، با آموزش و پرورش، رشد، ايجاد انگيزش، روحيه، اختيار، مسئوليت، اعتماد و … پرواز بوفالوها حقيقت تلخي است كه همه‌روزه در اغلب سازمان‌ها با آن برخورد مي‌كنيم.

چه باید کرد؟

نت ورک مارکتینگ  تجارت ارزوهاست.

چه کاری را سراغ دارید که بدون سرمایه اولیه بتوان ان را اغاز کرد؟

برای رسیدن به مقصود ، در اینده  چه تصمیمی دارید؟

اصل كلي حيات مي گويد: براي برآوردن آرزوهايتان بايد در دنياي درون جستجو كنيد . اگر دنبال ثروت هستيد ، انتظار نداشته باشيد كه توانگري از دنياي ديگر ناگهان از راه برسد . جهان لبريز از ثروت و فراواني است و شما بر حسب اعتقاد و انتظارتان از آن خوان گسترده بهره ميبريد.

علت اصلي اين كه جماعت بسياري در زندگي در جا مي زنند اين نيست كه توانايي و مهارت لازم براي انجام كار را ندارند بلكه آنان خود را دست كم مي گيرند و خود را براي رسيدن به درجات بالاتر شايسته و برازنده نمي دانند. پيشرفت و كاميابي صرفا" به اين نيست كه شخص به امكانات و فرصت هاي متفاوت دسترسي داشته باشد ، بلكه آنچه اهميت داردمناعت طبع و حس خويشتن دوستي است ، چون تنها كساني از فرصت ها بهره مي برند كه خود را شايسته احراز آنها بدانند.بنابراين فقط كافي است به آنچه در آرزويش هستيد ، اعتقاد داشته باشيد و خود را سزاوار آن بدانيد. 

صفات یک رهبر

در مورد راهبری سخنان زیادی شنیده ایم  یکی ازبارزترین صفاتی که یک راهبر را در پیشبرد اهداف کمک می کند عزم جزم وایستادگی یک راهبر می باشد.

در مورد به اشتباه کشیده شدن سازمان خویش چه عکس العملی نشان می دهید؟

قاطعیت

قاطعيت يعني حقيقت وجودي ما.يعني توجه به هدف. يعني خود آگاهي يعني با خود روراست بودن. يعني تربيت خويشتن .يعني استفاده از فرصت ها براي نيل به‌آنچه كه مي خواهيد.بله وخير پاسخ هاي مهمي هستند كه يك فرد قاطع بايد قادر به ابراز آنها باشدو خود را آماده براي گفتن آن نمايد.بسياري از ما به دليل اينكه نمي توانيم بله وخير را در زمان مناسب بگوئيم قاطعيت خود را از بين مي بريم براي افزايش قاطعيت هنر نه گفتن را در خود تقويت كنيد. 

    چگونه با جرِآت نه بگوئيم:

1.پاسخ خود را با يك نه محكم واضع ورسا شروع كنيد. نه گفتن حق مسلم همه ما است.

2.به توجيح نمودن يا عذر و بهانه آوردن متوسل نشويد.البته دليل آوردن با عذر بهانه آوردن تفاوت زيادي دارد.

3.فكر كنيد كه نه گفتن حق مسلم شماست.

4.مسئوليت و زحمت گفتن نه را بپذيريدو ديگري را به خاطر تقاضايش سرزنش نكنيد.

5. نه گفتن طرد شخص مقابل نيست. بلكه تنها پاسخ شما نسبت به در خواست بخصوص مي باشد.

6.نگفتن نه در مواردي كه مايل به ابراز آن مي باشيم .معناي مقدم داشتن نياز هاي ديگران بر نياز هاي  خود است.بدانيدكه دراين مواقع در تعيين محدوده مسئوليت خويش موفق نبوده ايم.

چرا ابراز پاسخ منفي مشكل است:

 

1.اگر نه بگویم ممكن است سبب آزاريارنجش ديگران شوم دراين مواقع بدانيد كه شما مسئول احساس  ديگران نمي باشيد مي توانيد بگوئيد كه نمي خواستم شما را ناراحت كنم اما ...سپس عذر خود را مطرح كنيد.

2.اگر اين دفعه نه بگويم ممكن است ديگر مرا دوست نداشته باشند:اگر يك دوستي ممكن است براي نه گفتن  شما را دوست نداشته باشد نمي تواند دوست شما باشد.

3. اگر نه بگويم ديگر توجهي به من  نخواهند كرد :اتفا قاً برعكس است نه گفتن شما توجه ديگران را به شما بيشتر جلب مي كند .

4..نمي توانم نه بگويم چرا كه در اين صورت خودم ناراحت مي شوم:ولي ناراحت زود گذر خواهدبود ولي اگر به جاي نه بلي بگويم ممكن است چندين  روز ناراحت باشم.

                                                   «عصبانيت گرفتن انتقام اشتباه ديگران از خود است»

تجارت الکترونیک چرا؟

جايگاه تجارت الكترونيك در جهان


باتوجه به آنچه كه گفته شد از آنجا كه رشد تجارت الكترونيك وابسته و در ارتباط با رشد فن آوري اطلاعات است بهتر است ابتدا نگاهي به رشد صنعت
IT در جهان بيندازيم . در جوامع توسعه يافته حدود 80% شغلهاي جديد به كامپيوتر ، اينترنت و IT وابسته اند نمودار زير :
Europe 29%
Japan 13%
Rest of the world 16%
X 42%
سهم كشورهاي توسعه يافته را در بازار جهاني
IT در سال 2002 نشان مي دهد .
نمودار ديگري در همين سال سهم كشورهاي مختلف را در بازار جهاني فن آوري اطلاعات و ارتباطات (
ICT) ، نشان مي دهد.
Europe 29%
Japan 12%
Rest of the world 25%
X 34%
رشد
IT و ICT اثرات قابل مشاهده فراواني بر اقتصاد پيشرفته داشته كه رشد تجارت الكترونيكي وافزايش حجم اطلاعات و گردش و سريع تر آن و افزايش شمار كاربران اينترنت و... را نيز در پي دارد .با توجه به بررسي هاي موسسه تحقيقاتي Forrester و رشد سريع و روز افزون تجارت الكترونيك در كشورهاي پشرفته و مزيتهاي رقابتي حاصل از آن ، لازم است كه كشور هاي در حال توسعه به منظور حضور در بازار رقابت جهاني سريعاً در استراتژيهاي تجاري و بازرگاني خود تجديد نظر اساسي كنند . اين موسسه تحقيقاتي پيش بيني مي كند كه رشد تجارت الكترونيكي از 354 ميليارد دلار در سال 2001 به حدود 10 تريليون در سال 2005 برسد .همچنين تحقيقات EITO نشان مي دهد كه تجارت از طريق اينترنت در 5 كشور صنعتي اروپا يعني انگلستان ، فرانسه ، آلمان ، ایتالیا از 6/171 ميليلرد يورو در سال 2001 به 3/1628 ميليلرد يورو در سال 2005 مي رسد كه از رشد ساليان حدود 77% برخوردار است . همچنين
فروش
online به صورت درصدي 2004 ،2003، 2002 ،2001، 2000 صنعت
از كل فروش
40% 9/092 2/ 506 3/427 3/343 2/230 محصولات الكترونيكي و سخت افزاري
26% 5/411 5/311 2/190 90 1/35 وسايل نقليه
17% 2/299 5/184 2/103 9/53 27 نفت و مشتقات
17% 4/266 1/170 1/101 5/56 9/29 برق ، گاز، آب و مخابرات
24% 3/235 5/143 9/73 7/33 4/14 كاغذ و مرسولات
13% 5/216 5/116 5/58 1/28 2/13 محصولات مصرفي
12% 1/211 1/128 9/73 2/41 5/22 غذا
10% 141 2/74 6/34 1/15 3/6 ساختمان
14% 124 2/60 2/62 7/10
¾ محصولات دارويي و پزشكي
7% 3/70 9/41 8/23 1/13 7 كالاهاي صنعتي
20% 1/68 5/42 4/22 5/10 6/4 حمل و نقل و انبار
15% 9/32 29 1/23 8/15 1/9 هوانوردي و صنايع دفاع
3% 5/26 3/15 6/8 8/4 6/2 صنايع سنگين
17% 5/2695 4/1823 9/1166 6/716 2/406 كل
طبق جدول فوق پيش بيني فروش در صنايع ازسال 2000 تا 2004 رشدي با ميانگين 17% داشته است.

 
 جايگاه تجارت الكترونيك در ايران


در ايران استفاده عمومي از اينترنت بيشتر در دانشگاه ها و به منظور انجام امور تحقيقاتي است و مراكز ايجاد شده در شهرها نيز در سطح محدودي فعاليت مي نمايند و كاربران بيشتر به منظور الكترونيكي وتلفن از راه دور ، از اينترنت استفاده مي كنند . بعلاوه بسياري از قوانين وبسترهاي لازم براي تجارت الكترونيك در كشور هنوز فراهم نگاشته است . بنايراين نمی توان انتظار داشت كه تجارت الكترونيك به سرعت در جامعه گسترش يابد . رتبه بندي
EUI براي سال 2000 در زمينه تجارت الكترونيك در 60 كشور دنيا مؤيد همين ادعاست .در اين رتبه بندي كه در حقيقت سهولت و ميزان دسترسي به تجارت الكترونيك را در كشورها نشان مي‏دهد از دو شاخص كلي محيط تجاري وارتباطات استفاده شده است براي شاخص محيط تجاري از 70 معيار مختلفي از قبيل گستردگي اقتصاد ، چشم انداز ثبات سياسي ، محيط نظارتي ، مالياتي و درجه آزادي تجارت و سرمايه گذاري استفاده شده است كه بر اساس اين شاخص نمره كشورما از 10 عدد 3 است كه در رتبه 59 قرار دارد . شاخص ديگراطلاعات است كه از معيار هايي از قبيل گستردگي شبكه مخابرات و ارتباطات و ديگر معيار هاي مبين وضعيت دسترسي به اينترنت مانند هزينه اتصال به اينترنت ،نرخ سواد و ...تشكيل شده است . براساس اين شاخص نيز نمره كشور عدد 3 از 10 است كه رتبه 56 قرار دارد . در مجموعه دو شاخص جايگاه كشور ما رتبه 58 ازميان 60 كشور بررسي شده است .

 دلايل عقب ماندگي تجارت الكترونيك در ايران

 
دلايل متعددي را مي توان در بيان علل عقب ماندگي تجارت الكترونيك در ايران بر شمرد كه مهمترين آنها عبارتند از :

  • نبود بسترها و تجهيزات شبكه‏اي وارتباطي لازم براي دسترسي سريع و آسان مردم به اينترنت
  • عدم وجود قوانين مدون ومصوب تجارت الكترونيك
  • فقدان نظام بانكداري الكترونيكي نوين در سيستم بانكي كشور
  • عدم وجود كارتهاي اعتباري بين الملل و ساير كارتهاي خريد الكترونيكي
  • عدم پشتيباني بسياراز شركتهاي تجاري فعال در زمينه تجارت الكترونيك از كشورمان
  • عدم وجود مراكز و شركتهاي دولتي و خصوصي خدمات دهنده تجارت الكترونيك در كشور
  • پايين بودن سطح آگاهي و توجه مردم به الكترونيك و فن آوري اطلاعات در كشور(عدم فرهنگ ساري مناسب )

 

مزاياي استفاده از تجارت الكترونيكي در ايران

 

  • مطرح شدن محصولات در سطح جهاني و در نهايت بالارفتن كيفيت محصولات

كاهش موثرتر هزينه هاي عملياتي بين عوامل بازرگاني (PARTNERS)، مشتريان و كانالاهاي آن

  • افزايش درآمد از طريق مشتريان جديد و كانالــهاي جديد همراه با محصولات و سرويس هاي جديد
  • جلب رضايت مشتري
  • صحت سفارشات ONLINE
  • در نهايت امكان انجام خريدهاي كوچك تا بستن قراردادهاي كلان و كشوري.

 

 

نتيجه گيرى
                                                   
انقلاب تجارت الكترونيك در حال اثرگذارى بر روى روش هاست. تجارت الكترونيك به تمام فروشندگان اين فرصت را مى دهدكه در بازار جهانى و با عرضه كالاهاى خود به بيش از 32 ميليون خريدار با كمترين هزينه رقابت كنند. اينترنت به سرعت در حال رشد است و تاجران كوچك امروز اين فرصت را در اختيار دارند كه همگام با آن رشد كرده و به غول هاى تجارى فردا مبدل شوند. هر تغيير و تحول در جامعه، نيازمند تحول و دگرگونى در ساختار و قوانين و آداب و سنن است تا بسترى مناسب براى پذيرش اين تغيير فراهم شود. تجارت الكترونيك نيز تحولى است در عرصه تجارت و اطلاعات كه به موجب آن، شيوه خريد و فروش وانتقال اطلاعات و كالاها توسط موسسات دگرگون شده است. براى گسترش و پذيرش تجارت الكترونيك لازم است كه پيش نيازهاى رشد اين تكنولوژى مهيا شود، ازجمله اين پيش نيازها، مى توان به زيرساختار مخابراتى، مسايل قانونى و ايمنى پيام رسانى و نيز مبادله الكترونيكى داده ها اشاره كرد.

تجارت وسازمان فروش من

 

اگر قرار است چیزی آغاز شود ، از خود من آغاز می شود .

If it's to be, it's up to me

 

 اکنون که ورودی گرفته اید و تعداد آنها آرام آرام افزایش می یابد ، این سوال را از خود بپرسید که چگونه می توانم به اعضای زیر مجموعه ی خود برای رشد سازمانم کمک کنم ؟  با سازمان و مجموعه خود وقت صرف کنید و با آنها بنشینید و پا شوید و آنها را همراه خود به جلسات مختلف ببرید و اجازه بدهید آنها کم کم آموزش دادن و در دست گرفتن جلسات و برگزاری و هدایت آنها را بیاموزد .

پس می بایست :

 

تفاوت آموزش و تمرین را درک کنید .

There is different between teaching and training

 

 

به جای آنکه به زیرمجموعه  خود بگویید این ها را یاد بگیر و بعد هم او را تنها بگذارید ، می بایست ابتدا به آنها مطلب را بگویید و بارها و بارها با او تمرین کنید تا بیاموزد . پس ، بارها و بارها با مجموعه ی خود تمرین کنید . این کار را ادامه بدهید ، تمرین یعنی تکرار ، تکرار ، تکرار ، تکرار ... تا در نهایت مطالب جزء طبیعت آنها شود.

تمرین کردن نه این است که یک بار مطلبی را بگویید . آنقدر باید تمرین کنید تا مسئله برای آنها مثل آب خوردن شود . شاید برای گفتن صحیح یک جمله از کاتالوگ مجبور باشید 30 دفعه آن را تکرار کنید تا آن را کاملاً صحیح  بگوید . نباید هیچ اشتباهی داشته باشید ، چون اگر شما یک اشتباه بکنید ، زیر مجموعه های شما آن اشتباه را بارها و بارها انجام داده و پس از مدتی در سازمان شما ، اصلاً ماهیت جمله ی مذکور تغییر کرده است . از اینکه تمرین می کنید خسته نشوید . من مدت دو هفته صبح تا شب ، هر جا که بودم ، حتی در تاکسی یا پای پیاده صفحات کاتالوگ را تمرین می کردم . به جلسات مختلفی می رفتم که ربطی به مجموعه ی من نداشت ، ولی می بایست موقعیت تمرین را برای خود ایجاد می کردم . پس اگر هنوز به تجارت مسلط نشدید ، لیدر خود را  بچسبید و از او بخواهید با شما تمرین کند . همین کار را با زیر مجموعه های خود بکنید .

 

به تمام کسانی که توسط شما وارد سیستم می شوند تعهد بدهید که به آنها کمک می کنید .

  

هیچ فرقی نمی کند که با ورودی مستقیم خود تمرین کنید یا در رده های پایین تر با فردی تمرین کنید که حتی شاید او را مستقیماً نشناسید ( ورودی غیر مستقیم ) . این اقدام شما یعنی ایجاد یک سازمان قدرتمند .  خواهش می کنم از ذهن خود این نکته را خارج کنید که شما یک فروشنده یا بازاریاب معمولی هستید . به فکر تجارت خود باشید . سازمان ایجاد کنید . در این Business قرار است که محصولات فروخته شود ، ولی فروش این محصولات به سبب همین تجارتی است که شما اکنون آن را انجام می دهید . پس  به تجارت خود بیندیشید . آیا می دانید فرق شما با کارمند اداره چیست ؟ کارمند اداره درباره اصلاح کارها و فشارها و مشکلات یک اداره زحمت می کشد ولی این تجارت ، تجارت خود شماست  و سازمان شما از خود شما آغاز می شود . متعلق به شماست . هر چقدر به آن بیشتر احترام بگذارید به اهداف خود در زندگی احترام قائل شده اید . هر چقدر جدی تر باشید ، نتیجه آن را چند برابر خواهید دید . نسبت به جزوه ها و آموزش ها و جلسات هفتگی و جلسات پرزنت تعلق خاطر داشته باشید تا از کار خود لذت ببرید .

زمان ، زمان شماست . هر حرکت مثبت یا منفی شما بر سازمان شما تاثیر می گذارد . پس نکات مثبت خود را تقویت کنید و بر طبق تجربه ای که کسب می کنید ، نکات منفی خود را اصلاح کنید .

خستگی ، خستگی شماست و درآمدها نیز حق الزحمه آن است و هر گلی زدید به سر خود زدید.

.

دوستان خوبم:

انسانهای گوناگونی با روحیات مختلف وارد   مجموعه ی شما می شوند . پس با صبر و متانت  سعی کنید راه را برای آنها روشن کنید و اهمیت کار را به آنها گوشزد نمایید . به آنها تعهد بدهید که آنها را حمایت می کنید و از آنها تعهد بگیرید که نسبت به کار خود جدی باشند . با هم باشید و اطلاعات را رد و بدل کنید .

من 20 امتیاز اطلاعات دارم و تو 10 امتیاز اطلاعات . بیا با هم وقت صرف کنیم و  تمرین کنیم ، چون در پایان این مدت من و تو با هم هر کدام 30 امتیاز اطلاعات داریم .  آیا متوجه ثروت شدید . ثروت شما اطلاعات شماست و زمان و انرژی که برای یادگیری آن صرف کردید .

 

این تجارتی است که افراد مجموعه نباید لحظه ای یکدیگر را تنها بگذارند و از هم جدا باشند .

چرا نت ورک مارکتینگ؟

در نت ورک هیچکس مدیریت نمی شود

یکی از مزایای بی چون وچرای نت ورک مارکتینگ اموزش رهبری ویا همان لیدر شیپ می باشد

 

((در سازمانهای نوین رهبران جایگزین مدیران می شوند))

این پیامی است که از مدتی قبل بر سر زبانها افتاده است براستی ارزوی ما نبود که مدیر بخشی از یک سازمان شویم چه شده که افراد از مدیریت شدن تنفر پیدا کرده اند ودیگر نمی خواهند مدیریت شوند بلکه سازمانها نیاز به رهبری پیدا کرده اند.

قبل از اینکه این متن را ادامه بده اید چند فرق اساسی از یک مدیر ویک رهبر در ذهن خویش دارید ؟؟؟؟؟؟؟

فرقهای مدیریت وراهبری

1-مدیر در انجام یک کار ممکن است جا بزند در حالی که رهبران با جرات هستند

2-مدیران ایجاد نیاز می کنند در حالی که رهبران نیاز را القا می کنند

3- مدیران افراد را موعظه می کنند درحالی که رهبران یاد می دهند

4-مدیران عموما افسرده می کنند در حالی که رهبران تاثیر می گذارند

5-مدیران همشیه در حال کشف جرم هستند در حالی که رهبران احترام می گذارند

6-مدیران همیشه سر پوش می گذارند در حالی که رهبران تحسین می کنند

7-مدیران برای کارها افراد را احضار می کنند در کالی که راهبران افراد را توسعه می دهند

8-مدیران در بر خورد با مسائل عکس العمل نشان می دهند در حالی که رهبران قانون مند عمل می کنند

9- مدیران در کارها از قواعد پیروی می کنند در حالی که رهبران قواعد را ایجاد می کنند

10-مدیران از شکست واهمه دارند در حالی که رهبران از شکست می اموزند وانها را به فرصت تبدیل می کنند.

همانند سازی

برای چه مدتی نتورک خویش را ساخته اید ؟
برای درامد خویش از این کار برای چند سال برنامه ریزی کرده اید؟
برای هر برنامه ریزی که کرده اید چه تمهیدی اندیشده اید؟
چگونه می توان به برنامه ریزیمان اعتماد کنیم؟
ایا برای به دست اوردن این اطمینان معیاری وجود دارد؟
این معیار ایا عملی است یا تئوری؟
چه کاری باید انجام داد؟: کوان تسو فیلسوف چینی معیاری این چنین در دست ما قرار داده است.

اگر براي يك سال برنامه‌ريزي مي‌كنيد گندم بكاريد
اگر مي‌خواهيد براي ده سال برنامه‌ريزي كنيد درخت بكاريد
و در صورتيكه براي يك عمر برنامه‌ريزي مي‌كنيد انسان تربيت كنيد
بله اولین اصل در هر کاری که می خواهیم موفق شویم وبه موفقیت برسیم باید افرادی همچون خود ما وطرز تفکر ما پرورش دهیم.
نام این اصل همانند سازی است.
*همانند سازی*
یک نظری هست که می گویید تمام مطالبی که در نت ورک به ما اموزش داده می شود تمام انها در کاتالوگ به طور مختصر گفته شده است و کاتالوگ یک اصل در تمام طول کارکرد ما در نت ورک می باشد .
در معرفی کار این گونه می اید که:ادم موفق در این سیستم کسی است که خوب اموزش ببیند ویاد بگیرد که خوب یاد بده و طوری یاد بده که انها هم یاد بدهند.
ودر جلسات اموزشی می اید که مهمترین اصل در نت ورک همانند سازی می باشد و اگر تمام اموزشهای ما به این اصل ختم نشود ما کار خاصی انجام نداده ایم
براستی چرا این اصل انقدر اهمیت دارد که تمام کارهای ما منوط به انجام این کار می باشد برای اینکه جواب این چرا را در یابیم باید تعریف درستی از همانند سازی داشته باشیم.
همانند سازی یا DUPLICATION به این معنی است که ما تمام اموزشهائی که که می بینیم بی کم و کاست برای دوستان خودمان بازگو کنیم و به معنای اخص تر اینکه کسی همانند سازی کرده است که دوست خود را مانند خود خود در تمام جوانب چه اعتقادی ،اطلاعاتی ،رفتاری ،تجربی،
کاربردی، دارای مهارت کند و جان کلام این است که در کار نت ورک هیچ فوت کوزه گری نباید وجود داشته باشد نت ورک مارکتینگ
تنها کار دنیا ست که می توان ادعا کرد اگر کسی به همکارانش لحظه ای اگاهی ویا اموزش ندهد اولین متضرر وبزرکترین ضرر کننده خود فرد می باشد وتنها کاری است که باید برای بهتر شدن دیگران نسبت به خود اقدام کرد واین کار در نت ورک صورت می کیرد
در کتاب (راهبری ) امده است میزان سنجش یک راهبر به جانشین اوست یعنی اگر جانشین یک فرد بتواند مانند راهبر اصلی کار خویش را به انجام برساند راهبری خود را با مهارت به انجام رسانده است.ولی اگر...............چه فکری در مورد ان خواهند کرد
در تمام کار این اصل جاری است به طور مثال برای چه نگاتیو اپ می کنیم فقط برای این که سبک شویم و یا نه دلیل خیلی مهمتری دارد ما نگاتیو اپ می کنیم که بفهمیم نگاه حامی ما به این مسئله چگونه است تا بعد من هم یاد بگیرم چگونه مسائل را تجزیه وتحلیل بکنم ویاد بگیرم چطور با مسائل برخورد کنم
اگر برای این بیزنس زمانی متصور نیستید ومی خواهید نت ورکی بسازید که تا سالیان سال به رشد خود ادامه دهد به این اصل توجه خاصی کنید
همانند سازی یعنی اموزش طوری باشد که فرضا اگر مسئله ای در مجموعه اتفاق افتاد نگاه راهبردی یک پرزنتر و فرضا یک لیدر به ان مسئله نگاهی مشترک ویکسان باشد در این هنگام همانند سازی به طور کامل صورت گرفته است .

شکست چیست؟

تا به حال حتما در اطرافتان کسانی را دیده اید که به انها شکست خورده می گفتندویا ور شکسته
در نت ورک تا به حال کسی را دیده اید که در کارش شکست خورده باشد ویا حالتی مانند شکست خورده ها داشته باشد؟
اگر این حالت را ندیده باشی قطعا شنیده اید که فردی در مجموعه خویش تنها مانده است
وقطعا برای همه ما اتفاق افتاده است: برای کسی کارمان را معرفی کرده ایم واو به ما جواب رد داده است. وشاید این کار چندین بار تکرار شده باشد . ایا ما شکست خورده ایم؟
چند بار شکست را برای خود تعریف کرده ایم ؟در زندگی شخصی خودمان چند بار طعم شکست را چشیده ایم ؟
واقعا چه چه کسی شکست خورده است؟
کسی که دستانش را به علامت تسلیم بالا برده، وعملکرد او نشان دهنده این حرف است که: من تاب وتحمل مسئله ای مثل تو را ندارم ودر مقابل تو هیچ کاری نمی توانم انجام دهم من تمام شدم.ودیگر هیچ. مقایسه کنیم


گفتند: شکست یعنی تو یک انسان در هم شکسته ای!
گفت: نه ! شکست یعنی من هنوز موفق نشده ام.

گفتند: شکست یعنی تو هیچ کاری نکرده ای.
گفت: نه! شکست یعنی من هنوز چیزی یاد نگرفته ام.

گفتند: شکست یعنی تو یک آدم احمق بودی.
گفت: نه! شکست یعنی من به اندازه کافی جرات و جسارت داشته ام.

گفتند: شکست یعنی تو دیگر به آن نمی رسی.
گفت: نه شکست یعنی می باید از راهی دیگر به سوی هدفم حرکت کنم.

گفتند: شکست یعنی تو حقیر و نادان هستی
گفت: شکست یعنی من هنوز کامل نیستم.

گفتند: شکست یعنی تو زندگیت را تلف کردی.
گفت: نه! شکست یعنی من بهانه ای برای شروع کردن دارم

از والاترین بخش وجود خود اگاه شوید

**نت ورک مارکتینگ کاری است که نت ورکرهای حقیقی ،در نهایت در این کار به یک کمال در انسانیت خواهند رسید**
این گفتار شاید شعار گونه به نظر برسد ولی می خواهم بدانم به نظر شما انسان چه کارهای باید انجام دهد تا به یک کمال نسبی در هر کاری برسد؟ وحتی به این مضمون که که کاری را که برای امرار معاش انجام می دهد وارد زندگی او شده واز کار خویش نه تنها به در امد برسد بلکه از کار خویش لذت برده واین کار باعث شود منش وکردار یک فرد نه تنها بهبود یابد بلکه فرد را در قالبی نو و تکامل یافته انسان قرار دهد .
اکثر گفته های بزرگان برای اینکه انسان یک سیر تدر یجی و مطمئن در زندگی داشته باشد تقریبا یکسان است ومی توان با برانداز کردن تجربه های انها وعمل به نصایح می توان به نتیجه رسید.
مهمترین گفته های انها را در 9 بخش گرداوری کرده ایم ومی خواهیم این گفته ها را با بهترین شغل دنیا که در ان فعالیت داریم تطبیق دهیم
نت ورک مارکتینگ در اصل روش نوین توزیع کالا است که جایگزین سیستم قدیمی توزیع کالا شده است وکسی که در این شغل فعالیت میکند ومی خواهد از این راه به در امد برسد باید سازمان فروشی قوی ومحکم بسازد که از طریق این سازمان فروش، محصولات شرکت مطبوع خود را به فروش برساند
و الزام، داشتن چنین سازمانی ،کار با انسانها می باشد . انسانهائی که هر کدام دارای روحیات خاص خود هستند وهر کدام از انها خلق خوی متفات با یکدیگر دارند.
انسانها موجوداتی نیستند که بتوان هر وقت خواستیم انها را کنار بگذاریم ویا مانند کامپیوتر انها را فرمت کنیم ویا خاموش کنیم وهر وقت لازم شد انها را به کار بیاندازیم بلکه انسانها دارای روح هستند که روح انسانی را اگربتوان اغنا کرد ویا ان روح را طوری ساخت که ان فرد در کنار انجام کار از ان کار لذت ببرد کار بسیار سخت ومشگلی است وبرای رسیدن به این ایده ال که سازمانی متشکل از انسانهای کار ازموده ودقیق در انجام کار بسیار باید زحمت کشید ،نت ورک مارکتینگ راه یک شبه پولدار شدن نیست ولی راهی است مطمئن برای رسیدن به درامد بالا واگر شخصی طی مدت زمان معینی ،و کوتاه تری از مشاغل دیگر به درامد می رسد نشان دهنده این نیست که کار بی زحمت و ساده ای می باشد بلکه در این مدت سختی ها ومرارت های چندین سال در مشاغل دیگر را در این مدت کشیده می شود.
حال بپردازیم به طی راه رسیدن به کمال نسبی چه در انسانیت وچه در صحنه مدیریت کاری وچه در راهبری شخصیتی یک انسان از زبان بزرگان وتطبیق این گفتار ها با نتورک مارکتینگ.
1-از والاترین بخش وجود خود اگاه شوید. این اگاهی به شما کمک می کند تا خود را بسیار فراتر از کالبد فیزیکی بدانید
بسیار برای ما اتفاق افتاده است در رشته تحصیلی مشغول به تحصیل باشیم که زیاد به ان علاقه ای نداریم و تنها به اصرار این و ان ،ویا اجبار در ان رشته درس می خوانیم،به طبع بعد از فارغ تحصیلی ،در کار مربوط به ان رشته مشغول به کار می شویم وهرگز شاید در زندگی نتوانیم به شغل ویا رشته تحصیلی مورد علاقه خودمان بپردازیم.وبه زبان ساده تر توانائی های ذاتیمان را نتوانیم بروز دهیم این یک امر بدیهی است که هر انسانی در یک ویا چند مورد استعداد ذاتی دارد ولی بر اثر میدان ندادن ویا به کار نگرفتن این توانائی ها،استعدادها شکوفا نمی شود وبه ظهور نمی رسد.
به زبان ساده تر می توان گفت :استعداد ذاتی خویش را بشناس و ان را پرورش بده شاید تو هم طلای نابی هستی که در زیر خاکهای زمان وجامعه ،تبعیض گم گشته ای
در نت ورک مارکتینگ امکان بروز استعدادها از هر نوع چه علمی وچه عملی وجود دارد وبنا به اقتضا کار نت ورک که انسانها کار را کار خود می دانند نه کس دیگری هر کس دراین شغل سعی در اثبات وجود خویش دارد واز تمام توان واستعدادهای پنهان وپیدای خویش استفاده می کنند وخیلی از استعدادها که نا پخته بود در این کار به بلوغ می رسند وانسان اولین کشف را در خود انجام می دهد که: چه چیزی می توانستم باشم .
وبه قول حافظ اسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه فال به نام من دیوانه زدند
واینجاست که بسیاری از غنچه های استعداد شکوفا می شوند واولین اصل نت ورک مارکتینگ یعنی **تغیییر**شکل می گیرد.
2-خود را باور کنید تا به عقل وخردی که شما را افرید نیز ایمان بیاورید.اصل دوم شما رادر جایگاه انسانی که بانیروی جهانی خداوند یکسان ویگانه است تثبیت می کند
اگر انسان خود را بشناسد وبداند که روحی که خداوند به او عطا کرده از وجود خود خداوند است و بر این نکته واقف می شود که اگر سعی در تقویت این روح داشته باشد ظرفیت این روح تا انجا که خود انسان بخواهد قابل گسترش است ،انگاه به این خود باوری می رسد که ما می توانیم باشیم انچه می خواهیم
به روایتی دیگر نوع نگرش ماست که ما را می سازد اگر نگاهی کوتاه وگذرا به هر جیزی داشته باشیم ان چیز همان طور کوتاه وگذرا خواهد بود واگر دور اندیش و واقع بین باشیم خیلی از مسا ئل اطرافمان عمیق ودقیق خواهند بود
در نت ورک مارکتینگ این نوع نگرش که اگر (خود بخواهی خواهد شد) اموزش داده می شود ودر خیلی از جلسات اموزشی بر این نکته تکیه می شود که می خواهید سازمان فروشتان، تا کجا به فروش ادمه دهد؟ وشما چه چیزی را برای ان پیش بینی می کنید ؟
برای هر فردی که وارد نت ورک میشود این فرصت ایجاد می شود که باورهای ذهنی ونگرشی خویش را، در سازمان فروش خود جاری وساری نماید ویک فرصت ایده ال،تجربه مدیریت به تمام کسانی که خود را باور نداشتند می دهد
واین دومین موهبت نت ورک مارکتینگ است که در این کار به همه اهدا می شود یعنی **اعتماد به نفس**
3-بدانید که می توانید خواسته ها وارزوهایتان را بسوی خود جذب نمائید. اصل سوم قدرت شما را برای جذب ان چه از قبل به ان اتصال داشته اید را نشان می دهد
انسان هر انچه که بخواهد را می تواند کسب کند اگر بر نیروی خود اگاهی داشته باشد وقدرت درک رسیدن به انرا داشته باشد.
مثالی که می توان در این راستا به ان اشاره کرد ارزوهای بچگی است حتما برای ما اتفاق افتاده است که در کودکی ارزوی بلند و دور و درازی داشته ایم که شاید مورد این پاسخ قرار گرفته باشد (ارزو بر جوانان عیب نیست) وحتما دیده ایم ویا برای خود ما اتفاق افتاده است که اتومبیلی به یک تقاطع می رسد ودر ان تقاطغ ماشین مدل روزی قرار دارد کودکان داخل اتومبیل با هیجان بین خود می گویند من بزرگ شوم فلان رنگ از این ماشین را تهیه می کنم وکودک دیگر رنگ دلخواه خود را می گویید ودر تصور خود ان رنگ از اتومبیل را تهیه می کنند ولی نکته مهم پدر خانواده است که حتی نیم نگاهی را هم به ان ماشین نمی اندازد وحتی اجازه تصور خرید ان خودرو را هم به خود نمی دهد چرا؟چون نمی تواند تصور کند که شاید روزی بتواند ان را تهیه کند .بر سر ارزوهای بچگی ما چه امده است ؟چرا نمی توانیم باور کنیم که ما هم میتوانیم داشته باشیم ؟چون باور نداریم اگر بخواهیم می توانیم. چون ان چیزی را که می پسندیم را در قالب شخصی خویش باور نداریم .در منابع تاریخی ما اورده اند حضرت علی(ع) با کیسه ای ازکنار فردی گذشت ان فرد پرسید یا علی این کیسه که در پشت داری چیست فرمودند نخلستان . اری بر دوش علی کیسه ای از هسته خرما بود ولی از ان نخلستان یاد کردند چون می دانستند با کار وتلاش این هسته ها به بار می نشینند وتبدیل به یک نخلستان بزرگ خواهند شد هر چند شاید زمان زیادی لازم باشد ولی دست یافتنی است .
ادامه مطلب خدا بخواهد فردا..........................

کار خارج از مرکز

شرايط كار در شهرستان:

1-ترينر بودن

2- از كساني پرزنت كردن را شروع كنيم كه از آمدن آنها 100% مطمئن باشيم.

3- آمادگي نسبت به نبودن ورودي در ابتداي كار.

4-ابتدا چند نفر(4-5) دايركت بگيريم و يك هسته قوي درست كنيم و بعد كار را گسترش دهيم.

5- بردن تعدادي كارت خالي ,جزوه و كاتالوگ با خود.

6-آمار موفقيت بچه ها ,گزارش كار روزانه در ابتداي كار.

7-هيچ كس از كار مطلع نشود.در جمع هاي متفرقه اصلا صحبت نشود.روش استاندارد دعوت.

8- بردن يكسري كتابهاي بگينرها

9-پرسيدن هر مساله اي كه پيش مي آيد حتي  اگر راه حل آن را مي داني خصوصا كارهاي جديد.

10- بعد از تشكيل هسته اوليه مركزي سرعت پرزنتهاي خود را بالا ببريد.(در حد ماگزيمم)                       11- نكته مهم در ورودي گرفتن براي هر فرد دايره اعتماد است.

12- در نه شنيدنهاي اوليه خيلي بايد براي بچه هاي خودت توضيح بدهي.اگر كسي تاثير منفي بر بچه هايت دارد عكس العمل حرفه اي خيلي مهم است.

13-جا انداختن اهميت فالوآپ در ذهن بچه هايت.

14- حتي المقدور بچه هايت را تهران بياور تا  بچه هاي اينجا را ببينند.

15- تا اتفاقي افتاد با بالادستي ات تماس بگير اين كار اعتبار خودت را بالا مي برد.

16- با بچه هايت تفريحات كاري داشته باش و جو كاري را لذت بخش كن.

17-در مواقع لازم بسيار جدي باش و اگر گفتند خودش را گرفته بگو اين يك تغيير لازم براي كار است.

18- تا زماني كه 7-8 نفر شويد و جلسه هفتگي داشته باشيد, هر يكي دو روز يكباردور هم جمع شويد و در مورد پايه نتورك, آمار و دادن مسؤوليت به بچه ها صحبت كنيد.

19- هر وقت با بچه ها جمع مي شويد,در مورد اهداف آرزوهايت و چيزهايي كه دوست داري و مي خواهي از اين كار بدست آوري صحبت كن.

20- ترسها بر 3 دسته اند:-ترس از انتقاد(درصورتي كه بداني درست است)

                                   ترس از فقر

                                  ترس از دست دادن محبت ديگران

   هروقت ترسيدي تماس بگير و تخليه كن.

21- به دايركتهايت بايد سخت بگيري.سختگيري بعد از ايجاد مشكل باعث مي شود بچه هايت تنبل بار آيند.

22- همه مي فهمند, يكي بعد از 2 بار و كس ديگر پس از 10 بار, هركسي را بخواهيم مي توان به پول رساند.

23- هركس براي عوض كردن مرحله بايد درست آموزش ببيند وساپرت شود.

24- همه حرفهايي كه مي شنويم لزوما درست نيست.

25- به صورت غير منتظره كيفيت جلسات را كنترل كنيد. استانداردها را چك كنيد.

26- تنبيه ممنوع, شاكي نشويم, فقط تشويق.

27- كار را در عمل ثابت كنيم. كوچكترين حركتي رسم مي شود, خوب يا بد.

28- با كسي مستقيما نبايد وارد بحث شد. از ديگران استفاده كنيد.

29- دلسوز مجموعه خود بودن باعث مي شود افراد مجموعه بخاطر دوست داشتن به حرف آدم گوش دهند.

30- شخصيت شما خيلي مهم است. دقيق, سروقت, جدي , مهربان و... باشيم.

31- وارد حيطه هاي اعتقادي و سياسي نشويم. ما يك گروه كاملا اقتصادي هستيم.

32- با 6 نفر شروع به ساختن هسته مركزي كنيم. ترجيحا همه كمپكت باشند.

33- كسي حق ندارد به كار و اعتقاد شما توهين كند.

34- حتما 2 نفر خيلي رفيق را زير هم مي چينيم.

35- در مقابل وقت تلف كردن واكنش نشان دهيم و به كار خودمان برسيم.

36- اطلاعات بچه ها را چك كنيم.

مغایرتهای زمان ما

مغایرتهای زمان ما

ماامروزه خانه های بزرگتر ولی خانوادههای کوچکتر داریم راحتی بیشتر اما زمان کمتر

مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پائین تر اگاهی بیشتر اما قدر ت تشخیص کمتر

متخصصان بیشتر اما مشگلات نیز بیشتر داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر

بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم ،خیلی کم می خندیم ،خیلی تند رانندگی میکنیم،خیلی زود عصبانی می شویم،خیلی کم مطالعه می کنیم،اغلب اوقات تلویزیون نگاه می کنیم،وخیلی به ندرت دعا می کنیم

چندین برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کم شده ،خیلی زیاد صحبت می کنیم به اندازه کافی دوست نمی داریم وخیلی زیاد دروغ می گوئیم

زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را،تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم ونه زندگی را به سالهای عمرمان

ما ساختمانهای بلند تر داریم اما طبع کوتاه تر بزرگراههایمان پهن تر ،دیدگاهها باریکتر

بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم

فضای بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضای درون را اتم را شکافته ایم اما نه تعصب خود را

بیشتر می نویسیم اما کمتر یاد می گیریم،بیشتر برنامه می ریزیم اما کمتر انجام می دهیم

عجله کردن را اموخته ایم،ونه صبر کردن،در امدهای بالا تری داریم اما اصول اخلاقی پائین تر

فرصت یشتر اما تفریح کمتر تنوع غذا بیشتر اما تغذیه ناسالم تر در امد بیشتر اما طلاق هم بیشتر

منازل رویائی اما خانوادهای از هم پاشیده

بدین دلیل است که پیشنهاد می کنماز امروز هیچ چیز را برای موقعیتهای خاص نگذارید زیرا هر روز زندگی بک موقعیت خاص است.