رهاورد یک لید ر برای نت ورک خویش چه چیزی باید باشد؟

کتابی را مطالعه می کردم تحت عنوان ((مدیریت ارزشها)) بعد از خواندن کتاب با یکی از لیدر هایم این مبحث را در میان گذاشتم وتازه در یافتم گفته لیدرم را که می گفت **یک لیدر نباید هیچ گونه ضعف اخلاقی داشته باشد**ومصمم شدم که گفته لیدرم را که ناشی از تجربه بسیار بالای او در نت ورک مارکتینگ بود را به اجرا در اورم وسعی در تعالی اخلاق خود ودوستان خود بنمایم . وبرای این فایل فضای قابل توجه ای در زمانهای روزمره ام باز کردم(((اصول اخلاقی در مجموعه چه تاثیری در رشد وارتقا مجموعه دارد)))

سازمان چيزي نيست مگر مجموعه اي از افراد. تقريباً در همه سازمانها بزرگترين نقش افراد، انجام دادن كارها يا به قولي پيشبرد وظايف محوله است. اگر اخلاق بر محیط مجموعه حاكم باشد يعني اگر همه افراد مجموعه برای رسیدن به هدف خویش اصول اخلاقی را مراعات کنند، از چند جهت مفيد و موثر خواهد بود. اول اينكه اصول اخلاقي به عنوان يك ارزش در سازمان نهادينه خواهد شد. دوم اينكه بين افراد روابط موثر، شفاف و دوستانه حكمفرما خواهد بود و بالاخره اينكه شاهد پويايي و عملكرد مثبت كل سازمان خواهيم بود. ارزشهاي اخلاقي خوب و ارزشهاي اخلاقي بد در سازمانها هست اما بستگي به محيط، فرهنگ و شيوه رفتار افراد دارد. رفتار اخلاقي  افراد به دو عامل ارزشهاي شخصي و جو حاكم بر سازمان بستگي دارد. مثلاً هنگامي كه سيستم به گونه اي باشد كه رفتار نادرست را به صورت مثبت تقويت كند، افراد خوب هم دست به كارهاي نادرست مي زنند. هنگامي كه سازمان به افراد دروغگو و متقلب و يا كساني كه اعمال خلاف را انجام مي دهند. ارتقاي پوزیشن بدهد و يا آنها را مورد ستايش قرار دهد اين برداشت مي شود كه رفتارهاي غيراخلاقي بازدهي مناسبي دارند،اينجاست كه اصول غيراخلاقي در سازمان ريشه مي گيرد.اصول غيراخلاقي كدامند؟ حاكميت روابط بر ضوابط تنها يكي از مواردي است كه سازمانها را به طرف اصول غيراخلاقي مي كشاند. موارد ديگري مانند: تاخير ـ‌- پنهانكاري  - رياكاري و چاپلوسی و... گاهي به صورت ارزش درآمده اند.

درباره چرائي پيدايش چنين اصولي در سازمان چندين دليل اساسي را مي توان مطرح كرد. عدم احساس مسئوليت، ضعف ايمان، نبود وجدان كاري، پايبندنبودن به تعهدات خود در قبال سازمان، حاكميت ارزشهاي مادي در برابر ارزشهاي معنوي و... در پيدايش اصول غيراخلاقي در مجموعه موثرند.


نقش لیدر در پيدايش اصول غيراخلاقي

لیدری كه رفتاري درست و صادقانه دارد بدون آنكه قصد آموزش مجموعه را داشته باشد به آنان تعهد اخلاقي را ياد مي دهد.او الگوي در زمينه اخلاق است و مظهر ارزشهايي است كه در سازمان غالب هستند. اگرلیدر از از افراد مجموعه اش انتظار مشاركت در انجام كار، وظيفه شناسي، انضباط و جديت را دارد يا سهل انگاري، كم كاري و حيف و ميل منابع را نمي پذيرد در مقابل آن عدم درك و ناديده گرفتن نيازهايمجموعه  و نيز عدم برقراري ارتباط مناسب كاري از طرف لیدر پذيرفتني نيست. تجمل پرستي لیدر راه را براي بروز رفتارهاي غيراخلاقي در محيط سازمان هموارتر مي سازد.

اتاق كار مجلل و ماشين گران قيمت، برپايي جلسات بي محتوا و مسافرتهاي بي دليل جزو عواملي هستند كه نقش لیدر را در پيدايش اصول غيراخلاقي به اثبات مي رسانند. مسلماً چنين اعمال و رفتاري از طرف لیدر تاثيرات سوء و مخربي را در بين مجموعه به جاي خواهد گذاشت و آنان تصوير ذهني منفي نسبت به مجموعه و لیدرش خواهند داشت.

 

اقدامات لازم در برخورد بااصول غيراخلاقي

1 - ايجاد مدل گزينشي مناسب: افراد براي مجموعه يك سرمايه انساني محسوب مي شوند چرا كه سازمان براي جذب و به كارگيري آنان هزينه هاي زيادي را انجام داده است. باید برای افراد مجموعه الگو سازی کنیم تا انان متوجه شوند ارزشهای اخلاقی چقدر برای ÷یش برد سازمانشان مفید است

2 -  منشور اخلاقي: تشويق و افراد مجموعه به ارزشهاي اخلاقي و حرمت نهادن به آن بدون وجود قانون مكتوب ،بلکه باید این ارزشها به صورت عملکرد نهادینه شوند ودر تمام حرکات لیدر ها مشهود باشد

3- ارزيابي عملكرد : اگر فرد عملكرد ضعيفي از نظر اخلاقي در كارنامه خود دارد علل آن را بايد شناخت. آيا از شغلش ناراضي است؟ شايد شغل وي هيچ تناسبي با علاقه و تخصص او نداشته باشد. يا ممكن است كه فقر و ديگر مشكلات اقتصادي موجود در جامعه باعث شود فرد ناخواسته دست به اعمال غيراخلاقي بزند. آيا شايسته سالاري در سازمان حاكم است؟ ميزان مشاركت و تعهد افراد در چه سطحي قرار دارد؟ آيا بين افراد مجموعه تعارض وجود دارد؟ آيا جو بي اعتمادي و نگرش منفي در محيط سازمان سايه گسترانده است؟به هر حال عوامل پيش گفته مي توانند تاثير زيادي را در رشد اصول غيراخلاقي به همراه داشته باشند. بايد افراد مجموعه مان را  مورد ارزيابي عملكرد مداوم قراربدهیم  . بابرگزاري كارگاههاي آموزشي و توجيهي و پرورش ذهن و روح كاركنان نيز مي توان اعمال و رفتارهاي غيراخلاقي را از صفحه فكري او پاك كرد.  


فرايندهاي تقويت كننده اصول اخلاقي

1- خودشناسي : شناخت بيشتر شخصيت خود و خودسازي درون؛

2 - خودكنترلي : قدرت كنترل و تسلط بر نفس خويش؛

3 - خودارزيابي: احساس تكليف در برابر سازمان و سنجش اعمال نيك و بد خود.

 

نتيجه گيري

اخلاق يكي از سرمايه هاي اجتماعي هر كشوري است. اگر جايگاه والايي در زندگي مردم نداشته باشد. اثرات آن به مراتب ويرانگر خواهد بود. نابسامانيهاي موجود در جامعه در زمينه اخلاق و ارزش يافتن انگيزه هاي مادي بر ارزشهاي معنوي زنگهاي هشدار را به صدا درآورده است.

اصول غيراخلاقي موجود در محيطهاي كار به يقين از سوي جامعه به درونمجموعه  تسري يافته اند. پرسش اين است كه براي مقابله با آن چه بايد كرد؟ آيا بايد دست روي دست گذاشت و شاهد و ناظر آن بود تا به صورت يك اپيدمي درآيد؟ اگر مي خواهيم معيارهاي اخلاقي به صورت يك فرهنگ درمجموعه ها نهادينه شود بايد به راهكارهاي مناسب آن عمل كنيم.  پرورش مهارتهاي انساني و رفع نيازهاي اساسي زندگي افراد باعث خواهد شد تا كم كم اصول غيراخلاقي رنگ ببازند و اصول اخلاقي جايگزين آن شوند.

اگر شما لیر یک مجموعه از نظر تعادل وتجربه نت ورک هستید ایا اخلاق شما هم به مجموعه شما  اموزش ونیرو میدهد ؟

ایا مجموعه شما واقعا شما را دوست دارند؟ خاطرات برخورد با شما را می توان برای همه تعریف کرد؟

               **همه بدانیم ارزش همیشه ارزش باقی می ماند**