کار خارج از مرکز

شرايط كار در شهرستان:

1-ترينر بودن

2- از كساني پرزنت كردن را شروع كنيم كه از آمدن آنها 100% مطمئن باشيم.

3- آمادگي نسبت به نبودن ورودي در ابتداي كار.

4-ابتدا چند نفر(4-5) دايركت بگيريم و يك هسته قوي درست كنيم و بعد كار را گسترش دهيم.

5- بردن تعدادي كارت خالي ,جزوه و كاتالوگ با خود.

6-آمار موفقيت بچه ها ,گزارش كار روزانه در ابتداي كار.

7-هيچ كس از كار مطلع نشود.در جمع هاي متفرقه اصلا صحبت نشود.روش استاندارد دعوت.

8- بردن يكسري كتابهاي بگينرها

9-پرسيدن هر مساله اي كه پيش مي آيد حتي  اگر راه حل آن را مي داني خصوصا كارهاي جديد.

10- بعد از تشكيل هسته اوليه مركزي سرعت پرزنتهاي خود را بالا ببريد.(در حد ماگزيمم)                       11- نكته مهم در ورودي گرفتن براي هر فرد دايره اعتماد است.

12- در نه شنيدنهاي اوليه خيلي بايد براي بچه هاي خودت توضيح بدهي.اگر كسي تاثير منفي بر بچه هايت دارد عكس العمل حرفه اي خيلي مهم است.

13-جا انداختن اهميت فالوآپ در ذهن بچه هايت.

14- حتي المقدور بچه هايت را تهران بياور تا  بچه هاي اينجا را ببينند.

15- تا اتفاقي افتاد با بالادستي ات تماس بگير اين كار اعتبار خودت را بالا مي برد.

16- با بچه هايت تفريحات كاري داشته باش و جو كاري را لذت بخش كن.

17-در مواقع لازم بسيار جدي باش و اگر گفتند خودش را گرفته بگو اين يك تغيير لازم براي كار است.

18- تا زماني كه 7-8 نفر شويد و جلسه هفتگي داشته باشيد, هر يكي دو روز يكباردور هم جمع شويد و در مورد پايه نتورك, آمار و دادن مسؤوليت به بچه ها صحبت كنيد.

19- هر وقت با بچه ها جمع مي شويد,در مورد اهداف آرزوهايت و چيزهايي كه دوست داري و مي خواهي از اين كار بدست آوري صحبت كن.

20- ترسها بر 3 دسته اند:-ترس از انتقاد(درصورتي كه بداني درست است)

                                   ترس از فقر

                                  ترس از دست دادن محبت ديگران

   هروقت ترسيدي تماس بگير و تخليه كن.

21- به دايركتهايت بايد سخت بگيري.سختگيري بعد از ايجاد مشكل باعث مي شود بچه هايت تنبل بار آيند.

22- همه مي فهمند, يكي بعد از 2 بار و كس ديگر پس از 10 بار, هركسي را بخواهيم مي توان به پول رساند.

23- هركس براي عوض كردن مرحله بايد درست آموزش ببيند وساپرت شود.

24- همه حرفهايي كه مي شنويم لزوما درست نيست.

25- به صورت غير منتظره كيفيت جلسات را كنترل كنيد. استانداردها را چك كنيد.

26- تنبيه ممنوع, شاكي نشويم, فقط تشويق.

27- كار را در عمل ثابت كنيم. كوچكترين حركتي رسم مي شود, خوب يا بد.

28- با كسي مستقيما نبايد وارد بحث شد. از ديگران استفاده كنيد.

29- دلسوز مجموعه خود بودن باعث مي شود افراد مجموعه بخاطر دوست داشتن به حرف آدم گوش دهند.

30- شخصيت شما خيلي مهم است. دقيق, سروقت, جدي , مهربان و... باشيم.

31- وارد حيطه هاي اعتقادي و سياسي نشويم. ما يك گروه كاملا اقتصادي هستيم.

32- با 6 نفر شروع به ساختن هسته مركزي كنيم. ترجيحا همه كمپكت باشند.

33- كسي حق ندارد به كار و اعتقاد شما توهين كند.

34- حتما 2 نفر خيلي رفيق را زير هم مي چينيم.

35- در مقابل وقت تلف كردن واكنش نشان دهيم و به كار خودمان برسيم.

36- اطلاعات بچه ها را چك كنيم.

مغایرتهای زمان ما

مغایرتهای زمان ما

ماامروزه خانه های بزرگتر ولی خانوادههای کوچکتر داریم راحتی بیشتر اما زمان کمتر

مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پائین تر اگاهی بیشتر اما قدر ت تشخیص کمتر

متخصصان بیشتر اما مشگلات نیز بیشتر داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر

بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم ،خیلی کم می خندیم ،خیلی تند رانندگی میکنیم،خیلی زود عصبانی می شویم،خیلی کم مطالعه می کنیم،اغلب اوقات تلویزیون نگاه می کنیم،وخیلی به ندرت دعا می کنیم

چندین برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کم شده ،خیلی زیاد صحبت می کنیم به اندازه کافی دوست نمی داریم وخیلی زیاد دروغ می گوئیم

زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را،تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم ونه زندگی را به سالهای عمرمان

ما ساختمانهای بلند تر داریم اما طبع کوتاه تر بزرگراههایمان پهن تر ،دیدگاهها باریکتر

بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم

فضای بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضای درون را اتم را شکافته ایم اما نه تعصب خود را

بیشتر می نویسیم اما کمتر یاد می گیریم،بیشتر برنامه می ریزیم اما کمتر انجام می دهیم

عجله کردن را اموخته ایم،ونه صبر کردن،در امدهای بالا تری داریم اما اصول اخلاقی پائین تر

فرصت یشتر اما تفریح کمتر تنوع غذا بیشتر اما تغذیه ناسالم تر در امد بیشتر اما طلاق هم بیشتر

منازل رویائی اما خانوادهای از هم پاشیده

بدین دلیل است که پیشنهاد می کنماز امروز هیچ چیز را برای موقعیتهای خاص نگذارید زیرا هر روز زندگی بک موقعیت خاص است.

 

لیدر کیست؟

آیا شما لیدر نتورک مارکتینگ هستید؟                 

by André Vatke      

نتورک مارکتینگ هم مانند تمامی تجارتهای دیگر، نیازمند مهارتها، هنرها و خصوصیات خاص خود است. من موارد کلیدی موفقیت در نتورک مارکتینگ را برای لیدرها لیست کرده ام. بسیاری از این موارد شاید برای شما جدید نباشد، اما من قویا به شما پیشنهاد می کنم، که آنها را به این شیوه جدید بخوانید و از خود بپرسید:" من در این مورد چقدر خوب عمل کردم؟" بجای اینکه از همان روش قدیمی استفاده کنید و فقط بگویید :" من این مورد را می دانم."

وقتی شما موارد را می خوانید و خود را می سنجید( از یک تا پنج برای هر مورد)، شما در یک بازی کاملا شخصی لیدرشیپ قرار می گیرید و به یک لیدر صحیح تبدیل می شوید.

 

نحوه سنجش :  1= هرگز     2= به ندرت     3= بعضی اوقات    4= اغلب اوقات    5= همیشه

اگر شما برای گردآوری موفقیت در نتورک مارکتینگ مسر هستید، برای هرکدام از موارد زیر که امتیاز 4 یا کمتر گرفته اید، یک پلن عملیاتی تهیه کنید. هر روز روی دو تا از مواردی که در آنها قوی هستید و یکی از مواردی که در آن ضعیف هستید، کار کنید. شما یک شبه لیدر نمی شوید. در یک زمان فقط یک قدم از لیدرشیپ را می توان طی کرد.

یک خصوصیت مثبت را تعبیه و تعیین کنید. این اولین قانون زندگی است- " من می توانم " باید آویزه ذهنتان باشد. این شادی و خوشحالی شماست که باعث میشود دیگران با شما وقت بگذرانند. ملزم کردن خودتان برای اینکه خصوصیات مثبت داشته باشید، شما را در مسیر موفقیت قرار می دهد.

 

برای خود هدف تعیین کنید و درآن همواره قدم فراتر بگذارید. روش درست حرفه ای در این مورد حس خود دایرکتی است.

در کاری که انجام می دهید بهترین باشید. سربلندی خودش را نشان می دهد.و اشتیاقی در شما ایجاد می کند که مردم را به سمتتان جذب می کند.

گوش کنید. پراسپکت های شما می خواهند آنچه را که نیاز دارند به شما بگویند. فقط سوال درستی بپرسید و گوش کنید تا متوجه شوید.

اعتقادتان را نشان دهید.

 اعتقاد در، کاری که انجام می دهید و کسانی که تشویقشان می کنید، پراسپکتها و زیرمجموعه هایتان.

 

برای خود آداب شخصی تبیین کنید. سخت کار کنید، راستی پیشه کنید، صادق باشید و بر اساس اولویتها و الزاماتی که برای خود ایجاد کرده اید، زندگی کنید... هر روز.

 

دانش فروش را بدانید. هرچند افراد تازه کار بر اساس وابستگی ها و آشنایی با پراسپکت به جلو حرکت می کنند، شما باید دانش فروش را بدانید.

محصول، تجارت و صنعت خود را بشناسید. پیشنهادی که به هر حرفه ای در هر زمینه ای می شود.

 

هدف خود را برای برقراری هر جلسه یا انجام هر تماس بصورت عینی و معقول بدانید. قبل از هر ملاقات یا تماس روی یک تکه کاغذ، یک جمله عینی و معقول بنویسید و تا زمانی که به هدف خود نرسیده اید، جلسه را ترک نکنید.

موفقیتها و تجربیات شخصی خود را احساس کنید و آنها را منتقل کنید. توانایی شما در احساس کردن و لمس کردن موفقیت و منتقل کردن این موفقیت به زیرشاخه ها، شخصیت شما را می سازد. اگر چوبخط شما با موفقیت پر شده باشد، اعتقاد پراسپکت به شما بیشتر می شود.

 

شدیدا آرزوی موفق کردن دیگران را داشته باشید. این قانون زندگی و موفقیت در تجارت است.

 

برای اینکه به بالاترین مهارتها در برقراری ارتباط دست پیدا کنید، بکوشید. توسعه دادن و دریافت پیغام واضح و شفاف قلب روند فروش محسوب می شود.

 

به شدت خوش خلق و خوش مزاج باشید. ضمنا شوخ بودن هم تاکید می شود و راه خوبی است برای تهیه گزارش.

از نظر فیزیکی متناسب باشید. بین تناسب جسمی و ذهنی، تعادل ظریفی وجود دارد. همچنین بین نظم شخصی برای سلامتی، ورزش، رژیم گرفتن و نظم و انضباط شخصی برای لیدر بودن، وابستگی وجود دارد.  

پایه ریزی کردن و ساختن وابستگی های طولانی مدت. لیدر موفق همواره برای رسیدن به اهداف بلند مدت، قربانی های کوتاه مدت می دهد.

تفکر و عملکردتان مانند یک همکار باشد. داشتن یک همکاری فیلسوفانه.

زیرشاخه هایتان را برای لیدر شدن تربیت کنید. لیدرهای موفق در سازمانشان لیدرها را توسعه می دهند. با افراد کلیدی خود کاملا در تماس باشید. آنها را تهییج کنید و به آنها کمک کنید تا لیدر شوند.

 

چگونه شما قابلیتهایتان را به کار اختصاص دادید و مصرف کردید؟ به بهترین شکل؟ تمام وقت؟ آرزو موردی است که ما را نسبت به خودمان متعهد می سازد.

فعالیتهایتان را با تعصب شدید انجام دهید. عاشق آنچه که انجام می دهید باشید.مشخص می شود که دارید کاری را عاشقانه انجام می دهید و این مانند بسیاری رفتارهای دیگر واگیردار است. این تعصب و عشق را در نتورک مارکتینگ بیابید. شما می توانید به پشتوانه آرزوهایتان موفق شوید.

امتیاز من:

95-84 _ تبریک می گویم آقا / خانم لیدر. شما در موقعیت عالی هستید.

83-76_ شما میتوانید لیدری را بچشید. شما در مسیر درستی قرار گرفته اید. هر روز این موارد را پیگیری کنید، چون میتوانید لیدرشیپ را تجربه کنید.

75-57_ شما در دسته بزرگی از نتورک مارکترها هستید که فکر می کنند لیدر هستند، اما نیستند. در هر کدام از آیتم ها که ضعیف هستید، یک گیم پلن شخصی ایجاد کنید و آنرا هر روز اجرا کنید.

56-42_ آنچه که شما در حال انجام آن هستید، فقط فروش است و هیچ الزامی برای لیدرشیپ در آن وجود ندارد. شما نیاز به یک برنامه جهت گفتگو دارید.

41-19_ چرا شما وارد نتورک مارکتینگ شدید؟

خلاصه کتاب بهترین نت ورکر دنیا

 

"فکر می کنی آیا رسانه ها نسبت به مقالات منفی ای که درباره تجارت شبکه ای چاپ می کنند مسوولند؟"

" نه . در حقیقت تا امروز فکر می کردم آنها مسوولند ، اما امروز فهمیدم که حتی من هم در چاپ آن مقالات سهم دارم"

" همه مسوولیم. تجارت شبکه ای اصولا برای آزادی است. به ما آزادی به اشتراک گذاشتن می دهد. این یک روی سکه است و روی دیگر احساس مسئولیت است. تجارت شبکه ای حقیقتا یک تجارت مسوولیت پذیری است، یعنی ما بابت مسوولیتی که می پذیریم پاداش می گیریم.هر چه قدر بیشتر مسوول باشیم بیشتر پاداش می گیریم.اینجاست که کلمه پشتیبان(sponser) معنی پیدا می کند، یعنی احساس مسوولیت بابت افرادی که به این تجارت معرفی می کنی.وقتی که تو پشتیبان مجموعه ای چند هزار نفری از افراد هستی ،پاداش آن را می گیری .پاداشی که بسیار زیاد است وتو مستحق آن هستی."

" هدفی بزرگتر و بهتر از خودت داشته باش و هر چه هدفت بزرگتر باشد بسیاری از چیزها کوچک خواهند شد."

"چنین تجارتی چه قدر متفاوت از بقیه تجارتهای سنتی است:

- آموزش به افراد برای لذت بردن

- آموزش مهارت هایی که برای موفقیت لازم دارند

- کمک کردن به آنها برای رشد و تکامل در وهله اول به عنوان یک نفر و سپس به عنوان عضوی از یک تیم

- پیروزی در زمانی که می توانی و من قول می دهم وقتی توموارد یک، دو و سه را انجام دهی همیشه خواهی برد ،همیشه"

" در این تجارت خوب بودن مهم نیست . مهم این است که قابل همانند سازی باشی "

" دانستن پاسخ و انجام دادن آن دو چیز کاملا متفاوت است"

" اول این که وقتی خودت به پاسخ می رسی بسیار تفاوت دارد با این که کس دیگری آن را به شما بگوید وقتی که خودت می فهمی بسیار عمیق تر است. دیگر جای پرسیدن ندارد که آیا درست است یا نه، چون پاسخ خودت است .همچنین وقتی در همان شرایط قرار گرفتی ، آن را راحت تر به یاد خواهی داشت. وقتی خودت پاسخی را می فهمی ، نه تنها آن را پیدا می کنی بلکه در پیدا کردنش تسلط می یابی پس سود آن دو برابر می شود. دانستن پاسخ ، با انجام دادن آن بسیار تفاوت دارد"

" هدفهایت را در سه مرحله داشتن، انجام دادن و بودن تعیین کن"

"چیزهایی را که می خواهی داشته باشی، داشته باش."

"چیزهایی را که می خواهی انجام دهی ، انجام بده."

" شخصی را که می خواهی باشی ، باش."

"همیشه روی نتیجه نباید تمرکز کنی. چه در برخورد با خودت و چه در برخورد با افرادی که در گروهت هستند"

"بدون نتیجه نسبت به کار سرد و بدون لذت بردن از آن خارج می شوی . ممکن است بمانی و بسوزی حتی ممکن است خارج بشوی و بسوزی"

" عادات ما چیزهایی هستند که ما به آنها فکر می کنیم یا آنها را انجام می دهیم بدون این که از آنها آگاه باشیم. وقتی که ما به چیزی فکر می کنیم یا کاری را انجام میدهیم آگاه هستیم ، پس دیگر آن را نمی توان یک عادت نامید، زیرا ما حق انتخاب داریم."

" بودایی ها این نکته را آموزش می دهند که زندگی رنج آور است . من با این نکته موافقم، اما چیزی که آنها آموزش نمی دهند این است که چگونه می توان آن را تغییر داد. رنج آور بودن یا هر چیز دیگر بودن قابل تغییر است ، در صورتی که ما ذهنمان را معطوف آن کنیم."

" عادت اولیه را چگونه به دست آوردی؟ آن را با افکاری که به آن باور داشتی به دست آوردی."

" برای آرزویت ارزش قائل باش."

" تمامی نتورکر های بسیار موفق اصل در آمدشان را با دو تا پنج نفر به طور مستقیم به دست آورده اند. ما باید توجهمان به همان چهار پنج نفر باشد و از آنها بپرسیم که آیا متعهد هستند که به مرحله راهبری و موفقیت برسند یا خیر."

" من راهبرانی می خواستم که دوست داشته باشند خود را همانند سازی کنند. هیچ گاه درباره افرادی که قصد وارد کردن آنها را دارم یا وارد شده اند، قضاوت نمی کنم بلکه از آنها می پرسم .بعضی از آنها ابتدا نمی خواهند یک شبکه بزرگ داشته باشند. این طور آدمها کسانی هستند که باور ندارند موفقیت بزرگ برای آنها امکان پذیر است.پس من همیشه روی عادات باور شده ای که آنها را کمک کند به آنچه می خواهند برسند ، کار می کنم. عده ای از راهبران امروز من کسانی هستند که ابتدا اصلا باور نداشتند به چنین مرحله ای می رسند."

" باید تمرکزت را به قدری وسیع کنی که آینده را هم در برگیرد"

" وقتی که به دیگران آموزش می دهی که به دیگران آموزش دهند تو به جای نتیجه گرفتن، دیگران را قدرتمند می کنی . مسلما این هم یک نتیجه است، اما بزرگتر. چیزی که در نهایت به آن می رسی موفقیت طولانی تر ، راهبران بیشتر و فرهنگ راهبری بیشتر در مجموعه است، چیزی که باعث خلاقیت و استحکام بیشتر می شود."

" وقتی که من این نکته را فهمیدم که ادامه کار بستگی به مهارت ما در پشتیبانی موثر از افرادی که می دانند چگونه به دیگران آموزش دهند دارد تجارت من شروع به رشد واقعی کرد."

" تا وقتی که تو آموزش ندیده باشی که به مردم کمک کنی تا ارزشهای زندگی شان را پیدا کنند نمی توانی فرصتی را که در اختیار آنها قرار می دهی ، برایشان معنی دار کنی ."

" در تجارت ما ، تو برای کسی که وارد می کنی ، می ایستی . او را قهرمان می کنی و به موفقیت می رسانی. در حقیقت تو به آنها آموزش می دهی که دیگران را قهرمان کنند و در حقیقت برای دیگری بایستند."

" حرکت کنید . باورتان را تغییر دهید . فقط بدانید که می توانید. می توانید رویاهایتان را زنده کنید."

" چیزی که ذهن آن را باور کند، تو می توانی آن را به دست آوری."

" مشکلات ، جزء هدیه ای در دستانش چیزی برای شما ندارد. شما به دنبال مشکلات می گردید ، زیرا به هدایای آن احتیاج دارید."

 

افراد نا موفق

     

         *عادت افراد ناموفق در نت ورک مارکتینگ*

 

  1 – می توانند به تنهائی کار را انجام دهند

این افراد عموما دارای نگرش خود محوری هستند ودر تمام کارها تک رو انحصار طلب ودر انجام کارهای گروهی بسیار کم دیده می شوند.

همان طور که می دانیم نت ورک یک کار گروهی بسیار منظم را طلب می کند واولین اصل نت ورک این است که کسی به تنهائی برنده نمی شود .

این گونه افراد وقتی وارد کار می شوند می خواهند با تکیه بر تجربیات کاری  شخصی گذشته خویش، کار را به انجام برسانند ولی چون تا ان زمان تجربه هدایت انسانها ویا روش برخورد با مشگلات به وجود امده در کار نت ورک را ندارند عموما بعد از مدتی کار را رها کرده ویا دوستان خود را با کوهی از مسائل روبرو می سازند.

      2-زیاد صحبت می کنند

افراد نا موفق بیش از اینکه از تجربیات دیگران استفاده کنند دوست دارند در مورد خود ویا کار خود ویا دیگران صحبت کنند وبه اصطلاح (افاضه فیض ) کنند تمام مسائل را به راحتی توجیه می کنند ودر میدان سخن کسی را یارای هماوری با انان نیست.

با این که در نت ورک کار  و تلاش است که افراد را به کامیابی می رساند این گونه از افراد بیش از هر عملی به سخن رانی در مورد ان مطلب میپردازند.

     3-در تمام موقعیتها کار مشابه انجام می دهند

اگر در کاری ویا در جلسه ای موفق به انجام ان کار شوند ونتیجه دلخواه را به دست اورند همان تجربه را می خواهند در فضاهای دیگر استفاده کنند وشرائط وزمان وقوع مسائل را در نظر نمی گیرند و انتظار ان دارند که تمام مسائل با یک فرمول تجربه شده حل شوند.

    4-خطاها را نمی گویند

افراد نا موفق سعی در زیبا نشان دادن مسائل وکارهای خود دارند وبا این کار بزرگترین اشتباه را در ساختن نت ورک خویش انجام می دهند

این مورد هم در گفتن اشتباهات خویش در انجام دادن کارهاست که به حامی ویا کسی که انها را حمایت می کند صدق می کند وهم در نگفتن اشتباهات دوستان خویش ،

این افراد عموما ترس از برخورد دارند یعنی برای اینکه با افکار چه مثبت وچه منفی دیگران برخوردی نداشته باشند از گفتن خطا ها به سادگی می گذرند.

   5-فکر می کنند نت ورک مارکتینگ کار راحتی است

تفکرشان در مورد نت ورک فقط این را می گویید که این کار راه ساده پولدار شدن است وما می دانیم که اگر نت ورک ماکتینگ سخت ترین شغل دنیا نباشد یکی از سخت ترین هاست چون کار با انسانها وهدایت انها به سوی موفقیت کار بسیار مشگلی است وساختن یک سازمان فروش قوی ومنسجم، لازمه اش سعی وتلاش شبانه روزی است.

موفقیت

 

                    رمر موفقیت در نت ورک مارکتینگ

 

 

نوشته : جان کلانزي

 

نت ورک مارکتينگ و اينترنت براي هم ساخته شده اند.

دنيا در اختيار شماست. امروزه فرستادن يک نامه الکترونيکي به نقطه اي از دنيا به سادگي صحبت کردن با همسايه کناري شماست.

اکثر افراد در جريان کار نت ورک مارکتينگ مرتکب اشتباهاتي ميشوند و حالا صفت افراد دارا و غني در نت ورک مارکتينگ چيست؟

1- آنها يک سيستم محکم، قابل توجيه و منطقي براي کار دارند.

2- آنها در اين کار صبوري دارند.

3- آنها تداوم و پيگيري يک سگ بولداگ را دارند.

4- آنها هدف دارند: يعني 1- اهداف کوتاه مدت، 2- اهداف ميان مدت، 3- اهداف بلند مدت.

5- آنها اين کار را روزانه انجام ميدهند.

6- آنها بدون هيچگونه سايه شک، به محصولي که نت ورک مارکتينگ ميکنند اعتقاد دارند.

7- آنها اول خود، پرستيژ و شخصيت خود را عرضه ميکنند.

8- آنها ميدانند که چه چيزي افراد را بحرکت در مي آورد.

9- آنها خط اول مجموعه خود را خوب آموزش ميدهند تا همانند سازي صورت گيرد.

10- آنها تلاشهاي افراد مجموعه خود را ارج مي نهند.

11- آنها از ديگران مي آموزند.

12- آنها هيچوقت قانع نيستند و دايما در حال بسيج کردن و سازماندهي نيروها هستند.

13- آنها اين کار را ساده انجام ميدهند.

14- آنها با مجموعه خود در تعامل و تماس هستند.

15- آنها مسافت هاي دور را مي پيمايند تا چيز هاي بيشتري بدست آورند.

16- آنها حد اقل 7 بار F/U انجام ميدهند.

17- آنها کارها و مسايل را اولويت بندي مي کنند.

18- آنها بر نقاط قوت مجموعه خود تمرکز ميکنند.

19- آنها تلاشهاي خود را اتومات ميکنند.

 

20- آنها برنامه آموزشي روزانه دارند :1- کتابها 2- روز نامه ها 3- کاست و سي دي و ...

21- آنها جهاني مي انديشند.

22- آنها در جاي مناسب در کار سرمايه گذاري مي کنند.

23- آنها در اين کار از منطقه امن عادت هايشان بيرون مي آيند.

24- آنها خود را بخاطر موفقيت درکار ستايش و تحسين مي کنند.

25- آنها پولي را که از اين کار در مي آورند در حين کار سرمايه گذاري مي کنند.

26- آنها از کار خود لذت مي برند.

27- آنها ارگانيزه شده و منظم و ساماندهي شده فعاليت مي کنند

28- آنها 1- وقت 2- انرژي 3- افراد انساني را تلف نمي کنند.

29- آنها تصميمات را سريع اتخاذ کرده و سريع عمل ميکنند

 

 

هدف

در سال 1968 مسابقات المپيك در شهر مكزيكوسيتي برگزار شد. در آن سال مسابقه دوي ماراتن يكي از شگفت انگيزترين مسابقات دو در جهان بود.دوي ماراتن در تمام المپيكها مورد توجه همگان است و مدال طلايش گل سرسبد مدال هاي المپيك. اين مسابقه به طور مستقيم در هر 5 قاره جهان پخش ميشود.
كيلومتر آخر مسابقه بود دوندگان رقابت حساس و نزديكي با هم داشتند، نفس هاي آنها به شماره افتاده بود، زيرا آنها 42 كيلومترو 195 متر مسافت را دويده بودند. دوندگان همچنان با گامهاي بلند و منظم پيش ميرفتند. چقدر اين استقامت زيبا بود. هر بيننده اي دلش ميخواست كه اين اندازه استقامت وتوان داشته باشد. دوندگان، قسمت آخر جاده را طي كردند و يكي پس از ديگري وارد استاديوم شدند.استاديوم مملو از تماشاچي بود و جمعيت با وارد شدن دوندگان، شروع به تشويق كردند. رقابت نفس گير شده بود و دونده شماره ... چند قدمي جلوتر از بقيه بود. دونده ها تلاش ميكردند تا زودتر به خط پايان برسند و بالاخره دونده شماره ... نوار خط پايان را پاره كرد. استاديوم سراپا تشويق شد. فلاش دوربين هاي خبرنگاران لحظه اي امان نمي داد و دونده هاي بعدي يكي يكي از خط پايان گذشتند و بعضي هاشان بلافاصله بعد از عبور از خط پايان چند قدم جلوتر از شدت خستگي روي زمين ولو شدند. اسامي و زمان هاي به دست آمده نفرات برتر از بلندگوها اعلام شد. نفر اول با زمان دو ساعت و ... در همين حال دوندگان ديگر از راه رسيدند و از خط پايان گذشتند. در طول مسابقه دوربين ها بارها نفراتي را نشان داد كه دويدند، از ادامه مسابقه منصرف شدند و از مسير مسابقه بيرون آمدند. به نظر ميرسيد كه آخرين نفر هم از خط پايان رد شده است. داوران و مسوولين برگزاري ميروند تا علائم مربوط به مسابقه ماراتن و خط پايان را جمع آوري كنند جمعيت هم آرام آرام استاديوم را ترك ميكنند. اما ...
بلند گوي استاديوم به داوران اعلام ميكند كه خط پايان را ترك نكنند گزارش رسيده كه هنوز يك دونده ديگر باقي مانده. همه سر جاي خود برميگردند و انتظار رسيدن نفر آخر را ميكشند. دوربين هاي مستقر در طول جاده تصوير او را به استاديوم مخابره ميكنند. از روي شماره پيراهن او اسم او را مي يابند "جان استفن آكواري" است دونده سياه پوست اهل تانزانيا، كه ظاهرا برايش مشكلي پيش آمده، لنگ ميزد و پايش بانداژ شده بود. 20 كيلومتر تا خط پايان فاصله داشت و احتمال اين كه از ادامه مسير منصرف شود زياد بود. نفس نفس ميزد احساس درد در چهره اش نمايان بود لنگ لنگان و آرام مي آمد ولي دست بردار نبود. چند لحظه مكث كرد و دوباره راه افتاد. چند نفر دور او را مي گيرند تا از ادامه مسابقه منصرفش كنند ولي او با دست آنها را كنار مي زند و به راه خود ادامه ميدهد. داوران طبق مقررات حق ندارند قبل از عبور نفر آخر از خط پايان محل مسابقه را ترك كنند. جمعيت هم همان طور منتظر است و محل مسابقه را با وجود اعلام نتايج ترك نمي كند. جان هنوز مسير مسابقه را ترك نكرده و با جديت مسير را ادامه ميدهد. خبرنگاران بخش هاي مختلف وارد استاديوم شده اند و جمعيت هم به جاي اينكه كم شود زيادتر ميشود! جان استفن با دست هاي گره كرده و دندان هاي به هم فشرده و لنگ لنگان، اما استوار، همچنان به حركت خود به سوي خط پايان ادامه ميدهد او هنوز چند كيلومتري با خط پايان فاصله دارد آيا او ميتواند مسير را به پايان برساند؟ خورشيد در مكزيكوسيتي غروب ميكند و هوا رو به تاريكي ميرود.
بعد از گذشت مدتي طولاني، آخرين شركت كننده دوي ماراتن به استاديوم نزديك ميشود، با ورود او به استاديوم جمعيت از جا برميخيزد چند نفر در گوشه اي از استاديوم شروع به تشويق ميكنند و بعد انگار از آن نقطه موجي از كف زدن حركت ميكند و تمام استاديوم را فرا ميگيرد نميدانيد چه غوغايي برپا ميشود.
40
يا 50 متر بيشتر تا خط پايان نمانده او نفس زنان مي ايستد و خم ميشود و دستش را روي ساق پاهايش ميگذارد، پلك هايش را فشار مي دهد نفس ميگيرد و دوباره با سرعت بيشتري شروع به حركت ميكند. شدت كف زدن جمعيت لحظه به لحظه بيشتر ميشود خبرنگاران در خط پايان تجمع كرده اند وقتي نفرات اول از خط پايان گذشتند استاديوم اينقدر شور و هيجان نداشت. نزديك و نزديكتر ميشود و از خط پايان ميگذرد. خبرنگاران، به سوي او هجوم ميبرند نور پي در پي فلاش ها استاديوم را روشن كرده است انگار نه انگار كه ديگر شب شده بود. مربيان حوله اي بر دوشش مي اندازند او كه ديگر توان ايستادن ندارد، مي افتد.
آن شب مكزيكوسيتي و شايد تمام جهان از شوق حماسه جان، تا صبح نخوابيد. جهانيان از او درس بزرگي آموختند و آن اصالت حركت، مستقل از نتيجه بود. او يك لحظه به اين فكر نكرد كه نفر آخر است. به اين فكر نكرد كه براي پيشگيري از تحمل نگاه تحقيرآميز ديگران به خاطر آخر بودن ميدان را خالي كند. او تصميم گرفته بود كه اين مسير را طي كند، اصالت تصميم او و استقامتش در اجراي تصميمش باعث شد تا جهانيان به ارزش جديدي توجه كنند ارزشي كه احترامي تحسين برانگيز به دنبال داشت. فرداي مسابقه مشخص شد كه جان ازهمان شروع مسابقه به زمين خورده و به شدت آسيب ديده است.
او در پاسخگويي به سوال خبرنگاري كه پرسيده بود، چرا با آن وضع و در حالي كه نفر آخر بوديد از ادامه مسابقه منصرف نشديد؟ ابتدا فقط گفت:" براي شما قابل درك نيست!" و بعد در برابر اصرار خبرنگار ادامه داد:" مردم كشورم مرا 5000 مايل تا مكزيكوسيتي نفرستاده اند كه فقط مسابقه را شروع كنم، مرا فرستاده اند كه آن را به پايان برسانم."
داستان "جان استفن آكواري" از آن پس در ميان تمام ورزشكاران سينه به سينه نقل شد"حالا آيا يادتان هست كه نفر اول برنده مدال طلاي همان مسابقه چه كسي بود؟